| ||||||||||||||||||||||||||||||
بررسي تقاضاي واردات
خرما و كشمش در بعضي از كشورهاي عضو بازار مشترك اروپا
مهناز واحديã
عرضه و تقاضا / واردات / كشمش / خرما/ انگلستان / آلمان / فرانسه
در سالهاي اخير كسب درآمد از صادرات
غيرنفتي بيش از پيش اهميت يافته است . بطور سنتي صادرات كالاهاي كشاورزي نقش اصلي
را در تامين درآمد حاصل از صادرات غيرنفتي ايفا نمودهاند. خرما و كشمش دو كالاي
عمده صادراتي در بين كالاهاي كشاورزي ميباشند. از اين رو آگاهي در مورد تقاضا و
كششپذيريهاي مربوط در كشورهاي وارد كننده اين دو كالا، جهت موفقيت در بدست آوردن
ارز خارجي، بسيار مهم است. جهت تخمين پارامترهاي توابع تقاضا در سه كشور عمده
واردكننده اين كالاها يعني انگلستان، آلمان
و فرانسه در اتحاديه اروپا در دوره زماني 1995-1975، از «تقريب خطي سيستم
تقاضاي تقريبا ايدهآل» استفاده شده است. سپس تخمين پارامترهاي توابع تقاضا در
بازار هر يك از كشورهاي بالا جهت محاسبه كششپذيريهاي خود قيمتي، درآمدي (مخارجي)
و جانشيني تقاضا بكار بسته شدهاند. نتايج نشان ميدهد كه تقاضاي واردات خرما و
كشمش در هر سه بازار نسبت به قيمت آنها كشش ناپذير ميباشد و نيز كشش درآمدي
(مخارجي) آنها مثبت، اما كمتر از يك است. براساس نتايج حاصل از كشش ناپذيريهاي
خود قيمتي اين كالاها روشن ميشود كه ايران از طريق كاهش قيمت صادراتي آنها نميتواند
درآمد ارزي بيشتري كسب كند. كششهاي جانشيني، وجود رابطه جانشيني يا مكملي ثابتي
را بين اين كالاها تاييد نمينمايند.
ã كارشناس ارشد
(توسعه اقتصادي و برنامهريزي). دانشگاه شهيد چمران اهواز، دانشكده اقتصاد و علوم
اجتماعي. به راهنمايي: فخرايي، عنايتالله
ã كارشناس ارشد (توسعه اقتصادي و برنامهريزي).
دانشگاه شهيد چمران اهواز، دانشكده اقتصاد و علوم اجتماعي. به راهنمايي: فخرايي،
عنايتالله