Agahgar Logo EXPORT AND IMPORT LAWS BOOK
Gap Space Gap Space Site Map Contact Us About Us Home
Agahgar Commercial Network            
 > ماهنامه بررسيهاي بازرگاني  > ماهنامه بررسيهاي بازرگاني شماره 174

خارج از مسايل سياسي شرايط

 براي حضور ايران در افغانستان مهياست

 

اشاره:

پس از بيست و سه سال جنگ و خونريزي در افغانستان و بروز ميلياردها دلار خسارت به ساختار و زيربناي اقتصاد اين كشور، اكنون افغانستان در آستانه صلح، آرامش و ثبات سياسي قرار دارد و مي‌تواند مسير توسعه پايدار اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خود را طرح‌ريزي و دنبال كند.

افغانستان با خزانه‌اي تهي روبه‌رو است و مردم و دولت اين كشور به كمك‌هاي بين‌المللي براي تأمين نيازهاي روزانه و نيز بازسازي، احتياج دارند. در اجلاس كمك كنندگان به بازسازي افغانستان كه بهمن ماه 1380 در توكيو برگزار شد، جامعه بين‌المللي وعده داد كه ظرف پنج سال آينده 5/4 ميليارد دلار كمك اقتصادي به افغانستان بدهد. اما انتظار مي‌رود كه با سركوب كامل طالبان و عوامل القاعده و روي كار آمدن دولت آينده افغانستان، آمريكا فشار براي افزايش اعطاي اعتبارات بين‌المللي به افغانستان را آغاز كند و ميلياردها دلار كمك و اعتبارات خارجي به اين كشور سرازير شود. در اين صورت فرصت‌هاي تجاري و سرمايه‌گذاري ارزشمندي در افغانستان ايجاد مي‌شود كه بهره‌گيري از آنها مي‌تواند به نفع عاملان اقتصادي و كارآفرينان باشد.

خبرنگار نشريه «بررسي‌هاي بازرگاني» در گفت‌وگو با دكتر حميد برادران شركا، عضو هيأت علمي دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي، فرصت‌هاي تجاري – سرمايه‌گذاري براي حضور در بازار  افغانستان و رقابت در اين كشور را جويا شد. اميد آنكه نقطه نظرات كارشناسان، راهگشاي تجار، متخصصان و صاحبان صنايع براي بهره‌جويي از فرصت‌هاي آينده در افغانستان باشد.

 


همسايگي با افغانستان چه ويژگي‌هايي را به دنبال دارد؟

در ادبيات معاصر بازرگاني و اقتصادي، شرايط جغرافيايي در توسعه كشورها به نحو چشمگيري مؤثر است. مثال بارز اين اصل منطقه جنوب شرقي آسيا است. با وجود آنكه تمام اين كشورها پيشرفته هستند، اما موقعيت جغرافيايي آنها به نوعي است كه باعث پيشرفت يكديگر نيز شده‌اند.

ارتباط‌هايي كه ميان كشورهاي جنوب شرقي آسيا وجود دارد، باعث شده كه يك كشور زمينه‌هاي پيشرفت كشور ديگر را فراهم آورد و اين تعامل اقتصادي مؤثر بوده است.

نزديكي ايران به لحاظ جغرافيايي به افغانستان نيز وضعيت منحصربه‌فردي را ايجاد كرده است، زيرا ايران نه‌تنها به لحاظ جغرافيايي به افغانستان نزديك است، بلكه به لحاظ زبان، مذهب و شرايط فرهنگي و اجتماعي نيز با آن مشابهت‌هايي دارد كه اين مشابهت‌ها در جهت توسعه تفاهم ميان دو كشور و همكاري‌هاي اقتصادي بسيار مؤثر است.

آيا در بعد بازسازي افغانستان اين همسايگي مزيت‌هايي را براي ايران پديد آورده است؟

در اين زمينه مزيت‌هاي زيادي را شاهد هستيم. همسايگي دو كشور باعث مي‌شود حمل و نقل مصالح ساختماني كه امري بسيار پرهزينه است، به لحاظ فاصله نزديك با كمترين هزينه ممكن صورت گيرد.

براي بسياري از كارخانه‌هاي سيمان ايران كه ظرفيت بالايي دارند، شرايط خوبي فراهم شده است تا توليدات خود را به افغانستان ارسال كنند، كاشي، سراميك، آجر و... نيز از مصالحي است كه در حجم انبوه قابل صدور به افغانستان است.

افغانستان بازار خوبي براي مصالح ساختماني است، به ويژه آنكه قرار است كشورهاي پيشرفته نيز به بازسازي آن كمك كنند.

گفت‌وگوهاي بين‌المللي حاكي از آن است كه ظرف 10 سال، 50 ميليارد دلار به افغانستان كمك شود كه به اين ترتيب امكانات مالي افغانستان بسيار مطلوب خواهد شد.

به تصور من، اگر مسايل سياسي خارج از افغانستان مانند دخالت‌هايي كه آمريكا در اين قضيه دارد، حل شود، تمامي شرايط براي حضور وسيع و گسترده ايران در افغانستان مهيا خواهد بود و در اين زمينه نه‌تنها مي‌توان كالا صادر كرد، بلكه در بعد صدور خدمات فني و مهندسي نيز مي‌توان به طور مؤثر عمل كرد.

خدمات فني مهندسي و بانكداري از خدماتي است كه براي عرضه به افغانستان شرايط بالقوه مطلوب دارد. با توجه به بيكاري موجود در ايران بايد با انديشه كامل از فرصت‌هاي موجود استفاده كرد.

با توجه به نيروي كار ارزان در افغانستان و نيز معضل بيكاري در ايران، جمهوري اسلامي ايران در چه رشته‌هايي مي‌تواند در افغانستان فعاليت كند؟

بخش عمده نيروهاي كار افغانستان كارگران ساده هستند كه تجربه مختصري دارند. اما آنچه كه در بازسازي افغانستان مي‌تواند براي ايران مفيد باشد، فعاليت در زمينه خدمات فني – مهندسي است.

ايجاد و ساخت كارخانه‌ها در افغانستان به متخصصين كارآزموده نياز دارد كه اين متخصصين در ايران وجود دارند. نيروي كاري كه در افغانستان به فعاليت مي‌پردازند، بايد با مسايل فناوري و دانش فني آشنايي كامل داشته باشد و با ساختار مديريتي براي اداره كارخانه‌هاي بزرگ آشنا باشد.

در بعد پروژه‌هاي عمراني نيز بايد تكنيسين‌هايي به اين كشور اعزام شوند كه تجربه كافي داشته باشند.

در چند سال اخير ايران توانسته است در زمينه فني – مهندسي با كشورهاي همسايه به رقابت بپردازد و در مناقصه‌هاي بين‌المللي برنده شود. لذا توان فني مهندسي ايران به حدي است كه حتي در شرايط مساوي مي‌تواند با ديگران رقابت كند.

نكته مهم اين است كه ايران به لحاظ زبان و علايق مشترك فرهنگي و اجتماعي با افغانستان، تشابه زياد دارد كه در شرايط مساوي كفه ترازو به نفع ايران سنگيني مي‌كند. افغانستان ترجيح مي‌دهد از توسعه روابط با چنين كشوري حمايت كند.

با توجه به شرايط كنوني، سرمايه‌گذاران و تجار ايراني بخش خصوصي در چه زمينه‌هايي در افغانستان مي‌تواند سرمايه‌گذاري كنند؟

فعاليت‌هاي مشترك اقتصادي به طور اصولي همواره مستلزم داشتن يك سري ساختارهايي است كه شامل زمينه‌هاي قانوني، مالي، اداري و... مي‌شود.

همان طور كه اگر خارجي‌ها بخواهند در ايران سرمايه‌گذاري كنند، نسبت به اين ساختارها حساس هستند، بديهي است سرمايه‌گذاران و تجار ايراني نيز نسبت به اين ساختار حساس خواهند بود. لذا بايد ديد ساختارهاي اداري، مالي و تجاري در افغانستان به چه ترتيبي پيش مي‌رود.

براي مثال، اگر بتوان در قالب قراردادهاي اخير كه ميان مقام‌هاي ايراني و افغاني در زمينه ارايه خدمات پولي، بانكي و بيمه‌اي امضا شده، به صورت مشترك به فعاليت پرداخت، تجار ايراني به بانك‌ها و مؤسسات مالي مراجعه خواهند كرد كه يك طرف آن سرمايه‌گذاران ايراني هستند و اين امر اطمينان خاطري را براي آنان فراهم مي‌سازد.

در ضمن بايد منتظر بود تا معلوم شود ساختار قانوني افغانستان چه زماني شكل مي‌گيرد. همچنين تا زماني كه نظام اداري كشور مشخص نشود، سرمايه‌گذاري مشترك شكل نخواهد گرفت.

بازار افغانستان چه كالاهايي را طلب مي‌كند؟

كالاهاي مختلفي را مي‌توان به افغانستان صادر كرد. كالاهاي مصرفي بادوام مانند يخچال، تلويزيون، فريزر و... كه توليد آن در ايران وضعيت مطلوب دارد و كيفيت و قيمت اين گونه توليدات با كشورهاي ديگر قابل رقابت است.

البته بايد اين موضوع را مدنظر قرار داد كه گمرك افغانستان براي كالاهاي ايراني تعرفه‌هاي بالا درنظر نگيرد. اين امر مستلزم آن است كه با مقام‌هاي اقتصادي – سياسي افغانستان توافقات تجاري داشته باشيم تا ايران را مشمول تعرفه‌هاي بالايي نكنند.

تعرفه‌هاي بالا باعث مي‌شود كالاهاي ايراني به قيمت گران در بازار افغانستان به فروش برسد و سدي براي صدور كالاهاي ايران خواهد بود.

محصولات غذايي ايران نيز به دليل كيفيت و بسته‌بندي مناسب آن، مي‌تواند جزو كالاهاي صادراتي ايران به بازار افغانستان باشد. در اين رشته لبنيات و محصولات كشاورزي مختلف مي‌توانند در افغانستان بازار داشته باشند.

محصولات شيميايي ايران شامل پاك‌كننده‌ها و انواع كالاهاي بهداشتي نيز مي‌تواند وارد بازار افغانستان شود. مصالح ساختماني نيز به دليل نزديكي به افغانستان مي‌تواند صادرات خوبي داشته باشد.

مناسبات تجاري – گمركي ايران با افغانستان بايد مورد بررسي دقيق قرار گيرد تا بتوان تسهيلاتي در جهت تردد كاميون‌ها از مرز و دريافت رواديد ورود به افغانستان ايجاد كرد.

ماشين‌آلات و ابزاري كه مي‌تواند مورد استفاده افغان‌ها قرار گيرد و خودروهاي ساخت ايران نيز مي‌تواند وارد بازار افغانستان شود. البته موتورسيكلت و دوچرخه ايراني نيز از اين قاعده جدا نيست. به نظر من بايد به موازات صدور كالاهاي صنعتي، خدمات پس از فروش را در افغانستان ايجاد كرد.

ايران در زمينة صدور كالا به افغانستان رقبايي چون چين و تركيه دارد كه بايد با برنامه‌ريزي كامل با آنها به مقابله برخيزد. محصولات صنايع نساجي ايران نيز در افغانستان بازار خوبي خواهد داشت.

به نظر من افغانستان بيشترين تقاضا را براي محصولات ساخت ايران خواهد داشت و تمامي كالاهاي ايراني بازار خوبي در افغانستان خواهند داشت.

اميدوارم دولت اين فرصت مطلوب را از دست ندهد، زيرا اين فرصت خوبي براي حضور كالاهاي ايراني در يك بازار خارجي است و تجربه خوبي براي توليدكنندگان ايراني جهت حضور در بازارهاي خارجي خواهد بود.

دولت بايد زمينه‌هاي لازم را براي حضور صادركنندگان ايراني در بازار افغانستان ايجاد كند.

آيا بهتر نيست از ابتدا تجار ايراني به صورت تشكيلاتي وارد بازار افغانستان شوند؟

به طور طبيعي اگر حضور ايران در بازار افغانستان به صورت تشكيلاتي باشد، بهتر است. بسياري از كشورهاي صادرات‌گرا مثل كره و ژاپن، پايه‌گذاري حضورشان در بازار ايران به صورت تشكيلاتي بوده است. «كترا» و «جترو» امروز در بازار ايران بسيار فعال هستند. در اثر وجود «كترا» كه نمايندگي شركت‌هاي كره جنوبي را دارد، كالاهاي عديده كره‌اي با تبليغات گسترده و تضمين‌هاي بالا وارد بازار ايران شده است. «جترو» نماينده ژاپن نيز فعاليت‌هاي مشابه «كترا» دارد. موفقيت در بازارهاي خارجي مستلزم چنين سازوكارهايي است.

بايد يك كميسيون مشترك تجاري، وضعيت تجارت ميان ايران و افغانستان را سامان دهد تا اولاً از ورود افراد فرصت‌طلب به بازار افغانستان جلوگيري شود و ثانياً بتوان در اين بازار تداوم حضور داشت.

بازار افغانستان نياز به بازاريابي دارد يا خير؟

كالاهاي ايراني از گذشته‌هاي دور در بازار افغانستان عرضه مي‌شده است. به طور اصولي نيز كالاهاي ايراني در افغانستان، كالاهاي شناخته‌شده‌اي هستند. اما مهم آن است كه چنانچه كشورهاي ديگر اطمينان حاصل كنند در افغانستان منابع مالي كافي وجود دارد، فوري وارد بازار افغانستان مي‌شوند و حضور خود را در اين بازار اعلام مي‌كنند. اگر آنها فعال شوند، كالاهاي ايراني در بازار افغانستان رقيب خواهند داشت.

در گذشته رقيب كالاهاي ايراني در بازار افغانستان و منطقه، كالاهاي روسي بود. روس‌ها تا حدودي مشابه كالاهاي ايراني را نداشتند، اما امروز به يقين با رقبايي كه كالاهاي مشابه ايران را دارند، مواجه مي‌شويم. در اين برهه است كه علايق مشترك فرهنگي، قيمت كالا و كيفيت اثرگذار خواهد بود. لذا ضمن اين كه ايران داراي چنين مزيت‌هايي است، اما حضور در بازار افغانستان به سادگي امكان‌پذير نخواهد بود، زيرا رقباي زيادي در اين بازار فعاليت خواهند كرد.

آيا تشكيل نمايشگاه‌هاي تخصصي در افغانستان براي رقابت با كشورهاي ديگر مؤثر است؟

برپايي نمايشگاه‌هاي تخصصي و تبليغات در افغانستان امري مؤثر است. شركت‌هاي ايراني مي‌بايست از طريق تلويزيون در افغانستان به تبليغ كالاهاي توليدي خود بپردازدند.

روزنامه‌ها و راديوي افغانستان نيز از اين امر جدا نيست و وسيله‌هاي خوبي براي معرفي كالاهاي ايراني هستند.

ايجاد مراكز خدمات پس از فروش در افغانستان بسيار مؤثر خواهد بود، من معتقدم تمامي شركت‌هاي معبتر مي‌بايد در خاك افغانستان شعب خدمات پس از فروش داشته باشند تا بتوانند در جهت تضمين كالاهاي فروخته شده و ضمانت مدت‌دار آنها به فعاليت بپردازند.

در زمينه ايجاد نمايشگاه‌هاي تخصصي نيز نه‌تنها ايران بلكه بسياري از كشورهاي ديگر چنين نمايشگاه‌هايي را برپا خواهند كرد تا زمينه‌هاي مساعدي براي فروش كالاهاي خود فراهم آورند.

در جهت موفقيت شركت‌هاي ايراني در بازار افغانستان دولت چه نقشي مي‌تواند ايفا كند.

نسخه كشورهاي موفق در زمينه صادرات، همراهي دولت با بخش خصوصي است. زيرا دولت‌ها تا زماني كه شركت‌هاي خصوصي در بازارهاي جهاني بتوانند موفق شوند، از آنها حمايت مي‌كنند.

وجود فعاليت‌هاي مشترك مانند بيمه، بانكداري و حمل و نقل مشترك مي‌تواند مؤثر واقع شود. چنانچه شعبات بيمه‌ها و بانك‌هاي ايراني در افغانستان ايجاد شود و يا آنكه صندوق ضمانت صادرات و بانك توسعه صادرات در كشور افغانستان فعال شوند، به طور قطع زمينه‌هاي عملي حمايت از توليدات ايران در افغانستان فراهم مي‌شود.

آيا ايجاد بازارچه‌هاي مرزي مي‌تواند در جهت توسعه صادرات كالاهاي ايراني عمل كند؟

بازارچه‌هاي مرزي نمي‌توانند محل فعاليت‌هاي گسترده تجاري باشند. تجربه سال‌هاي اخير نشان داده است كه در اين بازارچه‌ها حجم زيادي كالا مبادله نمي‌شوند.

به تصور من نبايد به بازارچه‌هاي مرزي خيلي پايبند بود، زيرا از طريق آنها نمي‌توان به طور گسترده صادرات داشت. فعاليت بازارچه‌ها براي ساكنان مرزي دو كشور مؤثر است اما از طريق اين بازارچه‌ها نمي‌توان بازار صادرات گسترده‌اي داشت.

با توجه به آنكه افغانستان صاحب توليدات سنتي است، آيا صنايع دستي ايران در آن كشور خريدار خواهد داشت؟

به‌طور طبيعي نمي‌توان انتظار داشت فرش و صنايع دستي ايران در افغانستان بازار خوبي داشته باشد. اما اگر امنيت اين كشور تثبيت شود و جهانگردان خارجي به آنجا جذب شوند، شايد بتوان مقداري از صنايع دستي ايران را در آن بازار به فروش رساند.

ايران در صنايع كارخانه‌اي مي‌تواند فعاليت گسترده‌اي در بازار افغانستان داشته باشد.

آيا افغانستان در وضعيت كنوني قادر به صدور كالا به ايران مي‌باشد؟

تصور نمي‌كنم بتوان كالاهاي زيادي را از افغانستان وارد كشور كرد. مگر آنكه كالاهايي با واسطه باشد.

براي مثال، كشورهاي صاحب صادرات، كالاي خود را به بازار افغانستان صادر كنند و چون در مناسبات تجاري با افغانستان تخفيف‌هايي را قايل مي‌شوند، آن كالاها وارد بازار ايران شود. اين امر نياز به مطالعه و بررسي دقيق و كار كارشناسي دارد. در اين بررسي‌ها بايد موضوع قاچاق كالاهاي خارجي وارده به افغانستان و انتقال آن به خاك ايران به طور دقيق بررسي شود.

آيا زمينه‌هاي عبور (ترانزيت) كالا از ايران به افغانستان وجود دارد؟

به دليل نزديكي ايران به آب‌هاي آزاد، به يقين مي‌توان از منطقه آزاد چابهار بسياري از كالاها را به خاك افغانستان ترانزيت كرد.

البته پاكستان نيز مي‌تواند چنين نقشي را داشته باشد، اما ارتباط عميق ايران با افغانستان، امنيت مرزها، هزينه حمل كالا از بندر چابهار تا افغانستان و هزينه پهلوگيري كشتي‌ها بايد بررسي دقيق شود، اما ايران داراي امكانات بالقوه‌اي در زمينه ترانزيت كالا به افغانستان است.