اتحاديه كشورهاي جنوب
شرقي آسيا (ASEAN) [1]
الف ـ زمينه
پيدايش و شكلگيري ASEAN
منشأ پيدايش ASEAN را ميتوان
"جامعه جنوب شرقي آسيا" “ASA” [2] دانست. ASA
در ژوئيه 1961 با مشاركت كشورهاي مالزي ، تايلند و فيليپين به منظور توسعه
همكاريهاي اقتصادي و فرهنگي ميان اعضاء به وجود آمد. از آنجا كه تايلند و فيليپين عضو سيتو [3]
و مالزي داراي پيمان دفاعي با بريتانيا بود، هر يك از دولتهاي عضو اتحاديه جنوب
شرقي به نحوي در زمينههاي امنيتي با قدرتهاي غربي پيوند داشتند كه اين پيوندها
نهايتاً اختلافات سياسي ميان اعضا را فراهم و عملاً فعاليت اتحاديه مذكور را متوقف
نمود.
پس از حكومت سوكارنو در اندونزي، بسياري از اختلافات ميان كشورهاي اندونزي،
مالزي، تايلند، فيليپين و سنگاپور از بين رفت و اين كشورها تصميم گرفتند با توجه
به مشكلات موجود در منطقه با مشاركت يكديگر اتحاديهاي را تشكيل دهند. براين اساس
با صدور اعلاميه بانكوك در سال 1967 از سوي پنج كشور اندونزي، مالزي، فيليپين،
تايلند و سنگاپور "اتحاديه كشورهاي جنوب شرقي آسيا" در اين سال تشكيل
گرديد و كشور برونئي (دارالسلام) نيز پس از كسب استقلال در سال 1984 به اين اتحاديه
پيوست.
ب ـ اهداف
طبق اعلاميه بانكوك اهداف زير براي اتحاديه
كشورهاي جنوب شرقي آسيا (ASEAN) تعريف گرديد:
1.
تسريع رشد اقتصادي ، پيشرفت اجتماعي و توسعه فرهنگي منطقه از طريق تلاشهاي
مشترك و برپايه برابري و مشاركت به منظور
تحكيم پايههاي صلح و بهروزي ملتهاي منطقه.
2.
توسعه همكاريهاي مشترك و كمكهاي متقابل در زمينههاي اقتصادي، اجتماعي،
فرهنگي، فني، علمي و اداري مورد علاقه طرفين.
3.
كمك متقابل از طريق فراهمنمودن تسهيلات تحقيقاتي و آموزشي در امور حرفهاي ،
فني و اداري.
4.
مشاركت موثرتر اعضا براي بهرهبرداري بيشتر از منابع كشاورزي، صنايع و توسعه
تجاري از جمله بررسي مسايل تجارت جهاني كالا، بهبود حمل و نقل و ارتباطات براي
ارتقاء سطح زندگي ملتهاي عضو.
5.
گسترش مطالعات در رابطه با شرق آسيا.
6.
حفظ و ايجاد همكاري نزديك و سودمند با سازمانهاي بينالمللي و منطقهاي موجود
كه اهداف و مقاصد مشابهي دارند و بررسي راهكارهاي مشاركت بيشتر در بين كشورهاي
عضو.
ولي در بين عوامل ذكر شده مهمترين عامل شكلگيري
اتحاديه را ميتوان در جو سياسي حاكم بر
منطقه و تشنجات موجود بين كشورهاي همسايه، به ويژه وجود نظام كمونيستي در كشورهاي
منطقه از جمله چين، ويتنام و كامبوج جستجو كرد. در واقع اين اتحاديه محصول جنگ سرد
بود و كشورهاي بينانگذار ASEAN؛ به منظور مقابله
با توسعه سياسي ـ اجتماعي كمونيسم چين اتحاديهاي را به وجود آوردند. اما بايد
توجه داشت كه پايان جنگ سرد علاقه ASEAN را نسبت به مسايل
سياسي كاهش نداد و از آنجا كه در بين كشورهاي منطقه دعاوي ارضي زيادي وجود داشت،
ملاحظات امنيتي و مسايل مربوط به جغرافياي سياسي هنوز هم نقش مهمي در ASEAN داشت.
ج ـ اعضاء
اتحاديه كشورهاي جنوب شرقي آسيا (آسه آن)، اتحاديهاي متشكل از 10 كشور
اندونزي، مالزي، سنگاپور، فيليپين، تايلند، برونئي (دارالسلام)، ويتنام، ميانمار،
لائوس و كامبوج ميباشد.
د ـ اقدامات و فعاليتها
كشورهاي عضو ASEAN
در زمينههاي مختلفي همكاري دارند كه اين همكاري در برخي از زمينهها از جمله
تقويت فعاليتهاي تجاري و صنعتي ميباشد. از مهمترين زمينههاي همكاري بين اعضاي ASEAN ميتوان به مواردي نظير همكاريهاي صنعتي، تجاري، سرمايه
گذاري ، امور مالي و بانكداري، كشاورزي، انرژي، تكنولوژي و تحقيقات مشترك، آموزش و
پرورش، توسعه اجتماعي، جهانگردي، امور فرهنگي، حمل و نقل و ارتباطات اشاره نمود.
اين همكاريها به همراه همكاريهاي
سياسي براي حفظ امنيت و ثبات منطقه اساس اتحاديه ASEAN
را تشكيل ميدهد. از آنجا كه وجود ثبات و امنيت يكي از پيش شرطهاي لازم براي
انجام سرمايه گذاري و رشد فعاليتهاي اقتصادي است، تشكيل اين اتحاديه عملاً شرايط
لازم براي انجام و توسعة فعاليتهاي اقتصادي را به وجود آورده است.
به رغم تشكيل اتحاديه ASEAN در سال 1967، اين اتحاديه تا سال 1975 فعاليت خاص و
مهمي از خود نشان نداد و يك دوره ركود و بيتحركي را تجربه نمود. حتي عامل تحرك
اين اتحاديه در سال 1975 نيز يك عامل سياسي يعني خروج نيروهاي آمريكايي از ويتنام
بود كه باعث گرديد تا به كمك آمريكا و ديگر قدرتهاي غربي به منظور مقابله با
پيشروي كمونيستها در منطقه هند و چين و جنوب شرقي آسيا ، اتحاديه ASEAN فعالتر گردد.
عليرغم تمامي اين امور، با گذشت
زمان ASEAN توجه بيشتري به موضوعات اقتصادي معطوف داشته است. اما
به نظر ميرسد كه همكاريهاي اقتصادي در ميان كشورهاي عضو بيشتر يك ابزار بوده است
(براي ايجاد ثبات سياسي) تا يك هدف و شايد به همين دليل است كه ASEAN در ايجاد همكاريهاي اقتصادي بين اعضا موفقيت چنداني
نداشته است. همكاريهاي اقتصادي ASEAN را ميتوان در سه
مرحله تقسيمبندي نمود.
1ـ مرحله اول از زمان تاسيس ASEAN تا اجلاس بالي
(76-1967)، كه در اين دوران تنشهاي بين اعضا كاهش يافت، تضادهاي موجود رفع شد، جو
اعتماد بين اعضا افزايش و به طور كلي زيربناي سياسي براي همكاريهاي اقتصادي ايجاد
گرديد.
2ـ در اين مرحله كه يك دوره 15 ساله از سال 1976 تا چهارمين اجلاس سران در
سنگاپور (ژوييه 1992) را دربرميگيرد، تجارب زيادي را براي اعضا دربرنامههاي
همكاريهاي اقتصادي منطقهاي از طريق فرآيند آزمون و خطا به همراه داشتهاست.
3ـ سومين مرحله همكاريهاي اقتصادي و منطقهاي بين اعضاي ASEAN با شروع به كار منطقه آزاد تجاري آسهآن(افتاـ EFTA)[4] آغاز شد.
به علت عدم كارايي ترتيبات ترجيحي تجاري، در سومين اجلاس سران كشورهاي عضو ASEAN طرح ايجاد "منطقه آزاد تجاري آسه آن" مدنظر
قرار گرفت. در پي اين امر، در سال 1992، كشورهاي عضو به منظور بهبود سطح مبادلات
ترجيحي و حركت به سمت منطقه آزاد تجاري ASEAN،
اجراي برنامه "تعرفه ترجيحي موثر مشترك" (سبت CEPT) [5]
را مورد موافقت قرار دادند. طرح سبت در حقيقت ابزاري براي ايجاد منطقه آزاد تجاري ASEAN ميباشد.
وابستگي شديد كشورهاي عضو ASEAN به سرمايه گذاري خارجي از يك سو و استفاده از صادرات به
عنوان موتور رشد اقتصادي از سوي ديگر، باعث گرديد تا روابط خارجي كشورهاي مذكور با
ساير كشورها و بلوكهاي اقتصادي، جايگاه ويژهاي در اقتصاد آنها داشته باشد.
ASEAN پس از آمريكا، ژاپن و اتحاديه اروپا، چهارمين منطقه
قدرتمند تجاري در جهان است. آسهآن امروزه
به صورت يكي از مناطق مهم تجاري در جهان درآمده كه رشد سريع اقتصادي كشورهاي عضو
اين اتحاديه توجه جهانيان را به خود معطوف داشته است.
كشورهاي عضو ASEAN به استثناي تايلند، همگي در گذشته مستمره كشورهاي غربي
بودهاند، كه اين امر وابستگيهايي را بين اين كشورها و كشورهاي غربي به وجود آورد.
اين وابستگيها گرچه طي زمان تضعيف شده اما هنوز هم نقش عمدهاي در فعاليتهاي تجاري
و منابع تامينكننده سرمايهگذاري خارجي در اين كشورها ايفا مينمايد.
هـ ـ عملكرد
1ـ توليد ناخالص داخلي
كشورهاي عضو
توليد ناخالص داخلي اين اتحاديه[6]
(مجموع توليد ناخالص داخلي اعضا) در سال 2002، معادل 5/600 ميليارد دلار بوده است
كه معادل85/1 درصد از توليد ناخالص داخلي جهان (32300 ميليارد دلار)[7]
مي باشد كه در بين كشورهاي عضو اين اتحاديه اندونزي با 9/172 ميليارد دلار بيشترين
مقدار از توليد ناخالص داخلي را به خود اختصاص داده است و بعد از آن تايلند با
9/126 ميليارد دلار و مالزي با 9/94 ميليارد دلار در رتبه هاي دوم و سوم قرار
دارند. در همين سال سرانه توليد ناخالص داخلي براي اتحاديه ASEAN ، 1144 دلار ميباشد كه در بين كشورهاي عضو، سنگاپور با
20515 دلار بيشترين سرانه توليد ناخالص داخلي و پس از آن برونئي [8]
با 12090 دلار و مالزي با 3914 دلار قرار دارد. اين مقدار براي اندونزي كه از نظر
وسعت و جمعيت[9] به عنوان بزرگترين عضو اين
اتحاديه مي باشد معادل 819 دلار مي باشد. رشد توليد ناخالص داخلي براي اين اتحاديه
در سال 2002، 4/4 درصد بوده است كه در بين كشورهاي عضو، ويتنام با 7 درصد بيشترين
وسنگاپور با 2/2 درصد كمترين رشد را به خود اختصاص دادهاند.[10]
2ـ بازرگاني خارجي
مقدار كل صادرات اتحاديه ASEAN در سال 2001، (منهاي صادرات خدمات كشور برونئي) معادل
4/451 ميليارد دلار مي باشد كه 9/5 درصد از صادرات جهان را تشكيل ميدهد. از اين
مقدار ، 8/147 ميليارد دلار متعلق به كشور سنگاپور و 6/107 ميليارد دلار آن متعلق
به كشور مالزي مي باشد. همچنين در اين سال مقدار كل واردات اتحاديه ASEAN (منهاي واردات خدمات كشور برونئي) ،7/412 ميليارد دلار
مي باشد كه 2/5 درصد از واردات جهان را تشكيل ميدهد . در بين كشورهاي عضو،
سنگاپور با 3/136 ميليارد دلار بيشترين مقدار واردات و لائوس با 533 ميليون دلار
كمترين مقدار واردات را داشتهاند.[11]
3ـ توسعه فناوري
اطلاعات و ارتباطات
در سال 2002 از شاخص هاي مربوط به تكنولوژي
اطلاعات و ارتباطات [12]،
سهم تعداد كاربران اينترنتي از كل جمعيت براي كشورهاي عضو اتحاديه ASEAN از جمله سنگاپور ، اندونزي، مالزي، ويتنام، فيليپين و
تايلند به ترتيب برابر با : 5/0، 38/0، 32/0، 0186/0، 044/0 و 078/0 مي باشد.
همچنين تعداد خطوط تلفن همراه به ازاي هر 1000 نفر در سال 2002، براي كشورهاي فوق
معادل 4/1258، 7/91، 2/567، 8/71، 9/232 و 5/365 و تعداد كامپيوترهاي شخصي به ازاي
هر 1000 نفر براي كشورهاي فوق معادل 622، 9/11، 8/146، 8/9، 7/27 و 8/39 ميباشد.[13]
3ـ پيمان آسياي جنوب شرقي (South-East Asia Treaty Organization) كه به طور خلاصه (SEATO) سيتو ناميده ميشود طي سالهاي 77-1954 فعاليت داشته
است. اين پيمان در سال 1954 در مانيل بين كشورهاي استراليا، زلاندنو، ايالات متحده
آمريكا، پاكستان، تايلند، فيليپين، بريتانيا و فرانسه منعقد گرديد. براساس پيمان
مذكور هر گاه يكي از اعضا در معرض حمله خارجي و يا خرابكاري داخلي قرار مي گرفت،
ساير اعضا ملزم به حمايت از او بودند. از سپتامبر 1975 فعاليت اين پيمان بتدريج كاهش يافته و نهايتاً در سال 1977 رسماً
منحل گرديد.