| ||||||||||||||||||||||||||||||
يادداشت سردبير
هفتمين بهار
پژوهشنامه بازرگاني را به مدد خداوند و در سايه الطاف الهي و كمك انديشهسازان
كشور، آغاز مينمائيم. اميد آن داريم كه با حمايت علمي مستمر محققين كشور،
دستاوردهاي اين مجله در ارائه راه حلهاي علمي مسايل اقتصادي ـ بازرگاني مبتلا به
كشور، مفيد واقع شود.
شمارة حاضر حاوي
شش مقاله ميباشد.
مقالة اول با هدف
مطالعه ساختار رشد اقتصادي ايران در چارچوب دو الگو به تجزيه و تحليل تعيينكنندههاي
رشد اقتصادي ايران پرداخته است. نتايج حاصله نشان ميدهد كه مخارج دولت و درآمدهاي
ارزي نفت، به عنوان تنها عوامل مؤثر و توضيح دهنده رشد اقتصادي ايران بوده و
متغيرهاي مؤثر بر سرمايه انساني مورد بحث در الگوهاي رشد درونزا، تأثير چنداني بر
رشد اقتصادي ايران ندارند. تداوم چنين ساختاري امكان تحقق رشد اقتصادي پايدار و
بالا را فراهم نكرده و ادوار تجاري اقتصاد ايران را تحت تأثير شوكهاي داخلي و
خارجي قرار ميدهد.
مقالة دوم با
توجه به اهميت محصولات زراعي استان فارس، مطالعهاي است كه به منظور تعيين مزيت
نسبي اين محصولات انجام شده است. به همين دليل از دو روش "نسبت هزينه منابع
داخلي" و"نسبت هزينه به منفعت اجتماعي" در سال زراعي 79-1378
استفاده گرديده است. نتايج نشان ميدهد كه از 18 محصول زراعي مورد بررسي، چهار
محصول در نرخ برابري نسبي ارز داراي مزيت نسبي نبوده و گوجهفرنگي بالاترين مزيت
نسبي را به خود اختصاص داده است. در پايان مقاله جهت انطباق بيشتر الگوي كشت با
ترتيب مزيت نسبي محصولات، پيشنهاداتي ارائه گرديده است.
تأثيرات عضويت
ايران در سازمان تجارت جهاني بر صنعت قطعات خودرو در مقاله سوم مورد بررسي قرار
گرفته است. بدين منظور با استفاده از معيارهاي مزيت نسبي همچون هزينه منابع داخلي
پويا و مزيت نسبي آشكار شده متقارن، اثرات آزادسازي تجاري و نرخ ارز بر رقابتپذيري
بنگاههاي توليدكننده قطعات خودرو در صورت عضويت در WTO، براساس اطلاعات
مستخرج از بنگاهها مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و سپس بر عوامل مؤثر بر افزايش
توان رقابتي بنگاهها اشاره شده است. نتايج نشان ميدهد كه شركتهاي تايرسازي، از
مقررات رقابتپذيري بالاتري نسبت به ساير شركتهاي توليدكننده قطعات خودرو
برخوردارند.
در مقالة چهارم
به اندازهگيري تمركز در صنعت سيمان ايران پرداخته ميشود. مقالة حاضر يك مطالعه
موردي از اندازهگيري نسبت تمركز بازار در صنعت سيمان ايران است كه با روش نسبت
تمركز و شاخص هرفيندال براي سالهاي 1374 و 1381 به بررسي اين موضوع ميپردازند.
نتايج حاصله دلالت بر وجود تمركز بالا در صنعت سيمان ميباشد؛ به طوري كه با وجود
افزايش تعداد كارخانجات توليدكننده سيمان و افزايش ظرفيت توليد سيمان كشور در طول
اين مدت، تمركز در اين صنعت همچنان به نفع شركتهاي بزرگ تداوم داشته است.
در مقالة پنجم،
زمينههاي مشاركت تجاري بين ايران و كرهجنوبي موضوع مورد بررسي ميباشد. جمهوري
اسلامي ايران طي سالهاي اخير، حركتهاي جديدي را در راستاي اهداف برنامه سوم توسعه
و به منظور رونق بخشيدن به روابط تجاري خود با ديگر كشورها، در دستور كار خود قرار
داده است. در اين مقاله ضمن بررسي اجمالي وضعيت اقتصادي كرهجنوبي و نحوة مراودات
ايران و كره، به معرفي زمينههاي همكاري بر حسب گروه كالايي و نوع همكاري بين دو
كشور پرداخته شده است.
بررسي ناكارايي
تكنيكي در زير بخشهاي عمده صنعت ايران موضوع مورد مطالعه در مقالة آخر ميباشد.
در اين مقاله با استفاده از آمار و اطلاعات كارگاههاي صنعتي داراي ده نفر كاركن و
بيشتر طي سالهاي 78-1373، توابع توليد مرزي تصادفي براي بخش صنعت و شش زيربخش عمده
آن براورد شده و سپس ناكارايي تكنيكي در هر يك از اين زيربخشها محاسبه شده است.
در پايان به
معرفي چهار كتاب از سري كتب منتشره توسط مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني و
چكيده انگليسي مقالات اشاره شده است.
رضا شيوا
بهـار 1382