| ||||||||||||||||||||||||||||||
محاسبه هزينه منابع داخلي محصولات كشاورزي استان آذربايجانشرقي
رقابتپذيري / مزيت نسبي / هزينه منابع داخلي /
محصولات كشاورزي / استان آذربايجان شرقي
طي دهه
اخير، استان آذربايجان شرقي، در مقايسه با ديگر استانها، همواره رتبه اول را در
صادرات غيرنفتي به خود اختصاص داده است. در اين ميان، اين استان از پتانسيلهاي
بالايي در توليد و امكان صدور مناسب محصولات كشاورزي برخوردار است و اما براي
موفقيت در عرصه بينالمللي لازم است كه اولويتبندي محصولات رقابتپذيرتر تعيين و
توليدات كشاورزي به صورت كارآمدتري در نظام تخصيص منابع در استان صورت گيرد. بدين
منظور در اين مقاله تلاش شده است ميزان رقابتپذيري و مزيت نسبي در توليد 14 محصول
زراعي عمده منتخب استان در شرايط رقابتي و با در نظر گرفتن هزينههاي فرصت توليد
مشخص گردد. از اينرو در ابتدا شاخص هزينه منابع داخلي ارايه و سپس اولويتبندي و
قدرت رقابت محصولات موردنظر تعيين شده است. نتايج حاصل از محاسبه شاخص كاربردي
هزينه منابع داخلي حاكي است از ميان چهارده محصول زراعي منتخب مورد مطالعه، هشت
محصول زراعي گندم آبي، جو آبي، نخود آبي، آفتابگردان آبي، هندوانه ديم، خيار آبي،
سيبزميني آبي و گوجهفرنگي آبي هزينه منابع داخلي كمتر از يك داشتهاند و چهار
محصول زراعي گندم ديم، نخود ديم، عدس ديم و لوبيا چيتي آبي نيز از هزينه منابع
داخلي بيشتر از واحد برخوردار بودهاند و با عدم مزيت نسبي در توليد مواجه بودهاند.
دو محصول جو ديم و پياز آبي با هزينه منابع داخلي نزديك به واحد (محصولات گروه 3)
در نقطه سر بسري هزينه و منافع قرار دارند.
توسعه صادرات غيرنفتي مستلزم شناسايي و ايجاد مزيتهاي نسبي در مناطق مختلف
كشور است، تا در سايه توليد كالاهاي رقابتپذير و داراي مزيت نسبي، توليدكنندگان
داخلي توان رقابت با خارجيان را داشته باشند. روند حركت اقتصاد جهاني نيز از كاهش
كنترلها و حذف تدريجي تعرفهها و گرايش به اقتصاد بازار آزاد حكايت داشته و بر
اهميت توجه به مزيتهاي نسبي در امر صادرات غيرنفتي تأكيد دارد. بديهي است توجه به
هر سه مرحله تأثيرگذار بر مزيت نسبي يعني مراحل توليد،عرضه و تقاضا، لازمه موفقيت
در اين مسير بوده و توجه صرف به مرحله توليد به تنهايي كافي نميباشد، در واقع
كاهش هزينههاي توليد شرط لازم بوده اما كافي نيست.
به هر حال بررسي و شناسايي محصولات غيرنفتي داراي مزيت و قابل رقابت در
عرصه بينالمللي در هر يك از سه بخش صنعت، كشاورزي و خدمات گام اوليه مهمي در
توسعه صادرات غيرنفتي محسوب ميشود. وجود تنوع وسيع اقليمي، خاك مستعد و حاصلخيز و
دشتهاي وسيع در سرزمين پهناور كشورمان امكان توليد قريب به هشتاد و پنج درصد از
انواع ميوه و ترهبار شناخته شده دنيا را در آن فراهم نموده است[1].
به طوري كه بخش كشاورزي ميتواند به عنوان بخش قابل اتكاء در امر صادرات غيرنفتي
مطرح باشد. ضمن اينكه توسعه اين بخش و توجه به مزيتهاي نسبي در آن، استقلال
اقتصادي و سياسي كشور را تضمين و بيمه خواهد نمود.
در اين راستا، تحقيق حاضر تلاش نموده است ميزان رقابتپذيري و اولويت كشت
منتخبي از محصولات زراعي عمده در سطح استان آذربايجانشرقي را بر مبناي دادههاي
مقطعي سال زراعي (78-1377) و با استفاده از معيار هزينه منابع داخلي، ارزيابي و
مشخص نمايد. براساس اين شاخص ميزان رقابتپذيري محصولات توليدي كشور در مقايسه با
رقباي خارجي براورد و تعيين ميگردد و با شناسايي محصولات سودآور و با قدرت رقابت
بالا، بنگاههاي توليدي به سمت مناسبي هدايت شده و سيستم تخصيص منابع به صورت
كارآمدتري صورت خواهد گرفت.
براي تعيين وجود و يا عدم وجود مزيت
نسبي توليد محصولات، معيارهاي كاربردي متعددي مثل ارزش فعلي خالص (NPV)[2]، شاخص سودآوري (PI)[3]، نسبت فايده به هزينه (B/C)[4] و ... وجود دارند، هر
كدام از اين معيارها به سبب اخلالهاي موجود در بازارهاي داخلي و جهاني نهادهها و
محصولات با محدوديت و كاستيهايي در شرايط رقابتي مواجهاند، اما شاخص هزينه منابع
داخلي (DRC)[5] در اين زمينه از كارائي
بالايي برخوردار است؛ چراكه ضمن حذف اختلالهاي قيمتي در دادهها و ستادهها،
ارزيابي دقيقتري از سودآوري در شرايط رقابتي به دست ميدهد و تصميمگيري اقتصادي
در كشورهايي كه به سوي اقتصاد رقابتي در حركتند را تسهيل مينمايد.
از آنجا كه كشور ايران نيز در صدد
رقابتي كردن اقتصاد، توسعه صادرات غيرنفتي و الحاق به سازمان جهاني تجارت است و
بعلاوه طي ساليان متمادي تاكنون، بسياري از قيمتها با استفاده از ابزارهاي حمايتي
و پرداخت يارانه به صورت اداري و غيرواقعي تعيين شدهاند، ضروري است شاخصي به
منظور ارزيابي مورد استفاده قرار گيرد كه سودآوري طرح و يا محصول را در وضعيت
رقابتي نيز نشان دهد، كما اينكه اين مسئله پس از الحاق به سازمان جهاني تجارت
ضروري و اجتنابناپذير خواهد بود. به اين ترتيب معيار هزينه منابع داخلي با مشخصات
منحصر به فرد خود ميتواند چنين نقشي را به خوبي ايفاد نمايد. البته از معيار
ديگري نيز به نام نرخ حمايت مؤثر (ERP)[6] براي تعيين تخصيص بهينه
منابع در محيط غيررقابتي كه قيمتها شفاف نيستند استفاده ميشود، اين دو شاخص
بسيار به هم نزديكاند و در يك راستا مورد
ارزيابي قرار ميگيرند و ميتوانند پس از تصحيح اخلالها، امكان تصميمگيري مناسب
را در مورد طرحهاي سرمايهگذاري ايجاد نمايند.
مفهوم هزينه منابع داخلي،
كاربردي از تحليل بازدهي عوامل توليد بر پايه ارز خارجي است؛ به عبارت ديگر DRC
هزينه فرصت از دست رفته واقعي منابع داخلي كه صرف توليد يك كالا بر حسب قيمتهاي
جهاني ميشود، است. طبق تعريف برونو (1972)،DRC
عبارت است از مقدار هزينه منابع داخلي كه در فعاليت توليدي مورد استفاده قرار ميگيرد
تا يك واحد ارز خارجي به دست آيد، يا در يك واحد ارز خارجي صرفهجويي شود[7] يا DRC
نسبت ارزش سايهاي دادههاي خالص داخلي به ارزش سايهاي ستاندههاي خالص مبادله
شده ميباشد[8].
اين معيار اولين بار توسط برونودر سال 1972 مطرح شد و سپس كروگر (1972)، لوفسكي
(1972)، ادوارد (1984)، گرين اوي (1990)، فين (1995) و پركينز (1997) با انجام
تعديلاتي آن را مورد استفاده قرار دادند. به طور كلي هزينه منابع داخلي (DRC) عبارت است از
اندازهگيري هزينه عوامل توليد و نهادههاي داخلي و خارجي بكار گرفته شده براي توليد
كالايي خاص بر حسب قيمتهاي بينالمللي. اين معيار در حقيقت هزينه فرصت مناسب صرفهجويي
شده عوامل توليد داخلي را با حداقل هزينه حاصل از هر واحد ارز خارجي براي يك كالاي
خاص مقايسه ميكند، از اينرو ميتواند نشاندهنده هزينه فرصت منابع داخلي توليد
كالايي به ارزش يك دلار باشد. بديهي است اگر اين هزينه فرصت بر حسب دلار (پول
خارجي) باشد، مقدار شاخص به دست آمده عددي نزديك به يك خواهد بود و اگر معيار فوق
براي كالايي كمتر از يك به دست آيد نشاندهنده سودآوري و رقابتپذير بودن كالا
بوده و اگر مقدار آن بزرگتر از يك محاسبه شود حاكي از عدم وجود مزيت نسبي كالا در
مرحله توليد در داخل كشور ميباشد. همچنين اگر هزينه فرصت مزبور بر حسب پول داخلي
(ريال) محاسبه شود در اين شرايط، شاخص DRC در
خصوص هر محصولي قابليت مقايسه با قيمت سايهاي ارز (دلار) را خواهد داشت و حال اگر
مقدار آن بيشتر از نرخ سايهاي ارز باشد نشاندهنده عدم وجود مزيت نسبي و اگر رقم
آن كمتر از نرخ سايهاي ارز باشد حاكي از وجود مزيت نسبي توليد كالاي مورد نظر و
رقابتپذير بودن آن در عرصه بينالمللي خواهد بود. لازم به يادآوري است كه اين
معيار شرط لازم جهت برقراري مزيت نسبي يك محصول را در مرحله توليد مورد بررسي قرار
ميدهد و به منظور بررسي شرط كافي (مزيت رقابتي) بايد مراحل مختلف صادرات، تقاضاي
خارجيان و بازاريابي نيز مورد ملاحظه قرار گيرند. از ويژگيهاي درخور توجه معيار DRC كه
سبب استفاده وسيع از آن شده است، قابل استفاده بودن آن هم در مورد كالاهاي كشاورزي
جايگزين واردات و هم در مورد محصولات كشاورزي صادراتي ميباشد كه صرفاً نحوه
محاسبه هزينهها و درآمدهاي حاصل از توليد به صورت جزئي متفاوتاند. براساس شاخص
هزينه منابع داخلي، براي اندازهگيري مزيت نسبي محصولات زراعي منتخب استان
آذربايجانشرقي از رابطه زير استفاده شده است:
![]()
كه در آن DRCj نشانگر ميزان هزينه منابع داخلي محصول j و G
بيانگر هزينه نهادههاي داخلي (غيرمبادلهاي) به قيمتهاي سايهاي در هر هكتار از
توليد محصول بوده و E درآمد به دست
آمده از هر هكتار محصول بر حسب قيمتهاي سايهاي و F
هزينه نهادههاي مبادلهاي (قابل تجارت) به قيمتهاي سايهاي در هر هكتار ازتوليد
محصول را نشان ميدهند. همچنين در رابطه مترادف ديگر حروف ci, Pw,e,
C به ترتيب به هزينه واحد توليد، نرخ ارز،
قيمت سر مرز محصول و هزينه نهادههاي مبادلهاي اشاره دارند. براي بررسي جزئيات
بيشتر در رابطه
داريم:

كه در آن:
: aij مقدار نهادههاي داخلي (i) استفاده شده در توليد محصول (j) در هر هكتار؛
: gi قيمت سايهاي هر واحد عامل (i)؛
: bj مقدار محصول (j) به دست آمده از هر هكتار؛
: dj قيمت سايهاي محصول (j)؛
:Chj مقدار نهاده مبادلهاي شماره (h) استفاده شده در توليد محصول (j) در هر هكتار؛
: Fn قيمت سايهاي نهاده مبادلهاي شماره (h).
همانگونه كه ملاحظه ميگردد براي
محاسبه DRC هر محصول به قيمتهاي سايهاي محصول و نهادههاي توليد نياز است،
از اينرو نحوه محاسبه مقادير آنها براي محصولات زراعي منتخب استان تشريح ميشود.
اما در ابتدا لازم است كه مفهوم قيمتسايهاي مشخص گردد. عموماً هزينه فرصت
استفاده مناسب از يك كالايي نشانگر قيمت سايهاي آن كالاست، به عبارت ديگر همانطور
كه قيمت كالايي براساس مكانيزم عرضه و تقاضا و با وجود اعمال كنترلها در بازار
تعيين ميشود و به آن قيمت بازاري ميگوييم امكان دارد اين قيمت به دليل كنترلها،
محدوديتها و حمايتها در حقيقت معرف هزينه واقعي اجتماعي توليد آن كالا نباشد و
يا از هزينه فرصت استفاده مناسب بالا يا پايينتر از قيمت بازاري برخوردار باشد،
كه به آن قيمت سايهاي گفته ميشود. عموماً قيمتهاي سايهاي واقعيتر از قيمتهاي
بازاري هستند، البته در مبادلاتي كه بهينهيابي يك تابع هدفي را دنبال ميكنند (به
صورت حداكثر يا حداقل يابي)، قيمتهايي كه به طور ضمني به صورت هزينه فرصت در اين
مبادلات وارد ميشوند، حكم قيمت سايهاي را دارند. بنابراين قيمت سايهاي مناسب،
با توجه به نوع تابع هدف تعيين ميشود. در واقع قيمت سايهاي، قيمتي است كه بايد
باشد و قيمت بازاري، قيمتي است كه هم اكنون در بازار برقرار است و مبادلات عملاً
بر حسب آن انجام ميگيرند[9].
به منظور بررسي قيمتهاي سايهاي محصولات كشاورزي ابتدا لازم
است كه دستهبندي محصولات كشاورزي مشخص گردد، اين محصولات به دو گروه اصلي مبادلهاي
و غيرمبادلهاي قابل تفكيكاند، محصولات كشاورزي مبادلهاي نيز در دو گروه مبادلهاي
صادراتي و مبادلهاي وارداتي جاي ميگيرند. همچنين محصولات كشاورزي مبادلهاي
وارداتي نيز خود به دو گروه استراتژيك (اساسي) و غيراستراتژيك تقسيم ميشوند. ضمن
اينكه محصولات كشاورزي مبادلهاي صادراتي هم در دو گروه محصولات مبادلهاي با هدف
صادرات و محصولات صادراتي مازاد بر نياز داخلي تقسيم بندي ميشوند. با توجه به
اينكه چهارده محصول زراعي منتخب در اين مطالعه عموماً در دو گروه محصولات زراعي
وارداتي استراتژيك و محصولات زراعي صادراتي مازاد بر نياز داخلي قابل طبقهبندي
هستند[10]،
از اينرو تنها به تحليل قيمتهاي سايهاي اين دو گروه اكتفا ميگردد. براي محاسبه
قيمت سايهاي محصولات زراعي وارداتي استراتژيك نظير گندم و جو، از قيمتهاي جهاني
اين محصولات استفاده شده است، به طوري كه قيمت سيف (CIF) وارداتي هر تن محصول را در نظر گرفته و با افزودن هزينه بارگيري و
حمل از سر مرز تا مراكز مصرف به آن، قيمت سايهاي محصول در مراكز مصرف به دست ميآيد.
از اينجا به بعد براي محاسبه قيمت سايهاي سر مرز محصول، كافي است از قيمت سايهاي
در مراكز مصرف، هزينه حمل از مزرعه تا مركز مصرف را كسر نماييم. علت اينكه رقم
اخير كسر شده و اضافه نميشود اين است كه اصولاً هدف از محاسبه DRC يك
محصول تصميمگيري در خصوص ادامه توليد آن محصول در داخل كشور و يا واردات آن از
خارج ميباشد (تشخيص داشتن و يا نداشتن مزيت نسبي در توليد آن كالا). بنابراين اگر
بنا باشد به جاي واردات كالايي از خارج، محصول مورد نظر در داخل توليد شده و به
منظور فروش از مزرعه به مراكز مصرف حمل شود، قيمت فروش كالاي توليد داخل قابليت
مقايسه با قيمت فروش محصولات وارداتي در مراكز مصرف را دارد، در اين شرايط براي
توليدات داخلي، قيمت فروش محصولات وارداتي در مراكز مصرف حكم قيمت سايهاي را
دارند و چون مراكز مصرف (نه مزرعه) محل فروش كالا محسوب ميشود، بنابراين قيمت
سايهاي سر مزرعه بايد به اندازه هزينه حمل از قيمت سايهاي مراكز مصرف كمتر باشد.
از اينرو هزينه حمل از مزرعه تا مراكز مصرف از قيمت سايهاي محصول در مراكز مصرف
كسر ميشود تا قيمت سايهاي محصول توليد داخل در سر مزرعه به دست آيد. در خصوص
محصولات زراعي صادراتي مازاد بر نياز داخلي نيز، قيمتهاي جهاني محصول به عنوان يك
فرصت فروش محصولات، حكم قيمتهاي سايهاي را دارند، از اينرو از قيمت فوب (FOB) هر تن محصول
صادراتي، هزينههاي بارگيري و حمل از مرز تا مراكز مصرف و از آنجا تا مزرعه را كسر
مينماييم تا قيمت سايهاي محصول در سر مزرعه به دست آيد. بديهي است با داشتن
مقادير اين قيمتهاي سايهاي، براي محاسبه ميزان درآمد محصول در هر هكتار كافي است
متوسط ميزان عملكرد در واحد سطح هر محصول را در اين قيمتهاي سايهاي ضرب نموده و حاصل
را با درآمدهاي فرعي محصول فوق در هر هكتار جمع نماييم.
نهادههاي توليد در دو گروه مبادلهاي و غير مبادلهاي تقسيم
ميشوند. نهادههاي قابل تجارت به منابع و عوامل توليدي اطلاق ميشوند كه در
بازارهاي جهاني در مقياس وسيعي مبادله ميشوند و كشور ما نيز نهادههاي فوق را
عموماً از خارج وارد مينمايد، اين عوامل در چهار دسته كودهاي شيميايي، سموم دفع
آفات، بذرهاي مصرفي و ماشين آلات طبقهبندي ميشوند. نهادههاي غير مبادلهاي،
نهادههاي داخلي نظير نيروي كار، زمين و آب را در بر ميگيرند. در توليد محصولات
زراعي منتخب عموماً سهم هزينههاي نهادههاي غيرمبادلهاي (داخلي) از نهادههاي
مبادلهاي بيشتر بوده است. در تعيين قيمتهاي سايهاي كودهاي شيميايي، قيمتهاي
جهاني آنها مدنظر بوده و براي تبديل به قيمت ريالي از نرخ ارز هشت هزار ريال براي
هر دلار (قيمت آزاد ارز طي سال زراعي 78-1377) استفاده شده است. اين در حالي است
كه در عمل كودهاي شيميايي با نرخ ارز دولتي و يارانه در اختيار كشاورزان قرار
گرفته است، از اينرو جهت واقعي كردن قيمتها، نرخ آزاد ارز كه نوعي هزينه فرصت
ارزميباشد در محاسبه قيمتهاي سايهاي مورد ملاحظه قرار گرفته است. كودهاي مورد
استفاده در توليد محصولات زراعي شامل فسفات، اوره، نيترات آمونيوم، سولفات
آمونيوم، سولفات پتاسيم و ازت ميباشند، براي محاسبه قيمت كودهاي شيميايي هر
محصول، ميانگين وزني از قيمتها براساس سهم مصرف در هر هكتار مدنظر قرار گرفته
است.ضمناً با توجه به اينكه كود اوره در داخل كشور توليد ميشود، قيمت بازاري در
داخل كشور لحاظ شده است. براي محاسبه قيمتهاي سايهاي سموم دفع آفات نيز شبيه
كودهاي شيميايي از نرخ آزاد ارز براي تبديل به ارزش ريالي آنها در سر مزرعه
استفاده شده است. سموم مصرفي عمدتاً شامل علفكش، حشرهكش و قارچكش بودهاند.
براي محاسبه قيمتهاي سايهاي بذر محصولاتي مثل گندم و جو، از قيمت وارداتي هر
كيلو محصول به انضمام درصدي بابت هزينههاي ضدعفوني استفاده شده و با لحاظ نرخ
آزاد ارز به ريال تبديل شدهاند. براي ساير محصولات نيز از قيمت بذر و هزينه ضدعفوني
گزارش مربوط به بررسي هزينه توليد و پيشنهاد قيمتهاي تضميني خريد سال 78-1377
وزارت جهادكشاورزي استفاده شده است و در نهايت براي محاسبه قيمتهاي سايهاي ماشين
آلات، اجاره پرداختي به تراكتور، كمباين و دروگر (ماشين) در تمامي مراحل كاشت،
داشت و برداشت اعم از ديسك، بذرپاشي، شخم، حمل و خرمنكوبي براي توليدات هر هكتار
از محصول مدنظر قرار گرفته و بدين منظور از دادههاي سيستم هزينه توليد به تفكيك
ماشيني و غيرماشيني اداره كل آمار وزارت جهاد كشاورزي استفاده شده است. در خصوص
قيمتهاي سايهاي نهادههاي غيرمبادلهاي نيروي كار، آب و زمين حالتي فرض ميشود
كه در آن مازاد تقاضا در بازار حاكم باشد. در مورد نيروي كار، هزينه فرصت آن
معادل ارزش افزوده توليدات از دست رفتهاي است كه با اشتغال نيروي كار در فعاليت
فعلي، امكان توليد آنها فراهم نشده است. بديهي است در شرايط مازاد تقاضا، هزينه
فرصت نيروي كار (قيمت سايهاي) بيشتر از دستمزد رايج بازار خواهد بود، از اينرو
جهت محاسبه قيت سايهاي نيروي كار، بالاترين دستمزدي كه در ارتباط با كاشت، داشت و
برداشت به نيروي كار در گروه ماهر و غيرماهر تعلق ميگيرد، مدنظر قرار گرفته است.
در مورد نهاده آب نيز بالاترين هزينه پرداختي به منابع تأمين آب شامل رودخانه،
قنات، چشمه و چاه در شرايطي كه حداكثر بهرهبرداري از آنها بعمل آيد، به عنوان
قيمت سايهاي در نظر گرفته شده است. جهت براورد قيمت سايهاي زمين، مقادير اجاره
زمين براساس نتايج آمارگيري هزينه توليد محصولات كشاورزي در سال زراعي 78-1377
مورد استفاده قرار گرفته است، بدين منظور ابتدا محصولات زراعي مورد نظر به چهار
گروه غلات، حبوبات، سبزيجات و نباتات صنعتي تقسيم شده و سپس بالاترين هزينه اجاره
در هر گروه مبناي هزينه فرصت زمين (قيمت سايهاي) قرار گرفته است. گفتني است با
محاسبه هزينه فرصت نهادههاي داخلي در شرايط مازاد تقاضا، قيمتهاي سايهاي در سطح
بالايي براورد خواهند شد و در نتيجه شاخص DRC
محصولات نيز در سطح بالايي براورد شده و حساسيت اين شاخص در خصوص تشخيص مزيت نسبي
افزايش خواهد يافت و به محض اينكه محصولي از عدم مزيت نسبي در توليد برخوردار
باشد، معيار DRC قادر به تشخيص آن خواهد بود.
جدول شماره (1)، فرايند محاسبه مقادير
هزينه منابع داخلي محصولات زراعي منتخب استان را براساس دادههاي آماري سال زراعي
78-1377 نشان ميدهد. ستونهاي جدول فوق انواع محصولات و سطرهاي آن، جزئيات سه
گروه اصلي محاسبه DRC يعني E، F و G را
نشان ميدهند و در سطر آخر نيز مقادير DRC هر
محصول با استفاده از رابطه
محاسبه و درج شده است.
همانگونه كه در جدول مشاهده ميشود براي تبديل قيمتهاي دلاري به ارقام ريالي، از
نرخ ارز هشت هزار ريال به ازاء هر دلار استفاده شده است و براي تمامي محصولات،
هزينه تخليه، بارگيري و حمل از سر مرز تا مراكز مصرف معادل 230 هزار ريال و هزينه
حمل از مزرعه تا مراكز مصرف معادل 34 هزار ريال براي هر تن در نظر گرفته شده است،
به منظور محاسبه قيمت سايهاي سر مزرعه محصولات صادراتي، ارقام مزبور از قيمت فوب
سر مرز كسر شده است، اما براي به دست آوردن قيمت سايهاي سر مزرعه محصولات
وارداتي (گندم و جو)، هزينه بارگيري و حمل از مرز تا مراكز مصرف به قيمت سيف سر
مرز اضافه و هزينه حمل از مزرعه تا مراكز مصرف از آن كسر شده است. همچنين درآمد
محصول در هر هكتار بدون احتساب ارزش محصول فرعي از حاصلضرب قيمت سايهاي سر مزرعه
محصول در عملكرد واحد سطح به دست آمده است، سپس ارزش محصول فرعي به آن اضافه شده
تا كل درآمد هر محصول در هكتار بر حسب قيمتهاي سايهاي مشخص گردد. به منظور
محاسبه هزينه نيروي كار از نهادههاي داخلي، ابتدا ميزان نيروي كار بكار رفته در
توليد هر هكتار از محصول بر حسب نفر روز كار تعيين شده و سپس ارقام آن به هزينه
فرصت دستمزد هر نفر روز كار (يعني مبلغ 03/27047 ريال[11])
ضرب شدهاند تا هزينه نيروي كار هر محصول در هكتار بر حسب قيمتهاي سايهاي به دست
آيد.
جدول 1- محاسبه شاخص DRC محصولات كشاورزي منتخب استان آذربايجان شرقي
در سال زراعي 78-1377
|
شرح |
گندم |
جو |
||
|
آبي |
ديم |
آبي |
ديم |
|
|
قيمت(FOB/CIF) )هر تن محصول
به دلار |
9/130 |
9/130 |
6/139 |
6/139 |
|
قيمت سر
مرز محصول به ريال هزينه
تخليه، بارگيري و حمل هزينه
حمل از مزرعه تا مراكز مصرف |
1047200 230000 (34000) |
1047200 230000 (34000) |
1116800 230000 (34000) |
1116800 230000 (34000) |
|
قيمت
سايهاي سر مزرعه محصول عملكرد
بر حسب تن در هر هكتار |
1243200 387/2 |
1243200 504/0 |
1312800 638/1 |
1312800 472/0 |