Agahgar Logo AGAHGAR COMMERCIAL NETWORK 2
Gap Space Gap Space Site Map Contact Us About Us Home
Agahgar Commercial Network            
 > ماهنامه بررسيهاي بازرگاني  > ماهنامه بررسيهاي بازرگاني شماره 161

راهبرد توسعه‌ توليد پسته‌

افزايش‌ عملكرد در واحد سطح‌ است‌

 

اشاره:

يكي از اقلام عمده صادرات غيرنفتي ايران كه در بازارهاي جهاني شناخته شده و معروف است،«پسته» ميباشد. سالهاي متمادي ايران به عنوان معتبرترين توليدكننده و صادركننده پسته جهاناشتهار داشته و هنوز نيز عمدهترين توليدكننده و عرضهكننده اين محصول در بازارهاي جهاني است.حفظ موقعيت پسته ايران در بازارهاي بينالمللي به قدرت توليد و صادرات محصول سالم و بهداشتيپسته بستگي دارد و همچنان اين محصول ميتواند منبع كسب درآمد ارزي براي كشور و ايجاد اشتغالبراي مردم باقي بماند.

در اين مقاله نگاهي به وضعيت توليد پسته در ايران به ويژه در سالهاي اخير و موانع و مشكلات توليد آن داريم.

 

 

 

 

 

 


        پسته‌ از عهد عتيق‌ در آسياي‌ غربي‌، آسياي‌ صغير و در كشورهاي‌ مديترانه‌اي‌ به‌ عنوان‌ ميوه‌اي‌ تجملي‌شناخته‌ شده‌ است‌. پسته‌ به‌ صورت‌ خودرو در شمال‌ شرقي‌ ايران‌، آسياي‌ مركزي‌ و افغانستان‌ وجود دارد. اماگونه‌هاي‌ پرورش‌يافته‌ آن‌ در بخش‌هاي‌ عمده‌اي‌ از ايران‌ به‌ صورت‌ باغ‌هاي‌ بزرگ‌ موجود مي‌باشد و ساليان‌دراز ايران‌ اولين‌ توليدكنندة‌ عمده‌ پسته‌ جهان‌ بوده‌ و هنوز نيز اين‌ موقعيت‌ را حفظ‌ كرده‌ است‌.

        پسته‌ يكي‌ از گياهان‌ مهم‌ تيره‌ پسته‌سانان‌ است‌. تيره‌ پسته‌سانان‌ با حدود 60 جنس‌ و 600 گونه‌، تيره‌اي‌مهم‌ در بين‌ گياهان‌ محسوب‌ مي‌شود. پسته‌ گياهي‌ دوپايه‌ است‌ و درختان‌ نروماده‌ آن‌ از يكديگر مجزا هستند.از اين‌ رو با كاشت‌ بذر و پيوند نزدن‌ آن‌، نيمي‌ از نهال‌ نر و نيمي‌ ديگر از آن‌ ماده‌ خواهد شد. كاشت‌ بذر به‌علت‌ تفرقه‌ صفات‌، تنوع‌ وراثتي‌ (ژنتيك‌) بين‌ درختان‌ به‌وجود مي‌آورد و امكان‌ دارد صفات‌ نامطلوب‌ درجمعيت‌ درختان‌ پسته‌ بروز كند.

        بنابراين‌ در تكثير با بذر، گاهي‌ درختان‌ مرغوب‌ از بين‌ مي‌رود و زمان‌ لازم‌ براي‌ بالغ‌ شدن‌ گياه‌،طولاني‌تر مي‌شود. از اين‌ رو براي‌ كاشتن‌ درختان‌ يكدست‌ و يكنواخت‌ از يك‌ رقم‌ پرمحصول‌ و مرغوب‌ ونيز براي‌ كوتاه‌ نمودن‌ دورة‌ نونهالي‌ بايد از تكثير غيرجنسي‌ استفاده‌ شود. پس‌ پيوند زدن‌ نهال‌، امري‌ضروري‌ است‌.

        براي‌ احداث‌ باغ‌ پسته‌ مرغوب‌، بايد قبل‌ از كاشت‌ منطقه‌ موردنظر را از لحاظ‌ آب‌ و هوا و شرايط‌ خاك‌به‌ دقت‌ بررسي‌ كرد و چنانچه‌ منطقه‌ موردنظر براي‌ پسته‌كاري‌ مناسب‌ باشد، اقدام‌ به‌ تسطيح‌ آن‌ نمود. براي‌احداث‌ باغ‌ پسته‌ بهتر است‌، نقشه‌ دقيقي‌ با مقياس‌ مناسب‌ از زمين‌ تسطيح‌ شده‌، تهيه‌ شود و روي‌ آن‌ فواصل‌بين‌ درختان‌ و رديف‌ها (فاصلة‌ بين‌ درخت‌ها 3 تا 4 متر و فاصلة‌ بين‌ رديف‌ها 7 تا 8 متر) مشخص‌ گردد.محل‌ احداث‌ ساختمان‌ و تأسيسات‌ موردنياز، مسير جاده‌ و خيابان‌هاي‌ باغ‌، شبكه‌ آبياري‌، جهت‌ وزش‌ بادغالب‌ و شيب‌ زمين‌ مي‌بايست‌ مشخص‌ باشد.

        بذر درنظر گرفته‌ شده‌ بايد كاملاً سالم‌، بدون‌ هيچ‌گونه‌ آفت‌ و بيماري‌ و از محصول‌ همان‌ سال‌ باشد. درهر صورت‌ انتخاب‌ پايه‌ گياهي‌ بايد با توجه‌ به‌ نوع‌ خاك‌ محل‌ كاشت‌ و بيماري‌هاي‌ منطقه‌ صورت‌ گيرد.روش‌هاي‌ كاشت‌ به‌ صورت‌ كاشت‌ بذر و در زمين‌ اصلي‌ و يا كاشت‌ در خزانه‌ و كاشت‌ در كيسه‌هاي‌پلاستيكي‌ مي‌باشد. البته‌ به‌تازگي‌ موفقيت‌هايي‌ در زمينة‌ تكثير پسته‌ از طريق‌ كاشت‌ بافت‌ حاصل‌ شده‌ است‌كه‌ از مزاياي‌ عمده‌ آن‌ يكنواختي‌ نهال‌ها به‌ علت‌ تكثير غيرجنسي‌ (كلون‌)، تكثير سريع‌ در فضاي‌ كم‌ و توليدنهال‌هاي‌ عاري‌ از بيماري‌ و نيز كوتاه‌ شدن‌ طول‌ دورة‌ نونهالي‌ است‌.

        مطالعات‌ انجام‌ شده‌ نشان‌ مي‌دهد در ايران‌ ريزازديادي‌ پايه‌هاي‌ اهلي‌ (قزويني‌، بادامي‌ زرند) و وحشي‌(بنه‌ و آتلانتيكا) و نيز ارقام‌ تجاري‌ (اوحدي‌ و فندقي‌ 48) با موفقيت‌ انجام‌ شده‌ است‌. تكثير پسته‌ از طريق‌قلمه‌زدن‌ و بدون‌ استفاده‌ از هورمون‌هاي‌ گياهي‌ و با غلظت‌ بالا، تاكنون‌ امكان‌پذير نبوده‌ است‌. اما خوابانيدن‌يكي‌ از روش‌هاي‌ تكثير مي‌باشد كه‌ با استفاده‌ از آن‌ مي‌توان‌ تعداد معدودي‌ گياه‌ ريشه‌دار شده‌ را از گياه‌ مادربه‌دست‌ آورد.

        در مراقبت‌ از نهال‌هاي‌ بذري‌، پس‌ از اينكه‌ نهال‌ها در خزانه‌ و يا زمين‌ اصلي‌ يا كيسه‌هاي‌ پلاستيكي‌ سبزشدند، يك‌ سلسله‌ عمليات‌ باغباني‌ لازم‌ است‌ كه‌ عبارتند از: آبياري‌ (بر حسب‌ آب‌وهوا و نوع‌ خاك‌ و ميزان‌آب‌ موجود)، وجين‌ (از بين‌ بردن‌ علف‌هاي‌ هرز براي‌ جلوگيري‌ از آسيب‌ رساندن‌ به‌ ريشه‌ گياه‌) و محافظت‌از گرما و تابش‌ مستقيم‌ آفتاب‌ (در روزهاي‌ گرم‌ و به‌ويژه‌ در روش‌ كاشت‌ كيسه‌ پلاستيكي‌) با استفاده‌ ازحصير.

        پس‌ از تهيه‌ نهال‌، كاشت‌ آن‌ در زمين‌ موردنظر و مناسب‌ در گودالي‌ به‌ عمق‌ 60 سانتي‌متر و قطر 40سانتي‌متر ضروري‌ است‌. درختان‌ پسته‌ در معرض‌ آفات‌ گوناگوني‌ ممكن‌ است‌ قرار گيرند كه‌ مبارزه‌ با آنهابراي‌ حفظ‌ گياه‌ و برداشت‌ محصول‌ سالم‌ ضرورت‌ دارد.

        براي‌ تغذية‌ گياه‌ پسته‌، مطالعات‌ زيادي‌ در ده‌ سال‌ گذشته‌ به‌ ويژه‌ در استان‌ كرمان‌ صورت‌ گرفته‌ است‌. باتوجه‌ به‌ آزمايش‌هاي‌ متعددي‌ كه‌ در زمينة‌ كوددهي‌ درخت‌ پسته‌ انجام‌ شده‌، توصيه‌ كودي‌ بر اساس‌ تجزيه‌خاك‌ و برگ‌، سال‌ها است‌ كه‌ در اين‌ منطقه‌ مرسوم‌ شده‌ است‌. به‌طور كلي‌ عواملي‌ نظير دور آبياري‌، توسعة‌ريشه‌، شوري‌ خاك‌، دوران‌ رشد فعال‌، وضع‌ خاك‌ و محصول‌ در كوددهي‌ باغ‌هاي‌ پسته‌ اثرگذار هستند.

        در همين‌ حال‌ در سال‌هاي‌ آور (سال‌ پرمحصول‌) ميزان‌ مصرف‌ كود (به‌ويژه‌ ازت‌ و پتاسيم‌) افزايش‌مي‌يابد. در همين‌ حال‌، براي‌ تعيين‌ نياز غذايي‌ گياه‌ پسته‌، روش‌هاي‌ مختلفي‌ مانند تجزيه‌ خاك‌، تجزية‌ برگ‌،تجزيه‌ ميوه‌ صورت‌ مي‌گيرد و در نهايت‌ توصيه‌ كودي‌ (ازت‌، فسفر، پتاسيم‌، ريزمغذي‌ها شامل‌ آهن‌، منگنز،روي‌، مس‌ و برم‌) صورت‌ مي‌پذيرد. در همين‌ حال‌ بر اساس‌ اطلاعاتي‌ كه‌ از وضع‌ باغ‌ها به‌دست‌ مي‌آيدمصرف‌ مواد آلي‌، كود ماكرو كامل‌ گرانوله‌ و مصرف‌ بهينه‌ كود توصيه‌ مي‌شود.

 

در اكثر كشورهاي جهان، حد مجاز افلاتوكسين در مواد غذايي 10 ميكروگرم بر كيلوگرم يا تا 20 ميكروگرم بر كيلوگرم ميباشد و فقط كشورهاي فرانسه، يونان واردن حد مجاز ديگري را اعمال ميكنند.

 

        بر اساس‌ مطالعات‌ انجام‌ شده‌ از سوي‌ سازمان‌ تحقيقات‌، آموزش‌ و ترويج‌ كشاورزي‌ (مؤسسه‌ تحقيقات‌پسته‌)، بيماري‌هاي‌ پسته‌ شامل‌ بيماري‌ گموز (انگومك‌)، بيماري‌ خشكيدگي‌ شاخه‌هاي‌ پسته‌، نماتد مولدغده‌ ريشه‌ پسته‌، لكه‌برگي‌ پسته‌، ماسوي‌ پسته‌، كپك‌هاي‌ توكسين‌زا (قارچ‌هاي‌ توليدكننده‌ افلاتوكسين‌) مي‌باشند.

        كپك‌هاي‌ توكسين‌زا ممكن‌ است‌ محصول‌ پسته‌ را در باغ‌ و يا هنگام‌ فرآيند عمل‌آوري‌ و انبارداري‌ موردحمله‌ قرار دهند. افلاتوكسين‌ها، متابوليت‌هاي‌ ثانويه‌ قارچ‌ است‌ و از طريق‌ غذا و مواد خوراكي‌ آلوده‌ به‌قارچ‌، باعث‌ بيماري‌ ميكوتوكسيكوز در انسان‌ و حيوانات‌ مي‌شود. افلاتوكسين‌ ابتدا در دهه‌ 1960 ميلادي‌مطرح‌ شد و از آن‌ زمان‌ مهمترين‌ مسأله‌ در ارتباط‌ با سلامت‌ انسان‌ و بازرگاني‌ بوده‌ است‌.

        افلاتوكسين‌ها به‌ صورت‌ افلاتوكسين‌ B1 و B2 و G1 و G2 مشخص‌ شده‌اند. اين‌ توكسين‌ها اثر سمي‌شديد روي‌ كبد دارند و متابوليت‌هاي‌ سرطان‌زاي‌ قارچ‌هاي‌ گروه‌ آسپرژيلوس‌ مي‌باشند كه‌ بر روي‌ ميوه‌هاي‌پسته‌ قادر به‌ رشد مي‌باشند. تشكيل‌ افلاتوكسين‌ در مرحلة‌ رشد پسته‌ مي‌تواند به‌ سبب‌ فاكتورهاي‌ محيطي‌همراه‌ با ترك‌خوردگي‌ پوست‌ رويي‌ پسته‌، زودخنداني‌ و آلودگي‌ به‌ حشرات‌ افزايش‌ يابد. عمليات‌ نگهداري‌نامناسب‌ محصول‌ پس‌ از برداشت‌ مانند كامل‌ خشك‌ نكردن‌ پسته‌ و شرايط‌ نامناسب‌ انبار و... به‌ بالا رفتن‌ميزان‌ افلاتوكسين‌ منجر مي‌گردد.

        خطر افلاتوكسين‌ روي‌ انسان‌ ممكن‌ است‌ از طريق‌ مستقيم‌ مانند مصرف‌ محصولات‌ آلوده‌ به‌افلاتوكسين‌ يا غيرمستقيم‌ از طريق‌ مصرف‌ غذاهايي‌ مانند شير، تخم‌مرغ‌ يا جگر حيواناتي‌ كه‌ با محصولات‌آلوده‌ به‌ افلاتوكسين‌ تغذيه‌ شده‌اند، صورت‌ گيرد.

        زودخنداني‌ پسته‌ با ميزان‌ افلاتوكسين‌ رابطة‌ مستقيم‌ دارد. ميزان‌ زودخنداني‌ از يك‌ باغ‌ به‌ باغ‌ ديگر، ازسالي‌ به‌ سال‌ ديگر، به‌ رژيم‌ آبياري‌، نوع‌ خاك‌، تغذيه‌ درخت‌ و شرايط‌ آب‌وهوايي‌ و نيز نوع‌ گونه‌ پسته‌بستگي‌ زيادي‌ دارد.

        آبياري‌ نامناسب‌ در اواخر بهار باعث‌ توليد تعداد زياد پسته‌ زودخندان‌ مي‌گردد. از آنجا كه‌ زودخنداني‌به‌ لحاظ‌ آلودگي‌ ميوه‌ به‌ وسيلة‌ قارچ‌ها، افلاتوكسين‌ و حشرات‌، نامطلوب‌ است‌، بايد مراقبت‌ زيادي‌ درآبياري‌ كافي‌ در اواخر بهار صورت‌ گيرد و لذا يكي‌ از راه‌هاي‌ كاهش‌ تعداد پسته‌هاي‌ زودخندان‌، انجام‌عمليات‌ آبياري‌ منظم‌ است‌.

        تنش‌ آبي‌ و تغذيه‌ نامناسب‌ در مرحلة‌ رشد برابر و تشكيل‌ پوست‌ استخواني‌ و چوبي‌ شدن‌ آن‌(خردادماه‌) باعث‌ عدم‌ استحكام‌ پوست‌ استخواني‌ در محل‌ خنداني‌ مي‌شود و در مرحلة‌ رشد نهايي‌ مغز بافشار آن‌ قبل‌ از موعد، شكاف‌ برداشته‌ و خندان‌ مي‌شود. از آنجا كه‌ در اين‌ مرحله‌ هنوز پوست‌ سبز به‌ پوست‌استخواني‌ چسبيده‌ و انعطاف‌ لازم‌ را ندارد، بنابراين‌ پوست‌ سبز در محل‌ خنداني‌ پوست‌ استخواني‌ شكاف‌برمي‌دارد. پوست‌ سبز ميوه‌ پسته‌ در واقع‌ سدي‌ مؤثر و قوي‌ براي‌ حفاظت‌ از مغز پسته‌ در برابر قارچ‌ها وحشرات‌ است‌ و چنانچه‌ ترك‌ بردارد، مغز پسته‌ مورد حمله‌ قرار خواهد گرفت‌.

        در همين‌ حال‌ اگر برداشت‌ محصول‌ مدت‌ زيادي‌ به‌ تأخير بيفتد، انتقال‌ آلودگي‌ به‌ كپك‌ها و افلاتوكسين‌در پسته‌هاي‌ با پوست‌ سبز شكاف‌ خورده‌، قابل‌ انتظار خواهد بود. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ پسته‌هاي‌زودخندان‌ آلوده‌ به‌ كرم‌ ناف‌ پرتقال‌ (NOW) افلاتوكسين‌ بيشتري‌ دارند.

        جداسازي‌ پسته‌هاي‌ زودخندان‌ راهي‌ براي‌ بهبود كيفيت‌ پسته‌ عرضه‌ شده‌ به‌ بازار مي‌باشد. بهترين‌ شيوة‌كار آن‌ است‌ كه‌ تعداد پسته‌هاي‌ زودخندان‌ درختان‌ توليد شده‌ در باغ‌ كاهش‌ داده‌ شود و با برنامة‌ منظم‌ آبياري‌از افزايش‌ توليد پسته‌ زودخندان‌ جلوگيري‌ شود. اما روش‌ مكانيكي‌ براي‌ جداسازي‌ پسته‌ زودخندان‌ آن‌است‌ كه‌ پسته‌ها با پوست‌ سبز در دستگاه‌ پوست‌كني‌ قرار گيرند. 98 درصد پسته‌هاي‌ زودخندان‌ در اين‌فرآيند، پوست‌ سبزشان‌ را حفظ‌ مي‌كنند، در حالي‌ كه‌ 95 درصد پسته‌هاي‌ طبيعي‌، پوست‌ كنده‌ مي‌شوند. بااين‌ روش‌ به‌ سهولت‌ مي‌توان‌ بيش‌ از 90 درصد پسته‌هاي‌ زودخندان‌ را جدا كرد و فقط‌ 5 درصد پسته‌هاي‌غيرزودخندان‌ باقي‌ مي‌مانند. با وجود آنكه‌ وزن‌، طول‌، عرض‌ و قطر پسته‌هاي‌ زودخندان‌ اختلاف‌معني‌داري‌ با پسته‌هاي‌ طبيعي‌ دارند، اما بر اساس‌ اين‌ معيارها نمي‌توان‌ به‌ جداسازي‌ پسته‌هاي‌ پوست‌دار(زودخندان‌ و غيرزودخندان‌) پرداخت‌.

        مباحث‌ قانوني‌ در خصوص‌ ميزان‌ افلاتوكسين‌ در مواد غذايي‌ از جمله‌ پسته‌، از مباحث‌ عمده‌ در سطح‌بين‌المللي‌ است‌ و نقطه‌نظرات‌ گوناگوني‌ درخصوص‌ حد مجاز افلاتوكسين‌ در مواد غذايي‌ تا جايي‌ كه‌ به‌ ازبين‌ رفتن‌ آن‌ منجر نشود، وجود دارد.

        كميتة‌ مشترك‌ محققين‌ سازمان‌ خواربار و كشاورزي‌ (فائو) و سازمان‌ جهاني‌ بهداشت‌ (WHO) بر روي‌مواد افزودني‌ و آلودگي‌هاي‌ غذايي‌ كار مي‌كند. جكفا (كميتة‌ مشترك‌ FAO و WHO)(1) از نظر علمي‌مسؤوليت‌ جهاني‌ برعهده‌ دارد كه‌ حد مجاز مواد سمي‌ طبيعي‌ نظير افلاتوكسين‌ها را در مواد غذايي‌ موردارزيابي‌ قرار مي‌دهد و پيشنهادهاي‌ علمي‌ اين‌ كميته‌، اساس‌ و بنيان‌ استانداردهاي‌ قانوني‌ مواد غذايي‌ راتشكيل‌ مي‌دهد.

        جكفا، سمي‌ بودن‌ افلاتوكسين‌ها را بررسي‌ كرده‌ و به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌ است‌ كه‌ اطلاعات‌ آن‌ قدر ناكافي‌است‌ كه‌ نمي‌توان‌ يك‌ حد مجاز را تعيين‌ كرد. اين‌ كميته‌ توصيه‌ كرده‌ كه‌ حد مجاز افلاتوكسين‌ها بايد به‌حداقل‌ مقدار معقول‌ (ALARA)(2) برسد. حداقل‌ مقدار معقول‌ به‌ اين‌ صورت‌ تعريف‌ مي‌شود: «غلظتي‌ ازيك‌ ماده‌ سمي‌ در مواد غذايي‌ است‌ كه‌ به‌ نحوي‌ رسيدن‌ به‌ پايين‌تر از اين‌ حد باعث‌ از بين‌ رفتن‌ يا كاهش‌كيفيت‌ ماده‌ غذايي‌ مي‌شود.»

        در آخرين‌ گردهمايي‌ اين‌ كميته‌ (جكفا) در سال‌ 1997 يك‌ كميّت‌ «ارزيابي‌ احتمال‌ خطر» بر روي‌افلاتوكسين‌ها كامل‌ شد و به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيد كه‌ حداكثر 10 تا 20 ميكروگرم‌ در كيلوگرم‌ افلاتوكسين‌ B1 درمواد غذايي‌ نمي‌تواند خطري‌ براي‌ سلامتي‌ انسان‌ها ايجاد كند. از نظر قانوني‌ افلاتوكسين‌ها به‌ عنوان‌آلودگي‌هاي‌ غيرقابل‌ اجتناب‌ درنظر گرفته‌ مي‌شوند، زيرا با بهترين‌ عمليات‌ كشاورزي‌ جديد نيز نمي‌توان‌آنها را در مواد غذايي‌ حذف‌ كرد. بنابراين‌ در معرض‌ قرار گرفتن‌ جمعيت‌ها به‌ مقادير كم‌ ميكوتوكسين‌هاغيرقابل‌ اجتناب‌ مي‌باشند.

        كشورهاي‌ صنعتي‌ قانون‌هاي‌ ويژه‌اي‌ در خصوص‌ آلودگي‌هاي‌ افلاتوكسين‌ دارند. به‌طور معمول‌محدوديت‌ها براي‌ وجود افلاتوكسين‌ B1 در مواد غذايي‌ بين‌ صفر تا 30 ميكروگرم‌ بر كيلوگرم‌ و براي‌ كل‌افلاتوكسين‌ها بين‌ صفر تا 50 ميكروگرم‌ بر كيلوگرم‌ مي‌باشد.

        در سال‌هاي‌ 1994 و 1995 سازمان‌ خواربار جهاني‌ با همكاري‌ مؤسسة‌ بين‌المللي‌ محيط‌ زيست‌ وسلامتي‌ هلند، قوانين‌ ميكوتوكسين‌ها را در 90 كشور جهان‌ گسترش‌ داد. در نشرية‌ قوانين‌ جهاني‌ميكوتوكسين‌ها كه‌ از سوي‌ فائو منتشر شد، فقط‌ فرانسه‌، يونان‌ و اردن‌ داراي‌ قوانين‌ خاص‌ براي‌ سطح‌ تحمل‌افلاتوكسين‌ها در دانه‌هاي‌ پسته‌ هستند. در فرانسه‌ حداكثر سطح‌ مجاز افلاتوكسين‌ B1 به‌ ميزان‌ يك‌ميكروگرم‌ بر كيلوگرم‌، در يونان‌ براي‌ افلاتوكسين‌ B1 ميزان‌ 5 ميكروگرم‌ بر كيلوگرم‌ و براي‌ بقيه‌ 10ميكروگرم‌ و در اردن‌ براي‌ B1 ميزان‌ 15 و براي‌ بقيه‌ 30 ميكروگرم‌ بر كيلوگرم‌ اعلام‌ شده‌ است‌.

 

توليد پسته‌ در ايران‌

        بر اساس‌ گزارش‌ ادارة‌ كل‌ آمار و اطلاعات‌ وزارت‌ جهاد كشاورزي‌، سطح‌ زير كشت‌ پسته‌ در سال‌78-1377 بدون‌ احتساب‌ حدود 17 هزار هكتار باغ‌هاي‌ ديم‌ و جنگلي‌ استان‌ خراسان‌، به‌ ميزان‌ 361 هزارهكتار است‌ كه‌ 71 درصد آن‌ را درختان‌ بارور و 29 درصد زير كشت‌ درختان‌ نهال‌ است‌.

        85 درصد باغ‌هاي‌ بارور پسته‌ ايران‌ در استان‌ كرمان‌ و 15 درصد در ديگر استان‌ها قرار دارد. استان‌هاي‌يزد و خراسان‌ به‌ ترتيب‌ با 9/5 و 3/3 درصد كل‌ سطح‌ زير كشت‌ درختان‌ بارور، رتبة‌ دوم‌ و سوم‌ را دارند.

        مناطق‌ عمده‌ پسته‌ ايران‌، استان‌هاي‌ كرمان‌، يزد، خراسان‌، اصفهان‌، سمنان‌، فارس‌، قزوين‌، مركزي‌،سيستان‌ و بلوچستان‌ و قم‌ مي‌باشند. در ديگر مناطق‌ نيز به‌طور محدود باغ‌ پسته‌ وجود دارد كه‌ توسعة‌ باغهاي‌پسته‌ در آنها توجيه‌ فني‌ و اقتصادي‌ ندارد.

        در جدول‌ پيوست‌، سطح‌ زير كشت‌، ميزان‌ توليد و عملكرد در هكتار پسته‌ به‌ تفكيك‌ استان‌هاي‌ كشوردر سال‌ 78-1377 آمده‌ است‌. در مجموع‌ 105 هزار و 262 هكتار نهال‌ و 256 هزار و 444 هكتار باغ‌پسته‌ بارور در اين‌ زمان‌ موجود بوده‌ كه‌ مجموع‌ توليد آنها به‌ 131 هزار و 172 تن‌ بالغ‌ مي‌شود. متوسط‌عملكرد در هكتار باغ‌هاي‌ پسته‌ در اين‌ سال‌ به‌ 511 كيلوگرم‌ رسيد.

        در نخستين‌ برنامة‌ پنج‌سالة‌ توسعة‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌ و فرهنگي‌ كشور، توليد پسته‌ در مجموع‌ به‌ 971هزار تن‌ رسيد كه‌ اين‌ رقم‌ در برنامة‌ دوم‌ بر اثر افت‌ محصول‌ در سال‌ 76 بر اثر سرمازدگي‌ زودرس‌ به‌ 941هزار تن‌ رسيد.

        توليد پسته‌ از 163 هزار تن‌ در سال‌ 1369 به‌ 182 هزار تن‌ در سال‌ 1370 و سپس‌ به‌ 201 هزار تن‌ درسال‌ 1371 و 230 هزار تن‌ در سال‌ 1372 افزايش‌ يافت‌. اما در سال‌ 1373 تنزل‌ پيدا كرد و به‌ 195 هزارتن‌ رسيد.

        در همين‌ حال‌، توليد پسته‌ ايران‌ از 238 هزار تن‌ در سال‌ 1374 به‌ 260 هزار تن‌ در سال‌ 1375 افزايش‌يافت‌. اما بر اثر سرمازدگي‌ زودرس‌ در سال‌ 1376 به‌ 112 هزار تن‌ كاهش‌ يافت‌. توليد در سال‌ 1377 به‌200 هزار تن‌ و در سال‌ 1378 به‌ 131 هزار تن‌ بالغ‌ شد.

        ذكر اين‌ نكته‌ ضروري‌ است‌ كه‌ پسته‌ گياهي‌ است‌ كه‌ يك‌ سال‌ پربار (سال‌ بارآور) و يك‌ سال‌ كم‌بازده‌(سال‌ نياور) است‌.

 

توليد پسته ايران از 971 هزار تن در برنامة اول به 941 هزار تن در برنامة دوم كاهش يافت كه علت اصلي آن سرمازدگي زودرس پسته كرمان در سال 1376 و افت شديد محصول در اين سال بود. توليد پسته در برنامه سوم به يك ميليون و 272 هزار تن خواهد رسيد.

               

انتظار مي‌رود در سومين‌ برنامة‌ توسعة‌ اقتصادي‌، اجتماعي‌ و فرهنگي‌ كشور، توليد پسته‌ در مجموع‌ به‌يك‌ ميليون‌ و 272 هزار تن‌ بالغ‌ شود. سطح‌ توليد پسته‌ در سال‌ جاري‌ 250 هزار تن‌، در سال‌ آينده‌ 150هزار تن‌، در سال‌ 1381 به‌ ميزان‌ 300 هزار تن‌، در سال‌ 1382 به‌ ميزان‌ 200 هزار تن‌ و در سال‌ پاياني‌برنامه‌ سوم‌ (1383) معادل‌ 372 هزار تن‌ پيش‌بيني‌ شده‌ است‌.

       در اين‌ برنامه‌ هدف‌ افزايش‌ سطح‌ زير كشت‌ نمي‌باشد، بلكه‌ افزايش‌ عملكرد در واحد سطح‌، ارتقاءكيفيت‌ محصول‌ و توليد پسته‌ بهداشتي‌ و سالم‌ است‌ تا صادرات‌ پسته‌ تقويت‌ شود. به‌ همين‌ منظورپروژه‌هاي‌ اصلاح‌ ساختار توليد پسته‌ و بهبود كيفيت‌ محصول‌ پيش‌بيني‌ شده‌ است‌.

       در پروژة‌ اصلاح‌ ساختار توليد پسته‌، اجراي‌ عمليات‌ تغذيه‌ باغ‌ها، اصلاح‌ باغ‌ها و عمليات‌ به‌زراعي‌،احداث‌ باغ‌هاي‌ نمونه‌ و فني‌ و اقدامات‌ ديگر هدايتي‌ و نظارتي‌ منظور شده‌ است‌. در پروژة‌ بهبود كيفيت‌محصول‌ پسته‌، تشكيل‌ شبكه‌هاي‌ پيش‌آگاهي‌ برداشت‌ محصول‌، انجام‌ آزمايش‌ها و آناليز افلاتوكسين‌،تشكيل‌ كارگاه‌هاي‌ آموزشي‌ و ديگر اقدامات‌ هدايتي‌ و نظارتي‌ پيش‌بيني‌ شده‌ است‌.

       در همين‌ حال‌، توجه‌ به‌ محدوديت‌ها مانند افت‌ آب‌ سفره‌هاي‌ زيرزميني‌ و محدوديت‌ برداشت‌ آب‌ ازآنها، توجه‌ به‌ وضعيت‌ بازار جهاني‌ و رقباي‌ خارجي‌ به‌ منظور حفظ‌ توان‌ رقابتي‌ پسته‌ صادراتي‌ ايران‌ معطوف‌شده‌ است‌ و به‌ همين‌ جهت‌ راهبرد توسعة‌ اين‌ بخش‌ به‌ افزايش‌ عملكرد در واحد سطح‌ استوار است‌.

 

1.       Joint FAO/WHO Expert Committee on Food Additives

2.       As Low As Reasonably Achievable (ALARA)