| ||||||||||||||||||||||||||||||
ارزيابي صادرات محصولات كشاورزي ايران
به
تشكلهاي منطقهاي و تعيين بازارهاي هدف
دكتر مجيد صباغ كرمانيã ميرعبدا... حسينيãã
هدف مقاله حاضر بررسي امكان مبادله و پتانسيل تجاري
محصولات كشاورزي صادراتي منتخب ايران به چهار تشكل اقتصادي منطقهاي شامل شوراي
همكاري خليج فارس (GCC)، گروه 8 كشور اسلامي در حال توسعه (D8)، سازمان همكاريهاي اقتصادي (ECO) و اتحاديه اروپا (EU) براي دوره زماني 97-1993 ميباشد.
نتيجه كلي حاصل از تحقيق، حاكي از آن است كه كشورهاي
عضو اتحاديه اروپا در مقايسه با سه تشكل اقتصادي منطقهاي مورد بحث ديگر، از
تقاضاي (مصرف) بالقوه بالايي در تمامي محصولات كشاورزي منتخب برخوردار است و به
علاوه، برخي كشورهاي عضو تشكلهاي اقتصادي منطقهاي مورد بحث از لحاظ سه شاخص
«ظرفيت بالقوه وارداتي بالا»، «درصد استفاده نشده از ظرفيتها» و «رشد مناسب تقاضا
طي دوره زماني مورد بررسي» براي 10 محصول منتخب كشاورزي صادراتي ايران برخوردار
بوده و لذا به عنوان بازارهاي هدف ميتوانند مطرح باشند.
توصيههاي سياستي بيانگر آن است كه اولاً، ترتيبات
تعرفهاي ترجيحي با بازارهاي هدف محصولات كشاورزي صادراتي منتخب ايران وضع شود; دوم، علاوه بر توسعه كمي، در توسعه كيفي محصولات كشاورزي به ويژه
مقررات بهداشتي و بهداشت نباتي اعمال شده از جانب اتحاديه اروپا، رعايت شود و سوم،
در امور بازاررساني از قبيل نمايشگاههاي تخصصي، تبليغات و رعايت استانداردهاي بينالمللي
موادغذايي، اهتمام جدي به عمل آيد.
پديده نوظهور جهاني شدن اقتصاد و از
بين رفتن مرزهاي تجاري كشورها، به شدت در حال شكلگيري است و در آيندهاي نه چندان
دور، كشورها به سختي قادر خواهند بود كه خود را از اين جريان كنار كشيده و تنها در
حاشيه نظارهگر تحولات تجاري بين كشورها باشند. لذا انتظار ميرود ايران نيز به
نحوي خود را با تحولات تجارت در دنيا همگام نموده و براي رقابت و ورود به صحنه
تجارت بينالمللي آماده شود. شايد يكي از تمرينات لازم قبل از الحاق به سازمانهايي
نظير سازمان تجارت جهاني[1]،
تقويت و گسترش تجارت در قالب همكاريهاي منطقهاي باشد. در نتيجه، لازم است تا هر
چه سريعتر امكانات بالقوه در بخشهاي مختلف توليدي كشور به ويژه بخش كشاورزي، مورد
ارزيابي قرار گيرد و با ديدي شفاف نسبت به توسعه تجارت در خصوص كالاهاي مختلف
اقدام شود.
بدين منظور، توسعه همكاريهاي منطقهاي
با استفاده از تأسيس تشكلها و پيوند آنها با همديگر، گامهايي در راستاي توسعه همه
جانبه و به خصوص صادرات غير نفتي محسوب ميشود. ايران، به سبب موقعيت ممتاز
جغرافيايي در يكي از مساعدترين مناطق براي همگرايي و ادغام اقتصاد منطقهاي قرار
گرفتهاست؛ زيرا ايران به سبب جايگاه ممتاز و منحصر به فرد از يك سو به عنوان پل
ارتباطي بين كشورهاي عضو شوراي همكاري خليجفارس[2]
و كشورهاي مستقل مشترك المنافع[3]
به شمار ميآيد و از سوي ديگر، بين كشورهاي در حال توسعه اسلامي[4]
با اتحاديه اروپا[5] داراي اهميت
بوده و ميتواند نقش مهمي را ايفا نمايد.
با اين پيش درآمد، مقاله حاضر با
هدف توسعه صادرات محصولات منتخب و اصلي كشاورزي به تشكلهاي اقتصادي منطقهاي،
امكان مبادله و پتانسيل تجاري محصولات صادراتي كشاورزي منتخب ايران به چهار تشكل
اقتصادي منطقهاي شامل شوراي همكاري خليجفارس، گروه 8 كشور اسلامي در حال توسعه،
سازمان همكاريهاي اقتصادي (اكو) و اتحاديه اروپا براي دوره زماني 97-1993 را
محاسبه و مورد تحليل قرار خواهد داد.
ترتيبات تجاري منطقهاي، بنا به
دلايل مختلفي كه ممكن است بسته به
نوع ترتيبات و يا كشورهاي شركتكننده تفاوت داشته باشد، مورد توجه است. در
حاليكه شناسايي تنها عامل مهم گرايش به سوي منطقهگرايي امر آساني نبوده است ولي
ميتوان چندين عامل مهم را در اين خصوص شناسايي كرد. اثرات اقتصادي منطقهگرايي
حاصل از صرفهجويي ناشي از مقياس، تخصصگرايي و جذب سرمايهگذاري بوده است و اثرات
غيراقتصادي عمدتاً به دلايل ملاحظات سياسي و كنترل متغيرهايي نظير جريانات مهاجرتي
اتفاق ميافتد و بالاخره دلايل ديگري نظير همگرايي با سياستهاي سازمان جهاني
تجارت، كمك به اصلاحات اقتصادي كشورها و ساير عوامل ميتواند مطرح باشد.
لزوم منطقهگرايي و
گرايش بهآن، با توجه به رشد تجارت در دنيا تشديد گرديده است. آمار و ارقام به
تفكيك مناطق مختلف جغرافيايي جهان، نشان ميدهد كه حجم تجارت درون منطقهاي طي
سالهاي بعد از جنگ جهاني دوم، روند افزايشي قابل توجهي داشته و طي دو دهه 1980 و
1990 نيز تشديد گرديده است. ذكر نمونههايي از همكاريهاي منطقهاي در سطح جهان
مانند ASEAN، NAFTA، EU و
OIC بيانگر گستردگي و شمول وسيع همكاريهاي كشورهاي مختلف در اقصي نقاط
جهان براي ايجاد تشكلهاي منطقهاي ميباشد.
ميتوان گفت كه پديده
منطقهگرايي و گروهبنديهاي تجاري بين كشورهاي مختلف طي دو دهه اخير از رشد بسيار
چشمگيري برخوردار بوده است. كشورهاي جهان با توجه به قابليتها و مزيت نسبي خود سعي
در عضويت در موافقتنامههاي مختلف را داشته تا از آن طريق، منافع حاصل از تجارت را
حداكثر نمايند.
به طور كلي ميتوان
تشكلهاي اقتصاد منطقهاي مورد بحث در اين مقاله را به دو گروه تقسيم نمود:
الف. تشكلهايي كه ايران يكي از اعضاي آن ميباشد (ECO و D-8)
ب. تشكلهايي كه ايران
درآن عضويت ندارد (GCC و
EU)
از ميان موافقتنامههاي گروه الف،
ايران تنها در اكو وضعيت نسبتاً فعالي دارد و در گروه D-8 هنوز هيچ اقدام جدي در جهت ارتقاي تجارت و رفاه منطقهاي صورت
نگرفته است. در اين خصوص، شايان ذكر است كه حتي متأسفانه در اكو نيز آن طور كه
بايد حركت قوي اقتصادي صورت نگرفته و توافق ميان اعضا در حد تعداد محدودي كالاهاي
مشمول تعرفه ترجيحي 10 درصد (اكثراً غيركشاورزي) ميباشد. البته فهرستهاي جديد
كالايي نيز بين اعضا رد و بدل گرديده ولي هنوز به تصويب نهايي اعضا نرسيده است. در
خصوص D-8 نيز بايد اين
مطلب را در نظر داشت كه اين تشكل هنوز بسيار جوان بوده و همكاريهاي اقتصادي در اين
تشكل در حد اجراي پروژههاي مشترك اقتصادي تعريف گرديده است و هنوز حتي صحبتي از
ارتقاي تجارت از طريق رفع موانع تعرفهاي و غيرتعرفهاي در اين تشكل، به ميان
نيامده است.
در مورد EU و GCC
نيز بايد گفت كه توافقات بين اعضا ممكن است به طور مستقيم كشور ما را تحت تأثير
قرار ندهد ولي به طور غيرمستقيم و از طريق ايجاد موقعيتهاي تجاري جديد و يا از
بين رفتن شرايط قبلي، مسلماً تأثيرگذار ميباشد. بدين ترتيب ميتوان مشاهده نمود
كه اگرچه ايران در تشكلهاي منطقهاي از نظر سياسي موفقيتهايي را به دست آورده
ولي متأسفانه آن طور كه بايد و شايد نتوانسته است همكاري خود را از نظر اقتصادي
رونق بخشد. بديهي است كه با برنامهريزيهاي خاص و تعيين بازارهاي هدف محصولات
صادراتي كشور، به طور قطع ميتوان نقش فعالتري را در اين تشكلها ايفا نمود.
از بررسي اوضاع بازار
جهاني، مهمترين كشورهاي صادركننده و واردكننده در بازار تجارت جهاني[6]
10 محصول منتخب صادراتي كشاورزي طي سالهاي 1997-1993 و موقعيت تشكلهاي اقتصاد
منطقهاي مطابق جدول (1)، نتايج زير به اختصار حاصل شده است:
صادرات سالانه جهاني سيب
درختي 4/2 ميليارد دلار با نرخ رشد سالانه 9/3 درصد طي دوره مورد بررسي بوده است.
كشورهاي فرانسه، ايالات متحده، ايتاليا و هلند مجموعاً
7/56 درصد از صادرات جهاني آن را تشكيل مي دهند حال آنكه واردات
سالانه جهاني معادل 5/2 ميليارد دلار با نرخ رشد سالانه 4/9 درصد بوده است و
كشورهاي آلمان، انگليس، هلند و بلژيك – لوكزامبورگ مجموعاً 6/44 درصد از واردات
جهاني را به خود اختصاص ميدهند. براساس نتايج حاصل از محاسبه نسبتهاي تمركز 1، 2
و 10 كشوري[7]
در بازار صادرات و واردات جهاني سيب درختي حاكي از آن است كه ساختار بازار صادرات
جهاني سيب درختي به صورت انحصار چند جانبه سخت و ساختار بازار واردات جهاني آن به
شكل انحصار چند جانبه نسبتاً ضعيف بوده است
و به اين ترتيب، ايران در توسعه صادرات با رقباي مهم مواجه است و نيز به
سبب تنوع نسبي تقاضاكنندگان، حاكميت از آن صادركنندگان است. از بررسي موقعيت
تشكلهاي اقتصادي منطقهاي مورد مطالعه، اتحاديه اروپا سهم مهمي در واردات و صادرات
جهاني و نيز شوراي همكاري خليج فارس داراي بازار تقاضاي وارداتي مهمي است.
صادرات سالانه پرتقال
9/1 ميليارد دلار با نرخ رشد سالانه 7/7 درصد طي دوره مورد بررسي بوده است و 4
كشور اسپانيا، ايالات متحده، مراكش و آفريقاي جنوبي مجموعاً 6/51 درصد از صادرات
جهاني را به خود اختصاص ميدهند. واردات سالانه جهاني 1/2 ميليارد دلار، و داراي نرخ رشد سالانه
2/4 درصد بوده است و 4 كشور آلمان، فرانسه، هلند و انگليس مجموعاً 44 درصد از
واردات جهاني را تشكيل ميدهند. براساس نتايج حاصل از محاسبه نسبتهاي تمركز،
ساختار بازار صادرات و واردات جهاني هر دو انحصار چندجانبه ميباشد. از بررسي
موقعيت تشكلهاي اقتصادي منطقهاي در بازارجهاني پرتقال، اتحاديه اروپا بالاترين
سهم در صادرات و واردات جهاني پرتقال را به خود اختصاص ميدهد.
صادرات سالانه جهاني خربزه، 93/0
ميليارد دلار با نرخ رشد سالانه 11 درصد طي دوره مورد بررسي افزايش يافته است. از
جمله مهمترين كشورهاي صادركننده، چهار كشور اسپانيا، مكزيك، ايالات متحده و فرانسه
ميباشند كه مجموعاً 9/51 درصد از صادرات جهاني را تشكيل ميدهند. در حالي كه حجم
واردات سالانه جهاني معادل 2/1 ميليارد دلار ميباشد كه با نرخ رشد سالانه 10 درصد
افزايش يافته است. كشورهاي ايالات متحده، آلمان، انگليس و فرانسه مهمترين
واردكنندگان جهاني خربزه بشمار ميآيند. نتايج حاصل از نسبتهاي تمركز حاكي از آن
است كه ساختار بازار صادرات و واردات جهاني خربزه به انحصار چند جانبه بسيار
نزديك است ولي به سبب جايگاه خاص و
نفوذ ايالات متحده در اين بازار، امكان توسعه صادرات چندان آسان نيست. از چهار
تشكل اقتصادي منطقهاي مورد بررسي، اتحاديه اروپا مهمترين تشكل اقتصادي است كه هم
در بازار صادرات و بخصوص در تقاضاي واردات، جايگاه ممتازي را به خود اختصاص ميدهد.
حجم صادرات سالانه گردو، 97/0
ميليارد دلار با نرخ رشد سالانه 11 درصد بوده است. مهمترين كشورهاي صادركننده
ايالات متحده، اسپانيا، آلمان و ايتاليا ميباشند كه مجموعاً 7/92 درصد از كل
صادرات جهاني را تشكيل ميدهند. در حالي كه حجم كل واردات جهاني 1/1ميليارد دلار
با نرخ رشد سالانه 11 درصد بوده و چهار كشور آلمان، فرانسه، ژاپن و ايتاليا
مهمترين واردكنندگان هستند كه مجموعاً 5/50 درصد از واردات جهاني را تشكيل ميدهند.
براساس نتايج حاصل از محاسبه نسبتهاي تمركز، ساختار بازار صادرات جهاني گردو (با
موقعيت مسلط ايالات متحده) به ساختار بنگاه مسلط، شبيه است. ساختار بازار واردات
جهاني، انحصار چند جانبه است و به اين ترتيب امكان توسعه صادرات ايران در اين
بازار به سبب جايگاه ويژه آمريكا، بسيار سخت است. از بررسي موقعيت چهار تشكل
اقتصادي منطقهاي، تنها اتحاديه اروپا جايگاه ممتازي در واردات جهاني گردو دارد.
حجم صادرات سالانه كشمش، 64/0
ميليارد دلار با نرخ رشد سالانه 3/0 درصد ميباشد و چهار كشور ايالات متحده
آمريكا، تركيه، مصر و ايران 9/76 درصد از كل صادرات جهاني را به خود اختصاص ميدهند
درحاليكه حجم واردات سالانه معادل 71/0 ميليارد دلار با نرخ رشد سالانه 2/2 درصد
بوده و چهار كشور انگليس، آلمان، هلند و ژاپن مجموعاً 5/52 درصد از كل واردات
جهاني را تشكيل ميدهند. برمبناي محاسبه نسبتهاي تمركز در بازار صادرات و واردات
جهاني آن محصول، ساختار بازار صادرات جهاني به شكل انحصار چند جانبه سفت و ساختار
بازار واردات جهاني به صورت انحصار چندجانبه است و به اين ترتيب، ايران در توسعه
صادرات با رقباي مهمي مواجه بوده اگرچه كه امكان توسعه صادرات كشمش به بازار
واردات جهاني قابل حصولتر است. بررسي موقعيت چهار تشكل اقتصادي منطقهاي در
بازارجهاني اين محصول حاكي از آن است كه دو تشكل اقتصاديD-8 و ECO در بازار صادرات كشمش جايگاه مناسبي به خود اختصاص ميدهند.
همچنين اتحاديه اروپا به تنهايي بيش از 70 درصد از واردات جهاني كشمش را به خود
اختصاص ميدهد.
حجم سالانه صادرات پسته 7/0 ميليارد
دلار با نرخ رشد سالانه 9/8- درصد بوده است[8]
و چهار كشور ايران، آلمان، ايالات متحده آمريكا و بلژيك – لوكزامبورگ حدود 2/70
درصداز كل صادرات جهاني را تشكيل ميدهند. حجم كل واردات سالانه جهاني پسته معادل
5/0 ميليارد دلار با نرخ رشد 2 درصد بوده و چهار كشور آلمان، ايتاليا، فرانسه و
ژاپن 9/53 درصد از واردات جهاني آن را تشكيل ميدهند. برمبناي محاسبه نسبتهاي
تمركز، ساختار بازار صادرات جهاني پسته به صورت انحصار چند جانبه سفت و ساختار بازار واردات جهاني آن به شكل
انحصار چند جانبه ضعيف است و به اين ترتيب، ايران با وجود جايگاه نخست در صادرات
جهاني پسته با رقباي مهم بالقوهاي نظير ايالات متحده و تركيه مواجه ميباشد و
البته به سبب تنوع نسبي تقاضاكنندگان، نفوذ به اين بازار آسان است. از چهار تشكل
اقتصادي مورد بررسي، D8 و
ECO به سبب عضويت ايران در آن تشكلها، سهم درخور توجهي از بازار
صادرات را به خود اختصاص ميدهد و اما تنها اتحاديه اروپاست كه بيش از 70 درصد از
كل واردات جهاني پسته را به خود اختصاص داده است.
حجم كل صادرات جهاني بادام 35/0
ميليارد دلار با نرخ رشد سالانه 6/0 درصد بوده است. كشورهاي ايالات متحده، فرانسه،
چين و ايران، مجموعاً 77 درصد از كل صادرات جهاني را تشكيل ميدهند و حال آنكه حجم
واردات سالانه جهاني بادام 34/0 ميليارد دلار با نرخ رشد سالانه 6/0 درصد بوده و
چهار كشور آلمان، ژاپن، اسپانيا و ايتاليا، مجموعاً 44 درصد از كل واردات جهاني را
تشكيل ميدهند. براساس محاسبه نسبتهاي تمركز، ساختار بازار صادرات جهاني بادام به
سبب جايگاه ويژه ايالات متحده آمريكا، به بنگاه مسلط نزديك است در حاليكه ساختار
بازار واردات جهاني آن انحصار چند جانبه است و به اين ترتيب امكان توسعه صادرات
ايران با حضور رقيب صاداتي نظير ايالات متحده، آسان نيست و ايران بايد در ارتقاي
كيفيت صادرات خود تلاشي مضاعف نمايد. از بررسي جايگاه چهار تشكل اقتصادي موردنظر،
هيچكدام جايگاه درخور توجهي در صادرات جهاني ندارند ولي در بازار واردات جهاني،
اتحاديه اروپا به تنهايي بيش از نيمي از كل واردات جهاني را به خود اختصاص ميدهد.
حجم كل صادرات سالانه جهاني خرما
23/0 ميليارد دلار با نرخ رشد سالانه 1/8- درصد بوده و چهار كشور تونس، الجزاير،
ايران و پاكستان مجموعاً 3/68 درصد از كل صادرات جهاني خرما را تشكيل ميدهند در
حاليكه حجم كل واردات سالانه جهاني خرما 2/0 ميليارد دلار با نرخ رشد سالانه 1/5
درصد بوده و چهار كشور فرانسه، هلند، انگليس و ايتاليا مجموعاً 6/48 درصد از
واردات جهاني خرما را تشكيل ميدهند. براساس نتايج حاصل از محاسبات نسبتهاي تمركز،
ساختار بازار صادرات انحصار چندجانبه سفت، ولي ساختار بازار واردات جهاني آن
انحصار چندجانبه باز است. به اين ترتيب، ايران در توسعه صادرات با رقباي مهمي
مواجه است و البته به سبب تنوع نسبي واردكنندگان امكان نفوذ به آن بازار آسانتر
است. از بررسي موقعيت چهار تشكل اقتصادي در بازار جهاني خرما، بعضي از اعضاي GCC و D8
رقباي صادراتي ايران به شمار ميآيند و تنها اتحاديه اروپا مهمترين متقاضي در
بازار واردات جهاني خرما ميباشد.
حجم كل صادرات سالانه جهاني زيره
12/0 ميليارد دلار با نرخ رشد سالانه 3 درصد بوده است. چهار كشور تركيه، ايران،
هند و سنگاپور بيش از نيمي از صادرات جهاني را تشكيل ميدهند درحاليكه حجم كل
واردات سالانه جهاني زيره 16/0 ميليارد دلار با نرخ رشد 9/1 درصد بوده و كشورهاي
ايالات متحده، سنگاپور، آلمان و برزيل بيش از 30 درصد از كل واردات جهاني زيره را
تشكيل ميدهند. براساس نتايج حاصل از نسبتهاي تمركز، ساختار بازار صادرات، انحصار
چند جانبه و ساختار بازار واردات جهاني، متمايل به رقابت انحصاري ميباشد لذا
امكان توسعه صادرات و نفوذ به بازار واردات براي ايران آسانتر است. از بررسي چهار
تشكل اقتصادي منطقهاي پيشگفته، تنها دو تشكل D8 و ECO
به سبب عضويت ايران در آن، داراي جايگاه مهمي در بازار صادرات جهاني هستند و
اتحاديه اروپا نيز سهم مهمي از واردات (تقاضاي) جهاني را به خود اختصاص ميدهد.
حجم كل صادرات سالانه جهاني زعفران
عبارت از 08/0 ميليارد دلار و با نرخ رشد 12/0 درصد بوده است و كشورهاي تركيه، اسپانيا، ايران و يونان
بيش از 8/76 درصد از صادرات جهاني را تشكيل ميدهند. حجم كل واردات سالانه جهاني
زعفران 06/0 ميليارد دلار با نرخ رشد سالانه 5/6 درصد ميباشدو كشورهاي ايالات
متحده، اسپانيا، ايتاليا و آلمان مجموعاًً 3/43 درصد از كل واردات جهاني زعفران را
تشكيل ميدهند و براساس محاسبه نسبتهاي تمركز، ساختار بازار واردات و صادرات جهاني
به انحصار چند جانبه نزديك است. از بررسي موقعيت تشكلهاي اقتصاد منطقهاي مورد
بحث، D8 و ECO به سبب عضويت ايران، در آن، جايگاه مهمي در صادرات جهاني آن دارد
و اتحاديه اروپا نيز حدود نيمي از واردات جهاني را به خود اختصاص ميدهد.
جدول
1ـ اوضاع بازار جهاني 10 محصول منتخب كشاورزي و موقعيت 4 تشكل اقتصادي منطقهاي در
آن، طي سالهاي 97-1993 (ارقام به ميليارد دلار و درصد)
|
موقعيت تشكلهاي اقتصادي منطقهاي در بازار جهاني |
ساختار بازار |
كلبازارجهاني |
شرح |
|||||||||||
|
شوراي همكاري خليجفارس |
سازمان همكاري اقتصادي |
گروه 8
كشور درحال توسعه اسلامي |
اتحاديه اروپا |
نسبتهاي تمركز .. كشوري |
روند رشد |
ارزش سالانه(1) |
||||||||
|
رشد سالانه |
سهم سالانه |
رشد سالانه |
متوسط سهم سالانه |
رشد سالانه |
متوسط سالانه |
رشد سالانه |
متوسط سهم سالانه |
20 |
4 |
1 |
|
|
||
|
- 4/9 |
0 2/20 |
1/15 1/8- |
5/1 1/0 |
1/15 2/9 |
5/1 6/2 |
2/12 4/10 |
50 3/60 |
1/96 85 |
7/56 5/44 |
فرانسه(8/20) آلمان (2/19) |
9/3 4/9 |
4/2 55/2 |
صادرات واردات |
سيب |
|
- 3- |
0 4/5 |
3/0- 7/4- |
6/1 15/0 |
4 4/0 |
2/2 7/1 |
4/4 6/6 |
46 4/58 |
1/82 7/89 |
6/51 44 |
اسپانيا(3/29) آلمان(1/14) |
7/7 2/4 |
9/1 1/2 |
صادرات واردات |
پرتقال |
|
1/23 40- |
07/0 3/0 |
5/23- 35- |
85/2 07/0 |
5/7- 8/24- |
7/5 1/0 |
8/10 9/10 |
4/42 5/50 |
7/85 1/95 |
9/51 2/50 |
اسپانيا(2/23) ايالاتمتحده(2/21) |
11 10 |
93/0 16/1 |
صادرات واردات |
خربزه |
|
- 5/5- |
0 01/0 |
5/3- 53/6 |
84/0 13/0 |
5/3- 4/6 |
85/0 6/0 |
6/2 4/13 |
7/22 2/82 |
3/99 6/88 |
7/92 5/50 |
ايالاتمتحده(1/73) آلمان(2/26) |
9/10 9/10 |
| ||