آمارگيري كشاورزي در سطح ملي
براي اولين بار در سال 1339، توسط اداره آمار عمومي وقت و با روش نمونهگيري
انجـام شد. پـس از انجام چند آمارگيري نمونهاي كه نتايج سالهاي 1350
و1351 آن منتشر شد، درسال1352، اولين سرشماري كشاورزي روستايي، توسط مركز
آمار ايران به مرحلـه اجـرا در آمـد. در اين سرشماري از طريق مراجعه به
كليـه نقاط روستايي كشور، اطلاعات مورد نظر در سطح آبادي جمعآوري شد. در
اين طرح، فعاليتهاي كشاورزي نقاط شهري و خانوارهاي عشايـري كه در هيچ يك
از نقاط روستايي كشـــور محل مسكوني نداشتند، منظور نشد. براساس چارچوب آماري
حاصل از سرشماري مزبور، طرح آمارگيري كشاورزي روستايي در سالهاي 1353، 1354
و 1356 لغايت 1359 و نيز در سالهاي 1361 و 1366 توسط مركز آمار ايران اجرا و
نتايج آن منتشر شد.
در سال 1360،
جهاد سازندگي، ضمن اجراي طرح تهيه شناسنامه روستايي، اطلاعاتي مشابه
اطلاعات حاصل از اجراي سرشماري كشاورزي سال 1352 مركز آمار ايران گردآوري
كرد.
در سال 1367،
اولين سرشماري عمومي كشاورزي كشور توسط مركز آمار ايران، در سطح نقاط شهري
و روستايي به مرحله اجـرا درآمـد. در اين سرشماري، تمامي بهرهبرداريهاي
كشاورزي مربوط به اشخاص حقيقي، از طريق مراجعه به خانوارهاي ساكن نقاط
روستايي و شهري و نيزخانوارهاي غيرساكن و بهرهبرداريهاي مربوط به اشخاص
حقوقي، از طريق شناسايي تمام مكانهاي محل انجام فعاليتهاي كشاورزي آنها
مورد آمارگيري قرار گرفتنـد. با استفـاده از چارچوب اين سرشماري، اولين طرح
آمارگيري نمونهاي كشاورزي درسال 1371، توسط مركز آمار ايران انجام شد. در
اين طرح، فقط فعاليت زراعت بهرهبرداريهاي زراعي تحت پوشش قرار گرفت و
اطلاعات مربوط به توليد، ارزش توليدات و هزينه توليد محصولات عمده زراعي
و... براي سال 1370 جمعآوري شد.
در سال 1372،
دومين سرشماري عمومي كشاورزي كشور توسط مركز آمار ايران به اجرا درآمد. در
اين سرشماري برخي از شهرها يا حوزههاي شهري كه تعداد خانوار بهرهبردار
آنها در زمان سرشماري 1367 قابل توجه نبوده، مورد سرشماري قرار نگرفتهاست.
سهم اين بخش از جامعه، طبق محاسبات انجام شده معادل 7/1 درصد تعداد
خانوارهـاي بهرهبردار، 5/2 درصد اراضي زراعي زيركشت، 2/3 درصد مساحت باغ و
قلمستان و 3/1 درصد تعداد دامهاي كشور در سال 1367 بوده است.
مركز آمار ايران
در سال 1375، براي اولين بار با استفاده از چارچوبهاي حاصل از دو طرح
سرشماري عمومي كشاورزي 1372 و سرشماري عمومي صنعت و معدن 1373 و منابع
اطلاعات محلي، مبادرت به تهيه طرح آمارگيري توليد گل و گياهان زينتي
نموده و آن را در سال 1376 به صورت تمام شماري به اجرا در آورده است . در سال 1380
نيز مركز آمار ايران با استفاده از چارچوب حاصل از اجراي طرح سال 1376 ، طرح
آمارگيري از بهره برداري هاي توليد گل و گياهان زينتي را به صورت نمونه اي اجرا و
نتايج آن را ارائه كرده است.
از سرشماري
عمومي كشاورزي 1367، فهرست گاوداريهاي صنعتي تهيه و زمينه لازم براي
اجراي طرح سرشماري گاوداريهاي صنعتي كشور فراهم شد و بر اين اساس، در سال
1369، براي اولين بار آمار گاوداريهاي صنعتي، توسط مركز آمار ايران گردآوري
شد. طرح مزبور براي سال1372 به صورت
سرشماري و براي سالهاي 1374 و 1380 به
صورت نمونه اي انجام و نتايج آن ارائه
شده است.
آمار كشتار دام،
تا سال 1346 به وسيله دفتر آمار وزارت دارايي انتشار مييافت. از سال 1347
تا سال 1375 گردآوري و انتشار آمار كشتار دام، توسط مركز آمار ايران از طريق
مكاتبه با شهرداريها و براساس گزارشهاي ماهانـه شهرداريهايـي كـه داراي
كشتارگـاه هستنـد، انجام شده است. از سال 1376 ، جمع آوري اطلاعات مزبور،
از طريق كشتارگاهها و با همكاري سازمان دامپزشكي كشور و شهرداريها صورت ميگيرد.
مركز آمار
ايران، طرحهاي آمارگيري از موسسات مرغداري را براي اولين بار در سالهاي
1364 و 1365 اجرا نموده است. در سالهاي اخير با توجه به تنوع فعاليت در صنعت
مرغداري ، براي هر يك از فعاليتهاي پرورش مرغ تخمگذار و پولت ، مرغ مادر و جوجه
كشي، اقدام به اجراي سرشماري كرده و براي فعاليت پـرورش مـرغ گـوشتي ، آمارگيري
نمـونـه اي به عمل آورده است.
جدول ارزش افزوده
فعاليتهاي كشاورزي تا سال 1375 از نشريات بانك مركزي، استخراج و در سالنامه آماري
سالهاي گذشته ارائه شده است. در سال 1381، مركز آمار ايران اقدام به تهيه و انتشار
حسابهاي ملي براي سالهاي 1370 تا 1380 بهقيمت جاري و ثابت نموده كه آمارهاي مربوط
به ارزش افزوده اين فصل از نشريه مزبور استخراج و ارائه شده است.
براي تهيه و تنظيم آمار و اطلاعات مندرج در جداول اين
فصل، علاوه بر نشريات مختلف مركز آمارايران، از نشريات و گزارشهاي مربوط به
سازمانهاي زير نيزاستفاده شدهاست:
وزارت جهاد
كشاورزي، وزارت نيرو، شركت سهامي خدمات حمايتي كشاورزي، شركت سهامي شيلات
ايران، سازمان جنگلها و مراتع كشور، سازمان مركزي تعاون روستايي ، وزارت تعاون
و سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور.
اطلاعات آماري
مندرج دراين فصل، شامل آمارهايي در زمينه
زراعت وباغداري، دام وطيور، جنگلداري، شيلات و شركتهاي تعاوني ميباشد.
ضمناً در پايان فصل، دو جدول به ارزش افزوده فعاليتهاي " كشاورزي،
شكار و جنگلداري" و " ماهيگيري" و پرداختيهاي عمراني دولت براي
توسعه كشاورزي ومنابع طبيعي اختصاص يافته است.
تعاريـف و مفاهيـم بــه كــار
رفتـه در اين فصل به شرح
زير است:
بهرهبرداري كشـاورزي: يـك يــا
چنـد فعاليـــت كشاورزي كه تحـت اداره يك يـا چنـد نفـر قرار دارد، يك
" واحد توليد كشاورزي" است كه "بهرهبرداري كشاورزي"
ناميــده ميشود. در سرشماري عمومي كشاورزي سال 1372 ،بهرهبرداريهايي
سرشماري شدهاند كه لااقل يكي ازفعاليتهاي آنها به شرح زير، در حد نصاب
تعيين شده قرار گرفته باشد:
زراعت: حداقل400مترمربع زمين زراعي اعم از زيركشتوآيش.
باغداري: حداقل 200
متر مربع باغ و قلمستان.
پرورش دام: حداقل 1 راس
دام بزرگ(گاو،گوساله،گاوميش، بچهگاوميش، شتر و بچهشتر ) و يا حداقل 2 راس
دام كوچك (گوسفند و بره و يا بز و بزغاله).
پرورش ماكيان: حداقل 5 قطعه مرغ،
خروس، جوجه و يا سـاير انواع ماكيان.
ساير فعاليتها : پرورش زنبـور عسـل ، پـرورش كرم ابريشم و
پرورش ماهي، در هر مقياس.
بهره برداريهايي
كه حداقل يك فعاليت در حد نصاب داشته اند، اطلاعات مربوط به تمامي فعاليتهاي آنها
، اعم از آنكه بالاتر يا پايينتر از حد نصاب بودهاند نيز ، جمع آوري شده است.
اراضي زراعي: بخشياز
زمينهاي كشاورزي است كه به فعاليت زراعت (كشت و كار نباتات سالانه) اعم
از زير كشت و آيش، اختصاص يافته است.
اراضي زراعي آبي: آن قسمت از
اراضي زراعي است كه زراعت انجام شده در آن آبياري مي شود و عرف محل،
آن را به نام كشت آبي مي شناسد.
اراضي زراعي ديم: آن قسمت از
اراضي زراعي است كه زراعت انجام شده در آن آبياري نميشود و آب مورد
نياز براي رشد گياه از طريق نزولات آسماني تامين ميشود.
سطح زير كشت (كاشت ): مساحت زميني
است كه به منظور توليد محصول مورد نظردرسال آمارگيري، در همان سال و يا
قبل از آن، زير كشت رفته باشد.
آيش: آن قسمت از
اراضي زراعي آبي يا ديم، كه داخل در تناوب كشت قرار دارد ولي در سال
زراعي موردنظر، كشت نشده است و محصولي از آن برداشت نخواهد شد كه برحسب
مورد، آيش آبي يا آيش ديم محسوب ميشود.
محصولات سالانه: به نباتاتي
اطلاق ميشود كه معمولاً ساقه علفي دارند و پس از برداشت محصول، بوته يا
ساقه آنهـا از بين ميرود و در مواردي، قسمتهاي زيرزميني گياه (ريشه، پياز
و نظاير آن ) براي سال بعد در زمين باقي ميماند. مانند گندم، چغندر قند،
سبزيجات و زعفران.
محصولات دايمي: گياهانيهستندكهغالباً تنه يا ساقه چوبي دارند
وپس از برداشت محصول، تمام يا قسمتـي از گيـاه در زميـن باقي ميماندومجدداً
درسالهاي بعـدمحصول ميدهد. انواع درختان و درختچههاي مثمر مانند مركبات،
هلو، انگور و بوتهچاي و درختان غيرمثمر مانند تبريزي، محصولات دايمي محسوب
ميشوند.
گياه زينتي: هر نوع گياه
اعم از درخت، درختچه، بوته و ساير انواع گياهان است كه محصول اصلي آن
به منظور تزيين و زيباسازي اماكن و معابر مورد استفاده قرار ميگيرد. محصول
گياهان زينتي، ممكن است گياه كامل و يا اندامي از گياه نظير گل، شاخه ،
برگ و ... باشد.
جبران خدمات مزد
و حقوق بگيران :
رجوع كنيد به تعاريف و مفاهيم « فصل 7ـ صنعت ».
مزدوحقوق :رجوع كنيد به تعاريف و مفاهيم « فصل7ـ صنعت ».
ساير پرداختيها
(پول ، كالا و ... ) :
رجوع كنيد به تعاريف و مفاهيم « فصل 7ـ صنعت ».
شبكههاي آبياري و زهكشي مدرن:
به مجموعهاي از تأسيسات آبياري،شاملتأسيساتآبگيري،
انتقال آب و آبرساني به مزارع و قطعات زراعي با مساحت حدود 60 تا 200
هكتار كه مجهزبه تجهيزات كنترل، توزيع، تحويل و اندازهگيري آب باشد،
اطـلاق ميشود. چنين شبكهاي، آب مـورد نيـاز را در شرايط نـرمال
هيـدرولـوژيكي با حداقل80 درصد تضمين، تأمين مينمايد.
سد: رجوع كنيد
به تعاريف ومفاهيم " فصل 8- آب وبرق ".
توليد: مقدار محصولي
است كه در دوره زماني مشخص، طي فراينـد توليد در واحد توليدي (بهره برداري،
مرغداري و گاوداري) حاصل ميشود و آماده عرضه براي فروش و مصرف است. در
طرحهاي آماري مركز آمار ايران، آن مقدار توليد كه جنبه رايگان داشته يا
دستمزد بابت آن جنسي باشد و يا به خودمصرفـي واحد توليدي برسد نيز، جزو
توليد محسوب ميشود. در مورد محصولات كشاورزي، توليد هر محصول به حالت
متعارف آن كه از مزرعه برداشت ميشود، مورد نظر است. در مـورد برنج، وزن
شلتوك، در مورد انواع لوبيا، وزن دانه خشك، در مورد يونجه، اسپرس و شبدر،
وزن علوفه خشك ، درمورد گردو ، بادام وپسته، وزن محصول بدون پوست سبز ولي با پوست خشك، در مورد تبـريـزي، سپيـدار
و... ، قـطع درخـت بـرحسب اصله، توليد محسوب ميشود.
گاوداري صنعتي: يك واحد
توليدي كشاورزي است كه در آن، فعاليت پرورش دام از نظر محل و نحوه
نگهداري، روش تغذيه و بهداشت دام، طبق برنامه و با رعايـت اصـول و موازين
نوين و ويژه، انجام ميگيرد.
مرغ گوشتي : به نوعي مرغ و خروس اطلاق مي شود كه به
منظور استفاده از گوشت آن پرورش داده ميشود.
مرغ تخمگذار : مرغي است كه براي توليد تخممرغ خوراكي
پـرورش داده مي شود، اين قبيل مرغها را درسن سه ماهگي پولت (نيمچه
تخمگذار) ميگويند.
لنبه: منظور، تخممرغهاي
توليد شده بدون پوست آهكي است.
مرغ مادر : مرغي است كه از تخم نطفهدار آن، براي توليد
جوجه استفاده ميشود. مرغ مادر گوشتي، براي توليد جوجههاي مرغ و خروس
گوشتي و مرغ مادر تخمي، براي توليد جوجههاي مرغ تخمگذار پرورش داده ميشود.
فعاليت توليد جوجه يكروزه ،مرغ
تخمگذار و گوشتـي: فعاليتي است كه در فرايند آن، بسته به مورد تخممرغ
نطفهدار از نژادهاي مرغ تخمييا گوشتي، به جوجههاي يكروزه مرغ و خروس
اجداد و مادر و نيز بـه جوجه يكروزه مرغ تخمگذار يا گوشتي، تبديل ميشود.
شاغلان گاوداريها و مرغداريهاي
صنعتي: تمامي كاركناني كه در داخل يا خارج كارگاه
(مؤسسه مرغداري يا گاوداري) به صورت تمام وقت يا پارهوقت، خواه با مزد و
حقوق يا بدون مزد و حقوق (مالكان و شركاي فعال و كاركنان فاميلي بدون
مزد)، براي كارگاه كار ميكنند، شاغل محسوب ميشوند.
سرمايهگذاري (ارزش تغييرات
اموال سرمايهاي): تغييرات ايجاد شده در ارزش اموال سرمايهاي(
مجموع ارزش خريد يا تحصيل و هزينه تعميرات اساسي اموال سرمايهاي منهاي
ارزش فروش يا انتقال اموال سرمايهاي)، طي دوره زماني معين را سرمايهگذاري
گويند.
اموال سرمايــهاي : تمـامي ماشيــن آلات، وسايـــل، ابــزار و
تجهيزاتــي هستند كــه بــراي انجــام فعاليتـهاي
تـوليـدي يـا
ايجاد خدمت بـه كـار گرفته مي شوند و عمر مفيد اقتصادي
آنها معمولاً از يــك ســال بيشتراسـت. ماشين آلات توليد و تجهيزات
نيرو، ابزار و وسايــل كار بــادوام ،
لــوازم و تجهيــزات اداري، وسايل نقليــه و ساختمان، نمونههايـي از اموال
سرمايهاي به شمار مي آيند.
مرتع: زميني اســت
اعــم از كوه و دامنه يــا زميــن
مسطح كــه در فصل چرا، داراي پوششي از نباتات علوفه اي خودرو باشد و
باتوجه به سابقه چرا، عرفاً مرتع شناخته شود.اراضي آيش ولو آنكه داراي
پوشش علوفهاي خودرو باشند، مشمول تعريف مرتع نميشوند.
گرده بينه: قسمتي از
تنه درخت، كه تقريباً استوانهاي شكل است و از آن انواع چوب يا روكش
تهيه مي شود.
چوب الواري: به چوب
آلاتي اطلاق ميشود كه داراي ابعاد مشخصي از نظر طول ، عرض و ارتفاع باشد.
چوب تيري: چوب درختي
است كه قطر برابر سينه آن از 8 سانتيمتر كمتر نباشد و از 30 سانتيمترتجاوز
نكند.
چوب تونلي :شاخه هاي گردي به طول تقريباً 2 متر كه قطر
ميانه آن بين 6 تا20 سانتيمترمتغيراست واغلب درمعادن مصرف مي شود.
كاتين: به چوبهاي
گردي گفته ميشود كه قطر آنها بين 20 تا 40 سانتيمتر و طول آنها حدود 5/1 تا
2 متر است و قابليت تبديل به چـوب آلات الواري را ندارد.
لارده: به ضايعات
حاصل از چوب آلات مستحصله كه به ابعاد و طولهاي مختلف است، اطلاق مي
شود.
تنسيق: تخمين دقيق
مساحت و محدوده عرفي هر دامدار يا دامداران، در يك مرتع است.
آبشخور: چاههاي كم
عمقي هستند كه از آب آنها، فقط براي شرب دام استفاده ميشود.
چاه مالداري: براي تامين
آب مورد نياز دامها، در دامنه كوههـا چاههايــي حفر ميكنند كه از اينگونـه
چاهها همانند آرتزيـن و همچـون چشمه، آب جاري ميشود، به اين چاهها، چاه
مالداري اطلاق ميشود.
مالچ پاشي: مقصود، ايجاد
پوششهايي است كه به منظور جلوگيري از حركت خاك، حفظ درجه حرارت و رطوبت
خاك به كار ميرود.
بادشكن: موانع
مصنوعي است كه براي جلوگيري از حركت شنهاي روان، در برابر جريان باد
ايجاد ميكنند.
حفاظت و قرق: عبارت است
از انتخــاب و اعلام مساحت مناطق و
محدودههاي داراي فرسايش زياد و يا حساس به فرسايش.
حوزه آبريز: رجوع كنيد
به تعاريف و مفاهيم " فصـل 1ـ سرزميـن و آب وهوا ".
اراضي آبخيزها: كليه نقاطي
از حوزه رودخانه ، كـه آبـهاي روان ناشي از بارندگي از آن به رودخانه
منتهي ميشود، اراضي آبخيز رودخانه مينامند.
آبخيزداري: تمامي
فعاليتهايي كه براي احيا و اصـلاح حوزه آبخيز انجام ميگيرد، آبخيزداري
ناميده ميشود.
شركت تعاوني: شركتي است
متشكل از اشخاص حقيقي، با حداقل 7 عضـــو كه تمـــام يا حداقل 51 درصد از
سرمايه آن بـه وسيلـــه اعضـــا تأميـن گردد و طبق مقررات موجود در قانون
بخش تعاوني، به ثبــت رسيــده باشد. يادآور ميشود كه قبل از تعيين حداقل
اعضاي شركتهاي تعاوني بر اساس قانون مـزبور، بعضي از شركتهاي تعاوني با
اعضا كمتر از 7 نفر تشكيل شده است.
ستانده: رجوع كنيد به تعاريف و مفاهيم " فصل 21ـ
حسابهاي ملي".
مصرف واسطه: رجوع
كنيد به تعاريف و مفاهيم " فصل 21ـ حسابهاي ملي " .
ارزش افزوده: رجوع
كنيد به تعاريف و مفاهيم "
فصل 21ـ حسابهاي ملي" .
قيمتهاي جاري و
قيمتهاي ثابت: رجوع
كنيد به تعاريف و مفاهيم "فصل 21ـ
حسابهاي ملي" .