نقش
حمل و نقل در افزايش كارآيي تجاري (بخش ششم) اشاره: توسعه تجارت در
ميان ملتها از يك سو به رفع نيازمنديهاي ممكن كمك كرده و از سوي ديگر قابليتها
و مزيتهاي اقتصادي و تجاري ميان كشورها را شفاف ساخته است و تقسيم كار ميان ملل
جهان را تسهيل بخشيده است. در دنياي امروز
تجارت به ابزاري مطمئن و قوي براي دستيابي به رشد و توسعه اقتصادي پايدار تبديل
شده است و رقابت در عرصه بينالمللي سبب شده كه كشورها تلاش بسياري را در عرصههاي
مختلف علوم و فناوري به عمل آورند تا بتوانند از ابزار تجارت براي پويايي رشد
اقتصادي خود به خوبي بهره گيرند، به گونهاي كه در چند دهة اخير «تجارت»، نيروي
محركه رشد اقتصادي معرفي شده است. در همين حال گسترش عرصه رقابت موجب شده كه بشر
از تمامي امكانات مادي و معنوي خود براي تقويت توان رقابت و حضور در بازارهاي بينالمللي
استفاده كند و در نهايت اين امر به منافع توليدكنندگان و مصرفكنندگان كمك كرده
است. در دنياي رقابت، تلاش براي تقويت بنيه رقابت تنها به عرصه توليد و استفاده از
علم و فناوري براي افزايش حجم و كاهش هزينه توليد محدود نشده، بلكه كشورها از
تمامي امكانات و راهكارهاي ممكن براي تقويت بنيه رقابت خود بهره گرفتهاند و
افزايش كارايي تجاري يكي از اين راهكارها است. كارشناسان كنفرانس
تجارت و توسعه سازمان ملل (انكتاد) براي كمك به پويايي رشد اقتصادي وافزايش
مناسبات بازرگاني خارجي كشورهاي در حال توسعه كه به رشد سهم آنها در تجارت جهاني
منجر شود، توصيههايي براي افزايش كارايي تجاري دارند كه توجه به آنها از سوي
فعالان اقتصادي بخشهاي دولتي و غيردولتي ميتواند در ارتقاي توان رقابت اينگونه
كشورها تأثير بسزايي
داشته
باشد. مقاله حاضر بخشي
از رهنمودهاي كارايي تجاري است كه مورد توجه كارشناسان انكتاد است. حمل
و نقل ريلي: حمل و نقل از طريق راهآهن
به لحاظ تعديل مصرف سوختهاي فسيلي و حفاظت از محيط زيست و نيز كاهش هزينههاي جابهجايي
كالاها، يكي از موارد مورد توجه در نقل و انتقالات بار در درون مرزها و نيز در بين
كشورها ميباشد. با اين وجود سهم حمل و نقل ريلي در قياس با حمل و نقل جادهاي در
چند دهه اخير به ويژه در كشورهاي در حال توسعه كاهش يافته و در مقابل حمل و نقل
جادهاي جاي آن را گرفته است. با وجود آنكه حمل و نقل ريلي از ويژگي انعطافناپذيري
برخوردار است، در بسياري از كشورها راهآهن خدمات منظم، فراوان و قابل دسترسي را
كه مورد نياز بازرگانان است، ارايه نميدهند كه اين امر علل گوناگوني دارد كه به
آنها اشاره خواهيم كرد. بررسيهاي كارشناسان انكتاد نشان ميدهد كه تعرفههاي راهآهن
هنوز بر ضد كانتينرها تبعيض اعمال ميكنند كه از نظر بسياري از مديران راهآهن نيز
دردسر محسوب ميشود. اكثر كانتينرها در بندر بستهبندي و تخليه ميشوند و بار ميان
بندر و مقصد داخلي به صورت نامناسبي جريان پيدا ميكند. براي مثال در پاكستان بالغ
بر 90 درصد كانتينرها در بندر كراچي بستهبندي و تخليه ميشوند. در هند كمتر از 5
درصد بار به وسيله كانتينر در داخل جابهجا ميشود. از سوي ديگر زمان عبور
(ترانزيت) بار از مبدأ تا مقصد در بسياري از مسيرها به ويژه براي كشورهاي محصور در
خشكي بسيار طولاني است كه اين امر ميزان بهرهبرداري از لوكوموتيوها و واگنها را
كاهش ميدهد. برآورد كارشناسان انكتاد در سال 1992 نشان ميدهد كه در زئير زمان
رفت و برگشت با استفاده از راهآهن ميتواند 5/1 روز به ازاي هر واگن بهبود يابد و
2/2 ميليون دلار صرفهجويي در سال در برداشته باشد. فقدان شبكه ذخيرهسازي پاياپاي
داخلي ICD يك عامل مهم در استفاده كمتر از سيستم راهآهن است، به ويژه
هنگامي كه فاصله حمل و نقل بين ساحل و مناطق داخلي، مصرف يا توليد طولاني باشد.
اين نكته به ويژه در افريقا قابل مشاهده است. تا حدودي به جهت انعطافناپذيري،
حجم بار انتقال داده شده توسط راهآهن به طور كلي در حال كاهش است و اكثر راهآهنها،
سوددهي خود را از دست دادهاند، با وجود آنكه سرمايهگذاريهاي قابل توجهي براي
ايجاد شبكه راهآهن در بسياري از كشورها صورت گرفته است. بين سالهاي 80-1950 تردد
راهآهن در نيجريه از 87 درصد واردات به 5 درصد و در صادرات از 76 درصد به 11 درصد
كاهش يافته است و حمل و نقل جادهاي جاي آن را گرفته است. در پاكستان ميزان باربري
راهآهن از 8/11 ميليون تن در سال مالي 86-1985 به 7/7 ميليون تن در سال مالي
91-1990 كاهش يافت. شبكه راهآهن اكثر كشورهاي در حال توسعه در سه دهة گذشته گسترش
نيافته و حتي در برخي سالها به دليل نگهداري ضعيف، كمتر شده است. انقباض مشابهي
نيز در شمار لوكوموتيوها و واگنها تجربه شده است. براي مثال در پاكستان تعداد
آنها از 1071 واگن در سال 1965 به 596 واگن در سال 1992 كاهش يافته است و از سال
1987 هيچ واگني خريداري نشده است. به عقيده كارشناسان
انكتاد، شبكههاي راهآهن به ويژه در كشورهاي در حال توسعه هنوز بيانگر الگوي
استعماري هستند و پيوستگي ضعيفي با كشورهاي همسايه دارند. براي مثال در پنج كشور
آفريقايي كه راهآهن دارند، به دليل تفاوت مقياس ريلها يا مشكلات سياسي به يكديگر
اتصال نيافتهاند. در تانزانيا 2 اندازه و در پاكستان 3 اندازه متفاوت ريل وجود
دارد كه ايجاد يك شبكه يكپارچه را با مشكل روبهرو ساخته است. به عقيده كارشناسان
انكتاد دلايل گوناگوني براي ضعف بهرهبرداري از شبكه ريلي كشورهاي در حال توسعه
وجود دارد كه اهم آنها عبارتند از: الف: محدوديتهاي شبكه
موجود راهآهن از جمله پيوستگي ضعيف به حوزههاي بزرگي از كشور، تعدد مقياس ريلها،
شبكه يك طرفه كه ظرفيت حمل بار را محدود ميكند و نيز گردونههاي ريلدار (Roling Stock) ناكافي از
نظر تعداد و تناسب نوع واگن به ويژه براي حمل كانتينرها. ب: نگهداري ضعيف از خط
آهن و گردونههاي ريلدار، همراه با فرسودگي زياد لوكوموتيوها و واگنها. ج: ضعف سيستم رديابي و
ساير سيستمهاي اطلاعرساني، آنچنان كه نميتوان بر موقعيت گردونههاي ريلدار
نظارت كرد ونيز بهرهبرداري ضعيف از موجوديها (استفاده از واگنهاي ريلدار براي
انبار كردن به جاي حمل و نقل مولد). د: قابليت اعتماد اندك
حمل و نقل ريلي به دليل ضعف در ايجاد نگهداري از شبكه حمل و نقل ريلي و خدمات
داراي زمانبندي رفت و برگشت واگنها. هـ: اتـصال نيافتن سيستم
راهآهن به شبكه ذخيرهسازي پاياپاي داخلي (ICD) و يا ايستگاه كرايه كانتينر (CFS). حتي اگر اين اتصال وجود داشته باشد، محوطههاي انبار بيش از
اندازه براي پاسخ به تردد موجود، كوچك هستند و اين شكل به فقدان عمليات مناسب از
مبدأ تا مقصد منجر ميشود. و: نارسايي راهآهن در
ارايه سيستم حمل و نقل انعطافپذير و چندگانه (كه از خصوصيت استفاده از قطارهاي
مهروموم، شبكه ذخيرهسازي پاياپاي داخلي، تحويل داخلي و ... ميبايست بهرهمند
باشد) و همچنين نارسايي اتصال بنادر به پايانههاي داخلي. ز: راهآهن به
گردانندگان پرهزينه با تعداد زياد كاركنان، عمليات و مديريت ناكارآمد و بازاريابي
ضعيف تبديل شده است. كارشناسان انكتاد براي
ارتقاي بهرهوري راهآهن با هدف ارتقاي كارايي تجاري توصيههايي دارند كه توجه به
آنها ميتواند در بهرهبرداري مناسب از شبكه ريلي - كاهش هزينههاي حمل و نقل و
... كمك بسزايي داشته باشد. اين رهنمودها بدين شرح ميباشند: الف: بهبود بخشيدن به
شيوه نگهداري از خطوط راهآهن و گردونههاي ريلدار، خريداري گردونههاي ريلدار
جديد و گسترش شبكه كه حجم تردد در آن را قابل توجه سازد. مشاركت بخش خصوصي و
سرمايهگذاري خارجي در ارايه خدمات راهآهن و تأسيس و مديريت ICD و CFS را تشويق ميكند. ب:
بهرهبرداري از لوكوموتيوها و گردونههاي موجود را ميتوان از طريق بهكــارگيري
نظــام رديابي و ساير سيــستمهاي اطلاعرســاني و كنترل مديريــت مانــند ACIS (سيــستم اطلاعرساني پيشرفــته محــمولهها) بهبود بخشيد. ج: خدمات منظم قطارهاي
مهروموم (شايد با اجازه دادن به استفادهكنندگان در اجاره خطوط راهآهن و تهيه
گردونههاي ريلدار توسط خود آنها) و شبكه ICD و
CFS كه در نقاط راهبردي براي بهبود نظم و قابليت دسترسي به خدمات از
مبدأ تا مقصد استقرار دارند، داير شود. د: مهياسازي پايانههاي
مدرن راهآهن در بنادر و تعبيه تأسيسات مناسب جابهجايي بار در پايانههاي دريايي
و داخلي. هـ: تجديد نظر در قانون
مجاز بودن عمليات MTO (عمليات چندگانه حمل و نقل) و ارايه
خدمات يكپارچه قابل اعتماد حمل و نقل ريلي، همراه با اتصال به راههاي توزيعي. و: بهبود بخشيدن به زمانبندي
و مديريت خدمات براي حذف تأخيرها و ايجاد خدمات يكپارچه از مبدأ تا مقصد با
استفاده از تركيب حمل و نقل جادهاي و راهآهن در زمان مقتضي و يا حمل و نقل راههاي
آبي داخلي. ز: رقابتيتر ساختن
خدمات راهآهن از طريق بهبود ساختار مديريت و شناساندن شيوههاي مديريت بازرگاني و
بهبود مهارتهاي مديران راهآهن از طريق آموزش. ح: تشويق بازرگانان به
مذاكره با سازمان راهآهن در خصوص مسايل و نيازهايشان. با وجود مزايايي كه براي
حمل ونقل ريلي قابل تصور است (حفاظت از محيط زيست، كاهش تقاضا براي سوخت و ...)
سيستم حمل و نقل با راهآهن روزبهروز تضعيف ميشود، اما سرمايهگذاريهاي كلان
انجام شده، فقدان نياز به بازبيني كالا در مسير و ... سبب شده كه كارشناسان حمل و
نقل ريلي را همچنان به صرفه بدانند، مشروط بر آنكه شبكههاي راهآهن به سيستمهاي
مناسب مديريتي، اتصال بيشتر به كشورهاي همسايه، پايانههاي مناسب، سيستم اطلاعرساني
يا رديابي كالا و ... مجهز گردند. در كشورهاي در حال توسعه
ميتوان از سرمايهگذاريهاي زيربنايي انجام شده در زمينه شبكه راهآهن با برنامهريزي
و مديريت مناسب به منظور افزايش كارايي تجاري (كاهش هزينه حمل و نقل) استفاده كرد
و نقل و انتقال و توزيع كالا را نظم و نسق بيشتري بخشيد. | ||||||||||||||||||||||||||||||