Agahgar Logo IRAN TRADE POINT NETWORK
Gap Space Gap Space Site Map Contact Us About Us Home
Agahgar Commercial Network            
 > خبرنامه رويدادها و تحولات سازمان جهاني تجارت  > خبرنامه شماره 43

دور جديد مذاكرات

 

ارزيابي رئيس شوراي عمومي سازمان‌جهاني‌تجارت از وضعيت‌جاري دور‌جديد مذاكرات و‌چالش‌هاي پيش‌روي‌ آن

 سرجيو مارچي، سفير كانادا در سازمان جهاني تجارت و رئيس سابق شوراي عمومي اين سازمان اعلام كرد: ماداميكه مذاكرات سازمان جهاني تجارت از پيشرفت خوبي برخوردار باشد، ضيق وقت به معناي ضرورت تسريع در برداشتن گامهاي بعدي در مذاكرات دور جديد است .

وي كه قبل از پايان دوره مسؤليت يك ساله‌اش به عنوان رئيس شوراي عمومي سازمان جهاني تجارت در تاريخ 15 ژانويه سال 2003 (25 ديماه 81) در جمع شوراي تجار و بازرگانان آمريكايي و كانادايي و ائتلاف صنايع خدماتي در واشنگتن سخن مي‌گفت افزود: ما نمي‌توانيم همه موضوعات را به پنجمين نشست كنفرانس وزيران در شهر كانكون (مكزيك ) كه تابستان سال آينده قرار است برگزار شود محول كنيم.

رئيس شوراي عمومي سازمان جهاني تجارت گفت: از من خواسته شده تا ارزيابي خود را از چشم انداز مذاكرات تجاري جاري كه به نظر مي‌رسد قدري پيچيده شده و همچون بازي شطرنج داراي ابعاد مختلفي است و بازيگران آن وزراي بازرگاني و مذاكره كنندگان تجاري از سراسر دنيا هستند، ارائه كنم .

سرجيو مارچي در اين خصوص اشاره كرد: بعنوان رئيس شوراي عمومي سازمان جهاني تجارت يعني كميته‌اي كه در آن 144 سفير و نماينده تجاري حضور دارند عميقاً معتقدم كه تمامي كوششها و تلاشهاي ما با اتكا بر دستاوردهاي هشت دور مذاكرات تجاري با آزادسازي‌هاي بعدي و بيشتري كه در تجارت چند جانبه بعمل خواهد آمد و با گشايش بيشتر بازارها و برداشتن موانع حمايت‌گرايانه در سراسر دنيا و با وضع و ايجاد قواعد جديد تجاري جهان به فراخور تحولات اقتصادي و فن‌آوري بالاخره به ثمر خواهد نشست و قرين توفيق خواهد شد. از اين رو مطمئنم كه اعضاي سازمان جهاني تجارت اين گفته فيلسوف بزرگ كانادايي آقاي مارشال مك لوهان را مبني بر اين كه «دوران مردان بزرگ به سرآمده است و اكنون فقط عصر كميته‌هاي بزرگ است» به اثبات خواهند رساند.

وي افزود: بطور جدي بر اين باورم كه اهداف بلند ما قابل دستيابي است زيرا اگر چه مسير دور و دشوار است اما منافع بالقوه بيشماري كه در آن وجود دارد آنقدر هست كه نتوان به راحتي از آن چشم پوشيد.

سرجيو مارچي در سخنراني‌اش ضمن ارائه ارزيابي خود از وضعيت مذاكرات جاري، ديدگاههايش را در زمينه‌هاي مختلف از جمله نقش آمريكا و كانادا در دور جديد مذاكرات، دستور كار دوحه، عضويت چين در سازمان جهاني تجارت و چالش‌هاي پيش‌رو تشريح كرد كه بنا به اهميت موضوعات مطرح شده محورهاي مهم سخنراني وي درج مي شود.

 

ايالات متحده آمريكا ، كانادا و سازمان جهاني تجارت

به عنوان يك فرد كانادايي به خوبي  از نقش و اهميت اساسي «تجارت » در تداوم حيات اقتصاد ملي كانادا آگاهم . بيش از 45 درصد هر آنچه در كانادا توليد مي‌شود به خارج صادر مي‌شود و از هر سه شغلي كه در اين كشور ايجاد مي‌شود يك شغل آن بواسطه صادرات شكل مي‌گيرد. بعد از پيمان نفتا روابط تجاري كانادا با ايالات متحده آمريكا در سطح دنيا از گسترده ترين سطح برخوردار شده است. روزانه بيش از 2/1 ميليارد دلار كالا و خدمات بين اين دو كشور مبادله مي‌شود . همچنين تجارت با خارج از منطقه آمريكاي شمالي نيز از جمله با اتحاديه اروپا، ژاپن و بازارهاي نوظهور دنياي در حال توسعه‌ها در سلامت اقتصادي كانادا نقش در خور توجهي را برعهده دارد.

ايالات متحده آمريكا نيز همچون كانادا از تجارت و اقتصاد جهاني منافع زيادي را بدست مي‌آورد . با همه اينها ايالات متحده آمريكا از گذشته تاكنون همواره بزرگترين تاجر دنيا بوده است و در بسياري از مناطق دنيا داراي منافع اقتصادي و تجاري متعدد و معناداري است. طبيعي است با يك چنين زمينه و خصيصه‌اي براي هر دو كشور كانادا و آمريكا بهترين تضمين براي دسترسي به بازارهاي جهاني و بازي منصفانه در اين ميادين، تأمين و تضمين قوانين و قواعد بين‌المللي شفاف و با قابليت پيش بيني است و اين دقيقاً همان چيزي است كه سازمان جهاني تجارت برعهده دارد يعني گردآوري خانواده ملل جهان نزد يكديگر به منظور انجام مذاكره براي ايجاد و بكارگيري اين مقررات و همچنين حل‌وفصل اختلافات تجاري به شيوه‌اي منصفانه و مستقل در مواقع بروز اختلاف بين آنها، اما سازمان جهاني تجارت چيزي فراتر از اين است.

سرنوشت كانادا و همينطور ايالات متحده آمريكا به طور تفكيك ناپذيري به سرنوشت ساير نقاط دنيا صرفنظر از خوب يا بد آن گره خورده است. در اين شرايط هيچكس در دو كشور ما نخواهد توانست از سعادت و خوشبختي براي مدتي طولاني برخوردار شود در حاليكه بقيه دنيا در بي‌ثباتي و به دور از صلح به سرمي‌برد. چنين است كه قوياً معتقدم آزادسازي تجاري منجر به آزاد سازي فرصت ها خواهد شد. تجارت آزادانه تر به نحو مؤثري منجر به آزاد سازي مردم نيز شده و به آنها امكان مي‌دهد تا انرژي و توان خلاق خود را به نحو بهتري بكار گيرند كه اين نيز به نوبه خود موجب تقويت آزاديخواهي ، ثبات و سعادت و خوشبختي جامعه بين‌الملل خواهد شد.

در يك چنين فضايي برخي از ديدگاههاي خود را در خصوص چشم انداز مذاكرات تجاري و اينكه چرا همكاري آمريكا، كانادا و ساير ملل پيش‌رو در تجارت براي موفقيت در گفتگوهاي تجاري جهان تا اين پايه از اهميت برخوردار است ، تبيين كنم.

دوحه و نقش محوري ايالات متحده آمريكا

چهارمين نشست كنفرانس وزيران سازمان جهاني تجارت در دوحه قطر درست در يكسال پيش،  نقطه عطف بنيادي به حساب مي‌آيد. وزراي تجارت و بازرگاني از 142 كشور جهان موفق شدندكه مسائل و ناكاميهاي برجاي مانده از نشست سياتل را به كنار نهاده و با غلبه بر جو رعب و وحشت ناشي از حادثه يازده سپتامبر، يكي از بلندپروازانه‌ترين ادوار مذاكرات تجاري را آغاز كنند. در اين راستا «رابرت زوليك» نماينده تجاري آمريكا نقش مهمي را ايفا كرد و توانست مقام پيش كسوتي و رهبري تجاري آمريكا را در دنيا كه در سياتل رو به افول نهاده بود اعاده كند. اگر نشست دوحه را به مثابه يك فيلم در نظر بگيريم ، بدون شك آقاي زوليك نقش هنرپيشه اول را برعهده داشته است. او همچنين به نزديك سازي روابط خود با پاسكال لامي نماينده تجاري اتحاديه اروپا و وزير بازرگاني كانادا و ساير همتايان خود در سراسر جهان اهتمام جدي ورزيد و بالاخره موفق به حصول اجماع جهاني درخصوص آغاز دور جديدگرديد. نشست وزيران دوحه حداقل به سه دليل عمده و به خاطر سه دستاورد مهم آن همواره در يادها باقي خواهد ماند:

 

1- دستوركار مذاكرات

اولين دستاورد دوحه آن است كه اين نشست توانست يك دستور كار گسترده را به تصويب برساند كه در بردارنده زمينه‌هاي ذيل است:

-        آزادسازي تجارت كالا و خدمات

-        اصلاحات معنادار در كشاورزي

-        قواعد شفاف‌تر در خصوص اقدامات ضد دامپينگ و ضد يارانه ها

-        برخي موضوعات مرتبط با حقوق مالكيت فكري و تجارت و محيط زيست

-        اصلاح در نظام حل وفصل اختلاف

علاوه بر اين ، نشست دوحه توانست گامهاي نخستين را در باره مذاكرات آتي براي موضوعاتي از قبيل سرمايه‌گذاري و سياست رقابتي نيز بردارد.

وسعت و گسترة وسيع و عميق موضوعات دستوركار مذاكرات دوحه و الزامات آن متضمن تأمين منافع اقتصادي مهمي براي تمامي اعضا سازمان جهاني تجارت است. بعنوان مثال موضوع كشاورزي را درنظر بگيريد. اينكه وزراي بازرگاني توافق كردند تا پرداخت يارانه‌هاي صادراتي به بخش كشاورزي را بالاخره و در پايان مراحل پيش‌بيني شده متوقف سازند، خود يك حادثه مهم و تاريخي است. در حال حاضر مجموع حمايت كشورهاي ثروتمند عضو سازمان همكاري اقتصادي و توسعه (OECD) از بخش كشاورزي روزانه نزديك به يك ميليارد دلار است كه اين مبلغ حدود دوسوم كل توليد ناخالص داخلي مجموع كشورهاي آفريقايي و بيش از چهار برابر مجموع كمك‌هاي فني و توسعه‌اي كه به تمامي ملل فقير دنيا اعطاء مي شود است. ملاحظه مي‌شود كه يارانه‌هاي كشاورزي جهان به ارقام نامعقول و نسبت‌هاي غير قابل دوامي رسيده است و ديگر زمان آن فرا رسيده تا يارانه‌‌هاي مخل تجارت و داراي آثار منحرف كننده تجاري برچيده شود. بنابراين الزام دستور كار دوحه در اين خصوص چشم انداز بسيار قابل توجهي را براي كمك به كشاورزان سراسر جهان گشوده است و اين اتفاق به آنها اجازه خواهد داد تا در زمين هموارتري به رقابت با ساير كشاورزان دنيا و نه با آناني كه توسط ذخاير و منابع عظيم ملي حمايت مي‌شوند  بپردازند.

2- الحاق چين به سازمان جهاني تجارت

دومين دستاورد مهم دوحه پذيرش عضويت چين پس از پانزده سال مذاكرات بعنوان عضوي از خانواده سازمان جهاني تجارت بود. اين يك رويداد مهم و حياتي بود. الحاق چين به معناي آن بود كه اكنون بيش از 97 درصد تجارت دنيا تحت پوشش نظام سازمان جهاني تجارت قرار گيرد و سازمان مذكور را هرچه بيشتر جهان شمول كند و نقش بي‌نظير و يگانه اين سازمان را در تحريك و تهييج رشد اقتصاد جهاني روز افزون سازد. مهمتر آنكه چين اكنون توسط قواعد و ضوابط اين سازمان رفتار تجاري‌اش را تثبيت كرده است. اين موضوع بهمراه گشايش بازارهاي اين كشور و كاهش تعرفه‌ها، فرصت‌هاي بالقوه بسيار زيادي را براي صادرات به اين بازار گسترده و بكر فراهم كرده است.

3- دستور كار توسعه‌اي دوحه

سومين دستاورد دوحه آن بود كه توانست پلي بين شكافي كه ميان جهان فقير و غني بود برقرار سازد و علائق هردو گروه را لحاظ كند. دستور كار توسعه‌اي دوحه همانطور كه از اسمش برمي‌آيد به رشد واقعي اقتصادي و كاهش فقركمك خواهد كرد و اين وظيفه‌اي است كه هر دور مذاكراتي بايستي برعهده گيرد. اين دور بايد به مبارزه و تقلاي مردمي كه از سراستيصال و سختي در آرزوي داشتن يك زندگي بهتر هستند توجه كند. در واقع تجارت في نفسه هدف غايي نيست بلكه وسيله‌اي است براي ارتقا و بهبود استانداردهاي زندگي مردم سراسر جهان.

بر اين اساس، دستور كار دوحه واجد الزامات مربوط به نگرانيها و علائق كشور‌هاي در حال توسعه درباره دسترسي بهتر صادرات آنها به بازارهاي نيمكرة شمالي اعم از كشاورزي، منسوجات و پوشاك است. اعضاي سازمان جهاني تجارت همچنين متعهد به ارائه كمك‌هاي فني بهتر و وسيعتر براي كشورهاي در حال توسعه و كم ‌توسعه‌يافته‌ترين كشورها هستند . هدف از اين كمك‌ها آن است كه مذاكره مؤثرتر و بهره‌مندي هر چه بيشتر از موافقت‌نامه‌هاي سازمان جهاني تجارت را براي اين كشورها تضمين كند.

آغاز راه

اين مطلب  روشن است كه نشست دوحه تازه آغاز راه بود و اكنون ما يك سال از اين مسير را پشت سرگذاشته‌ايم و كارهاي زيادي هنوز باقي مانده است كه وقت كمي براي انجام آن داريم. ضرب‌الاجل تعيين شده براي اين دور مذاكرات و خاتمه آن اول ژانويه 2005 است كه در واقع از منظر سازمان جهاني تجارت اين زمان بسيار كوتاه است. مي‌دانيد كه آخرين دور مذاكرات تجاري هشت سال طول كشيد تا تكميل شد. در حالي كه در اين دور در مقايسه با دور قبلي موضوعات مورد مذاكره بسيار جنجالي‌تر و مناقشه‌آميز‌تر است و تعداد بازيگراني كه حرفي براي گفتن و تعيين نتيجه نهايي دارند نيز به مراتب زيادتر شده است.

تاكنون ما پيشرفت‌هاي خوبي داشته‌ايم كه عمده آنها بشرح ذيل است:

-    اعضا برنامه‌اي كاري و ساختار مذاكراتي را تاكنون به نحو مؤثري ايجاد نموده و تمامي گروههاي مذاكراتي به شدت در حال كار بوده و پيشرفت‌هاي رو به جلويي داشته‌اند.

-    كمك‌هاي مالي به سازمان به 30 ميليون فرانك سوئيس رسيده و اين دو برابر مبلغي است كه براي تأسيس «صندوق مالي جهاني » در نظر گرفته شده بود تا تأمين مالي برنامه كمك‌هاي فني را برعهده گيرد . استفاده از اين منابع و همچنين همكاري با ساير موضوعات مؤسسات بين‌المللي و كشورهاي داوطلب ارائه كمك موجب شده است تا سازمان جهاني تجارت تاكنون بتواند تعداد زياد و قابل توجهي از برنامه كمك‌هاي فني را براي كشورهاي درحال توسعه در تمامي مناطق دنيا اجرا كند.

-    براي اولين بار، سفراي سازمان جهاني تجارت در يك نشست غير رسمي چالش‌هاي نظام‌مندي را كه اعضاء و همچنين خود سازمان جهاني تجارت با آن روبرو است مورد بحث و بررسي قرار دادند.

-    درگيرشدن وزرا در نشستهايي كه از جمله مي‌توان به نشست غير رسمي وزيران در سيدني استراليا كه در اواخر سال گذشته ميلادي برگزار شد، اشاره كرد. همچنين نشست غير رسمي ديگري در سطح وزيران ماه بعد در توكيو برگزار خواهد شد.

تا اينجاي كار جنبه‌هاي مثبت و خبرهاي خوب دور جديد بود كه گفته شد. اما اين دور خبرهاي ناگوار و بدي هم دارد. خبر بد آن است كه اگر چه در مقايسه با گات در دوراروگوئه تا كنون ما خيلي بهتر و سريعتر از آن عمل كرده‌ايم، اما دامنه زماني محدود ما بمعناي آن است كه ما نياز داريم تا هر چه سريعتر گامهاي بعدي را در مذاكرات برداريم.

 

چالش‌هاي پيش‌رو

همانطور كه ما را همان را به سمت نشست كانكون و بعد از آن ادامه مي‌دهيم با تعدادي از چالش‌ها مواجه خواهيم شد كه بايستي بر آنها غلبه كنيم. مهمترين اين چالش‌ها به شرح ذيل مي‌باشند:

1- مشكل زمان : اولين چالش و بزرگترين دشمن « زمان » است.

- قطعاً رعايت ضرب‌الاجل‌هاي تعيين شده توسط نشست وزرا در دوحه مستلزم عزم و اراده راسخ اعضا خواهد بود. و همانطور كه اشاره كردم با توجه به كارهاي باقيمانده تحقق اين امر مستلزم تشديد هرچه بيشتر كارها و تلاشهاي ما خواهد بود.

- تا نشست رسمي بعدي وزرا در كانكون مكزيك فقط هشت ماه باقي مانده است و موفقيت اين نشست كليد اصلي موفقيت‌هاي بعدي است كه ما براي رعايت ضرب‌الاجل نهايي تا سال 2005 به آن نياز داريم.

2- مشكل كسب اعتماد: دومين چالش‌ مربوط به ضرورت بدست آوردن اعتماد و همدلي جهان در حال توسعه است.

- در حال حاضر كشورهاي در حال توسعه بيش ازسه‌چهارم اعضاي سازمان جهاني تجارت را تشكيل مي‌دهند و بيانيه دوحه براي آنها فرصت‌ها و زمينه‌هاي جديدي را گشوده است كه تا پيش از آن امكان پذير نبود.

- ما بايد به نيازهاي آنها براي بهبود در دسترسي به بازار بويژه در بخش كشاورزي ، كه يك موضوع توسعه‌اي قوي و جدي است توجه اساسي كرده و وعده‌هايي را كه در خصوص اعطاي بيشتر كمك‌هاي فني و ظرفيت سازي به آنها داده بوديم عملي سازيم.

- بسياري از شما مي‌دانيد كه پس از سپري شدن بيش از يكسال از دور دوحه سازمان جهاني تجارت سال 2002 را در حالي به پايان برد كه در اين خصوص عملكرد در خور توجهي نداشت.

- همچنين در اين خصوص ما دو ضرب‌الاجل مهم و كليدي را نيز از دست داديم. يكي مربوط به رفتار ويژه و متفاوت با كشورهاي در حال توسعه و ديگري مربوط به بهبود دسترسي به داروهاي حياتي براي كشورهايي كه فاقد ظرفيت توليد اين داروها هستند بود كه مي‌بايستي با ايجاد انعطاف بيشتر در مقررات مربوط به حق اختراع تحت موافقت‌نامه جنبه‌هاي تجاري حقوق مالكيت فكري حاصل مي‌شد.

- اين كوتاهي و قصور ما در خصوص تبيين رابطه تريپس و بهداشت و سلامتي موجب شده است تا تصوير ضعيف و نگرشي منفي از ما در سطح جهان شكل گيرد. فراخوان عمومي جهان براي مبارزه با اثرات ويرانگر و مخرب بيماريهايي همچون ايدز، سل، مالاريا و ساير بيماريهاي واگير دار در آفريقا بي‌شك يكي از بزرگترين چالش‌هاي بشري در عصر ما و زمان حاضر است.

- سازمان جهاني تجارت فقط نقش يك ميانجي متعادل را در اين زمينه برعهده دارد، اما ما نيازمند يك راه‌حلي هستيم كه با انعطاف بيشتري در موافقت‌نامه تريپس به ملت‌هايي كه همچون ملل آفريقا با اين بيماريها دست و پنجه نرم مي‌كنند، امكان دهيم تا نيازهاي آنها را در مواجه با بحران‌هاي عمومي بهداشتي برآورده شود ، اگر چه همچنان بايد متضمن حمايت از حقوق مالكيت فكري در حدي باشد تا كشف و توسعه داروهاي جديد نيز تشويق شود.

- پي‌ريزي و ايجاد يك توافق‌نامه چند جانبه در اين خصوص يكي از اصلي‌ترين اولويت‌هاي حاضر است و نتيجه آن قطعاً واجد تبعات و پيامدهاي جدي و مهمي براي ساير موضوعات مذاكراتي خواهد بود.

3- گستردگي موضوعات: سومين چالش آن است كه ما نمي‌توانيم همه موضوعات را به نشست وزيران در كانكون محول كنيم.

- در حال حاضر ما نياز داريم تا راه‌حلي را بيابيم كه در طول مسير به نحو متعادل و متوازني موضوعات را حل‌وفصل كند و ضرب‌الاجل‌ها و فرجه‌هاي زماني تعيين شده تا نشست كانكون را نيز رعايت و برآورده سازد.

- اگر در يافتن اين راه حل قصور بورزيم ، عدم انجام اين تعهدات قطعاً بار زيادي را بردوش نشست وزيران خواهد گذاشت و مشكل ساز خواهد بود.

- استفاده از شيوه عمل شده در نشست سياتل يعني محول كردن حل‌وفصل همه موضوعات به نشست وزرا مخاطرات جدي را براي تكرار ناكاميهاي گذشته و اعاده آن روزهاي بد ايجاد خواهد كرد.

4- همكاري اتحاديه اروپا و آمريكا: چهارمين چالش مربوط به نياز سازمان جهاني تجارت به رهبري و هدايت مستمر و همكاري بين ايالات متحده آمريكا و اتحاديه اروپا است.

- اگر نقش همكاري و مشاركت ايالات متحده آمريكا و اتحاديه اروپا در ايجاد دور دوحه بسيار اساسي و بنيادي بود، اين دو قطب عمده قدرت بسيار زيادي در سازمان جهاني تجارت دارند.

اگر چه آنها نمي‌توانند نتيجه را تحميل كنند، اما بدون شك بدون آنها نيز هيچ نتيجه‌اي بدست نخواهد آمد.

- مقامات ايالات متحده آمريكا بايد از تمام نفوذ و قدرت خود از جمله استفاده از اختيار ارتقاي تجارت[1] و اكثريت موجود جمهوريخواه در كنگره نمايندگان اين كشور به منظور اقدام در مورد موضوعات حساسي همچون اصلاح در قوانين ضددامپينگ كه مورد توجه جدي ساير شركاي اين كشور است سود جويد.

- به همين ترتيب اتحاديه اروپا نيز بايد اصلاحات و پيشرفت‌هاي لازم را در سياست مشترك كشاورزي (CAP) خود بوجود آورد زيرا بدون انجام اصلاحات و پيشرفت‌هاي اساسي در بخش كشاورزي ، دور دوحه درعمل با شكست مواجه خواهد شد.

- و بالاخره اينكه تداوم همكاري بين اتحاديه اروپا و ايالات متحده آمريكا بسيار حياتي بوده و اين دو قطب عمده بايد از اينكه مشكلات و اختلافات آنها بر مذاكرات سايه افكنده و به آن سرايت كند اجتناب ورزند.

5- ترتيبات تجاري منطقه‌اي : پنجمين چالش‌مربوط به ترتيبات منطقه‌اي و موافقت‌نامه‌‌هاي دو جانبه تجاري است كه بايد به نوعي تضمين شود كه اين ترتيبات به عنوان مكمل سازمان جهاني تجارت عمل كنند و نه معارض آن.

- در حال حاضر چيزي حدود 250 موافقت‌نامه تجارت منطقه‌اي در سراسر دنيا در حال اجرا است. پس از دوحه تا كنون ما شاهد ازدياد و تكثير روز افزون مذاكرات تجاري منطقه‌اي و دو جانبه هستيم كه در هريك از مناطق مختلف دنيا ايجاد مي‌‌شود. فقط در تابستان گذشته در حدود 20 نوع مختلف گفتگو‌هاي تجاري بين كشورها در جريان بوده است.

- موافقت‌نامه‌هاي تجارت منطقه‌اي در شكل صحيح خود موجب تعميق ، تقويت و ارتقاي ارزش‌هاي آزادسازي تجاري مي‌شود. اما اعضا سازمان جهاني تجارت بايد توجه داشته باشند كه درگيري بيش از حد در اين نوع توافقات موجب ضعف و كمبود منابع و توان سياسي آنها مي‌شود . ما نمي‌توانيم اجازه دهيم چشم‌انداز و افق آتي ترتيبات منطقه‌اي عليرغم نقش مثبتي كه ممكن است داشته باشند، آنقدر ما را مشغول خود سازند تا ما را از منافع بسيار بيشتر و بزر‌گتري كه در سطح جهاني وجود دارد باز دارد.

6- حمايت عمومي: ششمين و آخرين چالش‌، مربوط به ايجاد حمايت‌هاي عمومي و مردمي بيشتر از سازمان جهاني تجارت در سراسر دنيا مي‌شود.

- رهبران سياسي دنيا نمي‌توانند انتخاب‌هاي محكم و دشواري اتخاذ كنند اگر فقط و فقط آنها و جوامعشان صرفاً انتقادات وارد به كار سازمان جهاني تجارت را بشنوند . براي اين منظور صداها و تريبون‌هاي ديگري هم نياز است  تا از جانب بخش خصوصي و يا هر جاي ديگري ايجاد شود.

- به موازات آن نيز سازمان جهاني تجارت هم بايد شهروندان را بيشتر درگير كار نمايد به نحوي كه آنها به درك بهتري از نقش و ارزش يك چنين سازمان جهاني تجاري چند جانبه قوي دست يابند.

چرا سازمان جهاني تجارت؟

رفاه و سعادت اقتصادي ما بيش از هرچيز و ابسته به يك نظام جهاني قاعده‌مند است. اين نظام بايد واجد ويژگيها و كاركردهاي زير باشد:

- نظامي كه بدنبال حذف و برچيدن موانع فرا راه تجارت باشد.

- نظامي كه براي همه شفاف و منصفانه باشد.

- نظامي كه بتواند در مورد اختلافات تجاري بر اساس آنكه حق از آن كيست و نه آنكه زور با كيست داوري كند.

- و بالاخره نظامي كه بتواند خودش را با تغييرات شگرف و بي سابقه جهاني تطبيق دهد.

من از جدي‌ترين منتقدان نظام موجود تقاضا مي‌كنم تا سعي كنند لحظه‌اي دنيايي را بدون يك چنين نهادي نظير سازمان جهاني تجارت كه بدنبال اهداف فوق الذكر است پيش خود تصور كنند. در يك چنين دنيايي كه اقتصاد جهاني دائماً و بطور روز افزوني به هم وابستگي‌ متقابل پيدا كرده است، نا اطميناني و عدم قطعيتي كه براثر كمبود قواعد و قوانين حاكم بر تجارت جهاني بر دنيا حاكم خواهد شد، حتي فكرش هم آزار دهنده است. آنگاه تصوركنيد كه چه عدم تعادل‌ها و بي عدالتهايي بر جهان حاكم خواهد شد اگر كه ضعيفان در اين نظام نتوانند در برابر تصميمات يكجانبه قدرتمندان متوسل به راه‌حل‌هاي قانوني شوند. قطعاً چنين دنيا و جهاني نامهربان‌تر و ناخوشايند‌تر از دنيايي است كه ما بدنبال آن هستيم.

نتيجه‌گيري و كلام آخر

در خاتمه بايد به اين مذاكرات از چشم انداز انساني فراختري نيز نظري بيفكنيم. بانك جهاني برآورد كرده است كه حذف تمامي موانع تجارت مي‌تواند درآمد جهاني را سه‌هزار ميليارد دلار افزايش داده و حدود 320  ميليون نفر را از فقر نجات دهد. اين فقط يك برآورد است. من مايلم اضافه كنم كه ما به آنچه اكنون داريم قانع نيستيم و مذاكرات دوحه تمامي موانع تعرفه‌اي را برطرف خواهد كرد. يك چنين پتانسيل و تصوير چشمگيري از آينده نشان مي‌دهد كه چه امكانات بالقوه انساني و اقتصادي در انتظار ما است كه مي‌تواند الهام بخش اتخاذ اراده سياسي و رهبري لازم به سمت دستيابي به آن اهداف باشد. تكميل مذاكرات دور جديد وظيفه آساني نخواهد بود. اين موضوعات نيازمند كار سخت و مستمر، تعهد لازم و مصالحه بين طرفين است. بعلاوه همه اينها نيازمند يك اميدواري خوش بينانه است. اميد براي دنيايي بهتر و جامعه‌اي عادلانه‌تر و در اين زمينه و در يك چنين چارچوبي اجازه بدهيد با جمله‌اي از مارتين لوتر كينگ كه سالها پيش گفته است سخنانم را خاتمه دهم:

«هركاري كه در دنيا انجام شده است، با اميد صورت گرفته است.»

 

 



[1]- Trade Promotion Authority