Agahgar Logo CURRENCY, SPECIE, SILVER AND GOLD PRICES
Gap Space Gap Space Site Map Contact Us About Us Home
Agahgar Commercial Network            
 > ماهنامه بررسيهاي بازرگاني  > ماهنامه بررسيهاي بازرگاني شماره 163

 

كمك جامعه بين‌المللي براي كاهش فقر و تقسيم منافع جهاني شدن ضروري است

 

 

اشاره؛

  جهاني شدن، فرآيندي است كه اينك نگراني‌هاي فزاينده‌اي را در خصوص گسترش فقر و فقدان دستيابي به بازارهاي جهاني به ويژه براي كشورهاي در حال توسعه مطرح ساخته است.

  نظام اقتصاد جهاني مي‌بايست به سويي هدايت شود كه دستيابي به رفاه براي تمام جهانيان ميسر گردد و منافع جهاني شدن به طور مساوي ميان تمام كشورها اعم از پيشرفته و در حال توسعه توزيع گردد. با وجود مباحثي كه در نهادها و مجامع بين‌المللي در اين زمينه مطرح مي‌شود، هنوز روند جهاني شدن، سمت و سويي در توزيع مساوي منافع ان ميان همگان نيافته است و اين نگراني فزاينده‌اي را به ويژه براي كشورهاي درگير در فقر و بدهي و عقب‌افتادگي اقتصادي - اجتماعي ايجاد كرده است.

     ترور «آندرو مانوئل» رييس بخش جنوب آفريقاي صندوق بين‌المللي پول و بانك جهاني در نشست مشترك بانك و صندوق در 26 سپتامبر 2000 كه رياست آن را به عهده داشت، ضمن بيان شرايط كنوني كشورهاي فقير بدهكار، خواستار كمك براي كاهش فقر و تسهيم منافع ناشي از جهاني شدن ميان تمام كشورها شد.

     مقاله حاضر كه توسط خانم لي‌لي عمراني ترجمه و تلخيص شده، بخش ويرايش شده نطق مانوئل در مراسم افتتاح اين نشست مي‌باشد كه با هم مي‌خوانيم.

 

 

 

 


هنگامي كه از سويي درباره جهاني شدن و پيشرفت و از سوي ديگر به فقر فكر مي‌كنيم، نبايد ويژگي‌هايي را كه به رنج انساني نسل جديد كه قريب نيمي از جمعيت جهان است، مي‌افزايد، به دست فراموشي بسپاريم.

ما بايد ابعاد فقر را درك كنيم، ولي مهمتر آن است كه به راهبردهايي براي مبارزه با فقر و ايده‌هايي براي تغيير شرايط كنوني نياز داريم.

ما بايد مسؤوليت سرنوشت و مالكيت خود براي آينده خودمان را بپذيريم.

«هنري مورگانتو»، وزير خزانه‌داري آمريكا در نطق افتتاحيه در كنفرانس ژوئيه 1944 كه موجب ايجاد مؤسسات «برتون وودز» شد، به تراژدي بزرگ اقتصادي عصر ما، ركود قبل از جنگ جهاني دوم كه در كنار ساير عوامل به بروز جنگ جهاني دوم منجر شد،‌ هدف از ايجاد مؤسسات «برتون وودز» جلوگيري از تكرار ركود و جنگ بود.

تراژدي بزرگ اقتصادي زمان ما، فقر است. ما بايد بر اين تراژدي فائق آييم. به رغم همه پيشرفت‌هايي كه از سال 1944 صورت گرفته، ما همچنان در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه ميلياردها نفر هر روز صبح خود را با گرسنگي، فقر، بيماري و نوميدي شروع مي‌كنند. دنيايي كه در آن به رغم پيشرفت‌هايي در انباشت ثروت و فناوري، ما قادر به كاهش اختلاف شديد فقر نبوده‌ايم.

امروز، همه ما با يك برنامه و كار اضطراري روبه‌رو هستيم و بايد اطمينان حاصل كنيم كه منافع جهاني شدن به‌طور مساوي ميان همه تقسيم شود.

ما از اعضاي مجدد كمك مؤسسات «برتون وودز» در جهت كاهش فقر استقبال مي‌كنيم. براي انجام اين كار، بايد تشخيص دهيم كه نخستين هدف بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول به ضرورت نظارت بر روند جهاني شدن و تسهيل در ادغام كشورها در اقتصاد جهاني است، به شكلي كه منافع به‌طور مساوي بين آنها توزيع شود.

نابرابري روبه‌رشد، بزرگترين مخاطره را براي آينده اقتصاد جهاني مطرح مي‌كند. اگر اكثر جمعيت جهان به‌طور فزاينده در انزوا نگهداشته شوند و از نظر اقتصادي به آنها كمكي نشود، در آن صورت برنامه جهاني شدن با شكست مواجه خواهد شد.

همان‌گونه كه متوليان مؤسسات كه لنگر سيستم اقتصاد جهاني را در دست دارند، ما نيز مسؤول كسب اطمينان از اين مسأله هستيم كه جهاني شدن براي همه مردم جهان، زندگي بهتري را به ارمغان آورد.

رشد قوي اقتصاد جهاني در حال حاضر به علت موفقيت اجراي اصلاحات بنيادي از سوي كشورهاي روبه‌توسعه است. تهور آنها نياز به همكاري و هماهنگي كشورهاي غني‌تر دارد. ليكن دورنماي مثبت اقتصاد جهاني، مشكل استمرار فقر و نابرابري گسترده را در پرده نگاه داشته است.

آفريقا با توجه به رشد برآورد شده 5/3 درصد براي سال 2000، بيشترين موفقيت را داشته است. اين ميزان رشد به خودي خود يك دستاورد مهم است. اين اهميت با توجه به شرايط سنگين زيان‌هاي تجاري و بلاياي طبيعي ذكر شده و محصول اصلاحات هماهنگ‌شده اقتصاد كلان در اكثر نقاط اين قاره است.

ولي اين ميزان رشد همچنان كمتر از 5 درصد رشد سالانه‌اي است كه براي جلوگيري از افزايش فقر در آفريقا موردنياز است.

ما نيز مانند آفريقايي‌ها با چالش‌هاي حاد مواجه هستيم. ما بايد همچنان بر اصلاحات اقتصادي و ايجاد ظرفيت نهادي اصرار ورزيم، تا سودها و دستاوردهايي كه بحث كرده‌ايم، بيشتر تضمين شود.

سياست‌هاي مالي ما بايد همچنان بر روي توسعه و زيربناي اجتماعي متمركز باشند. ما بايد در بخش‌هاي تعليم و تربيت و آموزش سرمايه‌گذاري كنيم و هدفمان رفع اختلاف شديد در مهارت نيروي انساني است.

ما بايد با تقويت مؤسساتي كه اين اهداف را تآييد مي‌كنند، پارلمان‌ها، سيستم حقوقي و جامعه مدني و روش‌هاي دموكراسي خود را تقويت كنيم.

با اين حال، تا زماني كه برنامه‌هاي زيادي در كشورهاي آفريقايي وجود دارد كه قابل اجرا هستند، مهم آن است كه ما اين حقيقت را از نظر دور نگاه نداريم كه رشد پايدار در بازارهاي در حال گذار و ساير كشورهاي روبه توسعه بايد به عنوان يك پروژه جهاني نگريسته و تلقي شود.

اين كه ايا كشورهاي رو به توسعه قادر به بهره‌گيري از ثمرات رشد جهاني هستند يا خير، نه‌تنها به تلاش‌هاي خودشان، بلكه به تلاش‌هاي كشورهاي توسعه‌يافته‌اي كه با آنها در صحنه جهاني سهيم هستند، بستگي دارد.

تا وقتي كه كشورهاي رو به توسعه با انباشت بدهي‌هاي غيرقابل جبران، ضعيف باقي بمانند، رشد اقتصادي موردنياز حاصل نخواهد شد.

وجود بدهي سنگين همچنان يكي از موانع بزرگ بر سر راه رشد پايدار و توسعه است. برنامه ابتكاري «كشورهاي فقير با بدهي سنگين» HIPC اينك بايد به طور كامل اجرا شود.

مسأله ديگري كه بايد به آن توجه كنيم، بار بدهي است كه بر دوش كشورهاي غيرعضو كلوب پاريس مي‌باشد. در حال حاضر بار بدهي غيرمتجانس و بي‌تناسبي بر دوش كشورهاي فقير و با درآمد متوسط سنگيني مي‌كند، مگر آنكه كشورهاي ثروتمند بخش عظيم‌تري از اين بدهي‌ها را مورد بخشودگي قرار دهند.

اجازه دهيد كه اينك به يك مسأله جهاني‌تر بپردازيم كه آن مسأله حكومت است. توسعه حكومت امري ضروري است. اين مسؤوليت بر دوش دولت‌هاي سراسر جهان است كه تضمين كنند «منابع به‌طور مؤثر به مناطق نيازمند هدايت و جاري شود.»

كنترل و طرز خوب حكومت در دهه گذشته به طور ناخوشايندي به يك شرط استاندارد در قراردادهاي منعقده بين استقراض‌دهندگان و وام‌بگيران تبديل شده است. مايلم پيشنهاد كنم كه اين شرط در عوض در قراردادهاي بين يك دولت و ملت مربوطه گنجانده شود.

طرز مناسب حكومت از نظر دولت‌هاي غيرفاسد بيش از يك حسن تعبير است. اين روند براي اطمينان از اين است كه دولت منتخب به منزله مجرايي براي تحويل كالا و خدمات به شهروندان است و به عنوان مجرايي براي تحويل كالاها و خدمات براي غني‌سازي افراد شاغل در دولت نيست.

به رغم پيشرفت پايداري كه براي آزادسازي رژيم‌هاي تجاري صورت گرفته، كشورهاي روبه‌توسعه همچنان براي ذينفع شدن از يك تجارت توسعه يافته جهاني مشكل دارند.

بازارهاي كشورهاي پيشرفته جهان فقط بر مبناي اصول انتخابي، باز هستند. در حالي كه يكپارچگي تجارت جهاني مستلزم دستيابي برابر و يكسان همه كشورها به همه محصولات و خدمات است.

دستيابي عادلانه به بازارهاي كشورهاي توسعه‌يافته براي داشتن رشدي پايدار و توسعه،‌ امري مهم است.

ضروري است كه بار ديگر روي تلاش‌هايمان در جهت كسب نتيجه‌اي جامع و منصفانه از دور جديد مذاكرات چندجانبه تجاري متمركز شويم.

ادامه كاهش در اعطاي كمك‌هاي توسعه‌اي موجب نگراني شديد است. با توجه به تفاوت شديد ميان انباشت سرمايه و پس‌انداز در فقيرترين كشورها،‌ احتمال نمي‌رود كه كاهش بدهي در كمك به اين كشورها براي مبارزه با فقر بدون اعطاي كمك‌هاي تازه مؤثر باشد.

هزينه روزافزون مبارزه با بيماري ايدز و ساير بيماري‌هاي مسري فقط بر ضرورت و اهميت اعطاي كمك‌هاي مالي اضافي تأكيد مي‌كند.

كشورهاي غني در حد مورد انتظار بخشنده نبوده‌اند و كشورهاي فقير نيز قابليت بيشتري در مصرف بهينه كمك‌هاي اعطايي نداشته‌اند، از اين رو كاهش ميزان اعطاي كمك‌هاي توسعه‌اي غيرقابل بخشش است و نبايد جوامع متمدن دلسوز با آن موافقت كنند و آن را تحمل نمايند.

مؤسسات جهاني همچنان به دانستن نقشي در مخاطب قرار دادن ضعف بنيادي ساختاري و ناهماهنگي‌هايي كه با آن مواجه هستيم، ادامه مي‌دهند.

نابرابري روبه رشد و فقر مداوم از يك سو و شرايط شكننده اقتصاد جهاني از سوي ديگر، به معناي آن است كه بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول به داشتن نقشي حياتي ادامه مي‌دهند.

براي پاسخ به اين نقش، اين مؤسسات بايد نيازهاي آنهايي كه موردنظر هستند را منعكس كنند. اين امر حايز اهميت است كه صداي كشورهاي رو به توسعه در بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول به‌طور قوي‌تري شنيده شود. بايد مطمئن شويم كه مي‌توانيم مالكيت را به شيوه‌اي فراتر از فرمول‌هاي قديمي كه در حال حاضر بر توزيع سهميه‌اي تأكيد دارد، تجربه كنيم.

ضروري است كه مباحثات آتي در مورد سهميه‌ها از منظر نيازهاي توسعه جهاني و بيشتر از منظري كه اوضاع اقتصادي احتمالاً مساعد است، مورد توجه قرار گيرند.

ما در داشتن ديدي از جهاني عاري از فقر وجه مشترك داريم و آن اشاره به جهاني است كه هوش جامع منحصر به‌فرد و خلاقيت ما بتواند در جهت ارتقاي زندگي مردم و رفاه آنان به كار گرفته شود.

در بخش‌هايي از كشورهاي جهان، وعده و توانمندي آزادسازي اقتصادي در حال هويدا شدن است، ليكن براي اكثر مردم راهي براي گريز از فقر وجود ندارد.

تلاش و چالش در جهت تبديل نوميدي به اميد است، اميدي كه بر اساس دانشي است كه دنيا به آن توجه مي‌كند و ريشه در انسانيت و تصميم مشترك ما در حصول اطمينان از برخورداري همه كودكان از يك زندگي سرشار از فرصت و عاري از فقر دارد.