مبارزه با ريشههاي اصلي سوءتغذيه ضرورتي غيرقابل انكار است اشاره: ايجاد و پايداري امنيت
غذايي از وظايف اصلي دولتهاي مردمسالار به شمار ميرود. اين امر نهتنها از بعد
بهداشتي، بلكه از جنبههاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي حايز اهميت است. نيروي كار به عنوان عامل
كليدي در توسعه اقتصادي، نيازمند سلامت است تا بتواند از تواناييهاي جسمي و فكري
خود در راه ارتقاي سطح زندگي شخصي و اجتماعي بهره گيرد و هر گونه تهديدي عليه
امنيت غذايي به منزله افت نيروي جسمي و فكري فعالان اقتصادي تلقي ميشود و خواه و
ناخواه در توسعه اقتصادي پايدار اثر منفي دارد. جمهوري اسلامي ايران در
سالهاي اخير تلاشهاي ويژهاي را براي برقراري و حفاظت از امنيت غذايي به عمل
آورده و توفيقهايي نيز كسب كرده است. با اين وجود پايداري امنيت غذايي مقولهاي
است كه همواره ميبايست در آينده نيز در صدر فعاليتهاي اقتصادي دولت قرار بگيرد
تا ثبات و توسعه اقتصادي تضمين گردد. در
اين مقاله به بررسي موضوع تغذيه و الگوهاي صحيح تغذيه ميپردازيم. كارشناسان علوم تغذيه، تعريف جامعي از تغذيه ارايه ميدهند.
تعريف آنها از تغذيه بدين شرح است: «تغذيه عبارت از مجموعه فعل و انفعالاتي است كه موجب ميگردد
عضو زنده و سلولهاي آن مواد مغذي را دريافت داشته و آنها را به مصرف رشد و نمو و
نوسازي عضو برساند و حرارت و انرژي لازم را جهت انجام اعمال حياتي و ساير فعاليتهاي
مربوطه تأمين نمايد.» به عبارت ديگر، فرآيند تغذيه عبارت است از ارتباط مواد غذايي
با نحوه استفاده بدن از آن براي اين كه بتواند حد اعلاي سلامتي را تأمين كند. به همين منظور تنظيم برنامههاي غذايي جهت بهكارگيري اصول
علم تغذيه لازم است و براي تنظيم يك برنامه غذايي كامل و صحيح براي يك فرد يا
گروهي از افراد، بايد شرايط اقتصادي و بهداشتي متفاوت آنها در نظر گرفته شود. از
طرف ديگر براي تأمين نياز بدن، بايستي غذاها حاوي موادي باشند كه توانايي انجام سه
وظيفه را داشته باشند كه عبارتند از: 1-
تأمين سوخت يعني با عمل اكسيداسيون روي مواد غذايي مختلف،
انرژي لازم براي فعاليتهاي بدن مهيا گردد. 2-
تأمين مواد مورد نياز براي ساختن يا حفظ سلولهاي بدن. 3-
تأمين مواد ضروري براي تنظيم واكنشهاي اعضاي بدن. بنابراين وظيفه اول را چربيها، پروتئينها و هيدروكربورها
انجام ميدهند كه منابع سوخت يا مواد غذايي انرژيزاي بدن را تشكيل ميدهند و تركيبات
ارگانيك حاوي كربن شناخته شدهاند. وظيفه دوم را پروتئينها، املاح و آب انجام ميدهند كه در
تركيب ساختمان نسوج بدن وارد ميشوند و بار ديگر آنچه را كه از بين رفته است، ميسازند
يا ترميم ميكنند. وظيفه سوم را ويتامينها انجام ميدهند كه تركيبات ارگانيك هستند
و وجود مقاديري از آنها براي رشد و سلامت طبيعي، ضروري است. بر اساس تحقيقات كارشناسان علوم تغذيه، انرژي مورد نياز بدن
به چهار عامل فعاليت بدني، اندازه و تركيب بدن، سن و محيط و آب و هوا بستگي دارد. شاخص متابوليسم پايه (BEE) *
مقدار انرژي كه به وسيله شخص در حالت استراحت 12 ساعت پس از خوردن يك وعده غذايي
در شرايط محيطي و دماي مناسب در 24 ساعت استفاده ميشود، را محاسبه ميكند. شاخص متابوليسم
را ميتوان در صورت نبود كالريمتري از روي مقدار قد، وزن، سن و جنس با استفاده از
معادله «هريس بنديكت» به دست آورد كه براي زنان و مردان بدين شرح است: متابوليسم
پايه زنان = وزن
× 56/9 + 1/655 +
سن × 86/4 - قد × 85/1 *** متابولسيم
پايه مردان = وزن
× 75/13 + 47/66 +
سن × 76/6 - قد × 5 با شاخص متابوليسم پايه ميتوان به كالري موردنياز هر انسان
(مؤنث يا مذكر) در هر شرايط بدني و سن دست يافت. اندازهگيري ابعاد بدن كه در
اصطلاح متخصصان تغذيه به آن «آنتروپومتري» گفته ميشود، به شناخت شكل و فرم بدن
كمك ميكند و يكي ديگر از شاخصهاي ارزيابي وضعيت تغذيه است كه شاخص BMI** خوانده ميشود. شاخص BMI يا توده بدون
چربي بدن، در واقع مشخص كننده لاغري و چاقي افراد است و از تقسيم وزن به توان دوم
قد فرد به دست ميآيد: وزن فرد
BMI = _____
2(قد فرد) دامنه
اين شاخص 19 تا 27 ميباشد كه هر چه به سمت عدد 19 ميل كند، نشانه فرد لاغر و هر
قدر به سمت 27 ميل كند، نشانه فرد چاق است. شاخصهاي
ياد شده، ميزان كالري موردنياز بدن افراد و نيز چاقي يا لاغري آنها را نشان ميدهد
و با وجود آنكه ارزيابي تغذيهاي اطلاعات مفيدي را از وضعيت موجود مصرف غذا و
الگوي خوراك ميدهد، اما كافي نيست، زيرا براي بهبود الگوي مصرف، لازم است ويژگيهاي
يك الگوي مصرف مطلوب بررسي شود. ويژگيهاي
يك رژيم غذايي مناسب به عقيدة كارشناسان علم تغذيه، براي استفاده از يك رژيم غذايي
مناسب و ايدهآل كه بتواند تأمينكننده نيازهاي بدن باشد، بايد از يك راهنماي
غذايي مناسب استفاده كرد كه داراي ويژگيهاي ذيل باشد: الف - كاهش مصرف چربي كل، چربي اشباع و كلسترول غذايي به كمتر
از 30 درصد كالري، روغنهاي جامد كمتر از 10 درصد كالري. ب - دريافت پروتئين تا حدود 15-10 درصد كل كالري. ج - افزايش دريافت كربوهيدرات پيچيده و فيبر تا سطح 55 تا 60
درصد كالريهاي مصرفي. د - كاهش مصرف سديم. هـ - تبديل دريافت انرژي براي رسيدن به وزن ايدهآل. و - تبديل مصرف قندها. ز - مصرف انواع غذاها در واقع، رژيم غذايياي مناسب و مطلوب است كه 15-10 درصد
كالري موردنياز روزانه بدن را از پروتئينها، 55 تا 60 درصد را از گياهان و مابقي
را از چربيها تأمين كند و شخص را در وزن ايدهآل حفظ كند و از غذاهاي متنوعي براي
تأمين ريزمغذيها و ويتامينهاي موردنياز بدن بهره جويد. رژيمهاي
غذايي كارشناسان غذايي، رژيمهاي غذايي متنوعي را مورد مطالعه قرار
دادهاند، همانند رژيمهاي گياهخواري، رژيم تركيبي و نيز رژيم غذايي كودكان و
نوجوانان (كه نظر به اهميت آنها به بررسي مختصر اين رژيمهاي غذايي ميپردازيم. الف - رژيم غذايي گياهي يا گياهخواري: در اين رژيم غذايي فقط مواد غذايي كه منشاء گياهي دارند مورد
استفاده قرار ميگيرند. افرادي كه از اين رژيم غذايي پيروي ميكنند، به مقادير
كافي كالري، تعادل نسبي اسيدهاي آمينه ضروري، مقدار كاني كلسيم، ويتامين B2، آهن و ويتامينهاي
A
و D
و B12
نياز دارند. آنها از بيماريهاي قلبي و عروق، چاقي و سرطان در امان هستند، اما پس
از مدتي با كمبود ويتامين B12 روبهرو ميشوند. ب - رژيم غذايي تركيبي: در رژيم غذايي تركيبي، مواد غذايي كه منشاء گياهي و حيواني دارند، مورد استفاده قرار ميگيرند
و اين نوع رژيم غذايي ميتواند تمامي نيازهاي بدن را تأمين كند و نسبت به رژيم
گياهخواري از مزايايي برخوردار است. با اين وصف انتخاب تركيب مناسب از چربيها،
پروتئينها و گياهان حايز اهميت زيادي است كه ميتواند تعادل لازم و سلامت انسان
را تضمين كند. ج
- تغذيه كودكان و نوجوانان كارشناسان علوم تغذيه عقيده دارند كه تغذيه مناسب در دوران
شيرخوارگي، كودكي و نوجواني، آثار مطلوب خود را حتي در دوران پيري و كهنسالي نشان
ميدهد و از اين جهت رعايت الگوي مناسب تغذيه كودكان و نوجوانان حايز اهميت بسياري
است. در رژيم غذايي كودكان و نوجوانان بايد به دو عامل انرژي و
پروتئين توجه زيادي داشت. بالاترين ميزان انرژي در هنگام تولد مورد نياز است و به سرعت
در سال اول زندگي كاهش مييابد و بار ديگر نياز به انرژي در دوران بلوغ افزايش مييابد.
مردان به لحاظ بافت عضلاني بيشتر، به انرژي بيشتري نسبت به زنان احتياج دارند. نياز به پروتئين نيز مانند نياز به انرژي است و توصيه ميشود
به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن كودكان 4-2 گرم پروتئين به ويژه براي نوزادان در نظر
گرفته شود. مصرف بيش از حد پروتئين نيز غلظت اوره را سبب ميشود و خطرات زيادي
دارد. مخاطرات
پيشبيني نشده در تغذيه كودكان و نوجوانان سوءتغذيه پروتئين - انرژي (PEM) *
پس از بيماريهاي عفوني و اسهال، سومين علت مرگ و مير كودكان در ايران شناخته شده
است. سوءتغذيه پروتئين - انرژي به طور عمده در كودكان كمتر از پنج سال مشاهده ميشود
و حداكثر شيوع آن در سن 18 ماهگي است. به طور متوسط از هر سه كودك زير پنج سال در
ايران، يك كودك در معرض خطر ابتلا به سوءتغذيه پروتئين - انرژي (PEM) متوسط و شديد قرار دارد. از آنجا كه كوتاهقدي و كمخوني نشانه ابتلا به سوءتغذيه PEM در گذشته و حال
است و ميان كودكان در سنين مدرسه كوتاهقدي و كمخوني گزارش شده است، لذا خانوادهها
در تغذيه كودكان و نوجوانان ميبايست نسبت به خطر سوءتغذيه PEM هوشيار باشند. به
ظاهر گروه سني 14-10 ساله بيشتر از حيث سوءتغذيه PEM آسيبپذير
هستند. ريشههاي اصلي اين تشكل در «فقر اقتصادي و ناامني غذايي»، «روشهاي غلط غذا
دادن به كودكان»، «ناآگاهي و فقر فرهنگ غذايي»، و نيز «اشتغال مادران و رسيدگي
ناكافي به كودكان»، «وضع نامطلوب بهداشت محيط و بهداشت شخصي»، «بيماريهاي رودهاي
و انگلي»، «فقدان دسترسي كافي به خدمات بهداشتي - درماني» و نيز «عدم مراقبتهاي
لازم در دوران بارداري» ميباشد. برنامهريزي جدي براي مقابله با علل بروز سوءتغذيه پروتئين -
كالري، دادن آگاهي لازم به مادران براي انتخاب صحيح مواد غذايي جهت تأمين نيازهاي
جسمي كودكان و نوجوانان، افزايش درآمد خانوارها و اختصاص بخش اصلي درآمد به تأمين
مواد غذايي (فرهنگسازي در جامعه)، از عواملي است كه ميتواند آثار منفي و زيانبار
سوءتغذيه PEM
را كه نسل حال و آينده را تهديد ميكند، از بين ببرد و از هزينههاي هنگفت بهداشتي
- درماني براي رفع عوارض سوءتغذيه PEM در آينده جلوگيري كند. انواع سوءتغذيه PEM عبارتند از:
تغذيه ماراسموس (لاغري مفرط)، كواشيوركور (كموزني)، كمخوني تغذيهاي (فقر آهن). كارشناسان علوم تغذيه عقيده دارند كه براي تغذيه مناسب كودكان
بيش از 5 سال و نوجوانان، دادن سه وعده غذاي اصلي و دو وعده غذاي سبك بين وعدههاي
اصلي ضروري است. در همين حال ميبايست از دادن غذاهاي فاقد مواد مغذي (مانند آجيل،
شكلات و...) به كودكان و نوجوانان اجتناب گردد. البته محدوديت در دادن اين گونه
مواد غذايي نبايد به گونه اي باشد كه تقاضاي غذا و نوشابه به صورت ابزاري جهت جلب
توجه درآيد. آثار
سوء تغذيه آثار و عواقب سوءتغذيه در جامعه در ابعاد اقتصادي، اجتماعي
قابل بررسي و تعمق است. نخستين و مهمترين نكته آن است كه سوءتغذيه سبب ميشود كه
افراد از توانايي لازم جسمي و فكري براي انجام فعاليتهاي معمولي (تحصيل و آموزش،
كار، تفكر ومديريت، خلاقيت و ابتكار و نوآوري) برخوردار نباشند. از آنجا كه نيروي
كار به عقيده بسياري از كارشناسان علوم اقتصادي عامل اصلي، پيشرفت و توسعه اقتصادي
است، ناتواني نيروي كار در انجام كارهاي با بازده مناسب (بهرهوري نيروي كار) و
نيز نبود قدرت تفكر، خلاقيت و مديريت سبب ميشود كه اين عامل نقش كليدي خود را در
توسعه اقتصادي پايدار از دست بدهد. در ادبيات كهن ايران زمين نيز آمده است كه «فكر سالم در بدن
سالم است». اين نكته حساسي است كه ميبايست مورد توجه دولتمردان و خانوادهها قرار
گيرد. زيرا نبود جسم سالم،به خودي خود تواناييهاي فكري افراد را نيز از بين ميبرد
و قدرت فراگيري آنها را به شدت تقليل ميدهد. با اين وصف رعايت الگوي صحيح مصرف
مواد غذايي و پيروي از رژيم غذايي صحيح و مناسب با سن و فعاليتهاي جاري از اهميت
بسزايي برخوردار است. به عقيده برخي كارشناسان، سرمايهگذاري براي تغذيه صحيح
انسانها سبب ميشود كه نهتنها هزينههاي بهداشتي - درماني به شدت تقليل يابد،
بلكه نيروي كار از توانايي، مهارت و خلاقيت درخور توجهي بهرهمند گردد و نقش كليدي
و مؤثر خود را در توسعه پايدار اقتصادي - اجتماعي ايفا نمايد. دادن يارانههاي
مناسب به اقشار كمدرآمد جامعه براي تأمين هزينههاي معاش و پيروي از الگوي صحيح
تغذيه، گرچه هزينههايي را به دولت تحميل ميكند، اما از تقبل هزينههاي سنگينتر
بهداشتي - درماني جلوگيري خواهد كرد و سرمايهگذاريهاي انجام شده در بخشهاي
مختلف اقتصادي را به لحاظ بهرهوري مناسب و خلاقيت نيروي كار، با بازده بيشتر
مواجه ميسازد كه ميتواند منشاء درآمدهاي بيشتر براي دولت و مردم باشد و سطح رفاه
عمومي را ارتقا دهد. با اين وصف، كارشناسان پرداختهاي انتقالي دولت در زمينه
يارانه كالاهاي اساسي و مواد غذايي را نه تنها هزينهاي سربار تلقي نميكنند، بلكه
آنها را در جرگه هزينههاي پربازده قرار ميدهند كه آثار اجتماعي - اقتصادي و حتي
سياسي آن در حال و آينده قابل مشاهده است. نكته مهم ديگر اين است كه فرهنگ تغذيه صحيح ميبايست از طريق
آگاهي دادن به خانوادهها و به ويژه مادران، ترويج گردد. چه بسا در اثر ناآگاهي
خانوادهها، درآمد اضافي صرف كالاهاي غيرضروري گردد و نقش اصلي خود را در ارتقاي
بهرهوري نيروي انساني ايفا نكند. كارشناسان
عقيده دارند كه برنامهريزي و سرمايهگذاري براي مقابله با ريشههاي اصلي سوءتغذيه
PEM
ميبايست در دســتور كار دولت قرار گيرد و اين مقــوله اســاسي در ابعاد مختلف
بررسي و تبيــين گردد. هر گونه برنامهريزي و سرمايهگـــذاري در اين بخش با
شـــكوفايي مــهارتها و خلاقيتهاي نيروي انساني همراه خواهد بود كه آثار مثبت
اقتصادي - اجتماعي آن در حال و آينده قابل مشاهده است. | ||||||||||||||||||||||||||||||