| ||||||||||||||||||||||||||||||
شناسايي مزيتهاي
نسبي و اولويتبندي بازارهاي هدف صادرات سنگهاي تزئيني ايرانã
يحيي فتحيãã
امروزه به جهت وسعت
بازارهاي جهاني و وجود برخي تفاوتهاي عمده اجتماعي و اقتصادي در بين كشورها و
گروههاي مختلف مصرفكننده، بكارگيري يك روش اصولي و مدون در راستاي شناسايي و يا
اصطلاحاً تعيين و اولويتبندي بازارهاي هدف صادراتي از جمله الزامات دستيابي به
هدف جهش صادراتي محسوب ميگردد.
مقاله حاضر درصدد آن است
تا ضمن شناسايي مزيت هاي نسبي صادرات سنگهاي تزئيني ايران عمدهترين بازارهاي هدف
براي صادرات سنگهاي تزئيني كار شده كشور را شناسايي و اولويتبندي نمايد.
اصولاً مرحله تصميمگيري بنگاه جهت
صادرات، به مرحلهاي اطلاق ميشود كه شركتها و بنگاههاي داخلي با توجه به شرايط و
موقعيت اقتصادي جامعه تمايل و توان اقدام به صادرات محصولات خود به بازارهاي جهاني
را داشته باشند. لذا برخي عوامل درون سازماني باعث ميگردند كه بنگاههاي اقتصادي
كه در داخل فعاليت دارند از حالت بيتفاوتي به مرز تصميمگيري به منظور صادرات
هدايت گردند و يا از مرز تصميمگيري دورتر شوند. اصولاً شرايط زير براي رسيدن
بنگاهها به مرز تصميمگيري لازم است:
داشتن
توانمنديهاي توليد و صادراتي، داشتن مزيت نسبي بالفعل و بالقوه نسبت به رقبا
(ميزان رقابتپذيري بنگاه يا صنعت در بازار خارجي)، شرايط مساعد محيطي ( اقتصادي،
سياسي و ...)
چنانچه شرايط فوق براي بنگاهها و
شركتهايي كه به مرز تصميمگيري رسيدهاند برقرار باشد، در آن صورت تجزيه و تحليل
بازار با اين تصميم شروع شده و فرصتهاي بازاريابي در خارج مورد تحقيق و بررسي
قرار ميگيرد. به عبارت بهتر، در اين مرحله، بررسي و تجزيه و تحليل بازارهاي خارجي
بالقوه «بازارهاي هدف» اهميت پيدا ميكند.
بازار هدف به نوعي بازار بالقوه است
كه خارج از مرزهاي كشور قرار داشته ولي احتمالاً هنوز به فعليت نرسيده است، اما در
صورت تدوين يك استراتژي صحيح بازارشناسي و بازاريابي بينالمللي ميتوان در آن
بازارها نفوذ كرد. لذا تعريف بازار هدف، بي ارتباط با تعريف كلي بازار نيست، با
اين تفاوت كه بيشتر تعاريف مربوط به بازار هدف را ميتوان عمدتاً به بازارهاي بينالمللي
نسبت داد.[1]چنانچه
يك بازار بينالمللي از رشد مستمر و با ثبات تقاضا و از مقياس مناسب اقتصادي
برخوردار باشد، ميتوان آن را به عنوان يك بازار بالقوه« هدف» به حساب آورد. به
چند دليل شناسايي بازار هدف اهميت دارد:[2]
1 . يكي از عوامل موثر در اجراي
صحيح استراتژي وابستگي به صادرات (نوعي استراتژي توسعه صادرات) توليد متناسب با
نيازها و ترجيحات وسليقههاي مصرفكنندگان خارجي ميباشد. به عبارتي ديگر، در اين
رويكرد عوامل مؤثر بر توليد اغلب خارجي هستند. امروزه به جهت رقابت شديد بين عرضهكنندگان
محصول در بازار جهاني، در واقع مصرفكنندگان حاكميت داشته و نقش تعيين كننده را در
تقاضاي جهاني محصولات دارا ميباشند. از اين جنبه، توجه به عوامل موثر بر تقاضاي
مصرفكنندگان خارجي ميتواند در موفقيت استراتژي توسعه صادرات هر كشور عرضهكننده
محصول نقش موثري ايفا نمايد. لذا، با انتخاب بازار هدف نه تنها امكان تامين خواستهها
و انتظارات خريداران وسعت پيدا ميكند بلكه ارايه كالاهاي مناسب و مطابق با نيازها
و سلايق مصرف كنندگان خارجي نيز شكل پويا و مناسبي پيدا ميكند.
2 ـ شناسايي بازار هدف اين امكان را
ميدهد كه تلاشهاي بازاريابي متمركز شده و حتي در زمينه توليد و فعاليتهاي توليدي
نيز از پراكنده نگري و عمل كردن در رشتههاي متعدد كه بنگاه را از دستيابي به تخصص
دور ساخته و استفاده بهينه از منابع و امكانات را تحت تأثير قرار ميدهد، پرهيز
كنيم. واحد اقتصادي نيازمند آن است كه فعاليتهاي تبليغي خود را توسعه دهد، ارتباط
قويتري با بازارهاي هدف ايجادكند و در واقع، به بهترين نحو اطلاعات مفيدي از توليدات خود را در اختيار
بازارهاي مذكور قرارداده و معرفي درستي از محصولات خود داشته باشد.
از سوي ديگر، هر بازاري از بخشهاي
كوچكتري تشكيل شده كه هر يك از نظر نيازها، گرايشها و سليقههاي مصرفي و نيز قدرت
خريد و درآمد ويژگيهاي خود را داراست. تمركز بر روي هر بخش از يك بازار با توجه به
اين ويژگيها اين مزيت را دارد كه بهتر و مناسبتر بتوان برنامهريزي كرده و نسبت
به رفع خواستههاي مشتريان آن اقدامات موثري به عمل آورد. بنابراين در تعيين بازار
هدف بايستي به اين نكته توجه داشت كه تقسيم بازار كارايي تعيين دقيق بازار هدف جهت
يك محصول را افزايش مي دهد و در نهايت ريسك تجاري كاهش مييابد. به علاوه، زماني
كه در فرايند تعيين بازار هدف تقسيم بازار در مدنظر باشد، طوريكه كالا با تمامي
خصوصيات مشتريان مطابقت داشته باشد، مسلماً هزينه تبليغات و ساير هزينهها كاهش
خواهد يافت. شايان ذكر است كه تقسيم بازار خود براساس عوامل جغرافيايي، جمعيتي،
رواني، رفتاري و عوامل بازاريابي صورت ميپذيرد.[3]
الگوي تجارت بينالملل از سطح روابط
سياسي و ديپلماتيك كشورها نيز به شدت تأثير ميپذيرد به گونهاي كه مطالعات مختلف
و تجارب كشورها در سالهاي اخير حاكي از بر اين است كه روابط مزبور تا حد بسيار
زيادي بر روابط تجاري كشورها تاثيرگذار است. در دنياي كنوني، كشورهايي كه بر سطح
روابط سياسي خود با ساير كشورهاي جهان افزودهاند، سهم بيشتري از بازارهاي جهاني
به دست آورده و در عرصه صادارت موفقتر عمل نمودهاند، و در مقابل، كشورهايي كه به
طور مداوم خود را در معرض كشمكشهاي جهاني قرار دادهاند، نتوانستهاند نتوانستهاند
سهم چنداني از بازارها را نصيب خود سازند. تنوع روابط بينالمللي نيز براي يك
كشوري كه خواهان افزايش سهم خود از بازارهاي جهاني است، از اهميت زيادي برخوردار
است، زيرا اين موضوع ميتواند در شرايط بحراني از به خطر افتادن كل فعاليتهاي
تجاري، جلوگيري نمايد.[4]
در روابط سياسي و تجاري، توان
اقتصادي و سياسي كشور مقابل نيز بايد در نظر گرفته شود. اين امر به ويژه درجهان رو
به تحول كه هر لحظه با يك نوآوري تكنولوژيك همراه است، داراي اهميت زيادي ميباشد
و ارتباط سياسي و تجاري با كشورهاي در حال توسعه به تنهايي نميتواند منجر به
تحكيم روابط در سطح بينالمللي گردد. از طرف ديگر، ايجاد روابط قوي با كشورهاي
پيشرفته نيز در صورت بيدقتي، احتمال بروز يك رابطه يك طرفه را در پي دارد.
بنابراين مراوده، با تركيبي از اين دو دسته از كشورها، با توجه به نتايج مطالعات
همه جانبه و شرايط سياست و تجارت جهاني، ميزان خطر را كاهش خواهد داد. در هر حال،
در تعيين شركاي تجاري و تعيين بازارهاي هدف از بين اين كشورها، عوامل سياسي و
تجاري را بايد در كنار هم مورد ملاحظه قرارداد و صرفاً ملاحظات يكي ازآن دو را مد
نظر نداشت.
بر اساس آمار گمرك ايران، در سال
1368، 3/21 هزارتن سنگ تزئيني به ارزش 0/3 ميليون دلار صادر گرديده است كه بخش
عمدهاي از آن (حدود 69 درصد) به كشورهاي حاشيه خليجفارس و خاورميانه بوده است.
از كل سنگهاي صادر شده، حدود 40 درصد سنگكار شده و 60 درصد سنگ كار نشده، بوده
است. بيشترين سنگ كارشده صادر شده از نوع سنگ ساختمان يا تراش كاري شده و اشياي ساخته
شده از آن بوده است. (جدول 1).
در سال 69، مقدار صادرات كل سنگهاي
تزئيني كاهشي يافته است، مربوط به كاهش صادرات سنگهاي كار نشده بوده است، بطوريكه
در همان زمان صادرات سنگهاي كار شده افزايش يافته و بيش از 91 درصد اين صادرات به
كشورهاي خاورميامه صورت گرفته است. با توجه به اينكه رشد صادرات سنگهاي كار شده
متعلق به سنگهاي ساختمان بوده كه اصولاً داراي قيمت بالاتري نسبت به ساير انواع ميباشند،
مشاهده ميشود كه با وجود كاهش مقدار صادرات سنگ، ارزش حاصل از آن داراي رشد بوده
است.
در سال 1370، مقدار صادرات سنگ با
44 درصد افزايش به حدود 30 هزار تن و ارزش آن با 9 درصد افزايش به 4/4 ميليون دلار
بالغ گشت. در اين سال از كل مقدار صادرات، 60 درصد را سنگهاي كار شده و 40 درصد را
سنگهاي كار نشده تشكيل ميداد. اگر چه در سال مزبور ارزش صادرات سنگهاي تزئيني
كارشده، اندكي كاهش يافته است ولي به دليل افزايش قابل ملاحظه ارزش صادرات سنگهاي
كار نشده (50%) به ويژه افزايش مقدار صادرات سنگ لوح كار نشده كه قيمت واحد نسبتاً
بالايي دارد، كل ارزش صادرات سنگهاي تزئيني افزايش يافته است.
در سال 1371، مقدار صادرات سنگ به
7/32 هزارتن به ارزش1/4 ميليون دلار بالغ شد كه رشد وزني 9 درصد و كاهش ارزشي 8/7
درصد را تجربه نمود. در اين سال تنها 35 درصد از سنگهاي صادر شده از نوع سنگهاي
كار شده بوده است. همچنين، سهم صادرات به خاورميانه و خاور دور افزايش،و در مقابل
سهم اروپا كاهش پيدا نمود، صادرات به آسياي ميانه نيز از اين سال آغاز گرديد. در
سال مزبور، مقدار صادرات سنگهاي كار شده كاهش پيدا كرده و در مقابل صادرات سنگهاي
كار نشده با رشدي بيش از 75 درصد افزايش پيدا نمود.
در سال 1372، ارزش صادرات سنگ كاهش
پيدا كرده ولي ارزش آن افزايش پيدا نمود. مقدار وزني صادرات با 2 درصد كاهش به
حدود 32 هزار تن رسيد و ارزش آن با 34 درصد افزايش به 5/5 ميليون دلار بالغ گشت.
هر چند كاهش وزني صادرات در اين سال مربوط به كاهش وزني صادرات سنگهاي كار نشده
بوده است، ولي حتي صادرات اين محصول نيز باوجود كاهش در مقدار از نظر ارزشي افزايش
داشته است.
سال 1373، سال افزايش قابل ملاحظه
در مقدار و ارزش صادرات غيرنفتي كشور بوده است. در اين سال مقدار صادرات انواع سنگ
با 88 درصد رشد به سطح 60 هزارتن و ارزش آن با 68 درصد رشد به حدود 2/9 ميليون
دلار بالغ گرديد. در سال مزبور، تقريباً از سنگهاي كار شده و كارنشده به يك ميزان
صادر شده ولي در مقايسه با سال قبل، رشد ارزش سنگهاي كار نشده بيش از كار شده بوده
است (84% درمقابل 59%). در ميان سنگهاي كار شده، مقدار صادرات سنگ ساختمان افزايش
يافته، ولي صادرات سنگهاي لوح كار شده با كاهش روبرو گرديده است. در اين سال،
بيشترين مقدار سنگهاي كار شده به ترتيب به اروپا، خاورميانه و خاور دور صادر شده و
صادرات عمده سنگهاي كار شده نيز به خاورميانه بوده است.
در سال 1374، مجدداً ميزان صادرات
انواع سنگ رشد قابل ملاحظهاي يافت. بطوريكه مقدار صادرات با 94 درصد افزايش به
5/117 هزارتن و ارزش آن با 43 درصد رشد، به 2/13 ميليون دلار بالغ گرديد كه حدود
44 درصد آن به سنگهاي كار شده و بقيه به سنگهاي كار نشده اختصاص داشته است. افزايش
صادرات سنگهاي كار شده، متعلق به سنگهاي ساختماني بوده و ميزان صادرات دو نوع ديگر
كاهش داشته است.
در سال 1375، به رغم اينكه مقدار
صادرات سنگهاي كار شده با 8/92 درصد رشد وزني نسبت به سال پيش از آن به 3/99 هزار
تن رسيد ولي ارزش آن با حدود 8/62 درصد كاهش به 2/3 ميليون دلار تقليل يافت. در
سال مزبور، در زمينه سنگهاي كار شده از گروه دوم، يعني سنگهاي ساختمان يا تراش كار
شده، هيچگونه صادراتي صورت نگرفته در حالي كه در سالهاي پيش از آن اقلام عمده
صادراتي سنگهاي كار شده را، اين گروه تشكيل ميداده است. اين امر در حالي است كه
صادرات سنگفرش به لحاظ وزن و ارزش افزايش يافته كه البته افزايش در ارزش صادرات
اين نوع سنگ بسيار كمتر از افزايش در مقدار آن بوده است. مقدار و ارزش صادرات سنگ
لوح كار شده نيز با كاهش مواجه شده است. اما در خانواده سنگهاي كار نشده، تنها گروه اول يعني سنگ خارا و سماق و
... صادر گرديده است كه در سالهاي قبل به استثناي سال 70، صادراتي در اين زمينه
صورت نگرفته بود. در اين سال، صادرات به اروپا و اقيانوسيه كم شده و صادرات به
خاورميانه به رغم افزايش در مقدار، از نظر ارزش با كاهش مواجه شده است. سهم صادرات
به خاور دور نيز از نظر وزن و ارزش افزايش پيدا كرده است.
در سال 1376، مقدار صادرات كل
سنگهاي تزئيني با 1/3 درصد كاهش نسبت به سال قبل به 144 هزارتن و ارزش آن با 3/67
درصد افزايش به 3/8 ميليون دلار بالغ گشت. در سال مزبور، تقريباً 33 درصد از مقدار
و حدود 49 درصد از ارزش كل صادرات سنگ به سنگهاي كار شده اختصاص داشته است. در
واقع، كاهش مقدار صادرات سنگ به دليل كم شدن مقدار وزني صادرات سنگهاي كار شده به
ميزان 5/52 درصد بوده است ولي با اين وجود ارزش صادرات اين نوع سنگ در سال پيشگفته
معادل 5/2 درصد افزايش داشته است. در مقابل، مقدار و ارزش صادرات سنگهاي كار نشده،
هر دو، افزايش يافته است. در اين سال، برخلاف سال پيش از آن، تنها يك نوع سنگ كار
شده يعني سنگ ساختمان صادر گرديده است. در سال مزبور، سهم صادرات خاور دور باز هم
افزايش يافته و به علاوه، ميزان صادرات به ساير كشورهاي غير مذكور (واردكنندگان
جزء) به بيشترين ميزان خود طي دوره مورد بحث رسيده است.
در سال 1377، مجدداً
صادرات سنگ افزايش پيدا نموده بطوريكه مقدار آن با 1/29 درصد رشد نسبت به سال قبل،
به 9/185 هزار تن و ارزش آن با 2/23 درصد افزايش به 1/10 ميليون دلار رسيده است.
دراين سال، در حدود 35 درصد از مقدار و نزديك به 50 درصد از كل صادرات سنگهاي
تزئيني مربوط به سنگهاي كار شده مربوط بوده است. همچنين ميزان رشد مقدار و ارزش
صادرات سنگهاي كار شده از سنگهاي كار نشده بيشتر بوده است.
بررسي اطلاعات جدول (2) نشانگر آن
است كه بيشترين مقدار صادرات سنگ ايران در فاصله سالهاي 1368 تا 1377 به كشورهاي
خاورميانه و به طور دقيقتر به كشورهاي حوزه خليج فارس صورت گرفته و كمترين مقدار
متعلق به صادرات به قاره اقيانوسيه بوده است. پس از كشورهاي حوزه خليج ، به ترتيب
اروپا، خاور دور و ساير مناطق قرار دارند.
با توجه به اطلاعات جامعي كه در طرح
پايه مقاله حاضر در خصوص ادبيات موضوع و روششناسي محاسبه مزيت نسبي ارايه شده
است، از جمله معيارهايي كه در بسياري از مطالعات كاربردي جهت محاسبه و تعيين مزيت
نسبي و عملكرد صادراتي بالفعل كشورها مورد استفاده قرار ميگيرد، شاخص معروف
بالاسا[5]
ميباشد. مطالعه حاضر، ابتدا با استفاده از بانك اطلاعات نرمافزاري مركز تجارت
بينالملل (ITC)[6] موسوم به PC/TAS[7] به استخراج اطلاعات و
آمار مربوط به محاسبه شاخص بالاسا پرداخته شده است. از جمله دلايل عمده استفاده از
بانك اطلاعاتي ITC براي به دست
آوردن آمار صادرات و واردات جهاني سنگهاي تزئيني و همچنين آمار مربوط به صادرات
ايران، يك دست بودن آمار و اطلاعات اين مركز و تقسيمبندي استاندارد گروههاي
كالايي مي باشد.
همچنين، به منظور محاسبه مزيت آشكار
شده و عملكرد صادراتي سنگهاي تزئيني از آمار صادرات ايران و جهان بر حسب كد كالايي
(كدهاي 5 رقمي SITC[8]) استفاده شده است. اين
اطلاعات مربوط به آخرين دوره منتشره از سوي ITC يعني سالهاي 98-1994 و برحسب ارزش دلاري ميباشد. اقلام مربوط به
كدهاي 5 رقمي SITC در زمينه
تجارت جهاني انواع سنگهاي تزئيني كار شده به شرح زير ميباشد:
سنگهاي تزئيني كار شده :سنگ لوح
(27311)، سنگ مرمر (27312)، گرانيت و سنگ ماسه (27313)، سنگ آهك (27322)، سنگ گچ و
نظاير آن (27323)،
در مرحله بعدي، اطلاعات و آمار
استخراج شده از بانكهاي اطلاعاتي
پيشگفته مذكور به نرم افزار 2000Excel منتقل شده تا ضمن پردازش اطلاعات و
تهيه جداول و نمودارهاي لازم، محاسبات مربوط به مزيت نسبي آشكار شده (RAC)
كالاهاي مورد اشاره بر اساس شاخص بالاسا به شرح زير انجام پذيرد:

ارزش صادرات كالاي k از كشور ايران i
ارزش صادرات غير
نفتي ايران بر حسب دلار
ارزش صادرات جهاني كالاي k بر حسب دلار
ارزش صادرات غيرنفتي جهان برحسب دلار
مزيت نسبي آشكار شده ايران در كالاي
صادراتي k
شايان ذكر است كه در تحقيق حاضر
براي محاسبه روند مزيت نسبي آشكار شده و بررسي ميزان ثبات عملكرد صادراتي در هر
زمينه از طريق روش حداقل مربعات معمولي[9]
(OLS) به تخمين نرخ رشد متوسط و ميزان ثبات روند پرداخته شده است.
همچنين براي تخمين متوسط رشد سالانه عملكرد صادراتي كالاي i در طول دوره مورد بررسي، با فرض اينكه در كوتاه مدت رشد عملكرد
صادراتي به صورت هندسي تغيير ميكند، از رابطه زير استفاده شده است[10]:
![]()
كه درآن، t دوره موردنظر، صفر دوره مبنا، r نرخ رشد متوسط ساليانه، و T فاصله سال مورد نظر از سال مبنا ميباشد. اگر از طرفين رابطه فوق
لگاريتم طبيعي بگيريم، رابطه فوق بصورت زير در ميآيد:
![]()
سپس با كمك روكش حداقل مربعات
معمولي، ضرايب مدل خطي فوق با سادهسازي بصورت R = a + bT قابل تخمين خواهد بود، در رابطه فوق b = Ln (1+r) بوده و نرخ رشد
متوسط RCA در طي يك
دوره برابر رابطه زير خواهد بود:
![]()
در معادله فوق مربع ضريب همبستگي
مدل خطي (R2) ميزان ثبات عملكرد صادراتي را نشان مي دهد، به عبارت ديگر نزديك
شدن R2 به سمت عدد
يك دليل بر ثبات تغييرات عملكرد صادراتي در دوره مورد نظر و در مقابل دور شدن از
آن دليل بر بي ثباتي تغييرات عملكرد صادراتي خواهد بود.
بر اساس آمار مركز تجارت بينالملل (ITC)،
صادرات جهاني سنگهاي تزئيني كار شده در 7 نوع محصول (با كد 5 رقمي (SITC خلاصه ميشود. طبقهبندي (SITC)،
اقلامي چون سنگفرش و نظاير آن از سنگهاي طبيعي به صورت كارشده، سنگ لوح كار شده
كاشي و نظاير آن از سنگهاي طبيعي به صورت كار شده، سنگ مرمر ناهموار كارشده،
سنگهاي ساختماني ناهموار كار شده، سنگ مرمر پردازش شده و آماده و ساير سنگهاي كار
شده، در گروه سنگهاي تزئيني كار شده قرار دارند.
1 . سنگفرش و نظاير آن از سنگهاي
طبيعي: طبق آمار ITC، ايران صرفاًدر
سال 1998، اقدام به صدور اين نوع از فرآوردهها نموده است. در اين سال ارزش صادرات
ايران بالغ بر 624 هزار دلار بوده كه 2/0 از كل صادرات جهاني را تشكيل داده است.
همچنين، شاخص RCA محاسبه شده
براي اين محصول صادراتي معادل 72/3 بوده است كه حاكي از وجود مزيت نسبي آشكار شده
ميباشد[11].
البته بايستي دقت نمود كه جهت تعيين مزيت واقعي نميتوان به رقم يك سال اكتفا
نمود، بلكه بايستي روند مزيت نسبي اين محصول در مطالعات بعدي براي چند سال پيوسته
مورد بررسي قرارگيرد تا بتوان به نتايج قابل اعتمادتري دست يافت.
2 . سنگ لوح كار شده: در اين خصوص
ايران صادراتي در دوره مورد بررسي (98-1994) نداشته است.
3 . كاشي و نظاير آن از سنگهاي
طبيعي: صادرات اينگونه فراوردهها از سال 1995 شروع گرديده است. در اين سال ارزش
صادرات اين نوع سنگ حدود 3 هزار دلار گزارش گرديده ولي با افزايش در سالهاي بعد،
به سطح 82 هزار دلار در سال 1998 رسيده است (جدول 6). با اين تغييرات شاخص RAC اين كالا از 09/0 در سال 1995 به 75/2 در سال 1998 افزايش حاصل
نموده است. ضريب ثبات تغييرات RCA
در طي دوره 98-1994 معادل 5/76 بوده است كه رقم بالايي محسوب ميگردد. با توجه به
اين موضوع ميتوان به روند آتي صادرات اين كالا اميدوار بود.
4 . سنگ مرمر ناهموار كار شده: ميتوان
گفت، ايران در خصوص صادرات سنگ مرمر ناهموار كار شده تاكنون از حداكثر فرصتها
استفاده نموده است. همان طور كه ارقام جدول (4) نشان ميدهد، نرخ رشد، نرخ ثبات
روند و RCA صادرات اين
محصول از ايران در حد بالايي قرار داشته است.
مزيت نسبي آشكار شده در صادرات سنگ
مرمر از حدود 21/0 در سال 1994 با
روندي نسبتاً با ثبات و رشدي معادل 7/126 درصد در سال ، به سطح 56/6 درسال 1998
افزايش يافته، كه از اين حيث بالاترين رقم در مقايسه با مزيت نسبي ساير اقلام كار
شده محسوب ميگردد.
5 . سنگهاي ساختماني ناهموار كار
شده: ارزش صادرات در خصوص اين نوع اقلام روند نامطلوبي داشته و علاوه بر آن دوره
كاملاً بيثباتي را طي نموده است. با توجه به اين موضوع RCA مربوط به اين محصول ابتدا از 06/0 در سال 1994 به سطح 85/0 درسال
1996 افزايش يافته و سپس مجدداً به سطح قبلي تنزل يافته است. بر اين اساس ميتوان
گفت كه ايران نتوانسته است از بازار جهاني رو به رشد اين كالا به ميزان لازم بهره
ببرد.
6 . سنگ مرمر پردازش شده و آماده:
اين نوع سنگ در ميان سنگهاي تزئيني كار شده داراي دومين جايگاه از لحاظ حجم صادرات
ميباشد. با توجه به اينكه روند صادرات جهاني طي دوره 98-1994 كاملاً بيثبات و
پرنوسان ارزيابي ميگردد، صادرات ايران تا حدود زيادي موفق نشان داده است. به
طوريكه در اين دوره ارزش صادرات ايران، با ضريب ثبات 4/39 درصد، بطور متوسط سالانه
2/73 درصد رشد داشته است. علاوه بر آن شاخص، مزيت نسبي آشكار شده اين محصول نيز
براي صادرات ايران از حدود 17/0 در سال 1994 به سطح 75/6 در سال 1997 افزايش يافته
است، هرچند اين شاخص در سال 1998 به سطح 96/3 كاهش يافته است ولي در مجموع دوره
سالانه 3/67 درصد رشد داشته است كه بنوبه خود حاكي از رشد مزيت نسبي صادراتي ايران
در صادرات اين نوع سنگ ميباشد.
7 . ساير سنگهاي ساختماني كار شده:
هر چند بازار جهاني اين نوع از سنگها از روند با ثبات و رو به رشدي در دوره بررسي برخوردار بوده است ولي در حال حاضر
ايران در صدور اين نوع سنگ به مزيت نايل نيامده و چنانكه اقدام به صادرات گردد، به
نظر ميرسد با توجه به چشماندازهاي آتي رشد تقاضاي صادراتي در بازارهاي جهاني،
امكان موفقيت وجود داشته باشد.
تحليلگران بازار اساساً بر اين
اعتقادند كه براي درك درستتر از بازار جهاني يك كالا، بعد از اينكه موقعيت داخلي
كشور مورد نظر از لحاظ روند توليد،ارزش افزوده، اشتغال، و ...، از يك سو، و ميزان
برخورداري از مزيت نسبي صادراتي، از سوي ديگر، محرز گرديد، لازم است كه با بررسي
جامع بازار جهاني اين كالاها، تصوير روشني از ساختار، تركيب رقبا و تحولات بازار
جهاني به دست آورده و سپس استراتژيهاي توسعه صادرات، شناسايي و اولويتبندي
بازارهاي هدف و سرانجام استراتژيهاي نفوذ در بازارهاي هدف را بر آن اساس طراحي
نمود. براي اين منظور در اين قسمت بازار جهاني اقلام مختلف سنگهاي تزئيني صادراتي
كشور را مورد بررسي اجمالي قرار ميدهيم.
قبلاً گفته شد كه ايران در زمينه
صدور سنگهاي مرمر ناهموار كارشده، سنگ مرمر پردازش شده و آماده، كاشي و نظاير آن
از سنگهاي طبيعي و ساير سنگهاي ساختماني كار شده داراي مزيت نسبي و رقابتي بوده ،
طوريكه در صادرات آنها شاهد روندي رو به رشد و با ثبات هم از نظر ارزش صادرات و
تقاضاي جهاني و هم از حيث معيار مزيت نسبي آشكار شده ميباشيم. از بين اين 4 نوع
سنگ، نوع آخر داراي نام تجارتي مشخص نبوده و لذا در اين مبحث صرفاً به سه نوع اول
پرداخته خواهد شد. قبل از اينكه به اصل موضوع پرداخته شود، ذكر اين نكته لازم مينمايد
كه در تعيين بازارهاي هدف بالقوه لازم است كه بازارهاي جهاني هم به لحاظ عرضه
(عرضهكنندگان عمده بعنوان رقبا بالقوه) و هم از جنبه تقاضا (تقاضاكنندگان عمده
بعنوان بازارهاي هدف بالقوه) مورد بررسي قرار گيرد. در اين مطالعه نيز با عنايت به
اين موضوع، دو طرف عرضه و تقاضا مورد بررسي قرار گرفته و از برآيند اين دو بررسي
براي هر كالا بازارهاي هدف عمده و رقباي اصلي در اين بازارها اولويت بندي و معرفي
شدهاند.
3-1 . سنگ مرمر ناهموار
كارشده
الف . طرف عرضه: همچنانكه قبلا
اشاره گرديد، متوسط مزيت نسبي آشكار شده صادرات ايران در اين خصوص در طي 5 سال
98-1994 معادل 82/3 بوده و سالانه از رشدي معادل 7/126 درصد با ضريب ثبات 3/61
درصد در طول دوره برخوردار بوده است. رشد صادرات جهاني در اين زمينه نيز بسيار
مطلوب بوده و روند كاملاً با ثباتي را با رشد متوسط سالانه 2/17 درصد پشت سرگذاشته
است. لذا برا توسعه صادرات ايران نگراني از حيث محدوديت تقاضاي كل در بازارهاي
جهاني وجود ندارد. عمدهترين صادركنندگان اين نوع سنگ در بازارهاي جهاني براساس
سهم نسبي از كل ارزش صادرات جهاني در طول سالهاي 98-1994 عبارت بودهاند از:
1 ـ ايتاليا (56 درصد
سهم) 2 ـ اسپانيا (4/12 درصد) 3 ـ يونان (8/4 درصد) 4 ـ تايوان (4/4 درصد) 5 ـ
پرتغال (4 درصد) 6 ـ تركيه (5/3 درصد) 7 ـ چين (3/2 درصد) 8 ـ هند (2 درصد) 9 ـ
آلمان (1/1 درصد) 10 ـ مكزيك (83/0 درصد) 11 ـ آمريكا (82/0 درصد) 12 ـ فرانسه
(73/0 درصد) 13 ـ اندونزي (73/0 درصد) 14 ـ هنگكنگ (63/0 درصد) 15 ـ بلژيك (47/0
درصد) 16 ـ هلند (43/0 درصد) 17 ـ فيليپين (34/0 درصد) 18 ـ ايران (31/0 درصد) 19
ـ اتريش (29/0 درصد) 20ـ برزيل (27/0 درصد)
چنانچه ملاحظه ميشود اين 20 كشور
جمعاً بيش از 96 درصد از كل صادرات جهاني محصول مورد نظر را در اختيار داشته و در
واقع رقباي اصلي ايران در بازازهاي جهاني سنگ مرمر ناهموار كار شده محسوب ميشوند.
علاوه بر كشورهاي مذكور كه عمدهترين صادركنندگان اين نوع سنگ در بازار جهاني بوده
و سهم غالب را در تجارت جهاني آن دارا بودهاند، در آسيا نيز تعدادي از كشورها به
لحاظ شاخص سهم نسبي به عنوان رقباي ايران در منطقه قابل ذكر هستند، اين كشورها به
ترتيب سهم عبارتند از:
1 ـ تركيه (5/3 درصد) 2 ـ چين (3/2
درصد) 3 ـ هند (2 درصد) 4 ـ اندونزي ـ(73/0 درصد) 5 ـ هنگكنگ (63/0 درصد) 6 ـ
مالزي (23/0 درصد) 7 ـ سنگاپور (16/0 درصد) 8 ـ كرهجنوبي (15/0 درصد) 9 ـ عمان
(08/0 درصد) كه به ترتيب رتبه 6، 7،
8، 13، 14، 21، 23، 24، 25 و 36 را در ردهبندي صادركنندگان عمده دارا بودهاند.
شاخص نرخ رشد متوسط سالانه در طي
دوره مورد برسي، معيار ديگري در خصوص تعيين بازارهاي هدف ميباشد. اين معيار از
اين جهت مورد توجه قرار گرفته كه علاوه بر سهم نسبي كه وضعيت ايستايي را نشان ميدهد،
روند حضور و افزايش ارزش و سهم صادرات كشورهاي صادركننده در بازار جهاني كالا را
به تصوير ميكشد و به نوبه خود شاخص مهم موثري از نظر تحليل پويايي كشورها در حفظ
توان صادراتي به حساب ميآيد. براساس اين معيار كشورهاي زير داراي بالاترين متوسط
نرخ رشد ارزش صادرات در طول دوره بودهاند:
1 ـ اسرائيل (متوسط نرخ رشد
3/241 درصد) 2 ـ ويتنام (2/122 درصد) 3 ـ مكزيك (1/117 درصد) 4 ـ ايران (7/98
درصد) 5 ـ تايوان (5/82 درصد) 6 ـ چين (1/65 درصد) 7 ـ برزيل (63 درصد) 8 ـ نروژ
(3/58 درصد) 9 ـ هند (6/42 درصد) 10 ـ اسپانيا (1/37 درصد) 11 ـ روماني (4/34
درصد) 12 ـ اردن (1/33 درصد) 13 ـ كرهجنوبي (1/32 درصد) 14 ـ كانادا (3/31 درصد)
15 ـ سنگاپور (3/30 درصد) 16 ـ تايلند (1/30 درصد) 17ـ لهستان (8/29 درصد) 18 ـ
اندونزي (9/26 درصد) 19 ـ مراكش (4/26 درصد) 20 ـ هلند (8/23 درصد) 21 ـ تركيه
(5/23 درصد) 22 ـ آرژانتين (5/23 درصد).
به اين ترتيب، كشورهاي مذكور
تواسنتهاند در طول دوره به توان صادراتي و رقابتي خود بيفزايند، از جمله ايران كه
از اين حيث رتبه چهارم را در بين كشورهاي صادركننده كسب كرده و توانسته است توان
رقابت و سهم خود از بازار جهاني اين محصول را ارتقاء ببخشد.
درمقابل، تعدادي از كشورها در طول
دوره با كاهش توان صادراتي مواجه بودهاند، كه از جمله ميتوان به كشورهاي ژاپن،
روسيه، هندوراس، مجارستان، مصر، كرواسي، اتريش، هنگكنگ و پرو اشاره كرد. همچنين
در بين كشورهاي منطقه، كشورهاي چين، اردن، كرهجنوبي، سنگاپور، تايلند، اندونزي و
تركيه بمرور به توان رقابتي خود افزوده و در مقابل كشورهاي روسيه، هنگكنگ،
امارات، لبنان ، مالزي و پاكستان با كاهش توان رقابتي در مقايسه با ايران روبرو
گرديدهاند.
ب . طرف تقاضا: در طرف تقاضا وضعيت
واردكنندگان و سهم آنها از كل واردات جهاني مورد توجه قرار دارد. طي اين دوره،
عمدهترين واردكنندگان سنگ مرمر ناهموار كار شده به ترتيب سهم آنها از كل ارزش
واردات جهاني به شرح زير رتبهبندي گرديدهاند:
1 ـ آمريكا (4/19 درصد) 2 ـ هنگكنگ
(15 درصد) 3 ـ ژاپن (8/6 درصد) 4 ـ عربستان (6/5 درصد) 5 ـ چين (7/4 درصد) 6 ـ
آلمان (6/3 درصد) 7 ـ سنگاپور (6/3 درصد) 8 ـ كرهجنوبي (3 درصد) 9 ـ اسپانيا (4/2
درصد) 10 ـ امارات (3/2 درصد) 11 ـ تايوان (1/2 درصد) 12 ـ فرانسه (1/2 درصد) 13 ـ
استراليا (2 درصد) 14 ـ ايتاليا (9/1 درصد) 15 ـ فلسطيناشغالي(8/1 درصد) 16 ـ
كويت (4/1 درصد) 17 ـ برزيل (3/1 درصد) 18 ـ كانادا (1/1 درصد) 19 ـ انگليس (1/1
درصد) 20 ـ لبنان (1 درصد).
اين 20 كشور جمعاً در طول سالهاي
98-1994 بالغ بر 2/81 درصد از كل واردات جهاني اين كالا را صورت دادهاند. كشورهاي
ايتاليا،آمريكا، اسپانيا، تايوان، چين ، آلمان، فرانسه و هنگكنگ كه در فهرست
واردكننداگان آمدهاند، خود جزء صادركنندگان عمده محسوب ميگردند؛ احتمالاً به اين
دليل كه دست اندر كار صادرات مجدد ميباشند. در ميان كشورهاي منطقه (ايران) كه به
صورت بالفعل و بالقوه خريدار سنگ ايران محسوب ميگردند، كشورهاي زير براساس شاخص
سهم نسبي از كل واردات جهاني رتبهبندي گرديدهاند:
1 ـ هنگكنگ (15 درصد) 2
ـ ژاپن (8/6 درصد) 3 ـ عربستان (6/5 درصد) 4 ـ چين
(7/3 درصد) 5 ـ سنگاپور (6/3 درصد) 6 ـ كره جنوبي (3 درصد) 7 ـ امارات (3/2 درصد)
8 ـ تايوان (1/2 درصد) 9 ـكويت (4/1 درصد) 10 ـ لبنان (1 درصد) 11 ـ روسيه (9/0
درصد) 12 ـ مالزي (7/0 درصد) 13 ـ اندونزي (6/0 درصد) 14 ـ هند (3/0 درصد) 15 ـ
قطر (26/0 درصد) 16 ـ تركيه (23/0 درصد) 17 ـ مصر (217/0 درصد) 18 ـ عمان (211/0درصد)
19 ـ ويتنام (160/0 درصد) 20 ـ بحرين (156/0 درصد)
براساس معيار «شاخص نرخ
رشد متوسط سالانه درطول مورد بررسي» كه روند تقاضا و ثبات آن را در كشورها مورد
سنجش قرار ميدهد، اولويتهاي زير مشخص گرديدهاند:
1 ـ آذربايجان (متوسط
نرخ سالانه 168 درصد) 2 ـ ليتواني
(6/116 درصد) 3 ـ جبلالطارق (5/110 درصد) 4 ـ بوسني و هرزگوين (2/102
درصد) 5 ـ كنيا (6/87 درصد) 6 ـ چين (1/80 درصد) 7 ـ جزاير كيمان (1/86 درصد) 8 ـ
تونس (9/70 درصد) 9 ـ سنگال (9/60 درصد) 10 ـ ويتنام (3/53 درصد) 11 ـ كامبوج
(9/50 درصد) 12 ـ آنگولا (6/50 درصد) 13 ـ پرو (9/49 درصد) 14 ـ كوبا (4/49 درصد)
15 ـ نروژ (5/48 درصد) 16 ـ يونان (46 درصد) 17 ـ غنا (4/43 درصد) 18 ـ پاكستان
(2/43 درصد) 19 ـ ساحلعاج (39 درصد) 20 ـ دومينكن (8/35 درصد)
در ميان كشورهاي مذكور، تعدادي از
كشورهاي منطقه نيز به ترتيب زير به چشم ميخورند، كه چنانچه اشاره شد، به لحاظ
نزديكي به ايران، از اولويت بالاتري برخوردار هستند:
1 ـ آذربايجان 2 ـ
پاكستان 3 ـ تايوان 4 ـ تركيه 5 ـ
عمان 6 ـ روسيه 7 ـ كويت8 ـ سودان 9 ـ هنگكنگ
در مقابل اين كشورها، كشورهاي زير
قرار دارند كه سهم آنها از واردات جهاني محصول مورد نظر بمرور كاهش يافته و لذا از
نظر محدوديت تقاضا در طول دوره بازارهاي مناسبي براي برنامهريزي بعنوان هدف
صادراتي به حساب ميآيند.
1 ـ اردن 2 ـ برونئي 3 ـ يمن 4 ـ
جامائيكا 5 ـكامرون 6 ـكاستاريكا 7 ـ آلباني 8 ـ فنلاند 9 ـ كلمبيا 10 ـ
موريتاني 11 ـ بحرين 12 ـ اندونزي 13 ـ زيمباوه 14 ـ بلغارستان 15 ـ قطر 16 ـ كره
جنوبي 17 ـ تايلند 18 ـ مالزي 19 ـ هند 20 ـ مالت
به عبارت ديگر، از آنجا كه اكثر اين
كشورها از اقتصاد ضعيفي برخوردار هستند، و از طرفي توجه به اينكه سنگهاي تزئيني از
جمله كالاهاي لوكس تلقي شده و تقاضاي آنها از كشش درآمدي نسبتاً بالايي برخوردار
ميباشد، لذا انتظار بر اين است كه تقاضاي وارداتي اين دسته از كشورها در خصوص سنگ
مرمر ناهموار كار شده از ظرفيت رشد و ثبات كمتري برخوردار بوده و در سالهاي آتي با
كاهش مواجه گردد. از اينرو اين كشورها نميتوانند به عنوان بازارهاي هدف بالقوه
مطرح گردند، در كل، بازارهاي هدف عمده اين سنگها به ترتيب عبارتند از: آمريكا، هنگكنگ،
ژاپن، عربستان، چين، آلمان، سنگاپور، كرهجنوبي، اسپانيا، امارات، تايوان، فرانسه
، استراليا، ايتاليا، كويت، برزيل، كانادا، انگلستان، لبنان، روسيه، مالزي،
اندونزي، هند، قطر تركيه، مصر، عمان، ويتنام وبحرين و نيز رقباي عمده عبارتند از:
ايتاليا، اسپانيا، يونان، تايوان، پرتغال، تركيه، چين، هند، آلمان، مكزيك، آمريكا
و فرانسه .
3-2 . سنگ مرمر
پردازش شده و آماده
تحليل و بررسي در خصوص صادرات اين
نوع سنگ و انواع ديگر سنگهاي تزئيني همانند تحليل بالا ميباشد، لذا براي جلوگيري
از اطاله كلام سنگ قبلي است و لذا در اين قسمت نتايج به اختصار آورده ميشود:
الف . طرف عرضه: براساس شاخص سهم نسبي از كل ارزش صادرات
جهاني طي پنج سال 98-1994، صادركنندگان عمده به ترتيب زير رتبهبندي گرديدهاند:
1 ـ ايتاليا (1/58 درصد سهم از
بازار جهاني) 2 ـ اسپانيا (01/1درصد) 3 ـ يونان (9/4 درصد) 4 ـ تايوان (4/4 درصد)
5 ـ تركيه (4 درصد) 6 ـ پرتغال (9/3 درصد) 7 ـ چين (9/2 درصد) 8 ـ مكزيك (9/1
درصد) 9 ـ هند (3/1 درصد) 10 ـآلمان (3/1 درصد) 11 ـ فرانسه (77/0 درصد) 12 ـ
اندونزي (63/0 درصد) 13 ـ بلژيك (61/0 درصد) 14 ـ فيليپين (0/7 درصد) 15 ـ آمريكا
(48/0 درصد) 16 ـ پاكستان (48/0 درصد) 17 ـ اتريش (39/0 درصد) 18 ـ كرهجنوبي
(30/0 درصد) 19 ـ سوئيس (23/0 درصد) 20 ـ ايران (22/0 درصد)
اين كشورها روي هم رفته 5/97 درصد
از كل عرضه جهاني سنگ مرمر پردازش شده و آماده را در دوره بررسي در اختيار داشتهاند.
كشورهاي منطقه و نزديك به ايران نيز كه بعنوان رقباي كشور در صادرات جهاني حرفي
براي گفتن دارند، به ترتيب زير اولويتبندي شدهاند:
1 ـ تركيه (5/4 درصد) 2
ـچين (9/2 درصد) 3 ـ هند (3/1 درصد) 4 ـ اندونزي (63/0 درصد) 5 ـ پاكستان (48/0 درصد)
6 ـكرهجنوبي (3/0 درصد) 7 ـ هنگكنگ (18/0 درصد) 8 ـ مالزي (16/0 درصد) 9 ـ
سنگاپور (11/0 درصد) 10 ـ مصر (09/0 درصد) 11 ـ ژاپن (07/0 درصد) 12 ـ تايلند
(044/0 درصد) 13 ـ ويتنام (033/0 درصد) 14 ـ عمان (023/0 درصد) 15 ـ عربستان
(014/0 درصد) 16 ـ لبنان (012/0 درصد) 17 ـ امارات (010/0 درصد) 18 ـ سوريه و
ازبكستان .
همچنين، براساس شاخص متوسط نرخ رشد
سالانه ارزش صادرات و ضريب ثبات نسبي كشورهاي زير حايز اولويت بودهاند. بطوريكه
متوسط نرخ رشد سالانه اين كشورها بالاتر از متوسط نرخ رشد سالانه ارزش صادرات
جهاني بوده است:
1 ـ امارات (با 6/112
درصد) 2 ـ كلمبيا (5/140 درصد) 3 ـ پرو (7/94 درصد) 4 ـ اسرائيل (8/86 درصد) 5 ـ
ويتنام (1/83 درصد) 6 ـ ايران (7/61 درصد) 7 ـ مكزيك (1/49 درصد) 8 ـ روماني (9/45
درصد) 9 ـ مصر (4/38 درصد) 10 ـ گواتمالا (5/37 درصد) 11 ـ ماكائو (5/33 درصد) 12
ـ تايلند (4/27 درصد) 13 ـ بلژيك (2/25 درصد) 14 ـ آرژانتين (9/42 درصد) 15 ـ
تركيه (1/24 درصد) 16 ـ برزيل (7/22 درصد) 17 ـ مراكش (4/9 درصد) 18 ـ اندونزي
(6/18 درصد) 19 ـكانادا (1/18درصد) 20 ـ كرواسي (1/15 درصد)
در مقابل كشورهاي زير از جمله
كشورهائي هستند كه طي دوره 98-1994 داراي متوسط نرخ رشد منفي بودهاند و بمرور از
توان صادراتي و رقابتي آنها كاسته شده است:
1 ـ سوييس (با متوسط نرخ
رشد 9/36 درصد) 2 ـ استراليا (7/36- درصد) 3 ـ لهستان (1/33- درصد) 4 ـ آفريقاي
جنوبي (8/31- درصد) 5 ـ كرهجنوبي (8/21- درصد) 6 ـ لبنان و روسيه (4/27- درصد) 7
ـسوئد (20-) 8 ـ موزامبيك (1/19-) 9 ـ ژاپن (4/18-) 10 چك (6/15-) 11 ـ هندوراس
(9/9-) 12 ـ مالت (6/8-) 13 ـ تايوان (9/6-) 14 ـ پاكستان (5/5-) 15 ـ دانمارك
(5-) 16 ـ پرتغال (7/4-) 17 ـ لهستان (5/2-) 18 ـ ايتاليا (4/1-) 19 ـ يونان
(3/1-)
ب . طرف تقاضا (واردكنندگان عمده يا
بازارهاي هدف بالقوه): بر مبناي شاخص سهم از كل واردات جهاني، كشورهاي زير داراي
اولويت هستند:
1 ـ آمريكا (6/18 درصد
سهم از كل واردات جهاني) 2 ـ آلمان (2/15 درصد) 3 ـ عربستان (2/8 درصد) 4 ـ هنگكنگ
(7/5 درصد) 5 ـ فرانسه (7/4 درصد) 6 ـ انگليس (1/3) 7 ـ امارات (7/2 درصد) 8 ـ
ژاپن (5/2 درصد) 9 ـ اسپانيا (5/2 درصد) 10 ـ فلسطيناشغالي (4/2 درصد) 11 ـ بلژيك
(4/2) 12 ـسنگاپور (4/2) 13 ـ كويت (3/2) 14 ـ هلند (3/2) 15 ـ چين (9/1) 16 ـ
اتريش (7/1) 17 ـ ايتاليا (7/1) 18 ـ سوئيس (5/1) 19 ـ كانادا (3/1) 20ـ تايوان
(3/1)
اين كشورها طي سالها ي98-1994 بالغ
بر 2/81 درصد از كل واردات جهاني محصول موردنظر را صورت دادهاند. همچنين تعدادي
از كشورهاي منطقه نيز كه در واردات اين محصول بعنوان بازارهاي هدف بالقوه ايران
فعاليت داشتهاند عبارتند از:
1 ـ كرهجنوبي (2/1
درصد) 2 ـ روسيه (يك درصد) 3 ـ لبنان (734/0) 4 ـ مالزي (432/0)5 ـ قطر (23/0) 6
ـ تركمنستان (205/0) 7 ـ اندونزي (18/0) 8 ـ عمان (16/0) 9 ـ بحرين (16/0) 10 ـ
قزاقستان (5/0) 11 ـ هند (148/0) 12 ـ مصر (133/0) 13 ـ تركيه (128/0) 14 ـ تايلند
(090/0) 15 ـ اردن (044/0)
در مجموع، با توجه به شاخصهاي مورد
نظر بازارهاي هدف عمده سنگ مرمر پردازش شده و آماده به صورت زير اولويتبندي ميگردند:
آمريكا، آلمان، عربستان ، هنگكنگ، فرانسه، انگلستان، امارات، ژاپن، اسپانيا،
بلژيك. سنگاپور، كويت، هلند، چين، اتريش، ايتاليا، سوئيس، كانادا، تايوان، كرهجنوبي،
روسيه، لبنان، مالزي، قطر، تركمنستان، اندونزي، عمان، بحرين، قزاقستان، هند، مصر،
تركيه، تايلند و اردن.
رقباي عمده ايران در بازار جهاني
اين نوع سنگ نيز عبارتند از: ايتاليا، اسپانيا، يونان، تايوان، پرتغال، تركيه،
چين، مكزيك، هند، آلمان و فرانسه.
3-3 . كاشي و نظاير
آن از سنگهاي طبيعي
سومين گروه از سنگهاي تزئيني، كه
ايران در بازارهاي جهاني آن از مزيت نسبي و رقابتي برخوردار است.گروه كاشي و
نظائر آن از سنگهاي طبيعي ميباشد. براساس معيارهاي مورد اشاره و روشهاي مورد
استفاده در اين طرح، براي اين گروه از سنگها بازارهاي هدف و رقابي زير مشخص گرديدهاند:
بازارهاي هدف عمده عبارتند از:
آمريكا، هنگكنگ، ژاپن، آلمان، سنگاپور، استراليا، كانادا, كرهجنوبي، عربستان،
فرانسه، انگلستان، مالزي، بلژيك، هلند، روسيه، تايوان، چين، اندونزي، امارات، كويت
و لبنان، هند، قرقيزستان، عمان، تركمنستان، بحرين، مصر، قطر، تركيه، ازبكستان و
سودان.
رقباي عمده نيز عبارتند از:
ايتاليا، اسپانيا، آمريكا، آلمان ، فرانسه ، هند، كانادا، اندونزي، پرتغال، چك و
چين.
1 . طي دوره ده ساله 1377-1368،
ارزش صادرات سنگهاي تزئيني كشور به رغم نوسانات متعدد با رشدي معادل 7/14 درصد در
سال از حدود 9/2 ميليون دلار به 1/10 ميليون دلار افزايش يافته است. اگر چه آهنگ
رشد ارزش صادرات اين اقلام كندتر از رشد وزني آن بوده است، ولي در مجموع روند
نسبتاً مناسبي را در مقايسه با كل صادرات غيرنفتي نشان ميدهد. از طرف ديگر، با
توجه به مزيت نسبي صادراتي ايران در اقلامي كه در بندهاي بعدي به آن اشاره ميشود
امكان توسعه صادرات سنگهاي تزئيني ايران، به مقاديري بيش از آنچه در سالهاي اخير
تحقق يافته است، وجود دارد.
2 . بررسي آمار صادرات سنگهاي
تزئيني كشور حاكي از آن است كه بيشترين مقدار صادرات سنگ ايران در فاصله سالهاي 1368تا 1377 به
كشورهاي خاورميانه و به طور دقيقتر به كشورهاي حوزه خليج فارس صورت گرفته است و
كمترين مقدار، متعلق به صادرات قاره اقيانوسيه بوده است. همچنين، پس از كشورهاي
حوزه خليج فارس، به ترتيب اروپا، خاور دور و ساير مناطق قرار دارند.
اين امر در حالي است كه تركيب سهم
بازارهاي مختلف از صادرات سنگهاي تزئيني كشور در سالهاي مورد بررسي تغييرات عمدهاي
را نشان ميدهد. به عبارت ديگر، در حاليكه سهم اروپا از كل ارزش صادرات سنگهاي
تزئيني كشور از حدود 81/12 درصد در سال 1368 به سطح 53/15 درصد در سال 1377 افزايش
يافته است. سهم خاورميانه با كاهش شديدي از حدود 61/74 درصد رد سال 1368 به سطح
4/31 درصد در سال 1377 رسيده است. همچنين در اين دوره سهم خاور دور با رشد قابل
ملاحظهاي از حدود 53/11 درصد در سال 1368 به سطح 82/32 درصد در سال 1377 افزايش
يافته است. مقايسه اين ارقام حاكي از آن است كه بازارهاي صادراتي ايران در منطقه
اروپا و خاور دور با آهنگ بيشتري در مقايسه با منطقه خاور ميانه و حوزه خليج فارس
در حال توسعه است. بر اين اساس، همچنين ميتوان نتيجه گرفت كه توسعه صادرات ايران
به منطقه اروپا و خاور دور كه رقباي سر سختي چون ايتاليا، چين ، هنگكنگ، آلمان و
... در آنها فعال هستند، حاكي از ارتقاي توان رقابت ايران در توليد، پردازش و
صادرات سنگهاي تزئيني ميباشد.
3 . در ميان سنگهاي كار شده همواره
بيشترين مقدار صادرات مربوط به گروه سنگهاي ساختماني بوده است.
4 . بيشترين صادرات سنگ ايران به
منطقه حاشيه خليج فارس و خاور ميانه مربوط به سنگهاي تزئيني كار شده بوده، اين در
حالي است كه عمده صادرات سنگ ايران به اروپا به صورت سنگهاي تزئيني كار نشده بوده
است. عمدتاً به اين دليل كه كشورهاي اروپايي نظير ايتاليا، آلمان و بلژيك كه از
تكنولوژي بالايي در زمينه برش و پردازش سنگ برخوردار هستند، با واردات سنگهاي
تزئيني كار نشده از ايران اقدام به پردازش مناسب آن نموده و ارزش افزوده بالايي را
به دست ميآورند (بر اين اساس ميتوان پيشنهاد نمود كه با توجه به مزيتهاي طبيعي
ايران در زمينه صادرات سنگهاي تزئيني و بازار مناسبي كه اين محصولات در منطقه و كل
جهان دارند، توسعه توليد و صادرات سنگهاي تزئيني، به ويژه سنگهاي تزئيني كار شده،
از طريق سرمايهگذاي در واردات تكنولوژي و ماشين آلات نوين برش و پردازش سنگ
بايستي در صدر برنامههاي اين بخش از اقتصاد كشور قرار گيرد).
5 . بازار جهاني سنگهاي تزئيني بر
حسب ارزش صادرات در دوره 98-1994 در مجموع روند رو به رشد و با ثباتي داشته است،
هر چند در مورد برخي از اقلام سنگهاي تزئيني كار شده (نظير سنگفرش و سنگهاي
ساختماني ناهموار) و كار نشده (نظير سنگ آهك) روند بيثبات و رو به افول بر بازار
جهاني و تقاضاي صادراتي در اين دوره حاكم بوده است.
6 . صادرات سنگهاي تزئيني در اين
دوره رشد نسبتاً مطلوبي داشته و در بيشتر زمينههايي كه ايران فعاليت پيوسته
صادراتي در بازار جهاني سنگهاي تزئيني داشته است شاهد رشد مطلوب و با ثبات ارزش
صادرات و ارتقاي مزيت نسبي و رقابتي صادرات سنگهاي تزئيني ايران بودهايم.
7 . در گروه سنگهاي تزئيني كار شده
مناسبترين بازارهاي جهاني از نظر روند تغييرات ارزش صادرات (تقاضاي جهاني) به
ترتيب مربوط به سنگ مرمر، سنگهاي ساختماني و ساير سنگهاي ساختماني بوده است، به
طوري كه اين سه نوع سنگ بيشترين نرخ رشد و ضريب ثبات را در طي دوره مورد بررسي
دارا بودهاند، بر اين اساس اين سه
نوع سنگ از نظر بازار جهاني و طرف تقاضا مناسبترين زمينه براي توسعه صادرات
سنگهاي تزئيني در سطح جهان ارزيابي ميشوند.
8 . در گروه سنگهاي تزئيني كار شده
مناسبترين زمينهها براي فعاليت و
توسعه صادراتي ايران از حيث ثبات بازار و سطح و روند مزيت نسبي و رقابتي عبارت از
كاشي و نظاير آن ازسنگهاي طبيعي، سنگ مرمر ناهموار كارشده، سنگ مرمر پردازش شده و
آماده و ساير سنگهاي ساختماني كار شده ميباشد. چرا كه براساس تحليلهاي مربوط به
سنجش و تعيين مزيت نسبي بر اساس معيار RCA و نيز تحليل ثبات روند رشد ارزش صادرات و رقم RCA، ايران موفقيتهاي بسيار چشمگير و اميدواركنندهاي را در راستاي
دستيابي به مزيت نسبي و رقابتي و سهم بيشتر از صادرات جهاني در اين زمينهها كسب
كرده است.
11 . در زمينه اقلام عمده سنگهاي
تزئيني كار شده مزيت دار كشور كه در بندهاي قبلي مورد اشاره قرارگرفتند بازارهاي
هدف بالقوه و رقباي فعال در هر بازار به شرح زير اولويتبندي شدهاند:
الف . سنگ مرمر ناهموار كار شده
بازارهاي هدف عمده: آمريكا، هنگكنگ،
ژاپن، عربستان، چين، آلمان، سنگاپور، كرهجنوبي، اسپانيا، امارات، تايوان، فرانسه،
استراليا، ايتاليا، كويت، برزيل، كانادا، انگليس، لبنان، روسيه، مالزي، اندونزي،
هند، قطر، تركيه، مصر، عمان، ويتنام و بحرين.
رقباي عمده در بازارهاي جهاني:
ايتاليا، اسپانيا، يونان، تايوان، پرتقال، تركيه، چين، هند، آلمان، مكزيك، آمريكا،
فرانسه
ب . سنگ مرمر پردازش شده و آماده
بازارهاي هدف عمده: آمريكا، آلمان،
عربستان، هنگكنگ، فرانسه، انگليس، امارات، ژاپن، اسپانيا، بلژيك، سنگاپور، كويت،
هلند، چين، اتريش، ايتاليا، سوئيس، كانادا، تايوان، كرهجنوبي، روسيه، لبنان،
مالزي، قطر، تركمنستان، اندونزي، عمان، بحرين، قزاقستان، هند، مصر، تركيه، تايلند،
اردن.
رقباي عمده در بازارهاي جهاني:
ايتاليا، اسپانيا، يونان تايوان، پرتقال، تركيه، چين، مكزيك، هند، آلمان، فرانسه.
ج . كاشي و نظاير آن از سنگهاي
طبيعي
بازارهاي هدف عمده: آمريكا، هنگكنگ،
ژاپن، آلمان، سنگاپور، استراليا، كانادا، كرهجنوبي، عربستان، فرانسه، انگليس، مالزي،
بلژيك، هلند، روسيه،تايوان، چين، اندونزي، امارات، كويت، لبنان، هند، قرقيزستان،
عمان، تركمنستان, بحرين، مصر، قطر، تركيه، ازبكستان وسودان.
رقباي عمده در بازارهاي جهاني:
ايتاليا، اسپانيا، آمريكا، آلمان، فرانسه، هند، كانادا، اندونزي، پرتقال، چك و
چين.
جدول 1 – مقدار وارزش
صادرات سنگهاي تزئيني كار شده به تفكيك نوع سنگ (77 ـ 1368)
(مقدار: كيلوگرم، ارزش: دلار)
|
سنگ لوح كار شده و
اشياء ساخته شده از سنگ طبيعي يافشرده شده |
سنگ ساختمان يا تراشكاري
شده و اشياء ساخته شده از آن |
سنگ جهت سنگفرش، سنگ
تراشيده از سنگهاي طبيعي به جز سنگ لوح |
|
|||
|
ارزش |
مقدار |
ارزش |
مقدار |
ارزش |
مقدار |
|
|
0 |
0 |
1721918 |
7974353 |
122943 |
423908 |
1368 |
|
0 |
0 |
2021613 |
10933157 |
14670 |
80657 |
1369 |
|
13447 |
29272 |
3102197 |
17197176 |
152473 |
771250 |
1370 |
|
51289 |
136191 |
2406227 |
10505398 |
195041 |
1017993 |
1371 |
|
179607 |
1361607 |
3197297 |
15885228 |
190041 |
362757 |
1372 |
|
58034 |
343007 |
5098188 |
||||