اطلاعات‌ آماري‌ اين‌ فصل‌، شامل‌ تعداد جمعيت‌ و ويژگيهاي‌ آن‌ براساس‌ آخرين‌ سرشماري‌ جمعيت‌ در سال‌ 1375 و مقايسه‌ اقلام‌ منتخب‌ جمعيتي‌ در سرشماريهاي‌ انجام‌ شده‌ و نيز تعداد وقايع‌ تولد، ازدواج‌ و طلاق‌ مي‌باشد كه‌ در زير،‌ به‌ سابقه‌ توليد آمار در هر يك‌ از زمينه‌هاي‌ ياد شده‌ اشاره‌ مي‌شود.

  درزمان‌ قاجاريه‌ تلاشهاي‌ پراكنده‌اي‌ براي شمارش‌ جمعيت‌ انجام ‌گرفت كه‌ اين‌ امر، اغلب‌ به‌ صورت‌ موردي‌ ‌به‌ اجــرا در آمده است .

   در سال‌ 1297،  اداره‌ ثبت‌ احوال‌ كشور به‌ منظور ثبت‌ وقايع‌ چهارگانه‌، تأسيس‌ شد. با ثبت‌ اطلاعات‌ مربوط به‌ تولد، فوت‌، ازدواج‌ و طلاق‌ توسط‌ اداره‌ مذكور، ضرورت‌ اطلاع‌ از جمعيت‌ كشور و تعيين‌ سازماني‌ كه‌ موظف‌ به‌ جمع‌آوري‌ اين‌ اطلاعات‌ باشد، مورد توجه‌ قرار گرفت‌.

     در سال‌ 1303 شمسي،‌ با تصويب‌ آئين‌نامه‌اي‌ مسئوليت‌ جمع‌آوري‌ و مركزيت‌ بخشيدن‌ به‌ آمارهاي‌ موردنياز، برعهده‌ وزارت‌ كشور گذاشته‌ شد. تصويب‌ نامه‌ مذكور با انجام‌ تغييراتي‌ در سال‌ 1307 از تصويب‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ وقت‌ گذشت‌ و جنبه‌ قانوني‌ يافت‌ و از آن‌ زمان‌، اداره‌ ثبت‌ احوال‌ كشور به‌ "اداره‌ كل‌ آمار و ثبت‌ احوال‌" تغيير نام‌ داد. اداره‌ مزبور از سال‌ 1349 با نام‌ "سازمان‌ ثبت‌ احوال‌ كشور" به‌ انجام‌ وظايف‌ قانوني‌ خود ادامه‌ داده‌ است‌.

     در خرداد ماه‌ 1318، اولين‌ قانون‌ سرشماري‌ به‌ تصويب‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ رسيد. در اجراي‌ اين‌ قانون‌، سرشماري‌ جمعيت‌ از دهم‌ اسفند ماه‌ همان‌ سال‌ در شهر تهران‌ و در سالهاي‌ 1319 و 1320 در 33 شهر كشور به‌ تدريج‌ به‌ اجرا درآمد، ولي‌ ادامه‌ آن‌ به‌ علت‌ وقايع‌ شهريور 1320به تعويق افتاد. در اسفند ماه‌  1331، سازمان‌ همكاري‌ آمار عمومي‌ تشكيل‌ شد و در فروردين‌  سال‌ 1332 قانون‌ آمار و سرشماري‌ به‌ تصويب‌ رسيد. در اين‌ سال‌، اداره‌ آمار و سرشماري‌ از اداره‌ كل‌ آمار و ثبت‌ احوال‌ منتزع‌ و به‌ سازمان‌ همكاري‌ آمار عمومي‌ ملحق‌ و به‌ اين‌ ترتيب‌، براي‌ اولين‌ بار سازماني‌ به‌ طور انحصاري‌ موظف‌ به‌ جمع‌آوري‌ آمـارشد. اين‌ سازمان‌ در سـال‌1334 به‌ وزارت‌ كشـــور وابسته‌ شد و نام‌ آن‌ به‌ “اداره‌ كل‌ آمار عمومي‌”  تغيير يافت‌ و سپس‌ در سـال‌ 1335، اولين‌ سرشماري‌ عمومي‌ جمعيت‌ را در كل‌ كشور به‌ اجرا درآورد.

     با تأسيس‌ اداره‌ كل‌ آمار عمومي‌ و اجراي‌ سرشماري‌ عمومي‌ كشور در سال‌ 1335، فعاليتهاي‌ آماري‌ وارد مرحله‌ جديدي‌ شد و همه‌ساله‌ طرحهاي‌ گوناگون‌ آماري‌ در زمينه‌هاي‌ مختلف‌ اجتماعي‌-اقتصادي‌ به‌ مرحله‌ اجرادرآمد. نياز روزافزون‌ دستگاههاي‌ برنامه‌ريزي‌ كشور به‌ آمار و اطلاعات‌، و ضرورت‌ همكاري‌ نزديك‌ سازمان‌ اصلي‌ توليدكننده‌ آمار با دستگاه‌ برنامه‌ريزي‌ موجب‌ شد تا

 

در سال‌ 1344، براساس‌ قانون‌، اداره‌ كل‌ آمار عمومي‌ از وزارت‌ كشور جدا و با نـام‌ “مركز آمار ايران”‌ به‌ سازمان‌ برنامه‌ وابسته‌ شود.

       اين‌ مركز به‌ عنوان‌ اولين‌ اقدام‌، سرشماري‌ عمومي‌ نفوس‌ و مسكن‌ راطبق ‌قانون‌ درآبان ‌ماه ‌سال ‌1345به‌مـرحله‌اجرا درآورد.

     بنا به‌ ضرورت‌، قانون‌ تأسيس‌ مركز آمار ايران‌ درسال‌1353 مورد تجديد نظرقرار گرفت‌ و قانون‌ فعلي‌ اين‌ مركز، به‌ تصويب‌ رسيد.

     با   تصويب‌  قانون‌  جديد  مركز  آمار ايران‌ و اعمال‌ تجديد نظـر در ساختــار سازمانــي‌ آن‌، ايــن‌ مركز درسال‌ 1355 دومين‌ سرشماري‌ عمـومي‌ نفوس‌ و مسكن‌ كشور را به‌ انجام‌ رسانيد.

     در سال‌ 1365، اولين‌ سرشماري‌ عمومي‌ نفوس‌ و مسكن‌ در نظام‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ به‌ مرحله‌ اجرا درآمد كه‌ نتايج‌ آن‌، اطلاعات‌ و آمارهاي‌ لازم‌ رابراي‌ انجام‌ برنامه‌ريزيهاي‌ توسعه‌ اجتماعي‌ ـ اقتصادي‌ كشور، فراهم آورد .

     افزايش‌ غيــر قابــل‌ انتظــار جمعيــت‌ كشور طي‌ سالهاي‌  1355 لغايــت‌ 1365 كــه‌ آگاهــي‌ از رونــد تغييرات‌ جمعيت‌ پس‌ از ســال‌ 1355 را مورد تأكيدقرار مي‌داد و نيز وجود جابه‌جايــي هاي‌ عمــــده‌ جمعيت‌، ناشي‌ از جنگ‌ تحميلي‌ كه‌ چــارچوبهـــاي‌ آماري‌ حاصل‌ از سرشماري‌ عمومي‌ نفوس‌ و مسكن‌ ســال‌ 1365 را  دستخــوش‌ دگرگونيهاي‌ بزرگ‌ و غير قابل‌ اغماض‌ كرده‌ بود، سيستــم‌ برنامــه‌ريزي‌ كشـور و به‌ تبـع‌ آن‌، مركز آمار ايران‌ را بر آن‌ داشت‌ كه‌ در  زمانـي‌ كوتاهتـر از فاصلـــه‌ متـداول‌ ده‌ سالـــه‌، بــه‌ انجـام‌ يـك‌ تمــام‌ شمــاري‌ از جمعيــت‌ كشـور تحــت‌ عنوان‌ “طــرح‌ آمارگيري‌ جاري‌ جمعيت‌  سال‌ 1370 ” اقدام‌ كند و براي‌ اولين‌ بار در كشور  سرشماري‌ جمعيت‌ را با يك‌ آمارگيري‌ نمونه‌اي‌ همراه‌ سازد‌.  در سال‌ 1375،  چهارميــن‌  سرشمــاري‌ عمومــي‌ نفوس‌ و مسكن‌

 

به‌ مرحله‌ اجرا درآمــد، كــه‌ نتــايج‌ آن‌ مناسبترين‌ ابزاربراي  برنامه‌ريزيهاي‌ توسعه‌ اجتماعي‌- اقتصادي‌ كشور است‌.

     آمارهاي‌ اين‌ فصل‌ براساس‌ نتايج‌ سرشماري‌ عمومي‌ نفوس‌ و مسكن‌ سال‌ 1375 ، همراه‌با خلاصه‌اي‌ از نتايج‌ سرشماريهاي‌ قبلي‌ و آمارگيري‌ جاري‌ جمعيت‌ سال‌ 1370 ارائه‌ مي‌شود. همچنين‌، آمار مربوط به‌ وقايع‌ حياتي‌ تولد، ازدواج‌ و طلاق‌ كه‌ توسط سازمان‌ ثبت‌ احوال‌ كشور ثبت‌ مي‌شود نيز دراين‌ فصل‌ مورد استفاده‌ قرار گرفته‌ است‌.

      در مـورد آمارهاي‌ ارائه شده، توجه به نكات زير ضروري است:

1   با توجه به  تغييرات ايجاد شده در تقسيمات كشوري، همانند سازي اطلاعات استاني در جداول 8-2، 9ـ2 و 17-2  بر اساس اطلاعات حاصل  از نتايج تفصيلي سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1375 و انجام محاسبات لازم در مركزآمار ايران صورت گرفته است.

2 به علت پاره اي از مشكلات كه تهيه آمارهاي صحيح مربوط بــه فــوت را ناممكن ساختــه ، از درج اطلاعات مربـوط به آن صرف نظر شده است. 

تعاريف‌ و مفاهيم‌ به‌كار رفتــه‌ دراين‌ فصل‌ به‌ شرح‌ زير است‌:

جمعيت‌ كشور:  اعضاي‌ همه‌ "خانوارهاي‌ معمولي‌ ساكن‌" و "خانوارهاي‌ دستجمعي‌" كه‌  اقامتگاه‌ معمولي‌ آنان‌  در زمان‌ سرشماري‌ در ايــران‌ قــرار دارد و نيــز اعضــاي‌ كليه‌ "خانــوارهاي‌ معمولي‌ غيرساكن‌" كشورجزو جمعيت كشور محسوب مي‌شوند. اعضاي‌ هيئتهاي‌ سياسي‌ و سفارتخانه‌هــاي‌ خارجــي‌ در ايــران‌ و افــراد خانـواده‌ آنان‌ جــزو جمعيــت‌ كشــور محســوب‌ نمي‌شــوند؛ امــا ايرانيان‌ عضــو هيئتهاي‌ سيـاســي‌ و سفارتخانه‌هاي‌ ايران‌ در خارج‌ از كشــور و افــراد خانواده‌ آنان‌ جزو جمعيت‌ كشور به‌ حساب‌ مي‌آيند.

خانوار: خانوار  از چند نفـــر تشكيـــل‌ مي‌شود كه‌ با هم‌ در يك‌

اقامتگاه‌ زندگي ‌مي‌كنند، با يكديگر همخرج ‌هستند و معمولاً باهم‌ غذا مي‌خورند. فردي‌ كه‌ به‌ تنهايي‌ زندگي‌ مي‌كند نيز، خانوار تلقي‌  مي ‌شود.

خانوار معمولي‌:  خانوار با تعريف‌ فوق‌، اكثر افراد كشور را در بر مي‌گيرد و به‌ همين‌ دليل‌، اين‌ گونه‌ خانوارها "خانوارمعمولي‌" نيز ناميده‌ مي‌شوند.

 خانوار معمولي‌ ساكن‌:  خانواري‌ كه‌ در اقامتگاه‌ ثابت‌ سكونت‌ دارد، خانوار معمولي‌ ساكن‌ ناميده‌ مي‌ شود.

 خانوار معمولي‌ غيرساكن‌:  خانواري‌ كه‌   در زمان‌ سرشماري‌ در اقامتگاه‌ ثابتي‌ سكونت‌ ندارد  " خانــوار معمولي‌ غير   ساكن‌" ناميده‌ مي‌شود. اين‌ دسته‌ از خانوارها سه‌ گروه‌ زير را در   بر مي‌گيرد:

1 -  خانوارهايي‌ كـــه‌  در زمـان‌ سـرشمــاري‌ در كوچ‌ به‌ ســـر مي‌بـرندو يادر خارج‌ شهرها و آباديها در زير چادر زندگي‌ مي‌كنند.

2- خانوارهايـي‌ كه‌ در محـل‌ ثابتـي‌ زندگـي ‌ نمي‌كننـد و بــه‌ طور  مــداوم‌ محــل‌ زندگــي ‌ خود را تغيير مي‌دهند، مانند كوليها.

 3- خانوارهايي‌ كه‌ محل‌ زندگي‌ مشخصي‌ ندارند و شبها معمولاً در پاركها، خرابه‌ها، زير پلها و... بيتوته‌ مي‌كنند.

 خانوار دستجمعي‌:  مجموع‌ افرادي‌ كه‌ به‌ دليل‌ داشتن‌ هدف‌ يا ويژگيهاي‌ مشترك‌ مانند انجام‌ خدمت‌ وظيفه‌، تحصيل‌، بيماري‌ رواني‌ و... در يك‌ مؤسسه‌ از قبيل‌ پادگان‌، خوابگاه‌ دانشجويي‌، آسايشگـاه‌ رواني‌ و... باهم‌ زندگي‌ مي‌كنند، يك‌ خانوار دستجمعي‌ به‌ حساب‌ مي‌آيند.

 سن‌:  منظور از   سن‌، تعداد سالهاي‌ كاملي‌ است‌ كه‌ از زمان‌ تولد فرد گذشته‌ است‌.

 شهر(نقطه‌ شهري‌):  منظور  از شهر،  هر يــك‌ از نقاطي‌ است‌ كــــه‌ داراي‌ شهــرداري‌ باشــد. در سرشماريهاي‌ قبــل‌ از ســال‌ 1365، كليــه‌ مـراكز شهرستانها(بدون‌ در نظر گرفتن‌ تعداد جمعيت‌ آنها) و نقاطي‌ كه‌ تعداد جمعيــت‌ آنها در موقــع‌ سـرشمـاري‌، پنج‌ هزار نفر و بيشتر بوده‌ شهر به‌ حساب‌ آمده‌ است‌.

 آبادي‌ (نقطه‌ روستايي‌):  به‌ مجموعه‌   يك‌ يا چند مكان‌ و   اراضـي‌ بـه‌ هـم‌ پيوستـه‌ ( اعم‌ از كشاورزي‌ و غيركشاورزي‌  ) گفتـه‌ مي‌شــود كــه‌ خــارج‌ از محـــدوده‌ شهرهــا واقــع‌ شــده‌ و داراي‌ محدوده‌ ثبتي‌ يا عرفـي‌ مستقـل‌ باشـد. اگـر آبـادي‌ در زمـان‌ سرشماري‌، محل‌ سكونت‌ خانوار يا خانوارهايي‌ باشد "داراي‌ سكنه‌" و در غير اين‌ صورت‌، "خالي‌ از سكنه‌" تلقي‌ شده‌ است‌.

 سرپرست‌ خانوار:  منظوراز   "سرپرست‌ خانوار" يكي‌ از اعضاي‌ خانوار اســت‌ كــه‌ در خانــوار بــه‌ ايـن‌ عنوان‌ شناخته‌ مي‌شود.در صورتي‌ كه‌ اعضاي‌ خانوار قادر به‌ تعيين‌ سرپرست‌ خانوار نباشند، مسن‌ترين‌ عضو خانوار به‌ عنوان‌ سرپرست‌ خانوار تلقي‌ مي‌شود. در خانوارهاي‌ يكنفره‌، همان‌ شخص‌ سرپرست‌ خانوار است‌.

 خويشاوندان‌ درجه‌ يك‌ سرپرست‌ خانوار:  همسر، فرزند، پدر، مادر،   برادر و   خواهر سرپرست‌ خانوار، خويشاوندان‌ درجه‌ يك‌ وي‌ محسوب‌ مي شوند.

 مهاجران ‌وارد  شده‌: آن ‌دسته از اعضاي‌ خانوارهاي ‌معمولي‌ ساكن‌ و دستجمعي‌ كه‌ شهر يا آبادي‌ محل‌ اقامت‌ خود را در فاصله‌ سالهاي‌1365تا 1375 تغيير داده‌اند، مهاجر شناخته‌ مي‌شوند. استثنائاً  آن ‌ دستــه‌ از اعضاي‌ خانوار كه‌ به‌ دليل‌ تحصيل‌ يا كار در خـارج‌ از كشـور،  اســــارت‌ و مفقـودالاثر بـودن‌ طـي‌ ده‌ سـال‌ گذشته‌ مدتي‌ دور از خانوار بوده‌ ولي‌ در زمان‌ سرشماري‌  به‌ خانوار مربوط پيوسته‌اند، صرفاً به‌ دلايـــل‌ فوق‌ مهاجـــر تلقي‌ نمي‌شوند.

ميانگين‌ سني‌:  متوسط سن‌ افراد يك‌ جامعه‌ است‌.

ميانه‌ سني‌:  سني‌ است كه‌ جمعيت‌ را از نظر تعداد به‌ دو گروه‌ مساوي‌ تقسيم‌ كند.