استعدادها و توانمنديهاي بالقوه
در سايه برنامهريزي اصولي
به شكوفايي اقتصادي ميانجامد
اشاره: ايران كشوري وسيع با
تنوع آب و هوايي است. از چهارده گونه اقليم آب و هوايي شناخته شده در جهان، ايران
دوازده نوع آن را در نقاط مختلف كشور دارا ميباشد و از اين رو از استعداد طبيعي
براي رويش انواع گياهان از جمله گلها و گياهان زينتي برخوردار است. تنوع آب و هوايي
ايران، اين اجازه را ميدهد كه در پرورش گل و گياهان زينتي نهتنها تقاضاي بازار
داخلي، بلكه بخشي از تقاضاي بازار چهار ميليارد دلاري انواع گل و گياه تزييني را
تأمين كند. با وجود استعدادهاي
طبيعي، سهم ايران در توليد و تجارت جهاني انواع گل و گياهان زينتي تقريباً نزديك به صفر است. چنانچه توانمنديها و
استعدادهاي بالقوه و بالفعل در زمينه توليد و صادرات انواع گل و گياهان زينتي به
درستي شناسايي شود و با اتخاذ راهكارهاي مناسب و موانع برطرف گردد، به سهولت
ميتوان سالانه چندصد ميليون دلار از صادرات اين محصولات كسب درآمد نمود و اشتغال
مناسبي را براي نيروي كار كشور فراهم ساخت. در اين مقاله به
بررسي موقعيت ايران در خصوص توليد انواع گلها و گياهان زينتي و تنگناهاي موجود در
اين راه ميپردازيم. به
تقريب ميتوان گفت، تمامي مناطق ايران استعداد پرورش گلها و گياهان متنوعي را
دارند. اما در زمينه پرورش گلها و گياهان زينتي، توليدكنندگان در چند بخش اصلي
(به لحاظ جغرافيايي) متمركز شدهاند. منطقه
مركزي شامل استانهاي تهران، اصفهان و مركزي تقريباً 90 درصد گلها و گياهان زينتي
ايران را توليد ميكند. در شهرستانهاي خمين و محلات در استان مركزي،گلخانههاي
شيشهاي و زير پوشش پلاستيك و نيز در فضاي باز (به ويژه در خمين) به پرورش گونههاي
ارزشمند گلها و گياهان زينتي اختصاص يافتهاند. در
منطقه شمال كشور (استانهاي گيلان و مازندران) و نيز بخشهايي از استان آذربايجان
شرقي (تبريز) از آغاز بهار تا پايان پاييز استعداد پرورش انواع گلها و گياهان
زينتي در فضاي باز وجود دارد. اين مناطق نيز نقش قابل توجهي در توليد دارند. در
منطقه جنوب ايران به ويژه شهرستانهاي بندرعباس، ميناب، دزفول و شيراز توانمندي
پرورش گلهاي زيبا و با ارزشي مانند گلايل، مريم، داوودي و رز در فصل زمستان و
در فضاي باز وجود دارد. در
منطقه غرب به ويژه استان كرمانشاه و تالابهاي اين استان و اطراف آن، استعداد
پرورش گلها و گياهان زينتي وجود دارد و در اين منطقه نيز شماري از بهرهبرداران
اين محصولات تجمع دارند. در
ايران تقريباً اكثر قريب به اتفاق گلهاي زينتي مورد مبادله در بازارهاي جهان به
ويژه در فصل زمستان پرورش مييابد و بخشي از آنها نيز روانه بازارهاي منطقه (حاشيه
جنوبي خليج فارس) و نيز بازارهاي اروپايي و آسياي ميانه ميشود. به
طور كلي گلها و گياهان زينتي را ميتوان به سه گروه عمده تقسيم كرد. درختچههاي
تزييني مانند ياس، مو، ياس رازقي، موچسب، پيچ امينالدوله و... بخش نخست را تشكيل
ميدهند. ميخك، گلايل، مريم، داوودي، استرليزيا، آنتوريوم، رز، اركيده و... گروه
دوم يا گلهاي شاخه بريده را تشكيل ميدهند. در همين حال گروه سوم گلهاي گلداني
ميباشند كه عمده آنها پتوس، حسن يوسف، سنگلونيوم، رز، ديفن باخيا، بنجامين،
عروس، بگونيا، مارانتا، يوكا، ليندا، الگونما، برگ انجيري و قاشقي و... ميباشند. از
لحاظ ميزان توليد انواع گلها و گياهان تزييني ايران، با توجه به اختلاف دما در
كشور در حدود 25 تا 40 درجه سانتيگراد در فصول مختلف سال، ميتوان گفت كه حتي بهطور
طبيعي و در فضاي باز امكان پرورش بسياري از انواع گلها و گياهان زينتي در تمام
سال در ايران وجود دارد. اما آنچه مسلم است، شيوههاي سنتي پرورش گلها و گياهان
سبب ميشود كه قيمت تمام شده توليدات در سطح بالايي قرار گيرد و لذا ضرورت دارد كه
در زمينه تغيير شيوه توليد از سنتي به صنعتي تمهيدات لازم اتخاذ گردد. با
وجود آنكه آمارهاي تازه در خصوص توليد انواع گلها و گياهان زينتي ايران در دسترس
نميباشد، اما آمارهاي موجود نشان ميدهد در فاصله سالهاي 74-1358 رشد اين بخش در
حد قابل توجهي بوده، به طوري كه شمار واحدهاي بهرهبردار از 138 به بيش از 7000
واحد رسيده است. بر
اساس گزارش سازمان پاركها و زيباسازي تهران، توليد سالانه گلهاي شاخه بريده بيش
از 131 ميليون شاخه، توليدات گلداني بالغ بر 12 ميليون و درخت و درختچه و بوتههاي
تزييني بيش از 6/5 ميليون اصله ميباشد. آمارهاي
منتشره از سوي دفتر امور گل و گياه زينتي وزارت جهاد كشاورزي نشان ميدهد كه سطح
زير كشت شيشهاي گلها و گياهان زينتي در سال 1374 (سال نخست اجراي برنامه دوم)
حدود 114 هكتار، زير پلاستيك 300 هكتار و مقدار زمين زير كشت در فضاي باز حدود 806
هكتار بود. اطلاعات جديدتري در اين خصوص وجود ندارد، اما كارشناسان عقيده دارند كه
در طول سالهاي اجراي دومين برنامه توسعة اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بر سطح زير
كشت گلها و گياهان زينتي (گلخانهها، گلخانههاي پلاستيكي و فضاي آزاد افزوده شده
است. سطح
زير كشت گلها و گياهان زينتي ايران در قياس با كشورهاي عمده توليد و صادركننده
اين محصولات مانند هلند، كلمبيا و... بسيار اندك است. اين در حالي است كه به لحاظ
آب و هوايي و استعدادهاي طبيعي، امكان چند برابر كردن و افزودن سطح زير كشت وجود
دارد. كارشناسان
با اشاره به استعدادهاي طبيعي پرورش گلها و گياهان زينتي در ايران، اظهار ميدارند،
اين قابليتها در حدي است كه ايران ميتواند با يك برنامهريزي اصولي و محلي ظرف
چند سال در فهرست ده كشور عمده توليدكننده و صادركننده معتبر گل و گياهان زينتي
قرار گيرد و درآمد ارزي درخور توجهي نيز از اين راه بهدست آورد. به
عقيده كارشناسان، تنوع گلها و گياهان زينتي ايران يك مزيت نسبي درخور توجه است.
در واقع پرمصرفترين گلها در جهان نظير ميخك، رز، لاله، داوودي، سوسن، فرزيا،
زربرا، اركيده، اليستر، بريا، استرليزيا، انتوريوم، نرگس، مارگريت و... و گياهان
زينتي پرتقاضا در جهان مانند يوكا، ديفن باخيا، فيكوس، انواع نخل، دراسينا،
بنجامين و... به سهولت و با كيفيت مناسب در ايران پرورش داده ميشوند. رنگهاي
دلپذير، اندازه مناسب و تنوع گلها و گياهان زينتي ايران با توجه به گوناگوني
وضعيت آب و هوايي كشور، اين توانايي را به وجود آورده كه در تمام فصول سال بتوان
گلهاي موردنياز بازار داخلي و بخشي از بازارهاي خارجي را در ايران پرورش داد. اما
آنچه موجب شده كه در توليد و تجارت جهاني گلها و گياهان زينتي، ايران نقش بارزي
نداشته باشد، به مسايل و مشكلات توليد و صادرات اين محصولات برميگردد. با
عنايت به اين موضوع كه بهرهبرداران واحدهاي پرورش گلها و گياهان زينتي ايران نقش
مستقيم و كليدي در صادرات ندارند، ميبايست تنگناهاي موجود در مسير توليد و صادرات
شناسايي و راهكارهاي مناسب براي برطرف ساختن آنها اتخاذ و عملي گردد. نخستين
نكته مهم در بخش توليد، شيوه سنتي پرورش گلها و گياهان زينتي در كشور ميباشد.
اين شيوه از لحاظ بالا بردن قيمت تمام شده و كاهش توان رقابت در عرصههاي بينالمللي،
ميبايست مورد بازنگري قرار گيرد و روشهاي صنعتي جايگزين گردد. قدر
مسلم آن است كه براي اجراي روشهاي صنعتي، سرمايهگذاري مناسب و آموزش كافي براي
بهرهبرداران ضروري است. اما نكته درخور توجه آن است كه از يك سو بهرهبرداران از
نقدينگي كافي براي سرمايهگذاري جهت تغيير شيوه توليد از سنتي به صنعتي برخوردار
نميباشند. متأسفانه نظام بانكي كشور نيز در زمينه تخصيص تسهيلات اعتباري به بهرهبرداران
همكاري لازم را ندار. لذا كمبود سرمايهگذاري در اين بخش به شدت ملموس است. از
سوي ديگر آموزشهاي لازم به بهرهبرداران از سوي نهادهاي ذيربط صورت نميگيرد.
اغلب بهرهبرداران از تحصيلات مناسب و آموزش دانشگاهي در خصوص پرورش گلها و
گياهان زينتي برخوردار نيستند و اين شغل را از پدران خود به ارث برده و ياد گرفتهاند.
اما براي رساندن تواناييها و استعدادهاي طبيعي، مادي و نيروي انساني به مرحله
بهرهبرداري بهينه اقتصادي ضرورت دارد كه دستاندركاران توليد در اين بخش آموزشهاي
لازم را ببينند. تربيت
نيروي انساني متخصص در اين رشته و بهكارگيري آنها در واحدهاي بهرهبرداري ضرورتي
غيرقابل انكار است و تنها از اين طريق ميتوان روشهاي سنتي را حذف و روشهاي
صنعتي پرورش گلها و گياهان زينتي را ممكن ساخت. با
اين وصف دو مقوله اصلي در بخش توليد يعني سرمايهگذاري و نيروي انساني نخستين
اقدام مؤثر و ضروري براي رشد توليد و تغيير شيوه توليد ميباشد. در
همين حال كمبود كود و سم و تخصيص نيافتن يارانه در اين زمينه با وجود ضعف بنيه
مالي بهرهبرداران از مباحثي است كه ميبايست مدنظر برنامهريزان و بهرهبرداران
قرار گيرد. به عقيده كارشناسان براي تغيير روش توليد، تأمين تجهيزات از جمله
تجهيزات حرارتي گلخانهها ضرورت دارد و اين امر مستلزم همكاري نظام بانكي با بهرهبرداران
در تأمين منابع مالي موردنياز ميباشد. چنانچه
بخش توليد و تجارت گلها و گياهان زينتي به عنوان بخشي كه ميتواند در اشتغالزايي
و رشد درآمدهاي ارزي غيرنفتي مؤثر باشد، مدنظر قرار گيرد، ميبايست نظام بانكي به
سوي ارايه تسهيلات موردنياز بهرهبرداران هدايت گردد و حتي تسهيلات ترجيحي به اين
بخش اختصاص يابد. در
همين حال فقدان برنامههاي ترويجي، آموزشي و اصلاح نژاد و تداوم يافتن شيوه توليد
سنتي سبب ميشود كه بخش توليد گلها و گياهان زينتي در كشور همچنان از بازارهاي
جهاني دور بماند و از توان رقابت كافي براي حضور مؤثر در بازارهاي قابل نفوذ
برخوردار نگردد. اما
در بخش صادرات گلها و گياهان زينتي، مشكلات بزرگتري فراروي صادركنندگان قرار
دارد. صرفنظر از آنكه اكثر دستاندركاران صادرات گل در ايران خود توليدكننده نميباشند
و بهطور معمول به صورت واسطه (ميان توليدكننده و خريدار خارجي) عمل ميكنند،
مشكلات عمده بخش صادرات را ميتوان در كمبود سيستم خودكار (مكانيزه) بستهبندي
استاندارد در واحدهاي بهرهبرداري، موانع و مشكلات اداري در گمركات، فرودگاه و...،
گراني تعرفههاي حمل و نقل هوايي، فقدان يك تشكل صادراتي قوي، ناآگاهي بهرهبرداران
از روش و مقررات جاري در صادرات گلها و گياهان زينتي و... مشاهده كرد. نبود
يك تشكل قوي در زمينه صادرات گلها و گياهان زينتي سبب شده كه صادرات اين محصولات
از سوي ايران با آنچه در بازارهاي جهاني عملي ميگردد، تفاوت زيادي داشته باشد. تشكلهاي
صادراتي در اين زمينه اغلب به بازارهاي خاص ارتباط پيدا ميكنند و تمامي محصولات
خود را در همان بازارها به طور مستقيم عرضه ميكنند و از رقابت ناسالم در امان ميمانند.
تقريباً تمامي دستاندركاران صادرات گل و گياهان زينتي در ايران بر مشكلات ناشي از
فقدان يك تشكل صادراتي قوي در اين رشته تأكيد دارند. با وجود يك تشكل قوي دسترسي
به اطلاعات بازارهاي عمده، مقررات صادرات و واردات بازارهاي هدف، انتقال اطلاعات
به بدنه توليد، آگاهي از وضعيت تقاضا و عرضه به موقع محصول مورد تقاضاي بازار،
امكان بهرهگيري از ارز حاصل از صادرات انواع گلها و گياهان زينتي براي واردات
اقلام و تجهيزات موردنياز توليدكنندگان اين بخش و... ميسر ميگردد. با
اين وصف ايجاد يك تشكل قوي براي صادرات انواع گل و گياهان تزييني ضرورتي غيرقابل
اجتناب است. از
سوي ديگر به لحاظ فقدان ابزار و تجهيزات خودكار (مكانيزه) بستهبندي در واحدهاي
بهرهبرداري، بخش قابلتوجهي از گلها و گياهان زينتي صادراتي ايران در مقصد قابل
استفاده و عرضه نيست و به ضايعات تبديل ميشود. اين امر سبب ميشود كه همواره
انگيزه براي صادرات گلها و گياهان زينتي در ايران ضعيف باقي بماند. از اين رو
سرمايهگذاري براي تأمين تجهيزات بستهبندي مناسب ضروري است. با
وجود بستهبندي نهچندان مناسب گلها و گياهان زينتي براي صادرات، سيستم حمل و نقل
نيز با مشكلاتي مواجه است. بهطور كلي گلها و گياهان زينتي از كالاهاي سريعالفساد
ميباشند و چنانچه از حمل و نقل سريع بهرهمند نباشند، تا رسيدن به مقصد، تباه
خواهند شد و ديگر ارزش اقتصادي خود را از دست خواهند داد. از اين رو سيستم حمل و
نقل سريع و مناسب به ويژه براي صادرات حمل و نقل هوايي است. در
حال حاضر بخش قابل توجهي از گلها و گياهان زينتي در سطح داخلي فقط با استفاده از
وانت و كاميونهاي فاقد سيستم سردخانه جابهجا ميشوند. رسيدن اين كالاها از محل
توليد به بازار مصرف (يا فرودگاه براي صادرات) چندين ساعت وقت ميبرد. از سوي ديگر
انتقال از فرودگاه به بازارهاي اروپايي دست كم 6 ساعت زمان ميبرد و اين در حالي
است كه رسيدن اغلب پروازها در مقصد همزمان با گشايش بازار نيست و لذا هزينه
انبارداري را تحميل ميكند. در
همين حال تعرفه حمل و نقل هوايي نيز گران است. با وجود آنكه هواپيمايي جمهوري
اسلامي ايران براي حمايت از صادرات گل و گياه 50 درصد در هزينه حمل تخفيف ميدهد،
ليكن مسأله زمان پرواز و رسيدن محصول به مقصد بسيار مهم است. در اين راستا بهرهگيري
از خطوط هوايي خارجي نيز براي اكثر صادركنندگان به لحاظ تعرفه گران حمل، مقدور نميباشد. براي
صادرات گلها و گياهان زينتي به كشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس نيز اغلب از لنج
استفاده ميشود كه در نتيجه بخشي از محصول صادراتي سالم به مقصد نميرسد. چنانچه
قصد بر رشد صادرات گلها و گياهان زينتي باشد، ميبايست موانع حمل و نقل به دقت
مورد بررسي قرار گيرد و با همكاري نهادهاي مؤثر و ذيربط مشكلات موجود برطرف گردد. معضل
ديگر در راه صادرات گل و گياه، ناآگاهي بهرهبرداران از قوانين و مقررات صادرات گل
و گياه و نيز مقررات كشورهاي هدف براي صادرات ميباشد. در اين زمينه كمك دولت
(دريافت و انتقال اطلاعات مورد نياز بهرهبرداران از سوي نمايندگيهاي ايران در
خارج از كشور) ايجاد بانك اطلاعات و قابل دسترس و... ضروري است. در
همين حال برخي از كشورها نيز در مقابل صادرات گلها و گياهان زينتي ايران اقداماتي
به عمل ميآورند كه به محصول صادراتي لطمه ميزند. براي مثال تعويض خاك گلهاي
گلداني در گمركات كشورهاي عربي از مشكلاتي است كه وجود دارد و ميبايست در گفتوگوهاي
رسمي راهكار مناسب براي حل اين مشكل اتخاذ گردد. با
وجود شيوه سنتي پرورش گلها و گياهان زينتي در ايران و مشكلات فراراه صادرات آنها،
نكته درخور توجه آن است كه بخش قابل توجهي از اين محصولات به لحاظ كيفيت و قيمت در
بازارهاي جهاني قابليت رقابت دارند. چنانچه موانع توليد و جايگزيني شيوه صنعتي
پرورش گياهان همراه با توسعه زيركشت (گلخانهها،زيرپلاستيك و حتي فضاي باز) برطرف
گردد و راهكارهاي مناسب براي حل مشكل بستهبندي و حمل و نقل اتخاذ و عملي گردد، ميتوان
صادرات گلها و گياهان زينتي را توسعه داد. با
رشد صادرات اين محصولات، اشتغال نيروي انساني و رشد درآمدهاي ارزي ميسر خواهد شد و
از اين حيث توجه به بخش توليد و صادرات گلها و گياهان زينتي ميتواند به نفع
اقتصاد ملي باشد. | ||||||||||||||||||||||||||||||