| ||||||||||||||||||||||||||||||
خداوند را شكر ميكنيم كه با ياري
استادان و پژوهشگران گرانقدر جامعه اقتصادي كشور، شاهد شماره ديگري از پژوهشنامه
بازرگاني هستيم. اميد است كه پيوسته از نقطه نظرات و رهنمودهاي علاقهمندان به
پژوهشنامه، بهرهمند شده تا در راه بهبود كيفي هر چه بيشتر اين مجموعه علمي، بيش
از پيش بكوشيم.
در مقاله اول اثر رشد اقتصادي، درآمد
سرانه، بار تكفل، تورم و تحولات ناشي از انقلاب بر نرخ پسانداز در اقتصاد ايران
مورد بررسي قرار گرفته است. بدين منظور الگويي با استفاده از روش خود توضيح با
وقفه گسترده (ARDL)
بكار گرفته شده و نتايج مبين اين است كه اثر رشد اقتصادي و درآمد سرانه بر نرخ پسانداز
مثبت و اثر نرخ تورم و بار تكفل بر نرخ پسانداز منفي ميباشد.
در مقاله دوم معادلة عرضه محصولات
كشاورزي در شرايط وجود انتظارات قيمتي و نااطميناني در قيمت محصولات و محصولات
رقيب با حداكثرسازي اميد رياضي تابع مطلوبيت انتظاري سود توليدكنندگان استخراج و
تابع تقاضا براي هر يك از كالاهاي مورد مطالعه به صورت تابع تقاضاي همفزون تصريح
شده است. محصولات سيبزميني و پياز به صورت موردي بكار گرفته شده و نتايج نشان ميدهند
كه كشاورزان سيبزميني كار افرادي ريسكگريز ولي پيازكاران ريسكپذير ميباشند.
مقاله سوم با استناد به روش فرآيند
تحليل سلسله مراتبي (AHP) در تلاش براي رسيدن به يك الگوي كاربردي در تدوين اولويت و تخصيص
منابع استان اصفهان در بخش صنعت ميباشد. مهمترين دستاورد اين مقاله استفاده از يك
روش تئوريك به صورت كاربردي است كه ميتواند مقدمهاي براي گامهاي بعدي و
بكارگيري اين روش در ابعاد گوناگون باشد.
در مقاله چهارم ميزان رقابتپذيري و
مزيت نسبي در توليد 14 محصول زراعي عمده منتخب استان آذربايجان شرقي در شرايط
رقابتي و با در نظر گرفتن هزينههاي فرصت توليد مشخص شده است. نتايج حاصل از
محاسبه شاخص كاربردي هزينه منابع داخلي حاكي از اين است كه هشت محصول از ميان 14
محصول، هزينه منابع داخلي كمتر از يك داشته و لذا محصولات رقابتپذير ميباشند.
بنابراين با توجه به نتايج حاصل از اين پژوهش ميتوان سرمايهگذاري بنگاههاي
توليدي را جهت بخشيد.
پنجمين مقاله به تعيين الگوي قيمتگذاري
كارا براي محصولات استراتژيك زراعي اختصاص دارد. در اين مقاله سعي شده است با توجه
به محدوديت منابع توليد، بخصوص آب و زمين، ميزان دسترسي به آرمانهاي سطوح بالاي
تصميمگيري (دولت) و سطوح پايين (كشاورزان) ارزيابي شود. نتايج نشان ميدهد الگوي
كشت موجود و قيمتهاي فعلي در اغلب استانهاي كشور كارا و بهينه نبوده و با اصلاح
الگوي كشت ميتوان آرمانهاي ملي و استاني را بهبود بخشيد.
مقاله ششم با هدف بررسي توزيع درآمد و
با استفاده از ماتريس حسابداري اجتماعي تدوين شده است. شبيهسازي سناريوها نشان ميدهد
در بين بخشهاي دهگانه مورد بررسي، بخش كشاورزي بيش از ساير بخشها توزيع درآمد
مينمايد و پس از آن زير بخش كالاهاي صنعتي بيدوام قرار دارد.
آخرين مقاله به بررسي جايگاه كالاي
برق در سازمان جهاني تجارت (WTO) ميپردازد. به نظر ميرسد در آستانه پيوستن ايران به سازمان جهاني
تجارت، لازم است ديدگاههاي موجود در WTO در
خصوص الكتريسيته تشريح گردد. در مقالة مذكور، ابتدا موافقتنامههاي تجارت كالا و
تجارت خدمات در WTO مطرح گشته و سپس ديدگاهها و
مقررات سازمان جهاني تجارت در مورد الكتريسيته ذكر ميشود و در پايان اهميت برنامهريزي
براي صادرات برق تشريح ميگردد.
در پايان به معرفي چهار كتاب از سري
كتب منتشره توسط مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني و چكيده انگليسي مقالات
پرداخته شده است.
رضا شيوا
تابستان
1382