گفت و گو با صادركننده
نمونه
موقعيتهاي انحصاري در توليد و تجارت به افزايش توان رقابت نميانجامد
تسهيلات ارايه
شده از سوي دولت تا چه حد در رشد صادرات غيرنفتي مؤثر بوده است؟ بهتر است به جاي «تسهيلات» از عبارت
«رفع موانع» استفاده كنيم. در اين رابطه ميتوان گفت، موانعي كه از
ابتداي پيروزيانقلاب اسلامي بر سر راه حضور در بازارهاي جهاني وجود داشت و
اثرگذار بود، شامل تحميل جنگ و تبعات آن در درگير شدناقتصاد كشور در امر جنگ
و پس از آن بازسازي و ديگر عوامل بيروني و دروني، همانند سياستهاي اقتصادي،
ارزي، پولي،مقررات دستوپاگير و... كه بعضاً از عملكرد بخش دولتي ناشي شده
بود كه باعث گرديد در امر صادرات و حضور در بازارهايجهاني ناموفق باشيم. از بين بردن
اين موانع را نميتوان به تسهيلات تعبير كرد. اما در كل بهويژه در سه سال
اخير، دولت تا حدود نسبتاً مطلوبيتوانسته است اين موانع را از سر راه
صادرات بردارد و اين عملكرد را ميتوان در حذف مقررات دستوپاگير و زايد
گمركي، برخيمحدوديتهاي مربوط به برگشت ارز حاصل از صادرات به صادركننده
مانند افزايش مدت زمان پيمانسپاري، تثبيت نسبي نرخ ارزدر دو سال اخير،
كاهش نرخ پيمان صادراتي، كاستن از تعدد بخشنامهها، رفع برخورد رواني با
صادركنندهاي كه با مشكل مواجهشده، به عنوان مجرم و قاچاقچي و موارد ديگر
مشاهده كرد. البته پس از
رفع تمام موانع، انشاءالله نوبت به ارايه تسهيلات ميرسد كه انتظارات
بخش صادرات از دولت بسيار است و اميدميرود كه در اين خصوص شاهد تحولي
اساسي باشيم. آيا رفع موانع يا
به تعبيري اراية تسهيلات، موفقيت در امر صادرات را نيز به دنبال داشته
است؟ بهطور قطع رفع موانع توانسته است
موفقيتهاي قابلتوجهي به همراه داشته باشد. البته اين موفقيتها را در
روان شدن كار،شناخت مشكلات و عزم جدي جهت رفع موانع و حتي عزم رسيدن
به جهش صادراتي در برنامة سوم، ميتوان ديد. در صورت رفعتمام موانع و
اراية حداقل تسهيلات، به يقين موفقيتهاي ويژه و قابلتوجهي را شاهد خواهيم
بود كه در آمار و ارقام صادرات و نيزتنوع فعاليت و جهاني شدن اقتصاد و
تجارت ايران، نمود خواهد داشت. به نظر شما مشكلات كنوني مبتلابه صادرات غيرنفتي ايران
كدامند؟
اتكا به صادرات و بازار تكمحصولي نفت،
همواره كشور را در موقعيت لبه پرتگاه نگاه ميدارد و اين موقعيت متزلزل
باكوچكترين تغييري در قيمت نفت، بيثباتي بيشتري را بهبار خواهد آورد. ضمن
آنكه در گذشته نيز شاهد بودهايم كه در مواقع مناسبو قيمتهاي بالاي نفت،
هيچگاه مسؤولان درصدد رشد صادرات محصولات جايگزين نفت نبودهاند و هيچگاه
در پي توسعةفعاليتهاي صنعتي و توليدي و حمايت جدي از آنها نبوده و
نخواهيم بود. در مواقع
نامناسب و قيمتهاي پايين نفت نيز بهطور قطع تحقق نيافتن برنامهها و
بودجه و درآمد كشور را شاهد بودهايم كه باوجود از دست دادن منابع و سرمايههاي
كشور، نابسامانيهاي ديگر نيز دربرداشته است. به عنوان يك صادركننده نمونه، براي موفقيت در امر
صادرات غيرنفتي چه پيشنهادهايي داريد و از دولت چهانتظاراتي داريد؟ با توجه به اينكه دولت، مجري برنامه
و سياستهاي حاكميت در حوزههاي مختلف از جمله اقتصاد كشور ميباشد، لذاميتواند
با تدارك يك طرح اقتصادي جامع جهت ساماندهي اقتصاد كشور و تحقق توسعه
پايدار اقتصادي، مملكت را از بحرانهايمبتلابه توليد و صادرات نجات دهد. از جمله كارهايي
كه در حوزة قوه مجريه ميتواند انجام گيرد، يكپارچهسازي و حذف اخذ عوارض
و دريافتيهاي مختلف ازسوي دستگاههاي مختلف در قالب عوارض، ايجاد شرايط
امن براي سرمايهگذاريهاي داخلي و خارجي، اعطاي تسهيلات در جهتمولدسازي
اقتصاد كشور، كاهش مقررات دستوپاگير در حوزة بازرگاني خارجي و گمركات، فعالسازي
سازمانهاي مرتبط در جهتارتقاي كيفي محصولات توليدي در داخل، بهرهگيري
از امكانات نوين تجاري مانند تجارت الكترونيكي و...، حذف انحصار ازبعضي
صنايع كه به لحاظ انحصار توان رقابت و حضور در بازارهاي بينالمللي را
هنوز پيدا نكردهاند و تحول در سيستم بانكي استكه از نيازهاي بخشهاي
توليدي و صادراتي كشور ميباشد. آيا تشكلهاي
صادراتي در بخش صادرات غيرنفتي موفق عمل كردهاند يا خير؟
تشكلهاي صادراتي همانند ديگر نهادهاي
مدني، مراحل رشد خود را ميگذرانند. لذا ضرورت دارد ابتدا نسبت به رشد وتوسعة
اين نهادها اهتمام شود و سپس انتظار موفقيت داشته باشيم. عمدهترين تشكل
بازرگاني در زمينة صادرات، اتاقهاي بازرگانيميباشند كه همچنان درگير
راهكارهاي سنتي هستند. جاي خالي انجمنها و نهادهاي فعال در زمينههاي
تخصصي مختلف با استفادهاز نيروهاي فعال و بهكارگيري آخرين فناوريها،
ارتباطات و بازاريابي كارآمد بهطور كامل احساس ميشود. مشكل ديگر اتاقهاي
بازرگاني، انحصاري بودن اين تشكل است. متأسفانه امكانات و موقعيت در
اختيار طبقة خاص و سنتيقرار دارد و چندين سالي است كه تفكر خاصي را بر
اتاق حاكم نموده است. در واقع ميتوان گفت: اتاق بازرگاني بهعنوان بخشخصوصي
فعاليت نمينمايد و تقريباً يك حالت شبهدولتي به خود گرفته است. آيا اهداف برنامة سوم در خصوص توسعة
صادرات غيرنفتي محقق خواهد شد؟ نظر به اينكه رشد و توسعة صادرات
كالاهاي غيرنفتي در دستور كار دولت قرار گرفته و در تدوين برنامة سوم نيز
جهشصادراتي مطرح شده، آينده صادرات غيرنفتي اميدواركننده است. ليكن
موفقيت در اين امر به عوامل متعددي بستگي دارد كهجملگي بايد در يك طرح
خاص به منظور ساماندهي اقتصادي كشور برنامهريزي و اجرا شود. از جمله ايجاد
فرصتهاي برابر در سرمايهگذاري و اشتغال، كمك به صنايع مولد، ايجاد امنيت
اقتصادي براي سرمايهگذاريداخلي و خارجي، ساماندهي مراكز متعدد تصميمگيري
اقتصادي كشور، رفع بحرانهاي ارزي، تلاش براي كارآيي دستگاهها،وزارتخانهها
و كوچكسازي ساختار اداري كشور (حذف سازمانهاي موازي)، جلوگيري از تداخل
مسؤوليتها و اختياراتسازماني آنها، حذف مالياتهاي متعدد از صنايع و كاهش
فشارهاي مالياتي به عناوين مختلف توسط دستگاههاي مرتبط با توليد وصادرات،
جلوگيري از رانتطلبي و انحصار افراد و گروههاي ويژه، يكسانسازي تعرفههاي
پيوسته در حال تغيير و در يك كلاماصلاح بنيانهاي اقتصادي خرد و كلان و يا
به تعبير ديگر انقلاب اقتصادي. در نهايت بهنظر
ميرسد كه چنانچه تصوير واقعي از اقتصاد كشور در قالب طرح ارزيابي وضعيت
موجود تدوين گردد، در كناراهداف پيشبيني شده، سازماندهي منسجم و عزم ملي
ميتوان شاهد افزايش صادرات كالاهاي غيرنفتي و در نهايت عبور كشور ازبحران
اقتصاد متكي به نفت باشيم. با توجه به اين همه مشكلات و موارد بسيار ديگر
كه بايد حل شود، اگرچه رسيدن به هدف مشكلمينمايد، ليكن چنانچه به صورت
علمي مشكلات بررسي شود و توسط كارشناسان خبره تصميمسازي شود، بهطور قطع
به اتخاذتصميمات براي نجات اقتصاد كشور از سوي مديران جامعه منجر خواهد شد. علل موفقيت شركت
احرار همدان در امر صادرات و گزينش شما به عنوان صادركننده نمونه چه بوده
است؟ به استناد مصوبات كميتة ويژه انتخاب
صادركنندة نمونه، عواملي نظير نوآوري در توليد، كيفيت برتر محصول و توجه
خاصبه بستهبندي از عواملي بوده كه باعث انتخاب اين شركت شده است. لذا
اين امر با توجه به تنوع توليد انواع سنگهاي تزييني وحضور در بازارهاي
جهاني صورت گرفته است. آيا شركت احرار همدان براي دستيابي
به بازارهاي جديد، برنامه ويژهاي دارد؟
برنامههاي بازاريابي خاص تدوين شده
است كه از جمله حضور در نمايشگاهها، شناسايي و ايجاد ارتباط با مصرفكنندگان
ومشتريان مختلف در اقصينقاط دنيا، استفاده از تبليغات در رسانههاي ارتباط
جمعي، انتشار خبرنامه، ويژهنامه و اتصال به شبكهجهاني اينترنت را ميتوان
نام برد. حضور در نمايشگاهها،
تبليغات و بازاريابي تا چه حد در دستور كار شركت قرار دارد؟
با توجه به نياز و ضرورت ارتباط با
بازارهاي جديد، اطلاعات مربوط به برگزاري نمايشگاههاي تخصصي جمعآوري و
پس ازبررسيهاي لازم جهت اعزام نماينده شركت يا مشاركت در نمايشگاه اقدام
ميشود. در كنار حضور در
نمايشگاهها، همانگونه كه اشاره شد، براي استفاده از ساير شيوههاي
تبليغاتي جهت ايجاد آگاهيهاي لازم درميان مشتريان نسبت به محصولات شركت
اقدام ميشود. بازارهاي صادراتي
شركت در حال حاضر كدامند؟
بازارهاي عمدهاي كه تاكنون شركت
موفق شده به آنها كالا صادر كند، شامل كشورهاي حوزه خليج فارس، آسياي
ميانه و نيزكشورهاي تركيه، فرانسه، آلمان، دانمارك، هلند، پاكستان، كانادا
و آمريكا ميباشد. پيمانسپاري تا چه حد بر روند صادرات
غيرنفتي تأثير ميگذارد؟ پيمان ارزي ميبايست به عنوان گواهي
برگشت ارز جهت استفاده از تشويقهاي صادراتي تغيير يابد و بهطور كلي حذف
شود.وجود پيمان لطمات زيادي به صادرات وارد كرده است كه از آن جمله به
خاطر برگشت ارز و فروش آن به سيستم بانكي، صادركنندههميشه دغدغه داشته
است. اين دغدغه كه شايد نتواند ارز را برگرداند سبب شده كه هميشه به
دنبال كاهش نرخهاي صادراتي باشد واين امر در حال حاضر آمار صادرات كشور را
بهطور وحشتناكي پايين نشان ميدهد. به عنوان يك
صادركنندة نمونه، چه توصيههايي به ديگر صادركنندگان داريد؟
توجه به كيفيت محصولات صادراتي ميتواند
ما را در بازارهاي جهاني آماده رقابت با محصولات مشابه نمايد. در كناركيفيت،
تغيير و تحول جدي در نوع بستهبندي بسيار مهم است و صادركنندگان عزيز بايد
به آن توجه داشته باشند. توصيه ديگر آن
است كه صادركنندگان و توليدكنندگان براي افزايش توان رقابت در بازارهاي
جهاني بايد به دنبال استفاده ازموقعيتهاي انحصاري در توليد و توزيع
نباشند، زيرا اين موقعيتها هيچگاه به ارتقاء كيفيت و افزايش توان رقابت
نميانجامد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||