با فراهم شدن زمينههاي صادراتي
خرما ميتواند نقش مهمتري
در تجارت خارجي داشته باشد
اشاره؛ خرما از محصولات كشاورزي
ارزشمند ايران است كه نهتنها در تغذيه بوميان مناطق خرماخيز نقش مؤثري دارد، بلكه
در بازارهاي جهاني نيز خريداران پروپاقرصي دارد. توليد خرما در ايران به
قرنها پيش برميگردد و در حال حاضر نيز بخشهاي قابلتوجهي از اراضي باغي كشور به
پرورش اين گياه اختصاص دارد. با اين وجود، خرما ميتواند
بيش از پيش در تأمين نيازهاي بازار داخلي و صادرات غيرنفتي كشور نقش ايفا كند و با
ايجاد و گسترش صنايع فرآوري جانبي آن، ارزش افزوده بيشتر، صادرات محصولات با ارزشتر
و اشتغال مناسب در مناطق خرماخيز و فعاليتهاي جانبي را تضمين كند. از اين رو
توليد، فرآوري و صادرات خرما از اهميت ويژهاي برخوردار است. خبرنگار نشريه «بررسيهاي
بازرگاني» در گفتوگو با آقاي اردوان نوسودي، مديركل اداره كل نخيلات وزارت
جهاد كشاورزي، روند جاري توليد و صادرات خرما، مشكلات و تنگناهاي موجود در بخشهاي
توليد و تجارت خرما و نيز صنايع فرآوري آن را جويا شد با هم اين
مصاحبه را ميخوانيم. * وضعيت توليد خرما در ايران چگونه است و چه جايگاهي در توليد و تجارت
جهاني اين محصول داريم؟ خرما از جمله محصولات نواحي گرمسيري
ايران است كه در مساحتي بالغ بر 215786 هكتار (177272 هكتار بارور و 38514 هكتار
نهال) و با توليد 908340 تن و متوسط عملكرد 5124 كيلوگرم در هكتار كشت ميشود. طبق آمار سازمان خواربار و كشاورزي
(فائو)، ايران در سال 1997 از نظر سطح زير كشت و توليد خرما مقام اول و از نظر
عملكرد در هكتار مقام هفتم جهان را به خود اختصاص داد. از جنبه تجاري، خرما يكي از
اقلام عمده صادرات غيرنفتي كشور است. طبق آمار فائو در سال 1997، صادرات خرماي
ايران از نظر وزني با صادرات 100 هزار تن مقام سوم و از نظر ارزش صادرات نيز با 40
هزار دلار مقام سوم جهان را به خود اختصاص داد. در صورت فراهم شدن زمينههاي لازم
در امر صادرات و بازاريابي، خرما ميتواند نقش مهمتري در تجارت خارجي محصولات كشاورزي
و كسب درآمد ارزي داشته باشد، به طوري كه طبق برآورد كارشناسي، يك كيلو خرماي
توليدي با قيمت هر كيلو 2000 ريال با توجه به درجه 1، 2، 3 و 4 بودن آن، ارزش
افزودهاي حدود 4000 ريال ايجاد ميكند. با وجود اين ارزش افزوده و شرايط و
امكانات مناسب، به دليل وجود نظام سنتي توليد و مشكلات و محدوديتهاي ناشي از آن
در مراحل بعد از توليد، بازاريابي و تجارت و صنايع فرآوري و جانبي خرما، از اين
ظرفيت موجود در كشور استفاده مناسب به عمل نميآيد. * آيا تاكنون راهكارهايي براي غلبه بر مشكلاتي
كه ذكر فرموديد، انديشيده شده است؟ جهت سامان دادن به وضعيت توليد و
بهرهبرداري هر چه بيشتر از اين منابع و ظرفيتهاي توليد در مناطق خرماخيز،
اقدامات جدي و مؤثري لازم است كه بخشي از انها در برنامه 5 ساله سوم پيشبيني شده
و مقرر است كه در ستاد ملي خرما پس از تشكيل، روي موارد زير تأكيد و تأييد گردد. -
اصلاح توليد و ساختار خرما و بهداشتي نمودن نخلستانها (جايگزيني ارقام
تجاري و صادراتي). -
اصلاح صادرات خرما و تدوين يك برنامه جامع بازاريابي و بازرگاني. -
تدوين برنامه جامع صنايع وابسته به خرما بر اساس بازاريابي داخلي و خارجي
با توجه به اينكه در سال 2004 ميلادي محدوديت واردات و صادرات در اروپا لغو خواهد
شد. -
تدوين برنامه جامع تبليغاتي جهت بالا بردن آگاهيهاي عمومي در كشور در
خصوص ارزش و خواص غذايي خرما. -
ايجاد ميز صادرات خرما به منظور رسيدگي به مشكلات صادرات خرما و مشخص
كردن نوع كمكها و تسهيلات قابل ارايه به صادركنندگان. * بررسي سطح زير كشت، توليد و عملكرد خرما در
ايران و مقايسه آن با جهان، چه ويژگيهايي را مشخص ميسازد؟ براساس آخرين آمار و اطلاعات منتشره
از سوي سازمان فائو، حدود 29 كشور جهان در سال 1997 توليدكنندة خرما بودهاند كه
به ترتيب قارهها: در آسيا 14 كشور، آفريقا 12 كشور، آمريكاي شمالي و جنوبي 2 كشور
و اروپا يك كشور گزارش شده است. براساس آمار سال 1378، از مجموع
3/12 ميليون هكتار سطح زير كشت محصولات كشاورزي ايران، بيش از 2 ميليون هكتار
(معادل 2/16 درصد كل اراضي) به كشت محصولات دايمي باغي اختصاص دارد كه سطح زير كشت
خرما در همين سال با احتساب نهال و باروردر حدود 216 هزار هكتار (معادل 8/11 درصد)
كل سطح باغباني (رتبه چهارم جهان) است. 82 درصد سطح زير كشت خرماي ايران بارور
است. مقايسه سطح زير كشت، توليد و عملكرد خرما در استانهاي خرماخيز كشور نشان ميدهد
كه از نظر سطح زير كشت و ميزان توليد استان كرمان (شامل مناطق كرمان و جيرفت و
كهنوج كه زيرنظر دو سازمان كشاورزي ميباشند) و از نظر عملكرد، استان كرمانشاه
مقام نخست را دارا ميباشد. * ميزان توليد خرما در سال 1379 چقدر بوده است
و نسبت به سالهاي اجراي برنامه اول و دوم
جه تغييراتي را نشان ميدهد؟ ميزان توليد خرما در سال 1379 بر
اساس گزارشهاي دريافتي از استانها 8/912 هزار تن ميباشد. آمارهاي جمعآوري شده نشان ميدهد
كه توليد خرماي ايران از 9/558 هزار تن در سال 1367 به 5/538 هزار تن در سال 1368
(آغاز برنامه اول) كاهش يافت. ميزان توليد در سال 1369 به 3/518 هزار تــن، در سال 1370 به 9/587 هزار
تن، در سال 1371 به 2/578 هزار تن، در سال 1372 به 7/715 هزار تن و در سال 73 به
3/705 هزار تن رسيد. توليد خرما در سال 1374 (آغاز برنامه دوم) به 780 هزار تن، در
سال 75 به 5/855 هزار تن، در سال 76 به 2/877 هزار تن و در سال 1377 به 1/918 هزار
تن بالغ شد. ميزان توليد خرما در سال 1378 نيز حدود 900 هزار تن برآورد شده است. * سطح زير كشت نخيلات در ايران چه ميزان است و
آيا از نخيلات سرشماري شده است؟ سطح زير كشت نخيلات در ايران طبق
آمارهاي موجود در سال 1369 در مجمود 9/144 هزار هكتار (شامل نهال و بارور)، در سال
1370 بالغ بر 5/151 هــزار هكتار، در سال 1371 بيــش از 5/160 هزار هكتار، در سال
1372 به ميزان 5/162 هزار هكتار و در سال 1373 نزديك به 181 هزار هكتار گزارش شده است. در برنامه دوم سطح زير كشت نخيلات
(شامل نهال و بارور) از حدود 3/187 هـــزار هكتار در سال 1374 به 2/203 هزار هكتار
در سال 1375 و سپس به 6/212 هزار هكتار در سال 1376 و حدود 8/217 هزار هكتار در
سال 1377 افزايش يافت، اما در سال 1378 اين رقم به حدود 8/215 تنزل يافت كه شــامل
5/38 هزار هكتار نهال و 3/177 هزار هكتار نخيلات بارور بود. از نخيلات ايران سرشماري به عمل
نيامده است، ولي از سال 1379 پروژه مشتركي با اداره كل آمار وزارت جهاد كشاورزي
شروع شده كه به اين هدف خواهيم رسيد. * مناطق خرماخيز ايران كدام نواحي هستند؟ لطفاً
با ذكر آمار اعلام فرماييد. مناطق خرماخيز ايران شامل استانهاي
هرمزگان، فارس، كرمان، سيستان و بلوچستان، خوزستان، بوشهر، اصفهان، ايلام، خراسان،
سمنان، كرمانشاه، كهكيلويه و بويراحمد و منطقه جيرفت و كهنوج و يزد ميباشد. * آيا تاكنون مطالعات گستردهاي درخصوص ويژگي هاي
اقليمي و استعدادهاي پرورش خرما در مناطق مختلف ايران انجام شده است؟ حاصل اين
مطالعات چيست؟ به منظور طبقهبندي و انتخاب مناطق
كاملاً مستعد، مستعد و به نسبت مستعد، سه مرحله بررسي و سه عامل مدنظر قرار گرفته
است. مرحله اول: شرايط اقليمي مرحله دوم: شرايط خاك مرحله سوم: وضع موجود باغهاي
خرما كه به ترتيب وضع مناطق و استانهاي خرماخيز كشور را از نقطهنظر تطابق عوامل
با نيازهاي نخلف مقايسه نموده و در نهايت پس از بررسي مشترك آنها به طبقهبندي
مناطق پرداخته و از بين آنها مناسبترين منطقه كشت مشخص و معرفي ميگردد: در مرحله اول كه طبقهبندي مناطق بر
حسب شرايط اقليمي است، با توجه به پارامترهاي ويژه، 7 منطقه اصلي اقليمي براي خرما
در نظر گرفته شده كه با اختلاف جزيي داراي امكان رشد و توسعه نخل خرما ميباشد.
اين مناطق عبارتند از: 1- منطقه گرمسيري و
خشك فصل زاگرس مركزي (قصر شيرين) داراي
اكولوژي استپي با 150 ميليمتر باران زمستانه كه با خطر يخبندان ناچيزي مواجه بوده،
مجموع حرارتي تابستان تا 5400 ساعت ميرسد و براي بعضي ارقام خرما منطقه مستعدي
است. 2- منطقه گرمسيري و خشك فصل خوزستان اكولوژي
استپي با 125 الي 350 ميليمتر باران زمستانه و بدون خطر يخبندان كه مجموع حرارتي
آن به 5710 ساعت ميرسد. 3- منطقه گرمسيري و خشك فصلي زاگرس جنوبي (فارس و كهگيلويه) اكولوژي
استپ جزئي با 100 تا 290 ميليمتر باران و خطر يخبندان ناچيز با مجموع حرارتي 3060
ساعت. 4- منطقه گرمسيري و خشك ساحلي (بوشهر و هرمزگان) اكولوژي نيمهاستوايي با 25 الي 216
ميليمتر باران، بدون خطر يخبندان و با مجموع حرارتي برابر با 6330 ساعت. 5- منطقه گرمسيري و خشك فصلي (كرمان و جيرفت) اكولوژي
استپ جزئي با 120 تا 250 ميليمتر باران، بدون خطر يخبندان، با مجموع حرارتي
تابستاني برابر 3400 ساعت. 6- منطقه گرمسيري جنوبي (سيستان و بلوچستان) اكولوژي
خشك نيمهاستوايي با 60 الي 150 ميليمتر باران، بدون خطر يخبندان با مجموع حرارتي
تابستان برابر 5850 ساعت. 7- منطقه گرمسيري و خشك شمالي (يزد و جنوب خراسان) با
اكولوژي استپي و با 60 تا 250 ميليمتر باران، با خطر يخبندان ناچيز و مجموع حرارتي
برابر با 3375 ساعت. مرحله
دوم، طبقهبندي مناطق بر حسب حاصلخيزي خاك است. بر
اساس مطالعات و تحقيقات انجام شده توسط محققين و خاكشناسان كشور، وضعيت مناطق هفتگانه
از نظر خاكشناسي و حاصلخيزي خاك،
طبقهبندي شده است. الف - مناطق كاملاً مستعد اگرچه
هر يك از مناطق هفتگانه خرماخيز كشور ارقامي نسبتاً متفاوت با يكديگر توليد ميكنند
كه در جاي خود اهميت و ارزش فراوان براي روستاييان و پرورشدهندگان آن دارند و تعدادي
از آنها نيز داراي ارزش بازاري خوبي هستد، ليكن با توجه به محدوديتها و اولويت
ساير محصولات راهبردي و حداقل توليد
و نيروي انساني ميتوانيم مناطق را درجهبندي كنيم. مناطق كاملاً مستعد در استانهاي
خوزستان، فارس، بوشهر، كرمان (جيرفت)، سيستان و بلوچستان و هرمزگان قرار دارند. در
اين مناطق گاهي گونه مشتركي وجود دارد كه در مبداء اصلي عملكرد خوبي دارند يا به
عبارت ديگر بعضي انواع خرما داراي پراكندگي زيادتر و بعضي محدودتر دارند. بعضي مناطق محل توليد يك گونه
(واريته) مرغوب است. مثلاً زاهدي كه گونه عمده قصرشيرين يعني شماليترين منطقه
خرماخيز ايران است و اين خرما جزو خرماهاي مرغوب و خشك ايران به شمار ميآيد. ولي
اين محل به علت داشتن محدوديت آبي و اشتغال گوناگون روستاييان، جزو اولويت يك قرار
نميگيرد. كشت اين گونه در طرفين مرز در دامنه كوهها، سراسر خوزستان و مناطق ساحلي
بوشهر تا كازرون كشيده شده است. جهرم منطقه اصلي گونه شاهاني است، ولي اين گونه
خيلي خوب داراي پراكندگي زياد بوده و از شيراز تا داراب، فسا، لنگه و ميناب ادامه
دارد. بم منطقه اصلي گونه مضافتي است. اما
اين رقم در مناطق مختلف خرماخيز كرمان از شرق خطي كه از شهداد - حاجيآباد به طرف
ميناب ميگذرد و به بلوچستان ميرسد، ديده ميشود. رقم ربي، بلوچستان نقطه انتشار اين
رقم بوده و تا بم ديده ميشود. اين رقم جنوبيترين گونه عمده ايران است. استعمران،
اكثريت نخيلات خوزستان (80 درصد) را تشكيل داده و عمدهترين گونه صادراتي ايران ميباشد
و تا سواحل بوشهر و كازرون ادامه دارد. كبكاب و گونه عمده خشت، دشتستان،
تنگستان و دشتي در مناطق بوشهر و كازرون است. اين خرما از گونههاي مرغوب ايران و
جهان محسوب ميشود. لذا با توجه به اهميت ارقام و اشتغال زارعين، اقتصادي بودن و
قدمت توليد و صادرات، مناطق كاملاً مستعد خرما عبارتند از شهر و بخشهاي استانهاي
زير: آبادان، خرمشهر، اهواز، دشت
آزادگان، شادگان (خوزستان)، جهرم، داراب، شيراز، كرمان، خفر و قطبآباد (فارس)،
دشتستان، تنگستان، دشتي، برازجان و بوشهر (بوشهر)، بم، شهداد، جيرفت، نرماشير (كرمان)،
ميناب و حاجيآباد (هرمزگان)، بمپور چانف، لاشار، سرباز، سراوان و نيكشهر (سيستان
و بلوچستان). ب - مناطق مستعد كشت خرما شمال
شرق استان خوزستان (شوشتر، بهبهان و رامهرمز)، فارس (فيروزآباد، فسا، داراب و
لار)، جنوب استان بوشهر (اراضي بنادر ديلم، گناوه، دير و خورموج)، قصر شيرين
(حوالي قصر شيرين، نفتشهر و سومار)، بندرعباس (بندرلنگه و كنگان) و بخشهاي
خرماخيز ايرندگان، كارواندر، خاش، از مناطق مستعد كشت خرما در ايران محسوب ميشوند. * مهمترين انواع
خرماي ايران را نام ببريد؟ خرماهاي معروف ايران در كدام نواحي هستند؟ خرماهاي
معروف استان خوزستان، استعمران (سعمران و يا ساير) 80 درصد كل توليد و برخي گونههاي
مهم ديگر شامل خارك ميباشد كه صادراتي است. خرماهاي
معروف استان بوشهر، كبكاب (حدود 80 درصد كل توليد) است. خرماهاي
معروف فارس شامل زاهدي، شاهاني، كبكاب، استان كرمان خرماي مضافتي، استان سيستان و
بلوچستان خرماهاي مضافتي و ربي، استان هرمزگان خرماي پيارم و منطقه جيرفت خرماي
مضافتي و مرداسنگ است. * مشكلات و معضلات
مبتلابه توليد خرما در ايران كدامند؟ مشكلات عمده عبارتند از: 1-
نامناسب بودن مناطق كشت، شوري خاك و آب، رطوبت نسبي بالا به همراه درجه
حرارت 50-40 درجه سانتيگراد و محدوديت آب. 2-
سنتي بودن نخلستانها (عدم رعايت فاصله كشت، تكثير ارقام به وسيله كشت
بذر، نامرغوب بودن ارقام موجود، روشهاي آبياري موجود، تراكم بسيار بالا)،. 3-
محدوديت كاربرد ماشينآلات كشاورزي در نخلستانهاي موجود. 4-
عدم امكانات مالي نخلداران در انجام امور مربوط به بهزراعي * مشكلات و معضلات بخش صنايع محصول خرما
كدامند؟ مشكلات عمده صنايع جانبي عبارتند
از: 1-
كمبود كارگاهها و كارخانههاي بستهبندي مدرن (منطبق با دانش فني روز) 2-
كمبود كارخانههاي صنايع تبديلي (تهيه قند مايع، عسل و شيره خرما و سركه،
الكل، كارامل، اسيد سيتريك و...) 3-
عدم استفاده از ضايعات ناشي از درخت خرما از قبيل شاخ و برگ به منظور
تهيه نئوپان و صنايع دستي به صورت صنعتي، خمير كاغذ الياف بلند. 4-
كمبود كارتن و عدم توزيع به موقع آن. 5-
كمبود نقدينگي در بخشهاي صنايع تبديلي و بستهبندي 6-
تأخير زماني در پرداخت نقدينگي با توجه به فصل برداشت خرما در كشور. وجوه سرمايه در گردش كه توسط بانكها
در اختيار صاحبان صنايع گذاشته ميشود، بايد به صورتي باشد كه تا خرداد ماه هر سال
به دست ايشان برسد. * مشكلات و معضلات بخش بازرگاني و اقتصادي خرما
كدامند؟ مشكلات عمده در اين زمينه عبارتند
از: 1-
عدم وجود اطلاعات كافي در خصوص بازارهاي مصرف داخلي و خارجي. 2-
نداشتن تشكلهاي فعال تجاري و صادراتي در ارتباط با صادرات خرما 3-
وجود قوانين و مقررات اداري دستوپاگير در خصوص صادرات خرما 4-
نبود پايانههاي صادراتي ويژه محصول خرما در مبادي خروجي كشور 5-
عدم شركت فعال بخش خصوصي در نمايشگاههاي خارجي به علت مشكلات مالي و عدم
تسهيلات مناسب براي آنها 6-
ناآشنا بودن خواص خرما براي مردم در ايران و ديگر نقاط جهان كه به طور
مستقيم بر تقاضاي اين محصول اثر منفي دارد. * پيشبيني شما براي توليد خرما در برنامه سوم
چيست؟ در برنامه سوم توسعه بهطور عمده بر
افزايش عملكرد در هكتار و بهبود كيفيت محصول خرما تأكيد شده است. پيشبيني ميشود
در صورت فراهم شدن اعتبارات پيشنهادي عملكرد در هكتار خرما با حدود 40 درصد افزايش
به 7000 كيلوگرم برسد. اين افزايش همراه با افزايش سطح باغات بارور موجب خواهد شد
كه ميزان توليد خرما به بيش از 1350 هزار تن افزايش يابد. * آيا در زمينه توليد خرما در ايران برنامه
مدوني وجود دارد؟ بله برنامههاي مدون اداره كل
نخيلات در زمينة توليد طرح طوبي، طرحهاي عمراني (ملي و استاني) و فناوري كشت بافت
و بخش صنعت، فرآوري و صنايع جانبي و خدمات حمايتي (تضمين خريد محصول خرماي كشور و
بيمه خرما)، از برنامههاي مدون اين بخش ميباشد. * آيا بررسي جامعي در خصوص مزيت وضعيت صنايع
تبديلي و ايجاد ارزش افزوده خرما صورت گرفته است؟ با مقايسه مقدار توليد اين محصول در
كشور با مصرف داخلي و صادرات، اين مسأله جلبنظر مينمايد كه حدود 500 هزار تن
خرما براي بهرهبرداري و استفاده بهينه ميتواند در چرخه صنايع تبديلي و فرآوري
خرما وارد گردد. در حالي كه ايجاد صنايع به فراخور توليد در كشور نبوده است. طبق
آمار وزارت صنايع تنها 17 واحد داراي پروانه بهرهبرداري به ظرفيت 22630 تن در اين
زمينه فعال ميباشد. سه واحد با ظرفيت 6150 تن داراي پروانه تأسيس بوده ولي
فعاليتي ندارند و حدود 131 واحد داراي جواز تأسيس با ظرفيت 444890 تن جهت بستهبندي
و شهد خرما موافقت اصولي دريافت نمودند. از اين رو بيشتر اهداف اداره كل
نخيلات با همكاري و هماهنگي معاونت توسعه صنعتي وزارت صنايع و معادن بر اين راستا
قرار گرفت كه صنايع تبديلي و فرآوري را رونق بخشيده و روشهاي جديدي براي تبديل
خرماي مازاد بر مصرف كشور كه داراي ارزش افزوده بالايي است، پيدا نمايد. * در خصوص تضمين خريد محصول خرماي كشور از نخلكاران
چه اقداماتي انجام شده است؟ در راستاي سياستهاي دولت در خصوص
خريد تضميني برخي از محصولات كشاورزي، وزارت كشاورزي (وقت) موضوع را پيگيري كرد كه
با توجه به جبران هزينههاي توليد و تأمين سود عادلانه براي باغداران، به خصوص نخلكاران
و توليدكنندگان خرما و حفظ اهميت اقتصادي و غذايي آن، حداقل و حداكثر قيمت خريد
تضميني خرما در سال 1379 بر اساس مصوبه شوراي اقتصاد، حداقل 1160 و حداكثر 1700
ريال تعيين و به سازمان مديريت و برنامهريزي كشور ابلاغ شد. سازمان مذكور با هماهنگي سازمانهاي
ذيربط، ارقام مختلف خرما را قيمتگذاري كرد و قيمتهاي مذكور را براي اجرا به
سازمان مركزي تعاون روستايي كشور ارسال نمود تا با همكاري سازمانهاي كشاورزي
استانهاي خرماخيز اقدام به خريد گردد. * در خصوص بيمه خرما چه اقداماتي صورت گرفته
است؟ قانون بيمه محصول خرما ابتدا به
صورت آزمايشي در دو استان سيستان و بلوچستان و كرمان براي سال اول در نظر گرفته شد
و گونههاي تحت پوشش بيمه را در اين دو استان ارقام مضافتي، قصر و ربي تشكيل ميدادند.
مقرر گرديد كه پس از اجراي آزمايشي اين قانون در دو استان مذكور در ساير مناطق
خرماخيز كشور نيز تعميم يابد. در سال زراعي 76-75 و بر طبق آمار
ارسالي از صندوق بيمه محصولات كشاورزي در مجموع 27788 اصله از نخيلات 305 نفر ضمن
عقد قرارداد، تحت پوشش بيمه محصول خرما قرار گرفت. با اجراي موفق اين طرح آزمايشي در
سال اول تصميم گرفته شد كه براي يك سال ديگر نيز اين طرح ادامه پيدا كند و تعميم
سطح قابل پوشش بيمهاي در برنامه پنجساله دوم تأمين گردد. به همين منظور جهت
اجراي اين طرح آزمايشي در سال زراعي 77-76 استان خوزستان نيز به عنوان استان سوم
در نظر گرفته شد و با توجه به اينكه در سال اول اجراي طرح بيمه در استان مذكور
نياز به جمعآوري اطلاعات بيشتر و تجربه قابلقبول بود و نيز به دليل اميت ويژه
رقم استعمران، اين رقم در سال زراعي 77-76 در استان خوزستان تحت پوشش بيمه قرار
گرفت. لازم
به ذكر است كه در حال حاضر علاوه بر استانهاي مذكور، محصول خرماي مناطق بوشهر،
فارس و هرمزگان نيز تحت پوشش بيمه قرار گرفتهاند. استانهاي تحت پوشش بيمه سطحي
معادل 98 درصد نخيلات كشور را دربرميگيرند كه نسبت به محصولات باغي ديگر بالاترين
سطح پوشش بيمه را دارا ميباشند. * پيشبيني شما در زمينه صادرات خرما طي برنامه
سوم چيست؟ با توجه به اينكه بهبود كيفيت محصول
توليدي در برنامه پنجساله سوم از اهداف عمده است، از اين رو صادرات خرماي كشور
محدود به ارقام تجاري و مرغوب و بازارپسند و با رعايت استانداردهاي بينالمللي و
اصول بهداشتي خواهد شد و با كيفيت مطلوب به كشورهاي مقصد حمل خواهد گرديد. پيشبيني
اوليه براي صادرات محصول خرما در سال 79 به ميزان 50 هزار تن، در سال 80 به ميزان
70 هزار تن، در سال 81 به ميزان 80 هزار تن، در سال 82 معادل 100 هزار تن و در سال
83 به ميزان 120 هزار تن ميباشد. * كشورهاي رقيب خرماي ايران در بازارهاي جهاني
كدامند؟ Ž
عراق، عربستان، تونس، مراكش و الجزاير. * خرماي ايران به كدام كشورها صادر ميشود؟ بر طبق آمار دريافتي از دفتر امار و
خدمات ماشيني خرماي ايران به كشورهاي ويتنام، هلند، هند، يونان، آذربايجان، آلمان،
اتريش، ارمنستان، ازبكستان، اسپانيا، استراليا، آفريقاي جنوبي، افغانستان، امارات
متحده عربي، اندونزي، انگلستان، اوكراين، ايتاليا، بحرين، برونئي(دارالسلام)،
بلژيك، بلغارستان، بلوروسي (روسيه سفيد)، بوسني و هرزگوين، پاكستان، تاجيكستان،
تانزانيا، تايوان، تركمنستان، تركيه، ترينيداد و توباگو، جيبوتي، چك، دانمارك،
روسيه، روماني، زامبيا، زيمبابوه، ژاپن، سنگاپور، سوئد، سوييس، سوريه، صربستان و
مونتهنگرو، عراق، فرانسه، فيليپين، قبرس، قرقيزستان، قزاقستان، قطر، كانادا،
كنيا، كويت، لبنان، لتوني، ليتواني، مالت، مالزي، مجارستان، مقدونيه، نروژ و
نيوزيلند صادر ميشود. * مصرف سرانه خرما در ايران چقدر است؟ مصرف سرانه خرما در ايران حداقل 4
كيلوگرم و حداكثر 10 كيلوگرم و بهطور متوسط 7 كيلوگرم ميباشد. متوسط ميزان مصرف
سرانه خرما در استانهاي خرماخيز در سال 1378 به 7/12 كيلوگرم رسيد. * توصيه شما به توليدكنندگان خرما چيست؟ توصيههاي
زير به نظر ضروري است: 1-
استفاده از ارقام مرغوب و تجاري (به ويژه ارقام خشك) به جاي ارقام
نامرغوب و كمبازده 2-رعايت اصول فني و توصيههاي
كارشناسي در زمان كاشت، داشت و برداشت خرما 3-
تغذيه مناسب از طريق آزمايش آب و خاك و برگ و استفاده از كود شيميايي بر
اساس آزمون مذكور و نيز بهرهگيري از كودهاي آلي 4-
رعايت فاصله كاشت در نخلستانهاي تازه احداث شده 5-
استفاده از سيستم آبياري تحت فشار * توصيه شما به صادركنندگان خرما چيست؟ رعايت استانداردهاي بينالمللي،
بستهبنديهاي مرغوب و يكدست و نيز تثبيت نسبي قيمتهاي اعلام شده به مشتري بر
اساس درجهبندي و نوع رقم و سليقه مشتري. | ||||||||||||||||||||||||||||||