شركاي تجاري كاهش ارزش مبادلات تجاري ايران و دانمارك اشاره؛ بررسي روابط تجاري دوجانبه از
اهميت ويژهاي براي شناسايي بازارهاي خارجي برخوردار است. در بررسي روند مبادلات
خارجي دوجانبه نهتنها فراز و نشيبهاي روابط بازرگاني براي تصميمسازان و دستاندركاران
تجارت روشن ميشود، بلكه فرصتهاي تجاري قابل بهرهبرداري و نيز فرصتهاي از دست
رفته براي بازرگانان مشخص شده و امور بازاريابي را تسهيل ميكند. دانمارك
از كشورهاي اسكانديناوي است كه سابقه تجارت به نسبت طولاني با ايران دارد، ليكن
هنوز اين بازار براي بسياري از صادركنندگان ايراني ناشناخته مانده است. دانمارك كه
عضويت در پيمان پولي اروپا را نپذيرفته و در منطقه يورو قرار نگرفته، از كشورهايي
است كه استقلال اقتصادي خود را همچنان حفظ كرده است. اين كشور صنعتي در زمينه
فراوري محصولات كشاورزي و توليدات لبني تجربيات درخور توجهي دارد كه ميتواند در
سرمايهگذاريهاي مشترك براي رونق صنايع تبديلي مورد استفاده قرار گيرد. از سوي
ديگر بازار دانمارك با توجه به موقعيت جغرافيايي و وضعيت اقليمي ميتواند براي
بسياري از محصولات كشاورزي و سنتي ايران، بازاري قابل نفوذ تلقي شود. در اين
مقاله به بررسي روند مبادلات تجاري ايران و دانمارك در دو سال گذشته ميپردازيم. با وجود زمينههاي قوي براي گسترش
روابط بازرگاني ايران و دانمارك، در سال گذشته حجم مبادلات تجاري ميان دو كشور 4/7
درصد كاهش يافت. براساس آمارهاي دريافتي از گمرك
جمهوري اسلامي ايران، حجم مبادلات تجاري ايران و دانمارك در سال گذشته به 8/69
ميليون دلار رسيد كه نسبت به رقم 4/75 ميليون دلار ثبت شده براي سال 1378 حدود 4/7
درصد تنزل يافت. روند مناسبات تجاري دوجانبه همواره
به نفع دانمارك بوده است، اما با افت مبادلات تجاري ميان دو كشور، در سال گذشته
كسري تراز بازرگاني ايران با دانمارك نيز اندكي كاهش داشت. كسري تراز بازرگاني ايران با
دانمارك در سال 1379 به 2/50 ميليون دلار بالغ شد كه نسبت به رقم ثبت شده براي سال
1378 در سطح 55 ميليون دلار، حدود 9 درصد كاهش نشان داد. اطلاعات دريافتي از گمرك ايران نشان
ميدهد كه ارزش واردات ايران از دانمارك با 1/8 درصد كاهش از كارشناسان اقتصادي عقيده
دارند كه بخش عمده اقلام غيرنفتي صادراتي ايران به دانمارك در سطح تجاري مبادله
نميشود و ارزش هر قلم به يك ميليون دلار نميرسد. از اين رو لازم است در تجارت با
اين كشور، بازاريابي فعال و پويايي صورت گيرد. در حالي كه اقلام غيرنفتي نظير
محصولات باغباني و برخي كالاهاي صنعتي ايران در دانمارك عرضه شده، اما محمولههاي
صادراتي ارزش تجاري قابل توجهي نداشته است. از سوي ديگر، دانمارك با تجارب
مفيدي كه در زمينه تهيه دارو دارد، ميتواند در طرحهاي سرمايهگذاري دارويي ايران
مشاركت فعالي داشته باشد كه در اين زمينه تلاش قابل توجهي صورت نگرفته است. اطلاعات دريافتي از گمرك ايران نشان
ميدهد كه يكششم ارزش واردات ايران از دانمارك را در سال گذشته داروهاي آماده
مصرف به ويژه آنتيبيوتيكها به ارزش 6/10 ميليون دلار تشكيل داد كه نخستين و مهمترين
كالاي صادراتي اين كشور به بازار ايران بود. كره به وزن 8/2 هزار تن و ارزش 1/5
ميليون دلار دومين كالاي عمده صادراتي دانمارك به ايران بود و پس از آن گوشت منجمد
گاو به وزن 7/1 هزار تن و ارزش 7/3 ميليون دلار قرار داشت. ديگر اقلام عمده وارداتي ايران از دانمارك
شامل سرم به وزن 8/1 تن و ارزش 8/2 ميليون دلار، فرآوردههاي غذايي به وزن 2/452
تن و ارزش بررسي اقلام صادراتي غيرنفتي ايران
به دانمارك نيز نشان ميدهد كه بخش عمده آن را فرش ماشيني به وزن 6/379 تن و ارزش
2/7 ميليون دلار تشكيل ميداد. در واقع بيش از 70 درصد صادرات غيرنفتي ايران به
دانمارك، فرش ماشيني بود. خاويار دومين كالاي عمده صادراتي
غيرنفتي ايران به دانمارك در سال گذشته بود كه 3 تن به ارزش ديگر اقلام عمده صادراتي ايران به
دانمارك شامل موتورسيكلت گازي به وزن 5/44 تن و ارزش بررسي اين اقلام نشان ميدهد
كه محصولات غذايي ايران ميتواند بازار مناسبي در دانمارك داشته باشد، اما
متأسفانه محمولههاي صادراتي اغلب در مقياس كوچك عرضه شده كه ناشي از بازاريابي
ناقص اين محصولات است. به عبارت ديگر اقلام صادراتي ايران به خوبي در بازار
دانمارك شناخته و تبليغ نشده است و چنانچه در اين زمينه سرمايهگذاري و تلاش
بيشتري صورت گيرد، ميتواند موفقيتآميز باشد. | ||||||||||||||||||||||||||||||