Agahgar Logo CURRENCY, SPECIE, SILVER AND GOLD PRICES
Gap Space Gap Space Site Map Contact Us About Us Home
Agahgar Commercial Network            
 > بولتن مالي و اقتصادي بين المللي  > شماره 81

كمي نمودن ريسك عملياتي

 

I . مقدمه

تا اين اواخر , در صنعت بانكداري منابع چندان زايدي در مورد مديريت ريسكهاي عملياتي وجود نداشت. اين ريسكها عمدتا كيفي در نظر گرفته مي شدند تا كمي , كميته بال (Basle) در گزارش سال 1998 خود پيرامون مديريت ريسك عملياتي عنوان نمودكه بيشتر زاينهاي كلان در صنعت بانكداري از ضعفهاي نظارت داخلي يا عدم پيروي از رويه هاي موجود مربوط به نظارت داخلي ناشي شده اند. از اينرو , بهترين طريقه كاهش ريسكهاي عملياتي ارتقاء كيفيت مديريت است. اين اقدام نفع ديگري نيز به دنبال خواهد داشت و آن عبارتست از اين كه ذهن مديران ريسك آزادتر شده و بيشتر مي تواند بركنترل ريسكهاي اعتباري و بازاري تمركز نمايند.

با اين حال درگزارش مشاوره اي بخش نظارت بانكي كميته بال در ژوئن 1999 تحت عنوان ” چارچوب جديد كفايت سرمايه “‌ توصيه گرديد تا بخشي از سرمايه 1 براي پوشش ريسكهاي عملياتي در نظر گرفته شود. بعلاوه , ” معيارهاي عملكرد تعديل شده به ريسك “2 به گونه اي روز افزون درفرآيند تصميم گيري مديران ارشد مورد استفاده قرارمي گيرند. به منظور برآورد دقيق ترين معيارها و هزينه هاي سرمايه اي نيازمند كمي كردن ريسكهاي عملياتي هستيم.

دراين مقاله اقدامات و فنون دركمي سازي ريسكهاي عملياتي و همچنين تعريفي خلاصه از ريسك عملياتي و جديدترين شيوه هاي كمي سازي و مديريت اين ريسكها به تفصيل آورده شده است.

1- Capital Charge

2- Risk adjusted performance measures (RAPM)

 

II . تعريف

درمورد تعريف ريسك عملياتي هيچگونه اجماع نظري وجود ندارد. برخي بانكها آنرا به عنوان هرنوع ريسكي بجز ريسك اعتباري و بازار تعريف مي كنند. برخي نيز معتقدند ريسك عملياتي عبارتست از زيان مورد انتظار (يا غيرمنتظره) ناشي از خطاهاي انساني , تقلب , بروز اشكال در روشهاي انجام كار , ضعف فن آوري و يا عوامل بيروني . امور تجاري با ريسكهايي مواجهند و دراين زمينه طبعا برخي زيانهاي عملياتي كوچك دور از انتظار نيست. برخي از اين زيانها را مي توان كمي نمود. گاهي اوقات , اين زيانها حتي در قيمت گذاري محصولاتي خاص , نظير كارمزد كارتهاي اعتباري پيش بيني شدةاند. در مورد كارتهاي اعتباري , زيانهاي عملياتي از مسائلي نظير خطا در صدور صورتحساب , ” اضافه برداشت از حساب“ 1 و يا جعل ناشي مي گردند.

 

III. شناسايي ريسكهاي عملياتي

براي كمي كردن ريسكهاي عملياتي , ابتدا بايد آنها را شناسايي نمود. يكي از روشهاي انجام اين كار آن است كه از مدير خواسته شود ده ريسك بزرگ عملياتي خودرا بيان كند. سپس مدير ريسك عملياتي , اين ريسكها را برحسب انواع مختلف ريسكهاي  عملياتي همانند آنچه در زير آمده است طبقه بندي مي كند:‌

ريسك فن آوري (Technology) اطلاعاتي , 2

اشكال در سيستم , ويروس اينترنتي , داده هاي نادرست , خطوط ارتباطي ضعيف و .....

ريسك منابع انساني

رويه هاي استخدام , گروه كاري غير متخصص , سياست تعطيلات كاري و ....

 

1- Overcharging

2- Information Technology Risk

 

ريسك صدمه به داراييها

ريسكي كه طي آن داراييهاي آسيب ديده موجب ايجاد وقفه در امر تجارت گردد. آسيب ممكن است ناشي از آتش سوزي , سيب يا زمين لرزه باشد.

ريسك روابط با مشتريان

تغييرات در مقررات , مطالبات , رضايت مشتري , دعاوي حقوقي....

ريسكهاي مذكور يا از سوي شركت پذيرفته مي شود يا شركت از آنها اجتناب مي كند. به عنوان مثال يك شركت مي تواند به راحتي با ممنوع كردن دسترسي كاركنان خود به اينترنت , از ويروس اينترنتي اجتناب كند. از سوي ديگر مديريت ممكن است ريسك عملياتي را قبول كند. دراين مورد مدير ريسك عملياتي ميزان سرمايه مورد نياز براي ايمن سازي شركت در قبال اين ريسك خاص را تعيين مي نمايد. كمي كردن ريسك عملياتي در تحليل هزينه – فايده و در برآورد تاثير اقدامات مديريت نيز از نقش قابل توجه و مهمي برخوردار است.

 

IV . كمي سازي ريسكهاي عملياتي

مدير ريسك عملياتي نه تنها با طبقه بندي ريسك عملياتي بلكه با فراواني و شدت زيانهاي عملياتي نيز سروكار دارد. متخصصين كمي سازي بدين نكته واقفند كه برخي ريسكهاي عملياتي , مثلا ريسك شهرت و اعتبار , قابل كمي سازي نيستند. لذا اين متخصصين براي كمي كردن ريسك عملياتي بايد ريسك مربوطه را از ميان مقوله طبقه بندي شده توسط مدير ريسك عملياتي پيدا كنند. تمركز اين متخصصين صرفا برريسكهاي عملياتي كه ممكن است به يك زبان مالي منجر شوند معطوف خواهد شد.

1-فراواني و شدت زيانها

درمورد هركداميك از طبقات ريسكهاي منتخب تعداد زيانها (فراواني ) و ميزان (شدت) زيانهاي واقع شده دريك دوره زماني خاص مشخص مي باشند. اگر شركت داراي يك ساختار پيشرفته پايگاه اطلاعاتي باشد , ممكن است اين زيانها قبلا جمع آوري شده و موجود باشند. درمورد هرمقوله , ميتوان ريسك عملياتي را به صورت شكل زير نشان داد:

شكل 1- طرح ريسك عملياتي

 

فراواني ريسك عملياتي

 

ريك متوسط

ريسك بالا

ريسك پايين

ريسك متوسط

شدت زيان

 

فراواني زيان پايين , شدت زيان پايين

دراين شرايط مدير ريسك عملياتي منابع مالي چنداني را به منظور كمي كردن اين ميزان زيان كم صرف نخواهد كرد.

فراواني زيان بالا , شدت زيان بالا

اگر مدير ريسك عملياتي با چنين ريسك بالا مواجه شود , بايستي فورا اين موضوع را به مديريت ارشد گزارش دهد. قطعا اشتباه و اشكالي در شركت وجود دارد.

فراواني زيان بالا , شدت زيان پايين و فراواني زيان پايين , شدت زيان بالا

محدوده هاشورخورده در شكل 2, محدوده مورد توجه متخصصين كمي سازي است. درمورد كسب اطلاعات داخلي كافي مربوط به فراواني پايين و شدت زيان بالا متخصصين كمي سازي ممكن است با مشكلاتي مواجه شوند. از سوي ديگر اطلاعات مربوط به زيانهاي عملياتي در حالت فراواني بالا , شدت زيان پايين بايستي به روشني درداخل شركت وجود داشته و مستند سازي شده باشدند تا امكان استفاده كامل از ابزارهاي آماري را به اين متخصصين بدهند.

شكل 2- محدوده مورد نظر متخصصين كمي سازي

 

فراواني ريسك عملياتي

 

 

ريسك بالا

ريسك پايين

 

شدت زيان

 

2-نقش آمار

در مواقعي كه اطلاعات موجود ناقص اند , ابزارهاي آماري كمك مفيدي براي اتخاذ تصميم مي باشند. متخصصين آمار با بكارگيري آمار براي تجزيه و تحليل داده هاي مربوط به زيانهاي عملياتي مي توانند اظهارات مفيدي داشته باشند نظير:

*احتمال اينكه يك بانك خاص بواسطه تاخير در تسويه حسابهاي خود طي سال بعد رقمي

” مبلغ تحت ريسك “ 1 معياري است كه نشان مي دهد يك بانك در طي يك دوره زماني معين و دريك فاصله اطمينان مشخص آماري , چقدر ممكن است زيان كند. البته اين عدد به راحتي قابل حصول نيست. قسمت مشكل كار يافتن توزيع احتمال صحيح مي باشد. بنابراين متخصصين ذيربط كمي سازي ابتدا بايد توزيع مناسب مربوط به احتمال يك مقوله مشخص از ريسك عملياتي را تعيين كنند سپس در توزيع ديگري ,‌ شدت زيان مورد نظر را نشان داده و الگو سازي ميكنند. و در نهايت يك توزيع كتبي را مي توان از تركيب توزيع فراواني زيان و توزيع شدت زيان استخراج نمود.

براي توزيع احتمال فراواني , مي توان از توزيع پوآسن2 استفاده نمود. يكي زا كاربردهاي متداول توزيع  پوآسن آن است كه تعداد وقوع پيشامدها را طي يك دوره زماني , مثلا تعداد زيانهاي عملياتي واقع شده در يكسال , پيش بيني كند.

 

1- Value at risk (VaR)

2- Poisson distribution

 

درمورد توزيع شدت زيان , توزيع ويبال2” مي تواند انتخاب مناسبي باشد. اين توزيع اغلب در تجزيه و تحليل قابليت اتكاء 3 بكار مي رود. دراينجا فرومول توزيع بجاي ” مدت4“ , “مقدار5” را مورد ارزيابي قرار مي دهد.

 

البته , توزيع ويبال براي برازش زاينهاي بالا توزيع مناسبي نيست. ار اينرو , متخصصين كمي سازي اين توزيع را در مورد محدوده معيني برش داده و براي الگو سازي قسمت دنباله توزيع از فرمول توزيع ديگري استفاده مي كنند. نظريه ارزش نهايي 7, يكي از روشهاي الگو سازي براي توزيع دنباله هاست و با استفاده از يك توزيع تعميم يافته ”پارتو“ مي توان آنرا تخمين زد{1}.

 

1- density

2- Weibull distribution

3- reliability analysis

4- How long

5- how much

6-  curve fitting

7- Extreme Value Theory (EVT)

 

از ” شبيه سازي مونت كارلو 1“ يا ” تبديل فست فورير2“ {3} مي توان براي توزيع كل و محاسبه مبلغ (ارزش)‌تحت ريسك عملياتي استفاده نمود. اين توزيع , شكلي شبيه به توزيع شكل 3 با زير بخشهاي زير خواهد داشت:

*زيان منتظره يا ريسكهاي فرآيند:

زيان ناشي از اشكال در فرآيند

*زيان غير منتظره يا ريسكهاي كنترل :

زيان ناشي از ضعف و نارسايي در كنترل داخلي

*زيان استثنايي يا ريسكهاي يكپارچگي (integrity)

زيان ناشي از سانحه , تقلب يا ضعف در سيستم اصلي , و موارد تاثير گذار بريكپارچگي و دوام كل شركت.

 

محاسبه ارزش تحت ريسك عملياتي تركيبي از طبقات مختلف ريسك عملياتي , كاري بسيار پيچيده است و اين محاسبه بستگي به ميزان وابستگي طبقات مختلف ريسك عملياتي دارد. متخصصين كمي سازي روش محتاطانه اي را انتخاب مي كنند , بدين ترتيب كه ارزش تحت ريسك عملياتي را بطور مجزا محاسبه و با هم جمع مي كنند . اگر داده هاي كافي در اختيار باشد , مبلغ كل ريسك عملياتي پس از ارزيابي ميزان وابستگي (براساس آمارهاي موجود) تقليل مي يابد. خط چين 95 درصد در شكل زير , نشانگر مبلغ ريسك عملياتي در سطح اطمينان 95%  مي باشد. اگر از نظر مدير ريسك عملياتي , اين قسمت آخر ريسك عملياتي بالا باشد دراين صورت وي بايد اقدامات لازم جهت كاهش آنرا پي ريزي نمايد.

 

1- Monte Carlo simulation

2- Fast Fourier Transform (FFT)

 

3-تجزيه و تحليل علت و معلول

مدير ريسك عملياتي براي تقليل زيانهاي عملياتي بايد محركهاي ريسك را شناسايي كرده و تاثير آن بر فراواني (احتمال)‌يا شدت اين زيانها را اندازه گيري (كمي) نمايد. متخصصين كمي سازي براي شناسايي اين عوامل به داده هاي بسيار زيادي نياز دارند از اينرو بررسي خود را بر مقوله زيان عملياتي مورد انتظار متمركز مي نمايد.

*شبكه عصبي (Neural network)

روش شبكه عصبي كارآيي خود را درصنعت , و به ويژه در هوانوردي , به اثبات رسانده است و به احتمال زياد ظرف چند سال آينده در بين موسسات مالي نيز متداول و مشهور خواهد گرديد. شبكه عصبي يك پردازشگر توزيع موازي 1 حجيم است كه گرايش طبيعي به سوي ذخيره اطلاعات (دانش) تجربي و قابل استفاده كردن آنها را دارد {4}. براي مثال , شبكه هاي عصبي با توابع آماري قادرند الگوي پيش بيني در زمينه قابليت اتكاء (reliability) را تشريح و تبيين كنند.

*رگرسيون خطي چند گانه (Multiple Linear Regression) 

اين تكنيك در مورد آزمون زمان كاربرد داشته و بيش از پنجاه سال است كه در بين متخصصين اقتصاد سنجي متداول مي باشد. يكي از كاربردهاي اين روش , براي مثال , برآورد تاثير اضافي كاري 2 بر فراواني يا شدت زيانهاي عملياتي است.

 

1- parallel-distributed

2- overtime

 

جدول 1- مثالي از رگرسيون خطي چند گانه

 

تعداد نقصهاي سيستمي

تعداد معاملات

اضافه كاري (به ساعت)

مبلغ زيانها

تعداد زيانهاي عملياتي

ماه

41

1230

80

1,600,000

84

ژانويه

43

1280

110

1,893,452

93

فوريه

35

812

50

1,356,318

68

مارس

62

1523

160

2,321,725

110

آوريل

18

710

14

1,000,987

49

مي

83

1510

218

2,300,012

151

ژوئن

 

با انجام تحليل رگرسيون چندگانه , برآوردهاي ماهانه زير بدست مي آيند.

 

(تعداد نقصهاي سيستمي) 57/0+(تعداد معاملات) 01/0- (اضافه كاري) 34/0+73/40 = تعداد زيانهاي عملياتي

 

(تعداد نقصهاي سيستمي) 3,955 – (تعداد معاملات)‌ 833+(اضافه كاري) 4,401 + 486,591 = مبلغ زيانها

 

مديران ريسك عملياتي با استفاده از تحليل رگرسيون چندگانه مي توانند به تجزيه و تحليل هزينه – فايده بپردازند. به عنوان نمونه , اگر مديران متوجه شوند كه اضافه كاري يكي از محركهاي اصلي ريسك است , مي توانند منافع استخدام يك كارمند اضافي محاسبه كنند. در مثال فوق استخدام يك كارمند اضافي , ميزان اضافه كار را تقليل داده و از همين رو زيانهاي عملياتي ماهانه را حداكثر تا مبلغ 704,160 =160×4,401 كاهش مي دهد .

 

 *الگوهاي لاجيت و پرابيت (Logit and Probit)

الگوهاي دو متغيره ((‌ لاجيت و پرابيت)) ساده ترين برآورد كننده هاي متغير وابسته كيفي به شمار مي روند. الگوي پراميت , يك الگوي اقتصاد سنجي است كه متغير وابسته (Yi) در آن فقط مي تواند صفر يا يك باشد. تاثير متغير مستقل  (Xi) با فرومول P(yi-1) =F( xi,b) برآورد مي شود. دراين فرمول , b پارامتري است كه بايد برآورد شود و F نشانگر تابع توزيع تراكمي نرمال مي باشد.

 

متخصصين كمي سازي از الگوي پرابيت برا تخمين احتمال ”ترك شركت از سوي كارمندان “ يا بروز اشكل در سيستم اصلي استفاده مي كنند. متخصصين كمي سازي در مواقعي كه متغير وابسته ممكن است يكي از انتخابهاي گسسته از ميان تعداد محدودي از گزينه ها باشد الگوي لاجيت را بكار مي گيرند. اين الگو شبيه الگوي پرابيت است و تنها تفاوت آن استفاده از يك تابع توزيع تراكمي ديگر است. براي تخمين يا برآورد احتمال اشتغال بكار بطور پاره وقت , الگوي لاجيت الگوي مناسبي است.

فنو و تكنيكهاي مذكور اين امكان را به مديران ريسك عملياتي مي دهند تا به تجزيه و تحليل هزينه – فايده پرداخته و همچنين , برخي از اقدامات مديريتي را كمي نمايند.

 

V. مديريت

دريك موسسه , كل مجموعه بايستي عملا نسبت به مديريت ريسك عملياتي تمايل داشته باشد. نقش اصلي مدير ريسك عملياتي اين است كه يك ديد كلي از مديريت ريسك عملياتي در هركدام از سطوح موسسه را فراهم آورد. در عين حال , مدير ريسك عملياتي بايد به الگوهاي متخصصين كمي سازي اعتبار بخشيده و آنها را تصحيح كند.

1-تصحيح الگو

درموسسات كوچكتر , متخصصين كمي سازي الگوهاي خود را بطور منظم به روشهاي زير تصحيح مي كنند:

آزمون پايداري الگو 1

آزمون پايدار الگو فرايند تاييد صحت و سقم اين مسئله است كه آيا يك الگو در طول زمان با ثبات و پايدار است يا خير. اين كار از طريق كنترل نتايج حاصل از اجراي مدل با استف اده از داده هاي يك نمونه قبلي در حالتهايي نظير فاصله اطيمنان مدل , كوچك كردن اندازه نمونه , ويا افزايش اندازه آن آنجام مي شود .

آزمون فشار رواني

معيار ريسك نبايستي صرفا برآمار متكي باشد (‌اگر از ارزش تحت ريسك عدول شود , اين زيان تا چه حد اندازه مي تواند بزرگ باشد؟ )‌. آزمون فشار رواني با انجام مجموعةاي از تحليلها براساس سناريوهاي مختلف به برآورد اثرات وقايع حاد (افراطي) مي پردازد.

درموسسات بزرگتر , مدير ريسك عملياتي ممكن است براي نظارت برالگوها از متخصصين كمي سازي ساير بخشها كمك بخواهد.

2-كنترلهاي داخلي

بيشتر زيانهاي عمده از ضعفهاي موجود در كنترل داخلي يا عدم سازگاري رويةهاي موجود كنترل داخلي با يكديگر ناشي شدةاند. به نظر مي رسد كيفيت مديريت و كنترلهاي داخلي (تفكيك وظايف , گزارش دهي شفاف مديريتي , عملكرد دقيق , ورويه هاي احتياطي) از عوامل كليدي در تقليل ريسك عملياتي هستند. مدير ريسك عملياتي بايد اطمينان حاصل كند كه نظارتهاي اصلي به نحو موثري براي جلوگيري از زيانهاي عملياتي يا كشف اين زيانها در كوتاه ترين زمان عملي شده و به اجرا درمي آيند. مدير ريسك عملياتي همچنين ممكن است براي اين نظارت عملياتي به ”متخصصين تجديد برنامةريزي 2“ روي آورد.

تجديد برنامةريزيها به معني تفكر دوباره و طراحي مجدد فرآيندهاي انجام كار براي بهبود عملكرد از طريق كاهش هزينه ها , افزايش سرعت , اجتناب از خطاهاي عملياتي و اطمينان از دقت بيشتر مي باشد.

امروزه از روش طراحي و تحليل سيستم هاي پشتيباني اداره3 {5} براي اين منظور در صنعت بانكداري استفاده مي شود.

 

1- Back Testing

2- Reengineers

3- Office Support Systems Analysis and Design (OSSAD)

 

VI. وضعيت جاري

ريسك عملياتي شبيه ريسك اعتباري يا بازاري نيست. دراين مورد نه تعريف كلي قابل قبولي وجود دارد و نه روش استاندارد يا نگرش نظارتي منظم و قاعدةمند.

1-روش نظارتي

 كميته نظارتي بانكي بال در ژوئن 1999 طي گزارشي نگهداري يك مقدار سرمايه معين براي ريسك عملياتي را توصيه نموده است. البته روش اجرا هنوز مشخص نيست . اين كميته به دنبال پيشنهادها و توصيه هايي در مورد روشهاي مختلف است:

*آيا كميته روش استاندارد شده سادةاي اتخاد خواهد نمود؟‌

اجراي يك روش استاندارد شده ساده , كاملا آسان است آما در چنين روشي ممكن است برخي موسسات خاص در وضعيتي نامساعد قرارداده شده و احتمالا هزينه بسيار زيادي به آنها تحميل گردد.

*آيا كميته الگوهاي نظارت داخلي را خواهد پذيرفت؟

روش نظارت داخلي بايستي از روش استاندارد شده دقيقتر باشد. نظارت كنندگان مجبور خواهند بود محدوده كاربرد و روشهاي تاييد اين الگوها را تعريف كنند. متخصصين ريسك ترجيح خواهند داد از الگوي خود استفاده كنند اما ناظران , روش استاندارد شده را ترجيح مي دهند. {6}

*ارتباط الگوي ريسك عملياتي با الگوهاي ريسك اعتباري و بازاري چگونه خواهد بود؟‌

شيوه هاي تعيين ريسك اعتباري و بازاري كاملا متفاوتند. بطور نمونه , دوره نگهداري در يك الگوي ريسك بازاري 10 روز است درحاليكه درمورد ريسك اعتباري توصيه متخصصين ريسك , يكسال مي باشد. درحال ايده آل , الگوي ريسك عملياتي بايستي الگوهاي ريسك اعتباري و بازاري را بهم مرتبط سازدتابتواند الگوي ريسك يكپارچه را براي شركت پي ريزي نمايد. البته هنوز تا رسيدن به پي ريزي الگوي ريسك يكپارچه براي كل شركت توسط متخصصين ريسك و تركيب سه ريسك مذكور در قالب يك معيار معني دار , راهي طولاني در پيش است.

2-نرم افزار

بيشتر بانكهاي بزرگ براي كمي سازي ريك عملياتي , درحال گسترش نرم افزار خود هستند. البته برخي نرم افزارهاي تجاري ( كه اغلب سيستمهايي ساده و مبتني بر وب هستند) نيز وجود دارند نظير: 

 

Risk Op*حصول شركت NetRisk  

Pace marke* محصول شركت Pace Metrics

ORCA* محصول شركت Optional Risk Incorporated

Optional Risk* محصول شركت Algorithmics

 

از نقطه نظر دادةها , شركت NetRisk و ((‌انجمن جهاني متخصصين ريسك))1 تلاشي را براي استفاده مشترك از داده هاي مربوط به ريسك عملياتي , بنام ((مبادله چند مليتي ريسك عملياتي ))2, آغاز نمودةاند.

 

VII . نكات پاياني

مديران ريسك عملياتي به دنبال حصول اطمينان از آنند كه عوايد آتي شركت آنها مشابه دوره قبل نباشد. لذا براي آنها بسيار حياتي است كه وقوع , ماهيت و علل هرگونه زيان عملياتي را تجزيه و تحليل كرده و توصيه هاي خود را دراختيار مديران ارشد قراردهند.

امرزه حالت (( فراواني (احتمال) بالا , شدت پايين )) زيانهاي عملياتي به خوبي تجزيه و تحليل و مستند سازي شده است . روند كار اينگونه است كه كليه اطلاعات مقتضي در مورد اين زيانها به صورت پايگاههاي اطلاعاتي نگهداري شوند. بدين ترتيب گزارشهاي سيستم مديريت (MIS) نشان مي دهند كه محركهاي ريسك كدامند و چه اثراتي برصورتحساب سود و زيان مي گذارند. درهمين راستا , فن آوري جديد پايگاه اطلاعاتي و روشهاي كمي , فرآيند تصميم گيري را براي مدير ارشد ساده تر نموده است.

 

1- Global Association of Risk Professionals(GARP).

2- Multinational Optional Risk Exchange

 

ازطرفي , حالت (( فراواني (احتمال) پائين , شدت بالاي)) زيانهاي عملياتي به قدري نادر است كه كي سازي آن بندرت امكان پذير بوده و در واقع بي فايده است. براي كاهش احتمال وقوع چنين ريسكهايي , مدير ريسك عملياتي بايد عمدتا توجه خود را بر جنبه هاي كيفي معطوف نمايد . اكثر شركتهاي بزرگ مشاوره اي , درحال طراحي روشها و ابزارهايي هستند كه فرآيندهاي ” بهترين اقدام“ را نشان مي دهند. اين روشها عموما با درخواست از هر مدير براي ارزيابي شخصي از مواجهه اداره خود با ريسك عملياتي و سپس آگاه نمودن كاركنان از اين ريسك , شروع مي شوند.*

* ماخذ:

Balestra, Alberto. Quantification of Operational Risk, The Arab Bank Review, Vol. 2, No. 1, April 2000. PP.

76-84,