Agahgar Logo SABT SEFARESHAT
Gap Space Gap Space Site Map Contact Us About Us Home
Agahgar Commercial Network            
 > ماهنامه بررسيهاي بازرگاني  > ماهنامه بررسيهاي بازرگاني شماره 167

زمان آن رسيده كه «نفتا»

به جنوب نظر بيندازد

 

اشاره:

      پيمان تجارت آزاد آمريكاي شمالي (نفتا) كه اواخر دهه 1990 در ميان كشورهاي ايالات متحده آمريكا، كانادا و مكزيك منعقد شده و به اجرا درآمد، فرصت‌هاي تجاري - سرمايه‌گذاري ارزشمندي را براي فعالان اقتصادي اين منطقه فراهم ساخت و به رشد اقتصادي سريع‌تر هر سه كشور در دو سال گذشته و ايجاد  فرصت‌هاي اشتغال مناسب در اين منطقه كمك بسزايي داشت.

اكنون رويكردي در خصوص توسعه «نفتا» به كشورهاي آمريكاي مركزي و جنوبي تا رسيدن به يك منطقه آزاد تجاري در نيمكره غربي مطرح مي‌باشد كه در مرحله نخست، عضويت شيلي، آرژانتين و اروگوئه را مدنظر دارد. اقتصاددانان و مقام‌هاي دولتي در منطقه با مدنظر قرار دادن منافع مكزيك از عضويت در «نفتا» و موفقيت‌هاي اين كشور در زمينه جذب سرمايه‌گذاري خارجي، ايجاد فرصت‌هاي اشتغال جديد و رونق صادرات، اكنون متقاعد شده‌اند كه عضويت در پيمان تجارت آزاد آمريكاي شمالي مي‌تواند براي آنها نيز فرصت‌هايي براي رونق بخشي به اوضاع اقتصادي و دستيابي به منابع جديد سرمايه‌گذاري ايجاد كند.

«زمان آن رسيده كه نفتا به جنوب نظر بيندازد» عنوان مقاله‌اي است كه در نشريه «بزينس‌ويك» به چاپ رسيده و موضوع گسترش «نفتا» را مورد توجه قرار داده است.

با هم اين مقاله را مي‌خوانيم.

 

 


آمريكا و شيلي مذاكراتي را در خصوص عقد يك پيمان تجاري آغاز كرده‌اند كه مي‌تواند در نهايت صحنه را براي انعقاد يك توافقنامه كه دربرگيرنده تمامي كشورهاي نيمكره غربي باشد، آماده كند.

يكي از رويكردهاي مطرح در خصوص گسترش منطقه تجارت آزاد، توسعه پيمان تجارت آزاد آمريكاي شمالي (نفتا) مي‌باشد.

نخستين گام جذابي كه مي‌توان در «نفتا» برداشت، نه‌تنها مشمول كردن شيلي است، بلكه گنجاندن آرژانتين و اروگوئه در اين توافقنامه است. آرژانتين و اروگوئه دو كشور مردم‌سالاري هستند كه در بخش مخروطي شكل جنوب آمريكا واقع شده‌اند. اين در حالي است كه سه كشور يادشده مشكلات قابل توجه اقتصادي را تجربه كرده‌اند.

آرژانتين به طور اخص مشكل دارد و اوايل سال جاري ميلادي در خصوص اخذ يك وام قابل توجه از صندوق بين‌المللي پول براي كمك به تأمين مالي پرداخت‌هاي بدهي خارجي خود وارد مذاكره شده است. ميزان بيكاري در آرژانتين و اروگوئه به حدود 15 درصد نيروي فعال آنها رسيده كه نسبت به ميزان بيكاري 10 درصدي شيلي با عملكرد اقتصادي بهتر، بيشتر است.

«گاري اس. بكر» برنده جايزه نوبل در سال 1993 كه در دانشگاه شيكاگو تدريس مي‌كند و در مؤسسه «هوور» نيز همكاري دارد، مي‌گويد: اقتصاددانان و مقام‌هاي دولتي كشورهاي مذكور، متقاعد شده‌اند كه عقد يك پيمان تجارت آزاد با آمريكا به ميزان زيادي به نفع اقتصاد آنهاست.

عقد اين پيمان نه‌تنها بازار جهاني را به روي كالاهاي صادراتي كشورهاي يادشده باز مي‌كند، بلكه آنها قادر خواهند بود سرمايه‌هاي بيشتري را براي سرمايه‌گذاري از سوي كشورهاي خارجي جذب كنند.

نتيجه امر آن مي‌شود كه رقابتي شديد براي صنايع مخابراتي و ساير صنايع حمايت شده آنها به وجود آيد. در ضمن همين امر، فشار را براي كاهش مقررات زايد در بازارهاي كار و محصولات اين كشورها افزايش خواهد داد.

مانعي كه بر سر راه توسعه «نفتا» و دربرگيري جنوب آمريكا در اين توافقنامه وجود دارد، آن است كه آرژانتين و اروگوئه به همراه برزيل و پاراگوئه به بازار مشترك جنوبي (مركوسور) كه يك اتحاديه گمركي است، تعلق دارند.

شيلي يك عضو پيوسته است. توافقنامه مورد بحث در پي آغازي خوب، درگير مسايلي همچون كاهش ارزش پول برزيل، سهميه‌هاي وارداتي، اتهامات مربوط به رقابت مكارانه (دامپينگ) و نيازهاي داخلي در صنايع خودروسازي شده است.

در نتيجه، صادرات كالا از آرژانتين و اروگوئه به كندي توسعه يافته و بخش كوچكي از كل توليد كالاها و خدمات آنها را دربرگرفته است. البته اين امر، گشايشي را براي «نفتا» فراهم مي‌آورد.

سه كشور آمريكاي جنوبي ترجيح مي‌دهند كه اتحاد گسترده‌تر تجارت آزاد را با آمريكا در ادامه كار «مركوسور» در شكل فعلي‌اش داشته باشند. آنها اميدوار هستند كه برزيل نيز به اين پيمان تجاري بپيوندد و مايل هستند كه اين امر در حال حاضر صورت بگيرد، حتي اگر اين اقدام زمان بيشتري را براي عقد توافقنامه‌اي كه بين برزيل و آمريكا اجرا مي‌شود، بگيرد.

هدف درازمدت‌تر، همانا شامل كردن كليه كشورهاي نيمكره غربي در يك توافقنامه تجاري است. چنين اقدامي در آمريكاي جنوبي و آمريكاي مركزي مطلوب است، ولي رهبران سياسي اين كشورها نگرانند كه آيا جو سياسي در آمريكا به شكلي درآمده است كه در اين برهه از زمان دست به عقد چنين توافقنامه‌اي بزنند يا خير؟

بيم آنها از اين است كه بسياري از اعضاي كنگره اكنون در خصوص بيكاري و كمبود فرصت‌هاي شغلي در نواحي و ايالاتشان به دليل رقابت كالاهاي توليدي در يك منطقه گسترده تجارت آزاد، نگران هستند. آنها بيم دارند كه دولت جديد «بوش» مسأله توسعه «نفتا» را در سال آينده مدنظر قرار دهد، ولي بيم دارند كه كاهش جدي در رشد اقتصادي آمريكا، احتمالاً مانع اجراي اين ابتكار عمل شود.

انتخاب «جرج دبليو بوش» به عنوان رييس‌جمهوري آمريكا بايد براي رهبران كشورهاي آمريكاي جنوبي،‌يك قوت قلب باشد، زيرا بوش به صراحت از بازارهاي باز حمايت مي‌كند.

بوش مايل است كه به سرعت از كنگره اجازه بگيرد كه در مورد عقد يك توافقنامه تجارت آزاد بين كشورهاي آمريكاي جنوبي، مركزي و شمالي تا سال 2005 به مذاكره بنشيند. به علاوه رشد سريع اشتغال در سال‌هاي اخير به مردم آمريكا نشان داده كه «نفتا» شرايط بازار كار را بدتر نكرده است.

اشتغال كمتر در برخي شركت‌ها به دليل وجود رقابت بيشتر واردات كالاهاي ساخت مكزيك، از طريق ايجاد فرصت‌هاي بيشتر براي ساير شركت‌ها در فروش كالا به مكزيك جبران شده است.

كشورهاي آمريكا و كانادا به طور متوازن از وجود توافقنامه «نفتا» سود مي‌برند، گرچه نفع متناسب و فراخور به وضوح بيشتر، عايد مكزيك شده است.

صادرات مكزيك به كشورهاي همسايه شمالي خود به ميزان قابل توجهي پس از تشكيل «نفتا» افزايش يافته است و در حال حاضر بيش از 90 درصد صادرات مكزيك به آمريكا و كانادا روانه مي‌شود. با اين حال واردات كالا از آمريكا و كانادا تقريباً به همان سرعت افزايش يافت و سرمايه‌گذاري‌هاي خارجي در مكزيك با سرعت افزايش يافته
است.

اقتصاد موفق مكزيك، به ايجاد ثبات سياسي در اين كشور كمك زيادي كرده و حتي به انتخاب «ويسنته فاكس» يعني اولين رييس جمهوري از حزب مخالف (پان) نيز كمك شاياني كرده است.

كشورهاي آمريكاي جنوبي در قياس با مكزيك از بابت اجراي توافقنامه تجارت آزاد احتمالاً سود كمتري مي‌برند، اما از بابت دستيابي بيشتر به بازارها و منابع مالي آمريكاي شمالي، كمك زيادي به اقتصادشان مي‌شود.

موفقيت قابل توجه اقتصادي و سياسي «نفتا»، قوي‌ترين علت بحث براي تجارت آزاد در سراسر نيمكره غربي است.

شيلي، آرژانتين و اروگوئه با وجود مشكلات اقتصادي كنوني، به دليل برخورداري از دولت‌هاي مردم‌سالار و انجام اصلاحات اقتصادي،‌سه نامزد اصلي هستند كه استحقاق امضاي توافقنامه تجارت آزاد با كشورهاي آمريكاي شمالي را دارند.

ليكن اين توافقنامه فقط بايد اولين گام به سوي ايجاد يك منطقه باز تجاري در سراسر نيمكره تلقي شود. منطقه‌اي كه بتواند منافع فوق‌العاده‌اي را براي اقتصاد كشورها و دولت‌هاي مردم‌سالار خود فراهم بياورد.