Agahgar Logo CURRENCY, SPECIE, SILVER AND GOLD PRICES
Gap Space Gap Space Site Map Contact Us About Us Home
Agahgar Commercial Network            
 > ماهنامه بررسيهاي بازرگاني  > ماهنامه بررسيهاي بازرگاني شماره 177

 

بازاري براي انحصار

يا رقابت بيشتر

 

اشاره:

گسترش شبكه‌هاي اينترنتي، مباحث تازه‌اي را در دنياي اقتصاد و تجارت گشوده است. مبادلات «بنگاه‌ها با يكديگر» يا به عبارتي «B2B» موضوع تازه‌اي است كه در امريكا مورد بحث، تحقيق و تفحص واقع شده و به نظر مي‌رسد كه به تعيين چارچوب‌ها و مقررات تازه‌اي بينجامد.

مبادلات موصوف، مبادلات اينترنتي است كه نويد تجارت بدون حساسيت در صنايع از خودروسازي تا فولاد را داده است و دستاوردهاي بي‌سابقه از جمله خرسندي مصرف‌كنندگان را به ارمغان آورده است. اما برخي صنايع و شركت‌ها در امريكا نسبت به اين مقوله نگران هسند و بر اين باور مي‌باشند كه مبادلات «B2B» در عوض گشودن بازارها به روي رقابت بيشتر، ابزارهاي انحصاري قدرتمندي را بوجود مي‌آورند.

به ظاهر همه چيز در مبادلات «B2B» خوب پيش نمي‌رود. نشريه اكونوميست چاپ لندن در مقاله‌اي با عنوان «بازاري براي انحصار» به بررسي اين مقوله پرداخته كه نظر به اهميت آن، مقاله ياد شده توسط خانم لي‌لي عمراني برگردان و تلخيص شده و جهت اطلاع خوانندگان محترم نشريه «بررسي‌هاي بازرگاني» منتشر مي‌شود.

 


كميسيون تجارت فدرال كه بخشي از دستگاه نظارت بر تجارت دولت امريكاست در نظر دارد در بررسي مفاهيم ضد تراست به مقوله مبادلات «بنگاه‌ها با يكديگر» (B2B) بپردازد. در اين بررسي سه مورد اصلي يعني شركت‌هاي خودروسازي، هواپيمايي و شركت‌هاي هوا-فضا مورد توجه كميسيون ياد شده است.

اين در حالي است كه مديريت شركت‌هاي هواپيمايي امريكا نسبت به اتهامات مربوط به قصد انحصارگرايي اعتراض دارد و آن را تكذيب مي‌كند.

عجيب به نظر مي‌رسد كه بازارهاي فعال (on line) با شفافيت خود، موجب سهولت انحصارگرايي شود. اما موضوع پيچيده و غامض است. تصور مي‌رود كه تجارت الكترونيكي به معناي رقابتي‌تر شدن تجارت است، اما امور اقتصادي اينترنتي در واقع به شيوه‌اي مرموزانه عمل مي‌كند. شبكه‌هاي اينترنتي قادر هستند كه يك شبه بازارهاي فعالي را شناسايي و تسخير كنند و لذا قادر هستند كه به سهولت كارتل‌هايي را ايجاد نمايند و به تثبيت قيمت‌ها در سطوح مورد نظر كمك كنند. براي مثال، بررسي فعاليت ميكروسافت و امور اقتصادي نرم‌افزار نشان مي‌دهد كه آن چه روزگاري يك نيت مثبت براي دگرگوني اقتصادي بود، اينك در پرده اتهام رفتار انحصارگرايي قرار گرفته است.

مبادلات نگران‌كننده، مربوط به خريد قطعات خودرو از سوي گروه‌ها و شركت‌ها يا فروش محصولاتي مانند بليت هواپيماست. آنها كه نگران انحصارگرايي هستند، بر اين باور مي‌باشند كه ممكن است شركت‌ها از شبكه‌هاي اينترنتي براي تعيين سطوح قيمت بهره‌برداري كنند و خريداران بزرگ از طريق خريدهاي كلي، قدرت خريدي را ايجاد كنند و يك ناهماهنگي كلي به وجود آورند.

اين امكان وجود دارد كه آنها به خريداران يا فروشندگان انحصاري تبديل شوند. شركت‌هايي كه بتوانند چنين مبادلات افقي را در جهت مقاصد خود سامان دهند، قادر خواهند بود كه بازار بزرگي را تحت كنترل درآورند و براي مثال از قدرت خريد خود در زمينه قطعات خودرو بر صنايعي مانند فولاد و شيشه تأثير گذارند و بازارهاي افقي را تحت تسلط خود قرار دهند. آنها مي‌توانند به اطلاعاتي دسترسي پيدا كنند كه احتمالاً مزاياي تجاري نامناسبي را براي ايشان به ارمغان خواهد آورد. اين شركت‌ها با يارانه‌اي كردن امور تجاري خود مي‌توانند با قيمت كالاهاي عرضه شده از سوي رقبايشان به ستيز برآيند و آنها را از ميدان رقابت كنار بزنند. اين نگراني‌ها وجود دارد و مي‌تواند آينده صنايع را تحت تأثير قرار دهد.

داغ‌ترين مباحثه در باره مبادله خودرو موسوم به كوويسينت Covisint است. پروژه مشترك فورد، جنرال‌موتور، دايملر-كرايسلر و رنو-نيسان. هدف از اين تبادل فقط اين نيست كه توليدكنندگان خودرو محصولات خود را به اين سه شركت بزرگ بفروشند، بلكه ايجاد امكانات ترجيحي براي عرضه‌كنندگان در معامله با شركايشان است. مشكل در واقع در نوع روش مشاركتي است كه كوويسينت ارايه مي‌كند.

برخي از دست‌اندركاران صنعت خودرو ادعا مي‌كنند كه كاركنان شركت‌هاي ياد شده به آنها گفته‌اند كه هيچگونه اختياري ندارند و اگر بخواهند با خودروسازان وارد معامله شوند. بايد اين كار را از طريق مبادله در چارچوب كوويسينت انجام دهند، وگرنه نمي‌توانند معامله‌اي صورت دهند. اگر اين ادعا واقعيت داشته باشد، در حال حاضر هيچ قانوني براي مقابله با آن در امريكا وجود ندارد.

برخي منتقدان نيز عقيده دارند كه ماجرا بيش از اين ابعاد است. به گفته آنها، فشار روي عرضه‌كنندگان وارد مي‌شود تا با ديگران وارد معامله نشوند و عرضه‌كنندگان نيز در واقع ترسيده‌اند و اين وحشت در ديترويت (شهر خودروسازي امريكا) به طور چشمگيري مشاهده مي‌شود.

اين پرسش مطرح است كه چرا شركت‌هاي بزرگ خودروسازي به چنين روش‌هايي متوسل مي‌شوند؟

يك نظريه توطئه‌آميز اين امر را به منزله فرصتي براي تغيير جهت قدرت از خريداران به فروشندگان در ديترويـــت، تعبــير مي‌كند. خودروسازان پس از ساختار مجدد و جذب منابع بيروني در دهه‌هاي 1980 و 1990 ميلادي، در واقع كار طراحي مونتاژ و بازاريابي را تمام كردند و تقريباً توانسته‌اند تأمين تمام اجزاء و قطعات را به انحصار خود درآورند. جذب منابع بيروني در واقع بهره‌گيري از منابع شركت‌هاي دادوستد تأميني براي تأمين مالي مؤسسات ديگر است. اكنون كه شركت‌هاي خودروسازي بزرگ قطعاتي مانند صندلي خودرو را نمي‌سازند، بنابراين نمي‌دانند كه هزينه تمام شده واقعي براي ساخت قطعات اين چنيني، چقدر است. اما با ملزم كردن فروشندگان به انجـام  (B2B)، در واقع خريداران بزرگ (شركت‌هاي معظم خودروسازي) مي‌توانند قيمت را ببينند و تعيين كنند و از اطلاعات خود براي كاهش قيمت استفاده نمايند.

تعجبي ندارد كه واشنگتن به بررسي موضوع روي آورده است. فروشندگان قطعات به كميته تجارت فدرال شكايت كرده و خواستار تحقيق در اين خصوص شده‌اند. اثبات قصد سوءاستفاده و انحصارگرايي بسياردشوار است. اكثر اتهامات وارده به ويژه به غول‌هاي خودروسازي و صنايع هوا-فضا كه در دلگرم كردن و تشويق عرضه‌كنندگان قطعات به پيوستن به گروه، مؤثر هستند، قابل اثبات نيست و بيشر سردرگمي سياست خودروسازان و صنايع هوا-فضا را نشان مي‌دهد. كوويسينت و مبادله هوا-فضا نيز ادعا مي‌كنند كه آنها نيازي ندارند كه فروشندگان قطعات مبادله با ديگران را انكار كنند و يا اينكه تمام امور تجاري خود را با آنها انجام دهند.

يك سخنگوي شركت بوئينگ مي‌گويد: «اميدواريم كه مزاياي مبادله با ما آن‌قدر جذاب باشد كه عرضه‌كنندگان تمايل به استفاده از بوئينگ در تمام امور تجاري خود را داشته باشند، ولي ما كسي را مجبور به انجام اين كار نمي‌كنيم.»

در واقع بايد گفت، فناوري اينترنت مي‌تواند كار را آسان‌تر كند. اما اگر يك بازار به سوي خريداران يا فروشندگان تمايل پيدا كند، احتمال دارد كه شكست بخورد يك بازار ناموفق (خاكستري) يا راكد دركنار آن بوجود آيد و به اين ترتيب بازار اصلي تضعيف شود.

مبادله خطوط هوايي موسوم به اوربيتز Orbitz كه قصد دارد پروازهاي ارزان‌تري را به مشتريان ارايه كند، از يك نرم‌افزار قوي مسافرياب استفاده مي‌كند و كمتر مورد انتقاد واقع شده است.

مالكين اوربيتز پنج خط هوايي از جمله امريكن ايرلاين، نورث‌وست و يونايتدايرلاين هستند كه تمايل دارند واسطه‌هاي توزيع (دلالان يا آژانس‌هاي مسافرتي) را كنار بگذارند. آنها به مصرف‌كنندگان كمك مي‌كنند تا بتوانند پروازهاي ارزان‌تر را بيابند و از آن استفاده كنند.

از آنجا كه اين اقدام از نظر آژانس‌هاي مسافرتي برنامه‌اي ضدرقابتي است، ترديدي نيست كه مورد انتقاد واقع شود، زيرا تحركاتي را در قيمت پروازها ايجاد مي‌كند. اوربيتز اطلاعات مسافري خود را در سايت ATPCO ارايه مي‌كند. در واقع نگراني از وجود سايت اينترنتي است كه خطوط هوايي براي فروش مستقيم بليت‌هاي خود به آن متوسل شده‌اند تا از دادن حق كميسيون به آژانس‌هاي مسافرتي پرهيز نمايند.

از آنجا كه بازارها اكنون بيشتر از سوي فروشندگان اداره مي‌شود، در واقع آنها هماهنگي يا همنوايي را به مخاطره انداخته‌اند نه انحصار را و قانون در اين زمينه از شفافيت برخوردار نيست. تمركز در صنايع به طور عمده كاهش قيمت را مدنظر دارد كه اين امر براي مصرف‌كنندگان چيز بدي نيست.

بررسي‌هاي تجارت فدرال نيز بيشتر با مسايل حقيقت‌ياب سروكار دارد و لذا به بررسي و تحقيق كامل نمي‌پردازد. با اين حال اين كه بازارهاي “B2B” رقابت بيشتر را تقويت مي‌كند يا نه، احتياج به بررسي‌هاي همه‌جانبه دارد و صبر و شكيبايي مي‌طلبد.