آشنايي با ادبيات
بازرگاني معرفي بازاريابي
صادراتي « قسمت
39» مترجم: ماندانا فاضل فصل 21
توسعه شركتهاي بينالمللي
21-1- شركتهايي با يك
گروه صادراتي
در شركتي كه صادرات يك
فعاليت غيرعمده و فرعي شمرده ميشود و كارهاي مربوط به آن توسط يك فرد يا حداكثر
توسط گروه كوچكي از مستخدمين انجام ميشود، اين فعاليتها كاملاً جدا از ساير بخشها
كه ملاحظات اصليشان منحصراً مربوط به كسب و كار داخلي است، صورت ميگيرد.
در چنين مواردي، افراد
گروه صادراتي ميبايد كليه فعاليتهاي صادراتي را از شكلگيري تصوير و برنامه يك
كالاي صادراتي تا اجراي عملي صدور و جمعآوري وجوه مربوط به آن را خودشان انجام
دهند.
از اولين اقدامات يك
فعاليت صادراتي، تحقيق در مورد بازار صادراتي است. افراد گروه صادراتي بايد خودشان
به بازار صادراتي رفته و در آنجا يك مؤسسه تحقيقاتي مناسب و يا شريكي براي كمك به
انجام تحقيق بازار پيدا كنند. پس از آن گروه صادراتي كوچك ميبايد در مورد مشخصات
كالا، كميت توليد، سطوح مناسب موجودي انبار، سياستهاي فروش، فعاليتهاي تبليغاتي،
برنامههاي توسعه فروش و غيره تصميم بگيرد.
درون شركت كمك گرفتن از
ساير بخشها مشكل است، چرا كه فعاليتهاي داخلي اگر همه وقت آنها را نگرفته باشد،
حداقل بخش اعظم آن را به خود اختصاص داده است. علاوه بر آن، دانش آنها در مورد
الزامات صادراتي ناچيز است. به طور مثال، روش حسابداري براي معاملات خارجي احتمالاً
فراتر از توان اداره حسابداري شركت است.
21-2- شركتهايي با يك بخش صادراتي
از آنجا كه فعاليتهاي
صادراتي همراه با گسترش مقياس عمليات شركت توسعه مييابد، منافع صادراتي نيز در
درون شركت شروع به رشد ميكند. چنين منافعي منجر به بسط گروه صادراتي يا ايجاد بخش
صادراتي ميشود. از آنجا كه دامنه فعاليتهاي صادراتي همچنان به رشد خود ادامه ميدهد،
ديگر بخش صادراتي به تنهايي قادر به انجام همه جنبههاي فروش و بازاريابي صادراتي
نخواهد بود. بخش صادراتي احتمالاً مسؤوليت «استراتژيهاي پايه براي صادرات» و
گردآوري اطلاعات از بازارهاي صادراتي را همچنان حفظ خواهد كرد، اما از مسؤوليتهايي
همچون تعيين محصولات صادراتي تا زيربخشهاي برنامهريزي و توسعه كالا خلاص خواهد
شد.
بخش مالي كمكم مسؤوليت
حسابداري صادراتي همراه با مواردي شامل وصول وجوه از مشتريان خارجي را به عهده
خواهد گرفت. اين بخش به همراه اداره كنترل هزينه ميبايد در تعيين قيمت صادراتي
نيز مشاركت كند. به طور مشابه آنچه كه براي توسعه فروش صادراتي لازم ميباشد، توسط
زيربخش توسعه فروش به عهده گرفته خواهد شد.
عملياتي كه در نهايت به
طور انحصاري براي بخش صادرات باقي ميماند، محدود به عمليات فروش در بازار صادراتي
خواهد بود كه همراه با حمايتهاي غيرمستقيم ساير بخشهاي شركت ميباشد. اين نوع
شركت آن گونه است كه از ابتدا بخش صادرات را ايجاد ميكند ولي بعداً بسياري از
وظايف صادراتي را به ساير بخشها محول ميسازد. اين شركت فعاليتهاي صادراتي را از
طريق يكپارچه كردن آن با عمليات داخلي توسعه ميبخشد.
21-3- شركتهاي بينالمللي
از آنجا كه رشد نسبت
فعاليتهاي صادراتي (به كل عمليات شركت) همچنان ادامه مييابد، شركتها به مرحلهاي
ميرسند كه ديگر به يك بخش صادراتي ويژه نيازي نيست. در اين نقطه هر يك از بخشهاي
عملياتي كالا به طور جداگانه فعاليتهاي صادراتي خود را توسعه دادهاند. به عبارتي
هر بخش عملياتي،مرزهاي بازار خودش را بسط داده تا شامل كشورهاي خارجي شود و از
اين طريق آماده ورود به صحنة بازاريابي جهاني شوند. جايي كه ديگر در آن جداسازي
فعاليتهاي بازاريابي داخلي و صادراتي معنايي ندارد.
در چنين مرحلهاي شركت
كاملاً به صورت يك سازمان بينالمللي توسعه يافته است كه در آن هر بخش به طور
جداگانه عمليات داخلي و بينالمللي را به عهده داشته و نمايندگاني در اين مورد
دارد.
21-4- هدف از عمليات صادراتي
بعضي شركتها هيچ هدف و
نكتهاي در توسعه فروش صادراتي نميبينند، چرا كه آنها به طور مداوم با تقاضا و
فروش رو به افزايش بازار داخلي روبهرو هستند و كارخانههاي آنها نيز در حداكثر
ظرفيت مشغول به فعاليتند. ساير شركتها فعاليت صادراتي را يك الزام و نياز اساسي
ميدانند. چنين شركتهايي بسيار مايلند كه با بازارهاي خارجي در تماس باشند تا
وقتي فرصتي پديد آمد بتوانند بازار خود را به آن مناطق نيز گسترش دهند.
شركتي كه تجربهاي در
زمينة تجارت صادراتي ندارد، مردد است كه عمليات صادراتي را آغاز كند يا نه. چنين
شركتهايي معمولاً از طريق درخواستهايي كه شركتهاي خارجي به دنبال شناخت محصول
آنها داشتهاند، با تجارت خارجي آشنا شدهاند.
در پي تبديل و تحقق پرسوجو
و درخواست به يك سفارش، فعاليتي صادراتي بهوجود ميآيد كه البته فعاليتي نسبتاً
منفعلانه است.چرا كه ابتكار عمل در دست خريدار خارجي است و هم اوست كه مشخصات
كالا، مقدار و قيمت را مشخص ميكند. توليدكننده تنها لازم است كه به سفارش جواب
گويد. تحت چنين شرايط منفعلانهاي، فروشهاي سالانه و حاشيههاي سود براي
صادركننده، تماماً بستگي به نبض فعاليت تجاري و خواست واردكننده دارد. اگرچه اين وضعيت
مطلوب صادركننده نيست، ولي به هر حال موجب افزايش كلي فروش و سود و گسترش سازمان
ميشود.
وقتي فروشهاي صادراتي
به حد مشخصي رسيد، صادركننده به اين مسأله پي ميبرد كه فعاليت صادراتي ميتواند
بالقوه منشأ اصلي درآمدها و فعاليتها باشد، پس شروع به اقداماتي مثبت در جهت
توسعه تجارت خارجي مينمايد.
21-5- صادرات و اقتصاد ملي
توسعه صادرات توسط دولت
به عنوان سياستي براي اقتصاد ملي، اغلب راهبردي براي كسب ارز ميباشد. بسياري از
كشورها هستند كه بيشترين اهميت را به كسب ارز ميدهند تا از آن طريق نيازهاي
وارداتي اساسي را براي توسعة اقتصاد ملي برطرف نمايند. ژاپن با منابع طبيعي محدودش
در اين مورد مثال خوبي است. تجارت خارجي در توسعه اقتصادي ژاپن نقش حياتي داشته
است.
در مقابل دولت ايالات
متحده به دليل سرزمين گسترده و منابع طبيعي داخلي، موضعي متفاوت نسبت به تجارت
خارجي داشته است. اين كشور كمتر نيازي به اجراي سياستهاي مثبت صادراتي داشته تا
برنامههاي وارداتياش را انجام دهد. ايالات متحده دليلي براي وابستگي به ارز
نديده است. البته اين موضوع بعد از بحران نفتي تغيير كرد، چرا كه تا آن زمان
ايالات متحده واردكننده اصلي نفت خارجي شده بود و مجبور به تحمل كاهش بسياري در
ذخاير ارزياش شد.
علاوه بر آن، به عنوان
ثروتمندترين و گستردهترين بازار مصرفي ايالات متحده هدف تهاجم صادراتي در همه
كشورهاي جهان شد. جريان خروجي دلار آمريكا كه ارزي بينالمللي بود، تشديد شد و
نياز به برقراري توازن در پرداختهاي بينالمللي، امري فوري و مهم گشت. وضعيت قبلي
]يك جامعه[
رفاه زده نسبت به صادرات تغيير كرد و موضعي فعالانه در پيش گرفته شد.
از نقطهنظر اقتصاد ملي،
بازاريابي صادراتي به كشورها اجازه ميدهد كه عليرغم ركود تقاضا در بازارهاي
داخلي، شركتها بتوانند در حد ظرفيت خود به فعاليتشان ادامه دهند. نتيجه اين امر،
نرخ پايينتر بيكاري در سطح ملي است.
به منظور بسط بازار
اشتغال، لازم است كه توليد افزايش يابد كه اين امر نيز به نوبه خود مستلزم سرمايهگذاريهاي
مولد جديد است. از اين رو فروشها ميبايد به حدي برسند تا بتوانند هزينههاي
سرمايهگذاريهاي جديد را بپردازند و بازاري بايد بهوجود آيد كه توليدات اضافي را
جذب كند. اين فروشهاي صادراتي است كه ميتواند درآمدها را افزايش داده و منابع
لازم براي سرمايهگذاريهاي جديد را فراهم آورد. .
ادامه
دارد... | ||||||||||||||||||||||||||||||