Agahgar Logo IRAN TRADE POINT NETWORK
Gap Space Gap Space Site Map Contact Us About Us Home
Agahgar Commercial Network            
 > ماهنامه بررسيهاي بازرگاني  > ماهنامه بررسيهاي بازرگاني شماره 175

گفت و گو با صادركننده نمونه

با تداوم روند كنوني

صادرات كالاهاي سنتي از بين مي‌رود

 

 

اشاره:

جهش در صادرات غيرنفتي يكي از راهبردهاي اساسي بازرگاني خارجي در سومين برنامه پنج‌ساله توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور است كه مي‌تواند رشد و تنوع درآمدهاي ارزي، رشد توليد ملي و افزايش فرصت‌هاي شغلي را تضمين كند. با وجود تسهيلات ارايه شده به بخش صادرات در سال‌هاي اخير، اگرچه ثبات در درآمدهاي ارزي ناشي از صدور اين كالاها به چشم مي‌خورد، ليكن رشد سريع هنوز تحقق نيافته است. صادركنندگان كالاهاي غيرنفتي كه در عمل دستي بر آتش دارند، ديدگاه‌هاي روشني را براي تحقق اهداف برنامه سوم در زمينة صادرات ارايه مي‌كنند كه توجه به آنها نه‌تنها براي مسؤولان و برنامه‌ريزان، بلكه براي تازه‌واردان به عرصه تجارت مفيد و كارساز خواهد بود.

بررسي تجربيات موفقيت‌آميز صادركنندگان كالاهاي غيرنفتي كشور و نيز كشورهاي موفق در عرصه صادرات، مي‌تواند راهبردها و راهكارهاي نويني را فراروي بخش صادرات و سياست‌گزاري‌هاي صادراتي قرار دهد و به تحقق هدف جهش صادراتي كمك بسزاي داشته باشد.

خبرنگار نشريه «بررسي‌هاي بازرگاني» در گفت‌وگو با آقاي محمدرضا فرشچيان، مديرعامل شركت صادراتي فرآورده‌هاي خاورميانه (صادركننده نمونه)، مشكلات مبتلابه بخش صادرات غيرنفتي و راهكارهاي پيشنهادي در اين زمينه را جويا شد. ماحصل اين گفت‌وگو را با هم مي‌خوانيم.

 

آيا تسهيلات ارايه شده از سوي دولت، براي صادرات كالاهاي غيرنفتي، رشدي را به همراه داشته است؟

آمار صادرات كالاهاي غيرنفتي در سال 1380 رشدي حدود 25 درصد دربرداشته است كه عمدة اين رشد را صادرات كالاهاي پتروشيمي و نيز صدور كالاهايي كه حاصل سرمايه‌گذاري دوران گذشته در كارخانه‌ها بوده است.

گفتني است در صادرات بالفعلي كه در گذشته وجود داشته، رشدي را مشاهده نمي‌كنيم. چنانچه صادرات كالاهاي كشاورزي و سنتي رشد يابد، نه‌تنها اشتغال ايجاد مي‌شود، بلكه ورود ارز به كشور را سبب مي‌شود.

افزايش صادرات كالاهاي غيرنفتي در سال گذشته، مربوط به كالاهاي صنعتي و پتروشيمي بوده است و در زمينه صدور كالاهاي سنتي و كشاورزي رشد چنداني را شاهد نيستيم.

البته افزايش صدور كالاهاي غيرنفتي از منحني نزولي صادرات كالاهاي سنتي جلوگيري كرده است و كاهش سالانه را به ثبات تبديل كرده، اما افزايش چشمگيري دربرنداشته است.

به عقيدة من دولت در زمينة كالاهاي كشاورزي و سنتي هيچ‌گونه تسهيلاتي را در اختيار صادركنندگان اين نوع كالاها نگذاشته است.

به گفته كارشناسان، دولت براي توسعه صادرات وام‌هاي مختلف ريالي و ارزي در اختيار صادركنندگان گذاشته است كه نتيجه آن افزايش صادرات بوده است. نظر شما چيست؟

تسهيلات صادراتي در حقيقت در خدمت واردات بوده و اين گونه وام‌ها افزايش واردات را به دنبال داشته است.

آمار ارايه شده از سوي دولت نشان‌دهندة آن است كه مبالغ كلاني دلار با بهره‌هاي پايين در اختيار كساني قرار گرفته است كه با آن مواد اوليه و ماشين‌آلات وارد كنند و با ماشين‌آلات وارداتي، كالاهايي را توليد كرده و سپس صادر كنند.

اين حركت اقتصادي در عمل با توليد و صادرات كالاهاي سنتي بيگانه است. مسؤولان بايد بدانند اين تسهيلات در جهت واردات ارايه شد و به كشورهاي فروشنده مواد اوليه و ماشين‌آلات صنعتي كمك شده است.

پس كساني كه كالاهاي سنتي صادر مي‌كنند، از چه تسهيلاتي برخوردارند؟

صادركنندگان كالاهاي سنتي مانند خشكبار از هيچ گونه تسهيلاتي برخوردار نيستند. صادركنندگان پسته هنگامي كه اسناد صدور كالاي خود را به بانك مي‌دهند و خواستار دريافت پول آن هستند، بانك براي اين كه پول حاصل از صادرات را اندكي زودتر در اختيار آنان بگذارد، سود 18 درصدي از صادركنندگان مطالبه مي‌كند.

جرم يك صادركننده كالاي سنتي اين است كه كالاي صادراتي وي از مواد اوليه خارجي بي‌نياز بوده است. البته در زمينه مقررات‌زدايي در دو سال گذشته تسهيلات فراواني ايجاد شده است. صادركنندگان به اين امر واقف هستند كه از لحاظ گمرك و مقررات دست‌وپاگير هيچ‌گونه مانعي وجود ندارد. حذف پيمان‌نامه ارزي نيز باعث شده است عمليات بانكي براي صادركنندگان ساده‌تر انجام شود.

براي آنكه صادرات كالاهاي غيرنفتي توسعه يابد، چه انتظاري از دولت داريد؟

دولت بايد سياست پرداخت يارانه‌ها را تغيير داده و آن را به خط توليد منتقل كند. امروز يارانه‌هاي دولتي به قشر مصرف‌كننده كه غيرمولد است، پرداخت مي‌شود، در صورتي كه اين يارانه‌ها بايد در خط توليدي كه منتج به صادرات مي‌شود به كار گرفته شود.

هنگامي كه توليد افزايش يابد، صادرات هم رشد پيدا مي‌كند و در نتيجه اشتغال مفيد ايجاد مي‌شود. اين سياست قشر مصرف‌كننده را نيز در خدمت توليد قرار مي‌دهد و به اين صورت از يارانه‌ها سود مي‌برد.

دولت نبايد به صادركنندگان كمك كند، بلكه بايد صادرات را مدنظر قرار دهد و تسهيلات را در اختيار صادرات بگذارد.

به نظر شما صادرات كالاهاي سنتي و كشاورزي در برنامه سوم توسعه رشد پيدا خواهد كرد؟

به پيش‌بيني صادركنندگان كالاهاي سنتي، اگر برنامه حمايت از صدور اين گونه كالاها به صورت كنوني پيش برود، صدور كالاهاي سنتي و كشاورزي در چند سال آينده به طور كلي از بين خواهد رفت.

كيفيت كالاهاي سنتي و كشاورزي ايران امروز براي جذب در بازارهاي هدف مطلوب نيست، زيرا در 20 سال گذشته براي توليد محصولات كشاورزي سرمايه‌گذاري‌هاي لازم صورت نگرفته است، در حالي كه كشورهايي چون تركيه، يونان و... با برنامه‌ريزي‌هاي لازم صنايع خود را با فناوري روز جهان مطابقت داده‌اند.

قوانين كار، بيمه‌هاي اجتماعي و سود بالاي بانكي، سدي در راه صادرات است و انگيزه سرمايه‌گذاري در اين رشته را از بين برده است.

در شرايط كنوني، متوليان صادرات كشور با اتخاذ تصميم‌هاي مقطعي، لطمات زيادي به ستون فقرات صادرات زده‌اند و وجود سازمان‌هاي موازي نيز اين امر را تشديد كرده است. براي مثال براي صادرات پسته در وزارت جهاد كشاورزي، مركز توسعه صادرات ايران و اداره نظارت بر مواد غذايي استان تهران كه اصلاً در صادرات نقشي ندارد، ستادهايي تشكيل شده است كه هر سه اين ستادها در زمينه صادرات پسته تصميم‌گيري مي‌كنند و جالب توجه اين كه 60 درصد بدنه سياست‌گزاري در اين ستادها يك نفر است.

اگر سياست‌هاي صادراتي در زمينه كالاهاي كشاورزي و سنتي به همين منوال پيش برود، رشد پيش‌بيني شده در برنامه سوم به يقين محقق نخواهد شد.

مشكلات مبتلابه صادرات كالاهاي سنتي را ذكر فرماييد.

در زمينه صادرات اين كالاها مشكلات ساختاري و بنيادي وجود دارد. مشكلات در زمينه تصميم‌گيري‌ها، كمك‌هاي دولت، فرآوري محصول و مشكل در زمينه كل نظام صادراتي كشور باعث مي‌شود چشم‌انداز روشني براي صادرات وجود نداشته باشد.

به چه دليلي شركت صادراتي فرآورده‌هاي خاورميانه به عنوان يك شركت موفق شناخته شد؟

دليل اصلي آن تداوم در سياست صادرات است. در چند سال گذشته بنگاه‌هاي توليدي و بازرگاني كه داراي امكانات مالي بودند، پيوسته از اين شاخه به آن شاخه پريده‌اند. اين گونه شركت‌ها هر روز در يك رشته سرمايه‌گذاري مي‌كنند و در نتيجه هيچ‌گاه در يك كار و فعاليت ثابت قدم نمي‌گذارد.

طي 5 سال عمر اين شركت، ديده نشده است كه شركت صادراتي فرآورده‌هاي خاورميانه از مسير صادرات خارج شود و عملكرد آن فقط در جهت تخصص خود بوده است.

اين شركت به دليل دارا بودن تخصص در امر صادرات با مشكلات مبتلابه اين رشته ساخته و به اميد موفقيت در سال‌هاي آتي، در امر صادرات ثابت‌قدم بوده است.

امر صادرات يك فعاليت توانفرسا است و مديريت منسجم و تداوم كار اين شركت را موفق به دريافت عنوان صادركنندة نمونه كرده است.

كالاي خود را به چه كشورهايي صادر مي‌كنيد؟

كالاهاي توليدي ايران پيش‌تر بازارهايي را تسخير كرده بود كه امروز اين بازارها دارد از دست مي‌رود.

براساس آمار صادرات كشور، بازار ژاپن و اتحادية اروپا براي كالاهاي ايراني روزبه‌روز كوچك‌تر مي‌شود. اگر روند به اين گونه باشد، اين بازارهاي عمدة مصرف براي كالاهاي كشاورزي ايران به زودي حذف مي‌شود.

البته كالاهاي ايراني در بازارهاي خاورميانه، اروپاي شرقي و بازارهايي چون روسيه، در حال نفوذ است.

محصولات اين شركت امروز كماكان به اتحاديه اروپا صادر مي‌شود، در ضمن بازارهاي خاوردور، آمريكا، كانادا و كشورهاي شمال آفريقا مانند مصر، تونس و الجزاير محصولات اين شركت را خريداري مي‌كنند.

اگر اين شركت بتواند جوابگوي نياز بازارهاي جهاني باشد، مشكل صادرات ندارد. به طور اصولي خشكبار و پسته از معدود توانمندي‌هاي صادراتي كشور است كه قابل رقابت با محصولات مشابه ديگر كشورها است. البته به دليل فقدان برنامه‌ريزي وضعيتي كه قبلاً براي فرش ايجاد شده، براي خشكبار و پسته نيز در حال ايجاد است.

بازارهاي جديد خود را نام ببريد.

بازارهاي جديد اين شركت به طور عمده بازارهاي خاوردور هستند. كرة جنوبي، ويتنام، تايلند و... جزو بازارهايي هستند كه اين شركت بر روي آنها فعاليت دارد.

اين گونه بازارها هنوز استاندارد مواد غذايي كشورهاي اتحاديه اروپا را ندارند و از لحاظ مادي نيز از وضعيت به نسبت مطلوبي برخوردارند. وضع اقتصاد اين كشورها در حال حاضر خوب است و مصرف‌كنندگان خوبي براي كالاهاي غذايي ايران هستند.

به نظر شما تبليغات و بازاريابي به چه صورتي بايد روي كالاهاي صادراتي انجام پذيرد؟

از آنجا كه بنگاه‌هاي اقتصادي ايران، بزرگ و قدرتمند نيستند، نمي‌توانند در بازارهاي بين‌المللي با قدرت عرض‌اندام كنند. بنابراين اگر بخواهند به تبليغ و بازاريابي كالاي خود بپردازند، در حد خودشان قادر به هزينه كردن هستند. بنية مالي اين شركت‌ها اجازه هزينه‌هاي گزاف را نمي‌دهد، در نتيجه به طور محدود تبليغات مي‌كنند.

به نظر من مركز توسعه صادرات ايران كه متولي امر صادرات كشور است، بايد اطلاع‌رساني و تبليغات صحيح در زمينة كالاهاي صادراتي ايران در بازارهاي خارجي را از وظايف اصلي خود بداند.

اين مركز نبايد روي شركت‌هاي ايراني به تبليغ بپردازد، بلكه بايد تبليغات روي كالاهاي ايراني را در برنامه خود قرار دهد.

اگر پسته، كشمش، فرش ايران و... در بازارهاي جهاني تبليغ شود، مصرف‌كنندگان خارجي با اين محصولات آشنا خواهند شد و در نتيجه شركت‌هاي صادراتي ايران از آن منتفع خواهند شد.

به نظر شما  آيا استفاده از تجربيات كشورهاي موفق در امر صادرات، توسعه صادرات كالاهاي ايراني را به دنبال خواهد داشت؟

نياز به اختراع يا ابداع نيست، بلكه بايد از تجربيات كشورها در امر صادرات استفاده كرد.

در سياست‌گزاري صادراتي به ابداع نياز نيست، بلكه بايد تقليد كرد تا موفق شد. من معتقد نيستم كشورمان را از جهت صادرات با تركيه و ژاپن مقايسه كنيم، اما به‌كارگيري راه‌هايي را كه آنان رفته‌اند و موفق شده‌اند را بايد تجربه كنيم.

به نظر من بايد سياست‌گزاري‌هاي كشورهايي چون تركيه، ژاپن، كره جنوبي و حتي پاكستان را مورد ارزيابي دقيق قرار داد و بهترين آنها را آموخت و روي آن عمل كرد.

به طور اصولي نبايد روش آزمايش و خطا را روي فعاليت‌هاي صادراتي پياده كرد، زيرا پس از بيست سال با درهاي بسته مواجه خواهيم شد. بايد از عملكرد كشورهاي موفق در امر صادرات الگوبرداري و تقليد كرد.

نظر شما در خصوص حضور در نمايشگاه‌هاي تخصصي صادراتي چيست؟

با آنكه روش‌هاي بازرگاني نوين در دنيا روزبه‌روز توسعه مي‌يابد، اما وجود نمايشگاه‌ها و حضور در اين مراكز هنوز حرف اول را مي‌زند.

مشتريان در بازار خريد و فروش هنوز به لمس كردن كالا معتقدند و مي‌خواهند بدانند از چه كساني خريد مي‌كنند و با آنان به بحث و گفت‌وگو بپردازند.

آلمان هنوز بزرگترين كشوري است كه در آن نمايشگاه‌هاي بين‌المللي بزرگ برگزار مي‌شود. تمام اين نمايشگاه‌ها براي شركت‌كنندگان مفيد بوده است.

البته نمايشگاه‌هايي موفق هستند كه در آنها صادركنندگان و توليدكنندگان واقعي و خبرگان حضور داشته باشند. كيفيت برگزاري نمايشگاه بايد به نحوي باشد كه خبرگان تجارت از سراسر جهان براي ديدن و شركت كردن آن مشتاق باشند.

توليد كالاهاي ايراني خوشبختانه هنوز در وضعيت مطلوب قرار دارد و قابل ارايه در نمايشگاه‌ها است. به نظر من نمايشگاه‌ها محل آموزش محسوب مي‌شود. صادركنندگان ايراني بايد در نمايشگاه‌ها حضور يابند و از نزديك شاهد عرضة كالا توسط شركت‌هاي خارجي باشند و نحوه عرضه و فروش كالا را از آنان بياموزند.

شركت صادراتي فرآورده‌هاي خاورميانه هر سال در بزرگترين نمايشگاه‌هاي مواد غذايي در فرانسه و آلمان شركت مي‌كند. اين شركت در نمايشگاه‌هاي چين و ژاپن با هزينة گزافي كه دارند، مدت مديدي است شركت مي‌كند.

به نظر شما حذف پيمان ارزي از صادرات كالاها چه مزايايي براي صادرات خواهد داشت؟

همان طور كه قبلاً اشاره كردم، چون سياست‌هاي ارزي در دو سال گذشته، سياست‌هاي متعادل و ثابتي بوده، امروز كه پيمان ارزي از روي كالاهاي صادراتي حذف شده، تأثيري در بازار صادرات ايجاد نشده است. در حقيقت سياست‌هاي مطلوب ارزي باعث شده بود كه بود يا نبود پيمان ارزي تأثيري بر صادرات نداشته باشد.

آيا استفاده از روش‌هاي نوين تجاري را براي صادرات ضروري مي‌دانيد؟

صادركنندگان ايراني در اين برهه مجبورند روش‌هاي نوين تجاري را در امور صادراتي خود پياده كنند.

البته براي برخي كالاها چون فرش، امكان به‌كارگيري اين روش‌ها شايد مقدور نباشد، اما در زمينة كالاهاي صنعتي، استفاده از روش‌هاي نوين تجاري به راحتي قابل پياده شدن است.

البته عرضه كالا روي شبكه اينترنت و نيز ورود به نقطه تجاري ايجاب مي‌كند كالاهاي معرفي شده داراي استانداردهاي بين‌المللي باشد تا وقتي خريدار خارجي تعدادي از كالاهاي صنعتي ايران را روي اينترنت سفارش مي‌دهد، بداند كه كيفيت و استاندارد اين كالاها مطابق با بازارهاي جهاني است. متأسفانه كالاهاي صادراتي ايراني از نظر استاندارد از يك روند يكنواخت برخوردار نيستند.

در تجارت روي شبكه‌هاي اينترنت بايد به استاندارد كالا توجه بسياري داشت تا استفاده از اين نوع تجارت جوابگو باشد.

به نظر شما تشكل‌هاي اقتصادي چه وظايفي بايد انجام دهند؟

اتحاديه‌ها در تمام كشورها فعاليت ارشادي دارند، اين اتحاديه‌ها به هيچ‌وجه وظيفه اجرايي ندارند.

از تشكل‌هاي اقتصادي در سراسر جهان در زمينه آموزش افراد تحت پوشش استفاده مي‌شود. يكي از وظايف مهم تشكل‌ها اطلاع‌رساني به اعضا است. بنابراين در ايران نيز بايد تشكل‌هاي اقتصادي در چارچوب ارشادي، آموزشي و اطلاع‌رساني ديده شوند و نه اجرايي.

اگر تشكل‌ها بخواهند به صورت اجرايي به فعاليت بپردازند، در نهايت و در بلندمدت فعاليتشان مانند سازمان‌هاي دولتي مي‌شود و پاسخ‌گويي نيازهاي اعضا خود نخواهند بود.