| ||||||||||||||||||||||||||||||
هزينه نهايي رفاه
اجتماعي ناشي از مالياتهاي غيرمستقيم
(ماليات بر مصرف در ايران در سال 1373)
يگانه موسوي جهرميã
در اقتصادهاي پيشرفته از مالياتهاي
مستقيم به عنوان ابزار بازتوزيع درآمد و ثروت استفاده ميشود. به عبارت ديگر،
مالياتهاي مستقيم يكي از عوامل مؤثر تحقق عدالت اجتماعي در اين كشورها ميباشند.
اما در كشورهاي در حال توسعه مانند ايران به علت نبود تشكيلات اداري و اجرايي
كارآمد مالياتي و با توجه به ساير شرايط اقتصادي و فرهنگي اين جوامع، مالياتهاي
مستقيم قادر نيستند وظايف توزيعي خود را به نحو مطلوب به انجام برسانند. در اين
وضعيت، مالياتهاي غيرمستقيم با انتظارات توزيعي غير معمول از آن، در كنار نظام
مالياتهاي مستقيم غير كارا قرار ميگيرند. در مقاله حاضر ، اثرات توزيعي
مالياتهاي غيرمستقيم با تكيه بر محاسبه هزينه نهايي رفاه ناشي از اعمال ماليات غير
مستقيم بررسي شده است.
براي مطالعه هشت گروه
كالايي شامل: خوراكيها، آشاميدنيها و دخانيات ، پوشاك و كفش، مسكن و سوخت و
روشنايي، كالاهاي با دوام، حمل و نقل و ارتباطات، بهداشت و درمان، تفريح و تحصيل،
و كالاهاي متفرقه انتخاب شده است. نتايج به دست آمده حاكي از آن است كه اعمال
ماليات بر روي گروههاي كالايي خوراكيها، مسكن، حمل و نقل و بهداشت كه مصرف عمومي
دارند، نسبت به ساير گروههاي كالايي هزينه نهايي رفاهي بالاتر را سبب ميشود.
امروزه،
ديگر ترديدي در ميان انديشمندان اقتصادي در رابطه با نقش محوري و مهم دولت در
اقتصاد باقي نمانده است و تمامي اقتصاددانان به اهميت دولت و نقش آن در سامان
بخشيدن به اقتصاد و هدايت بازارها پي بردهاند. اختلاف اقتصاددانان، در درجه دخالت
و تأثيرگذاري دولت در اقتصاد است. چنانكه ميدانيم مهمترين اهداف و يا به عبارتي
وظايف اقتصادي دولتها عبارتند از: تخصيص منابع، توزيع درآمد و ثبات اقتصادي. پرسش
قابل طرح عبارت از آن است كه دولت چگونه و با توسل به كدام وسيله و ابزار ميتواند
در راستاي تحقق اين اهداف گام بردارد؟
بدون
ترديد از مؤثرترين ابزارهاي در دست دولت، ماليات است. دولت با استفاده از اهرم
ماليتها ميتواند علاوه بر تأمين مالي هزينههايش، در جهت نيل به اهداف سه گانه
خويش حركت كند. به عنوان مثال، دولت ميتواند با اعمال ماليات بر توليد و يا مصرف
كالايي خاص مانند كالاهاي غيرضروري، تقاضا و توليد اين كالا را كاهش دهد. بدين
ترتيب منابع متمركز شده بر روي توليد اين كالا خود بخود به سمت توليدات ديگر سوق
مييابد. در حقيقت، دولت در اينجا به وسيله اعمال ماليات رفتار بازار را تحت تأثير
قرار داده است. همچنين، دولت به منظور دسترسي به ثبات اقتصادي و رهايي از بحرانهاي
ايجاد شده در اقتصاد، از اهرم مالياتها به عنوان ابزار سياست مالي ميتواند به
خوبي استفاده كند.
در
زمينه توزيع درآمد نيز كه شايد يكي از جنجال برانگيزترين وظايف اقتصادي دولتهاست،
ماليات از ابزارهاي بسيار مؤثر در دست دولت به شمار ميروند به تجربه ثابت شده است
كه توزيع درآمدي كه به وسيله نيروهاي بازار شكل ميگيرد، با آن توزيع درآمدي كه
جامعه براي اعضاي خود ميپسندد، متفاوت است. دولت با استفاده از سياست مالياتي
مناسب و كارآمد مانند اعمال مالياتهاي تصاعدي بردرآمد، ماليات بر مصرف كالاهاي غير ضروري، مالياتهاي
منفي و ديگر تدابير مؤثر مالياتي به نحو بهتري ميتواند باز توزيع درآمد در جامعه
و دستيابي به عدالت اجتماعي را باعث شود.
فلسفه
وجودي اغلب انواع مالياتهاي بر توليد واردات[1]
از جمله: تعرفهها، ماليات بر ارزش افزوده و ماليات بر مصرف و يا به طور كلي همان
مالياتهاي غيرمستقيم، در سيستم مالياتي كشورهاي پيشرفته كسب درآمد مالياتي براي
دولت است. در اين كشورها دستيابي به اهداف باز توزيع درآمد و اجراي سياستهاي
توزيعي از طريق مالياتهاي مستقيم ممكن ميگردد و به همين سبب از نقطه نظر توزيعي
براي مالياتهاي غيرمستقيم در مقايسه با مالياتهاي مستقيم نقش چنداني قايل نيستند.
حال آنكه در كشورهاي در حال توسعه نظير كشور ما، به علت نبودن اطلاعات كافي و عدم
كارائي نظام اجرايي وصول ماليات، بسياري از مشاغل پردرآمد از دادن ماليات متناسب
با درآمدشان ميگريزند و بخشي از درآمد دولت به اين ترتيب از بين ميرود. مضافاً
اينكه سيستم باز توزيع درآمد در اين جوامع ناكاراست. در اين وضعيت مالياتهاي
غيرمستقيم با انتظارات توزيعي غيرمعمول از آن، در كنار مالياتهاي مستقيم غيركارا
قرار ميگيرند. با اين تفكر در مقاله حاضر سعي شده است اثرات توزيعي مالياتهاي
غيرمستقيم از طرق محاسبه هزينه نهايي رفاه بررسي شود.
مقاله
شامل بخشي است كه در آن به ارايه مدل و استخراج فرمول محاسباتي هزينه نهايي رفاه
ناشي از مالياتهاي غير مستقيم پرداخته شده است. در بخش بعدي محاسبه هزينه نهايي
رفاه و تجزيه و تحليل ننايج به دست آمده صورت گرفته است. و بالاخره بخش آخر به
نتيجه گيري كلي و ارايه پيشنهاداتي در اين زمينه اختصاص يافته است.
در
مطالعه حاضر براي بررسي اثرات توزيعي مالياتهاي غيرمستقيم به محاسبه هزينه نهايي
رفاه اجتماعي ناشي از مالياتهاي غيرمستقيم ميپردازيم. بدين منظور در طراحي مدل از
تابع رفاه اجتماعي ساموئلسون - برگسون[2]
كه تابعي از مطلوبيت غير مستقيم تك تك افراد جامعه است، بهره گرفته ميشود.
(1) W= W(V1, V2, ...., VH)
تابع مطلوبيت غيرمستقيم افراد يا
خانوارها به صورت زير تعريف ميشود كه با جايگزاري آن در رابطه (1)، رابطه (2) به
دست ميآيد:
Vh = Vh (p, mh)
h = 1, 2,
..., H
(2) W = W [V1 (p, m1), V2
(p,m2), ..., VH (p, mH)]
كه در آن: p، بردار قيمت كالاها و خدمات مختلف براي مصرف كننده است و mh، درآمد فرد يا خانوار hام است كه هيچگونه
مالياتي بر آن اعمال نميشود.
از جانب محدوديت درآمدي مالياتهاي
غير مستقيم ميتوان نوشت:
(3) Pi = qi + ti
كه در آن qi ، قيمت ثابت براي توليد كننده است و نيز سودخالص وجود ندارد. ti ، نرخ ماليات است. Pi قيمت براي مصرف كننده است كه با فرض ثابت
بودن qi تمام
مالياتها به مصرفكنندگان منتقل ميشود.
لذا ميتوان نوشت:
(4) 
درآمد دولت از محل مالياتهاي
غيرمستقيم (Rº) به صورت زير به دست ميآيد:
(5) ![]()
(6) ![]()
، مصرف خانوار
h ام از كالاي i و
هc ، مصرف كل خانوارهاي از كالاي i است.
i، تعداد
گروه كالايي و h، تعداد گروه خانوارها كه در
مطالعه حاضر به ترتيب برابر با 8 و 10 هستند.
اكنون ميتوان از طريق حداكثر كردن
تابع رفاه اجتماعي (رابطه 2) با قيد درآمد مالياتهاي غير مستقيم (رابطه 5) و تشكيل
تابع لاگرانژ مربوطه، شرايط درجه اول را به صورت زير استخراج نمود.
(7) ![]()
(8) 
با حل دستگاه معادلات (8) نرخهاي
بهينه مالياتي به دست ميآيند.
از نظر دولت تغيير درآمد مالياتهاي
غيرمستقيم از طريق تغيير نرخ ماليات به عنوان متغير ابزار اوليه[3]
ممكن ميباشد و اين امر به واسطه تغيير قيمت كالاها بر روي رفاه اجتماعي اثر ميگذارد.
حال اگر جمعآوري يك واحد اضافي درآمد مالياتي مدنظر دولت باشد و از اينرو اقدام
به افزايش نرخ ماليات بر كالاها نمايد، رفاه اجتماعي كاهش مييابد. اين كاهش رفاه
اجتماعي در واقع هزينهاي است كه به جامعه تحميل ميشود. بنابراين، هزينه نهايي
رفاه اجتماعي مالياتهاي غير مستقيم عبارت از ميزان كاهش در رفاه اجتماعي در اثر
اعمال ماليات است. هزينه نهايي رفاه اجتماعي مالياتهاي غير مستقيم با الهام از
مطالعه احمد و استرن[4] به صورت زير
تعريف ميشود.

به اين ترتيب هزينه نهايي رفاه
اجتماعي هر كالا (يا گروه كالايي) برابر با منفي حاصل ضرب اثر تغيير درآمد مالياتي
بر روي نرخ ماليات هر كالا در اثر تغييرنرخ ماليات هر كالا بر روي رفاه اجتماعي در
نظر گرفته شده است.
يا:
(9) 
كه در آن:
(10) 
(11) 
i = 1, 2, ..., 8
h = 1, 2, ..., 10
bk، مطلوبيت نهايي اجتماعي درآمد hام (يا ارزش اجتماعي يك
واحد اضافي درآمد خانوار hام) به عنوان وزن رفاهي خانوار hام به صورت زير تعريف ميشود.
(12) 
كه در آن mk، درآمد خانوار hام است.
براي محاسبه وزنهاي رفاهي(bh) به مانند احمد و
استرن با نرماليزاسيون بر روي b1 (يعني 1 = b1) به عنوان وزن
رفاهي فقيرترين خانوار، از فرمول زير استفاده ميشود.[5]
(13) 
كه در آن m1، درآمد فقيرترين خانوار است و e،
پارامتر گريز از نابرابري [6]
ناميده ميشود.
رابطه (3) نشان ميدهد كه با هر
افزايش در پارامتر گريز از نابرابري، e، خانوارهاي
با درآمد بالاتر وزن رفاهي كوچكتري خواهند داشت. انتخاب پارامتر گريز از نابرابري
،e، به ديدگاههاي توزيعي دولتها بستگي دارد. در دو ديدگاه قطبي
مطلوبيون و رالزين[7]، بر اساس
اظهار نظر پژوهشگران مختلف، e به ترتيب برابر با صفر و پنج ( و يا بيشتر) در نظر گرفته ميشود.
با استفاده از رابطه روي[8]
تقاضاي خانوار hام براي كالاي i ،
، و از آنجا
بدست ميآيد.

(14) 
با استفاده از رابطه (12) ميتوان
نوشت:

با جايگزاري در رابطه (14) خواهيم
داشت:
(15)

با توجه به رابطه (3) و با جايگزاري
رابطه (15) در رابطه (10) خواهيم داشت:
(16)

با جايگزاري روابط (11) و (16) در
رابطه (9) و با استفاده از رابطه (4) رابطهاي بدست ميآيد كه با ضرب صورت و مخرج
آن در Pi رابطه (17)
حاصل ميشود كه به وسيله آن ميتوان هزينهنهايي رفاه ناشي از مالياتهاي
غيرمستقيم، MCi، را محاسبه
كرد.
(17) 
كه در آن eki، كششهاي قيمتي،
، نرخ ماليات به
صورت كسري از قيمت مصرفكننده، Pk،
قيمت كالاي k براي مصرفكننده،
، مخارج خانوارها بر روي كالاي i،
، مخارج خانوار hام بر روي كالاي i، bhها، وزنهاي رفاهي هستند.
چنانكه دريافت ميشود, طبق رابطه
(17) با تغيير bh، MCi نيز در همان جهت تغيير ميكند. براي مثال
با كاهش bh، MCi نيز كاهش مييابد. كاهش bh با تغيير ديدگاه توزيعي در جهت گريز بيشتر از نابرابري (يعني
افزايش پارامتر e) رخ ميدهد كه انتظار منطقي اين است كه هزينه نهايي رفاه ناشي از
مالياتهاي غيرمستقيم (MCi) كاهش يابد.
در مقاله حاضر هزينه نهايي رفاه
ناشي از مالياتهاي غيرمستقيم براي هشت گروه كالايي شامل: خوراكيها، آشاميدنيها و
دخانيات ـ پوشاك و كفش ـ مسكن ـ سوخت و روشنايي ـ كالاهاي با دوام ـ حمل و نقل و
ارتباطات ـ بهداشت و درمان ـ تفريح و تحصيل و ساير كالاها، محاسبه شده است.
براي محاسبه هزينه نهايي رفاه به
كمك رابطه (17) اطلاعاتي در خصوص قيمتها، مخارج روي كالاها و خدمات مختلف، كششهاي
قيمتي تقاضا و وزنهاي رفاهي لازم بوده است كه به شرح زير جمعآوري شدهاند:
1.
شاخص قيمت كالاهاو خدمات مصرفي در مناطق شهري براي هشت گروه
كالايي موردنظر مربوط به سال 1373، از گزارشات بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران
گردآوري شده است.
2.
مخارج ده گروه هزينهاي خانوارهاي شهري بر روي هشت گروه
كالايي مذكور مربوط به سال 1373، از اطلاعات بودجه خانوار مركز آمار ايران جمعآوري
شده است.
3.
اطلاعات مربوط به نرخهاي مالياتي و كششهاي قيمتي تقاضا از
رساله دكتري نويسنده استخراج شده است.[9]
از آنجا كه در سيستم مالياتي ايران ماليات بر مصرف به صورت فراگير اعمال نميشود،
در رساله مذكور ابتدا كششهاي قيمتي و درآمدي تقاضا با استفاده از اطلاعات ده گروه
هزينهاي خانوارهاي شهري بر روي هشت گروه كالايي مورد نظر طي سالهاي 73-1352 در
چارچوب سيستم معادلات تقاضاي (HLES) به دست آمده و سپس نرخهاي بهينه مالياتي[10]
براي سال 1373 محاسبه شده است. (جداول 1 و 2). در اين مطالعه بهينه بودن ماليات،
به حداقل رسيدن كاهش كل رفاه جامعه پس از اعمال ماليات بوده است.[11]
4.وزنهاي رفاهي، bhها،ارزشهاي توزيعي را
به طور مستقيم وارد ميكنند. bhها كه در سطح قيمتهاي
معين مشخص ميشوند، به پارامترهاي تابع رفاه اجتماعي اتخاذ شده بستگي دارند. در
اينجا با الهام از تابع پيشنهادي اتكينسون[12]
و با استفاده از مطالعه احمد و استرن (1984) براي به دست آوردن وزنهاي رفاهي
موردنظر (bhها) تابع مطلوبيت زير
انتخاب شده است.

براي مقعر بودن تابع U(m) لازم است
باشد. براساس
تابع فوق ميتوان نوشت:

اگر براي فقيرترين خانوار در نمونه
نرماليزاسيون انجام گيرد، يعني 1 = 1b در نظر گرفته شود، آنگاه مطلوبيت نهايي اجتماعي درآمد (مخارج) خانوار hام را ميتوان به صورت
زير محاسبه كرد.

bh بيان ميكند مطلوبيت نهايي اجتماعي درآمد خانوار (h)
به درآمد فقيرترين خانوار در نمونه يعني خانوار (1) بستگي دارد. با فرض
كوچكتر از يك
خواهد بود
. افزايش درآمد براي خانوار فقير با ارزشتر از خانوار غني است.
به بيان ديگر، افزايش درآمد براي خانوار فقير مطلوبيت بيشتري نسبت به افزايش درآمد
براي خانوار غني در جامعه ايجاد ميكند.
چنانچه در خانوار k و k/ به گونهاي در نظر گرفته شوند كه يكي k/ داراي درآمد بيشتري از ديگري k/ باشد(mk
> mk/,) ، مطلوبيت
نهايي اجتماعي خانوار با درآمد بيشتر (βk)
كوچكتر از مطلوبيت نهايي اجتماعي خانوار با درآمد كمتر (βk/) است يعني (βk/) (βk)<
اگر در نتيجه حركت يا تصميمي، درآمد
خانوار با درآمد كمتر (k/)
افزايش يابد مطلوبيت نهايي اجتماعي درآمد اين خانوار (βk/) كاهش مييابد و البته نرخ كاهش e
است. در مقابل، اگر براساس همين حركت يا تصميم، درآمد خانوار با درآمد بيشتر k كاهش يابد مطلوبيت نهايي اجتماعي درآمدي (βk) با نرخ e افزايش مييابد. نتيجه اين حركت باز توزيعي، كاهش فاصله درآمدي دو خانوار k و k/ و
نزديك شدن مطلوبيت نهايي اجتماعي درآمد آن دو به يكديگر است كه در اين امر e
نقش مؤثري دارد.
با توجه به اينكه βh ها وزنهاي رفاهي اجتماعي
هستند، e، تحت عنوان پارامتر "گريز از نابرابري"،
پارامتري مربوط به ملاحظه توزيعي تعبير ميشود. e
بالاتر نشان دهنده گريز بيشتر از نابرابري است.
چنانكه مطرح شد، انتخابe
به ديدگاههاي مختلف در زمينه توزيع بستگي دارد. در دو ديدگاه قطبي مطلوبيون و
رالزين، بر اساس اظهارنظر پژوهشگران مختلف، e
به ترتيب برابر صفر و پنج ( و يا بيشتر) در نظر گرفته ميشود.[13]
در مطالعه حاضر bhها براساس شش سطح
پارامتر گريز از نابرابري (e)
شامل: 1/0، 5/0، 1، 5/1، 2 و 5، با استفاده از اطلاعات سال 1373 بودجه خانوار مركز
آمار ايران و جايگزين نمودن مخارج كل ده گروه هزينهاي خانوارهاي شهري در رابطه
(13) محاسبه شدهاند.
پس از جمعآوري اطلاعات لازم و
جايگزاري آنها در رابطه (17)، هزينه نهايي رفاه ناشي از اعمال مالياتهاي غيرمستقيم
بر روي هشت گروه كالايي مورد نظر در شش سطح از پارامتر توزيعي (e)
محاسبه و در جدول (3) ارايه شده است.
جدول 1 – كششهاي متقاطع
|
كالاهاي متفرقه |
تفريح و تحصيل |
بهداشت و درمان |
حملونقل و ارتباطات |
لوازم و وسايل خانه |
مسكن، سوخت و روشنايي |
پوشاك و كفش |
خوراكيها، آشاميدنيها |
|
|
007/+ |
002/- |
012/+ |
010/0- |
007/- |
058/+ |
020/- |
252/- |
خوراكيها، آشاميدنيها،
دخانيات |
|
030/- |
010/- |
047/- |
042/- |
028/- |
227/- |
458/- |
436/- |
پوشاك و كفش |
|
031/- |
010/- |
048/- |