Agahgar Logo IRAN TRADE POINT NETWORK
Gap Space Gap Space Site Map Contact Us About Us Home
Agahgar Commercial Network            
 > ماهنامه بررسيهاي بازرگاني  > ماهنامه بررسيهاي بازرگاني شماره 157

موفقيت‌ در اعمال‌ ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌

به‌ پيش‌شرطهايي‌ نياز دارد

 

 

اشاره‌:

ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ و اجراي‌ آن‌ در كشورها، از بحث‌هايي‌ است‌ كه‌ درميان‌ اقتصاددانان‌ و نيز كارشناسان‌ صندوق‌ بين‌المللي‌ پول‌ مطرح‌ مي‌باشد.موافقان‌ و مخالفان‌ برقراري‌ اين‌گونه‌ ماليات‌، دلايل‌ گوناگوني‌ را در تأييد يا رداثربخشي‌ آن‌ از بعد رشد فعاليت‌هاي‌ اقتصادي‌ و تأمين‌ منابع‌ مالي‌ براي‌ دولت‌ارايه‌ مي‌كنند.

بخش‌ مطالعات‌ امور مالي‌ صندوق‌ بين‌المللي‌ پول‌ به‌تازگي‌ مطالعه‌ وبررسي‌ درخصوص‌ محاسن‌ و معايب‌ اجراي‌ سيستم‌ ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ دركشورهاي‌ جهان‌ (اعم‌ از توسعه‌يافته‌ و درحال‌ توسعه‌) را انجام‌ داده‌ و نتايج‌حاصله‌ را در چارچوب‌ گزارشي‌ به‌ هيأت‌مديره‌ صندوق‌ بين‌المللي‌ پول‌ ارايه‌داده‌ است‌.

در اين‌ گزارش‌ تصريح‌ شده‌ كه‌ ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ براي‌ بسياري‌ ازاقتصادها مناسب‌ هستند، اما موفقيت‌ اجراي‌ آن‌ به‌ برخي‌ پيش‌ شرطهاي‌حياتي‌ بستگي‌ دارد.

مديران‌ انجام‌ اين‌ مطالعه‌، دو تن‌ از كارشناسان‌ برجسته‌ بخش‌ مطالعات‌امور مالي‌ صندوق‌ بين‌المللي‌ پول‌، ليام‌ ابريل‌ و مايكل‌ كين‌ بودند.

خبرنگار نشريه‌ "IMF Survey" با اين‌ كارشناسان‌ مصاحبه‌اي‌ انجام‌ داده‌كه‌ نظر به‌ اهميت‌ موضوع‌، ترجمه‌ آن‌ را با هم‌ مي‌خوانيم‌.

 

 

خبرنگار: ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌چيست‌؟

كين‌: ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ مالياتي‌است‌ كه‌ فروش‌ تمام‌ كالاها و خدمات‌ رادربرمي‌گيرد و در هر مرحله‌ از توليد،وضع‌ مي‌شود.

اصل‌ موضوع‌ آن‌ است‌ كه‌ اين‌ نوع‌ماليات‌ها به‌ ماليات‌هاي‌ پرداختي‌ براي‌مواد اوليه‌ در مقابل‌ ماليات‌هاي‌ وضع‌شده‌ بر توليد، اعتبار مي‌بخشد.

بالعكس‌، يك‌ ماليات‌ برگشتي‌ ساده‌بر روي‌ هر يك‌ از معاملات‌ وضع‌مي‌شود. اين‌ ماليات‌ به‌ شكل‌ آبشاركوچك‌ سراسر زنجيره‌ توليد رادربرمي‌گيرد و انگيزه‌هاي‌ بسياري‌ ايجادمي‌كند و هدف‌ از آن‌ اجتناب‌ از پرداخت‌ماليات‌ در صورت‌ ادغام‌ عمودي‌بنگاه‌هاي‌ اقتصادي‌ است‌.

اعتبار بخشيدن‌ به‌ روند مالياتي‌ اجازه‌مي‌دهد كه‌ تأثير به‌مراتب‌ خنثي‌تري‌ برفعاليت‌ اقتصادي‌ بر جاي‌ بماند.

خبرنگار: چه‌ چيزي‌ موجب‌ پذيرش‌گسترده‌ و به‌نسبت‌ وسيع‌ ماليات‌ ارزش‌افزوده‌ شده‌ است‌؟

ابريل‌: تركيبي‌ از نيازهاي‌ فزاينده‌درآمد (كه‌ به‌طور ضمني‌ دلالت‌ بر نياز به‌نرخ‌هاي‌ بالاتر مالياتي‌ به‌طور اعم‌ مي‌كند)و درجه‌اي‌ كه‌ بنا به‌ آن‌ ماليات‌هاي‌ اوليه‌همچون‌ ماليات‌هاي‌ برگشتي‌، منجر به‌تغيير منابع‌ شده‌، موجب‌ پذيرش‌ ماليات‌ارزش‌ افزوده‌ شده‌ است‌. در ضمن‌ اكثرماليات‌هاي‌ ارزش‌ افزوده‌ به‌ منزله‌ ماليات‌بر مصرف‌ عمل‌ مي‌كنند كه‌ از نظراقتصادي‌ جذاب‌ است‌. ليكن‌ گسترش‌سريع‌ ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ به‌ واقع‌شگفت‌آور بوده‌ است‌.

خبرنگار: چرا بخش‌ امور مالي‌تصميم‌ به‌ اجراي‌ چنين‌ بررسي‌ در اين‌مقطع‌ گرفت‌؟

ابريل‌: بخش‌ امور مالي‌ سال‌هاست‌كه‌ مساعدت‌هاي‌ فني‌ در اختيارموضوعات‌ مالياتي‌ قرار داده‌ است‌ وماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ بخش‌ مهمي‌ از اين‌مساعدت‌هاست‌. ما مي‌خواستيم‌ مطمئن‌شويم‌ كه‌ توصيه‌هاي‌ درستي‌ كرده‌ايم‌ وبدانيم‌ كه‌ آيا زمينه‌هايي‌ بوده‌ است‌ كه‌ مابايد توصيه‌ خود را تغيير دهيم‌ يادست‌كم‌ آنها را استوارتر بيان‌ كنيم‌.

كين‌: در ضمن‌ مسأله‌ ماليات‌ ارزش‌افزوده‌ به‌ ميزان‌ زيادي‌ ناديده‌ گرفته‌ شده‌و تحقيقات‌ كافي‌ در مورد آن‌ نشده‌ است‌.ما در مورد مساعدت‌ فني‌ خودمان‌ بايدبگوييم‌ كه‌ بايد گسترده‌تر به‌ مسأله‌ ماليات‌ارزش‌ افزوده‌ نگاه‌ كنيم‌ و بپرسيم‌ كه‌ اين‌نوع‌ ماليات‌ چگونه‌ وضع‌ شده‌ و آياكارآيي‌ را بهبود بخشيده‌ است‌ يا خير؟

خبرنگار: اهداف‌ اين‌ بررسي‌ چه‌بوده‌ است‌؟

كين‌: سؤال‌ اصلي‌ آن‌ است‌ كه‌ آياهيچ‌يك‌ از عناصر و اجزاي‌ توصيه‌هاي‌ مااجرا شده‌ است‌ يا خير؟

در اين‌ برسي‌ با كارشناسان‌ ماليات‌ارزش‌ افزوده‌ در كشورهاي‌ مستقل‌مصاحبه‌ شده‌ است‌ كه‌ اين‌ كار به‌ ما اجازه‌داد كه‌ توصيه‌ صندوق‌ بين‌المللي‌ پول‌ را بااقدام‌ واقعي‌ كه‌ انجام‌ شده‌، مقايسه‌ كنيم‌.در جايي‌ كه‌ بين‌ اين‌ دو مقوله‌ اختلافي‌وجود داشته‌ باشد، ما از خودمان‌مي‌پرسيم‌: آيا توصيه‌ ما درست‌ نبوده‌ و يااينكه‌ آيا آن‌ را دقيق‌ و مؤثر منتقل‌نكرده‌ايم‌؟

اين‌ بررسي‌ اطلاعات‌ مفيدي‌ را درچندين‌ زمينه‌ جمع‌آوري‌ كرده‌ و دردسترس‌ قرار داده‌ است‌.

ابريل‌: ما دريافتيم‌ كه‌ اگر چيز بدي‌وجود داشته‌ در جزييات‌ بوده‌ است‌.ماحصل‌ كار در بينش‌ مربوط به‌ جزييات‌،غني‌تر از چيزي‌ بوده‌ كه‌ پيش‌بيني‌ كرده‌بوديم‌.

خبرنگار: آيا ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌براي‌ برخي‌ از كشورها نامناسب‌ بوده‌است‌ و آيا شرايطي‌ وجود دارد كه‌ بايدقبل‌ از آنكه‌ كشوري‌ اين‌ نوع‌ ماليات‌ رابه‌كار بندد، به‌ اجرا درآيد؟

ابريل‌: زماني‌ كه‌ ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌براي‌ اولين‌ بار در اروپا وضع‌ شد، فرض‌بر اين‌ بود كه‌ اين‌ نوع‌ ماليات‌ براي‌كشورهاي‌ سطح‌ بالا با ماليات‌پردازان‌ درسطح‌ بالا است‌. اينك‌ ماليات‌ ارزش‌افزوده‌ در سطح‌ وسيعي‌ از اقتصادكشورها اجرا مي‌شود. ما دريافتيم‌ كه‌ اگرمكانيزم‌ اعتباري‌ مورد تأكيد قرار گيرد واگر موقعيت‌ كشورها به‌طور مستقل‌ موردتوجه‌ باشد، در آن‌ صورت‌ ماليات‌ ارزش‌افزوده‌ مي‌تواند در هر كجا به‌ اجرا درآيد.تنها سؤالي‌ كه‌ باقي‌ مي‌ماند، در خصوص‌اقتصاد كوچكترين‌ كشورها يا جزايرداراي‌ اقتصاد با درهاي‌ باز است‌.

پيش‌شرطها از درس‌هاي‌ مهم‌ اين‌نوع‌ ماليات‌ بود كه‌ شايد ما آن‌ را پيش‌بيني‌نكرده‌ بوديم‌.

برخي‌ اصلاحات‌ اداره‌ ماليات‌ بايدقبل‌ از آنكه‌ يك‌ كشور دست‌ به‌ وضع‌چنين‌ مالياتي‌ بزند، اجرا شوند، اگرچه‌بيش‌ از آنچه‌ انتظار داريم‌، مشكل‌ ووقت‌گير باشند. نتايجي‌ كه‌ به‌دست‌آورديم‌، به‌ اين‌ مسأله‌ تأكيد دارد كه‌ براي‌اجراي‌ مؤثر ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌، خودارزيابي‌ و سنت‌ پرداخت‌ ماليات‌، ازپيش‌شرطهاي‌ ضروري‌ هستند.

كين‌: ما در ضمن‌ به‌ اين‌ درك‌رسيديم‌ كه‌ ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ دربرخي‌ كشورها به‌طور طبيعي‌ اجرامي‌شود. ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ به‌ظاهريك‌ گام‌ قابل‌توجه‌ است‌، ولي‌ در برخي‌موارد، يك‌ كشور داراي‌ مسايل‌ اساسي‌مالياتي‌ است‌ و ترتيبات‌ اعتباري‌ رامعرفي‌ مي‌كند.

در واقع‌، ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ به‌عنوان‌ يك‌ اقدام‌ ايجاد نظم‌، عمل‌ مي‌كند.اين‌ نوع‌ ماليات‌ البته‌، يك‌ روند مالياتي‌عميق‌ است‌، ولي‌ در يك‌ فضاي‌ساختاري‌، زماني‌ كه‌ ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌وضع‌ مي‌شود، در آن‌ صورت‌ اين‌شرايط است‌ كه‌ مسايل‌ را ديكته‌مي‌كند.

خبرنگار: يافته‌هاي‌ اين‌ بررسي‌ باتوجه‌ به‌ مسايل‌ سياست‌ مالياتي‌ چه‌بودند؟

ابريل‌: در مورد برخي‌ مسايل‌، اين‌بررسي‌ نتايج‌ قطعي‌ داشت‌ و درموردبرخي‌ ديگر از مسايل‌، يافته‌هاي‌حاصله‌ درك‌ ما را از مسأله‌ روشن‌ساخت‌، ولي‌ لزوما پاسخ‌ روشني‌ عايد مانكرد. ما درخصوص‌ مناظره‌ بر سر اين‌ كه‌آيا براي‌ ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ سيستم‌چندنرخي‌ يا تك‌نرخي‌ ارجح‌ است‌، به‌اين‌ نتيجه‌ رسيديم‌ كه‌ بايد بين‌ ملاحظات‌مديريت‌ ماليات‌ و سياست‌ مالياتي‌،به‌طور اصولي‌ سنگين‌ و سبك‌ كرد.ملاحظات‌ مديريت‌ مالياتي‌ با تك‌نرخي‌موافق‌ است‌، ولي‌ ملاحظات‌ سياست‌مالياتي‌ پيشنهاد مي‌كند كه‌ اختلاف‌هاي‌در تقاضا براي‌ كالاهاي‌ مختلف‌، موردتوجه‌ قرار گيرند.

اكثر كارشناسان‌ همچنان‌ موافق‌تك‌نرخي‌ هستند ولي‌ به‌يقين‌ جوانبي‌وجود دارند كه‌ نمي‌توانند حل‌ شوند.

كين‌: بالعكس‌، ما در مورد اينكه‌ كجارا مرز ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ قرار دهيم‌،پيشرفت‌ قابل‌قبولي‌ داشتيم‌. در اين‌بررسي‌ گفته‌ شده‌ است‌ كه‌ ما به‌طورمستمر توصيه‌ كرديم‌ كه‌ مرز اين‌ نوع‌ماليات‌ها بيش‌ از آن‌ حدي‌ است‌ كه‌ به‌واقع‌ موردقبول‌ واقع‌ شده‌ است‌.

از خودمان‌ مي‌پرسيم‌ چه‌ ملاحظاتي‌موجب‌ شده‌ كه‌ اين‌ تصميمات‌ اتخاذشوند و چه‌ چيزي‌ يك‌ مرز مطلوب‌ رابراي‌ ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ تشكيل‌ داده‌است‌. ما دريافتيم‌ كه‌ هزينه‌هاي‌ حاشيه‌اي‌و سودهاي‌ حاصل‌ از تغيير مرزموردبحث‌، در اين‌ امر دخالت‌ داشته‌اند.يك‌ مركز بالاتر، صرفه‌جويي‌ در هزينه‌هابراي‌ مقامات‌ مالياتي‌ و ماليات‌پرداز راموجب‌ مي‌شود.

ولي‌ يك‌ مرز بالاتر در ضمن‌ هزينه‌ رابر حسب‌ درآمد تنظيم‌ مي‌كند و مي‌توانداعوجاج‌ بين‌ شركت‌هاي‌ برخوردار ازمرز بالاتر يا پايين‌تر ماليات‌ ارزش‌افزوده‌ را تحريك‌ كند.

اين‌ نظريه‌ قصد دارد از ايده‌ صندوق‌بين‌المللي‌ پول‌ براي‌ داشتن‌ يك‌ مرزبالاي‌ ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ حمايت‌ كند.ولي‌ چرا ما كشورها را در اين‌ موردترغيب‌ نكرده‌ايم‌؟

شايد ما قصد داشتيم‌ اهميت‌ اعمال‌يك‌ ماليات‌ ساده‌ با مرز پايين‌ بر مردم‌ راناديده‌ بگيريم‌، زيرا درآمد حاصله‌ زيادنبود.

ولي‌ چنين‌ مالياتي‌ احتمالا از نظرسياسي‌ به‌ تقويت‌ مرز بالا كمك‌ مي‌كند واز اين‌ رو مي‌تواند سودمند باشد. اين‌تحليل‌ به‌ ما كمك‌ كرد كه‌ دورنماهاي‌سياسي‌ و اداري‌ را كنار هم‌ بگذاريم‌ و به‌يك‌ راهبرد منسجم‌ فكر كنيم‌.

ابريل‌: در مورد كشاورزي‌، دريافتيم‌كه‌ توصيه‌ ما لزوما در سراسر كشورهااستمرار نداشته‌ است‌ و به‌ يقين‌ اجراي‌اين‌ توصيه‌ نيز با استمرار همراه‌ نبوده‌است‌. تشخيص‌ داديم‌ كه‌ مي‌توانستيم‌ درمورد اينكه‌ چرا بايد با كشاورزي‌ مانندساير بخش‌ها عمل‌ مي‌شد، به‌ راه‌حلي‌دست‌ يابيم‌.

وضع‌ ماليات‌ بر كشاورزي‌، كاري‌بسيار مشكل‌ است‌، ولي‌ برخي‌ ازتوصيه‌ها كه‌ قبلا بخش‌ كشاورزي‌ را ازماليات‌ معاف‌ مي‌كرد، موجد مشكلات‌بيشتري‌ بود.

كين‌: اين‌ بررسي‌ در ضمن‌ اطلاعات‌مفيدي‌ را در مورد معافيت‌هايي‌ كه‌ماليات‌ بر توليد را وضع‌ مي‌كرد، فراهم‌آورد. ليكن‌ به‌ ميزان‌ ماليات‌ پرداختي‌ برمواد اوليه‌ اعتباري‌ نمي‌داد.

در مورد بي‌طرفي‌ مالياتي‌، ماليات‌ارزش‌ افزوده‌ مي‌تواند چيز خوبي‌ باشد،دست‌كم‌ براي‌ برخي‌ از اشخاص‌ بيگانه‌.حتي‌ نرخ‌هاي‌ چندتايي‌، ظرافت‌ ماليات‌ارزش‌ افزوده‌ را با كسب‌ عنصر مهم‌اعتبار بخشيدن‌ حفظ مي‌كند.

زماني‌ كه‌ اين‌ حركت‌ آبشاري‌ كوچك‌آغاز مي‌شود، سيستم‌ مالياتي‌ هر نوع‌شفافيت‌ را از دست‌ مي‌دهد.

خبرنگار: اين‌ بررسي‌ در مورد بعداداري‌، مسايل‌ جدي‌ و مهمي‌ را مطرح‌مي‌كند.

ابريل‌: اين‌ بررسي‌ به‌طور عمده‌ به‌زمينه‌هاي‌ اشكال‌، به‌ويژه‌ بازرسي‌، خودارزيابي‌ و استرداد مي‌پردازد.

امر بازرسي‌ به‌ مقوله‌ استفاده‌ عقلايي‌و مؤثر از منابع‌ كمياب‌ نياز دارد. اين‌بررسي‌ دريافته‌ است‌ كه‌ عمل‌ بازرسي‌ درمرحله‌ اجرا، كمتر مورد تأكيد قرار گرفته‌است‌. ماليات‌پردازان‌ ابتدا فرض‌ مي‌كنندكه‌ همه‌ آنها را زيرنظر دارند. از اين‌رومسأله‌ موجب‌ اشكال‌ نمي‌شود. مسايل‌وقتي‌ مطرح‌ مي‌شوند كه‌ ماليات‌پردازان‌تشخيص‌ دهند آنها زيرنظر نيستند.

اين‌ بررسي‌ در ضمن‌ به‌ دقت‌خودارزيابي‌ را مورد توجه‌ قرارمي‌دهد. ماليات‌پردازان‌ با خودارزيابي‌بيش‌ از آنكه‌ مقامات‌ اين‌ كار را براي‌ هرشهروند انجام‌ دهند، صورتحساب‌مالياتي‌ خود را ارزيابي‌ مي‌كنند. مافهميديم‌ كه‌ معرفي‌ يك‌ ماليات‌ ارزش‌افزوده‌ در كشورهايي‌ كه‌ طرفدارخودارزيابي‌ نيستند، مشكلاتي‌ راايجاد مي‌كند.

مقامات‌ گاهي‌ اوقات‌ اين‌ مشكل‌ را بااعمال‌ ضرورت‌هايي‌ بر ماليات‌پردازان‌،بزرگتر مي‌كنند. به‌طور وضوح‌،كشورهايي‌ كه‌ با خودارزيابي‌ كنار آمده‌و احساس‌ راحتي‌ مي‌كنند، بايد گسترش‌آن‌ ظرفيت‌ را قبل‌ از آنكه‌ با ماليات‌ ارزش‌افزوده‌ پيش‌ بروند، مورد بررسي‌ قراردهند.

خبرنگار: چگونه‌ يك‌ كشورقابليت‌هاي‌ خودارزيابي‌ را توسعه‌مي‌دهد؟

كين‌: شما بنا را بر آنچه‌ در گذشته‌انجام‌ داده‌ايد، مي‌گذاريد و آموزش‌ وتعليم‌ مؤدي‌ به‌ آن‌ كمك‌ مي‌كند. شماسيستم‌ مالياتي‌ را در ضمن‌ به‌طور ساده‌نگاه‌ مي‌داريد. در كشورهايي‌ كه‌ داراي‌ترتيبات‌ نهايي‌ كسر ماليات‌ از حقوق‌ماهانه‌ هستند، اكثر ماليات‌پردازان‌ مستقل‌ابتدا نمي‌بايستي‌ برگشتي‌ها را ثبت‌ كنند وتعداد كساني‌ كه‌ بايد براي‌ تعهدات‌ مالي‌خود ترتيباتي‌ قرار دهند، به‌ حداقل‌خواهد رسيد. اين‌ امر يك‌ روند افزايشي‌خواهد بود.

همان‌طور كه‌ مردم‌ ياد مي‌گيرند كه‌چطور با اين‌ سيستم‌ كار كنند، اين‌ حركت‌مي‌تواند حالت‌ منسجم‌تر و برجسته‌تري‌پيدا كند.

ابريل‌: استرداد ماليات‌ برگشتي‌ دربسياري‌ از كشورها، يك‌ مشكل‌قابل‌توجه‌ در رابطه‌ با ماليات‌ ارزش‌افزوده‌ است‌. تعرفه‌هاي‌ ماليات‌ صادرات‌بايد به‌ صفر برسد و صادركننده‌ بايد پيروآنچه‌ كه‌ ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ در كالاها

پياده‌ مي‌كند، باشد. در عمل‌، اين‌ حركت‌خيلي‌ خوب‌ كارگر نيفتاده‌ است‌.

كشورهاي‌ با مشكلات‌ مالي‌، تمايلي‌به‌ شركت‌ در معاملات‌ با نقدينگي‌ كه‌ به‌دست‌ آورده‌اند، ندارند و در جايي‌ كه‌نگراني‌ در زمينه‌ تقلب‌ وجود دارد،مقامات‌ اطميناني‌ در مورد قابليت‌ خودبراي‌ تعيين‌ مطالبات‌ واقعي‌ ندارند.مؤديان‌ در بسياري‌ از كشورها به‌ هردليل‌، پرداختني‌هاي‌ خود را نمي‌پردازند.ولي‌ تا آن‌ زماني‌ كه‌ آنها پرداختني‌هاي‌خود را پرداخت‌ نمي‌كنند، اصول‌ يك‌ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ از بين‌ مي‌رود.

از نظر كيفي‌، اين‌ حركت‌ مي‌تواند دربسياري‌ از كشورهاي‌ روبه‌توسعه‌، مشكل‌بسيار بزرگي‌ باشد و نيمي‌ از دريافتي‌هاي‌ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ ناخالص‌، مي‌توانندقابل‌ استرداد باشند.

كين‌: برخي‌ از كشورها استردادها رابه‌ صادركنندگان‌ يا به‌ كالاهاي‌ سرمايه‌اي‌محدود مي‌كنند. اين‌ محدوديت‌ موجب‌كاهش‌ اندازه‌ ظاهري‌ مشكل‌ مي‌شود،ليكن‌ همچنان‌ مكانيزم‌ اعتباربخشي‌ را به‌مخاطره‌ مي‌اندازد.ما سعي‌ كرده‌ايم‌ كه‌ شاخص‌ ساده‌اي‌را براي‌ آنچه‌ كه‌ سطح‌ كامل‌ استردادها دريك‌ كشور بايد باشد، توسعه‌ دهيم‌.

خبرنگار: آيا مسايل‌ ديگري‌ وجودداشت‌؟

ابريل‌: با توجه‌ دقيق‌ به‌ بررسي‌، ازخودمان‌ پرسيديم‌ كه‌ آيا ماليات‌ ارزش‌افزوده‌ براي‌ اقتصادهاي‌ جزاير كوچك‌مناسب‌ هستند يا خير؟

دست‌كم‌ در وضعيت‌ اقتصادي‌ جزايركوچك‌ كه‌ مقدار زيادي‌ از كالاهاي‌مصرفي‌ خود را وارد مي‌كنند، روشن‌نيست‌ كه‌ آيا آنها مي‌توانند با رفتن‌ به‌سوي‌ ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌، سود زيادي‌به‌دست‌ آورند يا خير؟

احتمالا وجود يك‌ تعرفه‌ همان‌ نتيجه‌را به‌دست‌ مي‌دهد. دريافتيم‌ كه‌ اندازه‌اقتصاد يك‌ كشور مهم‌ نيست‌، بلكه‌ ميزان‌واردات‌ كالاهاي‌ مصرفي‌ آن‌ كشور واينكه‌ توليد داخلي‌ آن‌ به‌ چه‌ ميزان‌ است‌ وپيچيدگي‌ وضع‌ توليد داخلي‌ آن‌ چقدراست‌، داراي‌ اهميت‌ است‌.

به‌ ظاهر، اقتصادهاي‌ جزاير كوچك‌زيادي‌ وجود دارد كه‌ ماليات‌ ارزش‌افزوده‌ در آنها به‌خوبي‌ اجرا شده‌ است‌.شواهد نشان‌ مي‌دهند كه‌ ماليات‌ ارزش‌افزوده‌ در شرايط و موقعيت‌هايي‌ بيش‌ ازآنكه‌ ما از آنها صحبت‌ كرديم‌، مفيدتربوده‌اند.

خبرنگار: اولويت‌هاي‌ كمك‌ فني‌صندوق‌ بين‌المللي‌ پول‌ و تحقيقات‌ آن‌ چه‌هستند؟

ابريل‌: بررسي‌ ما بينش‌هاي‌ مفيدي‌را كنار هم‌ قرار داده‌ است‌ و اجازه‌ دادمطمئن‌ شويم‌ كه‌ برنامه‌ كمك‌ فني‌ ما تاسر حد امكان‌ مثمر ثمر بوده‌ است‌.

ما اين‌ بررسي‌ را به‌ مديران‌ اجرايي‌صندوق‌ بين‌المللي‌ پول‌ ارسال‌ كرده‌ايم‌ واميدواريم‌ كه‌ اظهارنظرهايي‌ نيز ازمقامات‌ كشورها وصول‌ كنيم‌.

ما در مرحله‌ آتي‌، درصدد بررسي‌برگزاري‌ كنفرانس‌هاي‌ منطقه‌اي‌ هستيم‌ تابا مقامات‌ ديدار كنيم‌ و به‌دقت‌ نقاط تنش‌با مسأله‌ ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ را بررسي‌كنيم‌.

كين‌: دو مسأله‌، توجه‌ بيشتر را درآينده‌ مي‌طلبد. يكي‌ آنكه‌ چگونه‌ ماليات‌ارزش‌ افزوده‌ در سيستم‌هاي‌ دولت‌ فدرال‌عمل‌ مي‌كند و ديگري‌ تأثير فزاينده‌تجارت‌ الكترونيكي‌ بر ماليات‌ ارزش‌افزوده‌ چگونه‌ است‌؟

ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ با يكپارچه‌ترشدن‌ شرايط اقتصادي‌ كشورها بسيارخوب‌ عمل‌ كرده‌ است‌، زيرا اين‌ امرماليات‌ غيرمستقيم‌ را از صادرات‌ حذف‌مي‌كند. اين‌ يك‌ دليل‌ خوبي‌ است‌ كه‌ چرااين‌ امر در اتحاديه‌ اروپا موفق‌ بوده‌است‌.

به‌ كنايه‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ وقتي‌يكپارچگي‌ از يك‌ نقطه‌ مشخص‌ فراترمي‌رود، ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌مشكل‌آفرين‌ مي‌شود.

به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ براي‌ به‌ صفررساندن‌ ماليات‌ بر صادرات‌ در غيبت‌كنترل‌هاي‌ مرزي‌، اجراي‌ اين‌ نوع‌ ماليات‌به‌مراتب‌ مشكل‌تر خواهد شد.

چالشي‌ كه‌ اينك‌ وجود دارد، آن‌ است‌كه‌ چگونه‌ مي‌توان‌ ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌را در چارچوب‌ واحدهاي‌ يكپارچه‌اقتصادي‌ كه‌ خودشان‌ را كشور واحدي‌مي‌بينند، به‌ اجرا درآورد. به‌ همين‌ دليل‌است‌ كه‌ به‌طور مثال‌ در اروپا، پيشرفت‌در مورد اين‌ نوع‌ ماليات‌ با توقف‌ مواجه‌شده‌ است‌.

اين‌ مسأله‌ در ساير كشورها نيز بوده‌است‌. اين‌ امر تصادفي‌ نيست‌ كه‌ دو كشوراز كشورهاي‌ عمده‌ بدون‌ ماليات‌ ارزش‌افزوده‌، آمريكا و هند هستند كه‌ هر دوسيستم‌ فدرال‌ دولتي‌ دارند.

اين‌ مسأله‌ در كار مساعدت‌ فني‌ ما دركشورهاي‌ مستقل‌ مشترك‌المنافع‌ و نيزبوسني‌ و هند مطرح‌ شده‌ است‌. (اين‌كشورها به‌تازگي‌ برنامه‌هاي‌ خود را براي‌قبول‌ ماليات‌ ارزش‌ افزوده‌ در سطح‌دولتي‌ اعلام‌ كردند.)

در مورد تأثير تجارت‌ الكترونيكي‌،سؤال‌ اين‌ است‌ كه‌ آيا اينترنت‌ هر چيزي‌را به‌طور اساسي‌ تغيير مي‌دهد يابه‌سادگي‌ مسايل‌ موجود را تشديدمي‌كند.

در سطحي‌ گسترده‌، ما شاهد هستيم‌كه‌ اين‌ امر موجب‌ تشديد مشكلات‌موجود مي‌شود. با اين‌ حال‌، تجارت‌الكترونيكي‌، كنترل‌ بر معاملات‌ بيشتر راسخت‌تر مي‌كند.