نگاهي به روند صادرات
غيرنفتي طي سالهاي 76-79
مجموع صادرات غيرنفتي طي سالهاي مورد نظر بجز سال 77 تقريبا داراي يك
روند صعودي بوده است. بطوري كه از 9/2 ميليارد دلار در سال 76 به 7/3 ميليارد دلار در سال 79 افزايش يافته
است. هر چند كه افزايش صادرات
غيرنفتي در سال 79 نسبت به سال قبل از آن چشمگير نبوده است. اما مي توان گفت كه
مجموعه اقدامات و سياستهاي تشويقي كه در سالهاي 78 و 79 براي
توسعه صادرات غيرنفتي اعمال شده است تا حدودي موثر و موفق بوده است ولي همچنان با
اهداف تعيين شده در برنامه سوم
فاصله داريم زيرا رقم
4/4 ميليارد دلار براي
سال 79 در نظر گرفته شده بود كه
تنها 84 درصد آن تحقق پيدا نموده است و با توجه به هدفي كه براي سال 80 در نظر گرفته شده است ( 8/5 ميليارد دلار) حساسيت موضوع را بيشتر نمايان مي سازد و دولت بايد براي رسيدن
به چنين هدفي اقدامات اقدامات جديد و سياستهاي كاراتري براي توسعه صادرات غيرنفتي
در نظر بگيرد. ميزان صادرات كالاهاي
كشاورزي را برحسب ارزش دلاري طي سالهاي
76-79 به تصوير كشيده است. همانطوري كه پيداست روند صادرات محصولات كشاورزي
طي اين سالها داراي نوساناتي بوده و از رشد چنداني برخوردار نيست. از نظر قيمتهاي صادراتي نيز هماهنگونه كه از
نمودار شماره (2) پيداست دچار
تغييرات قابل توجهي نشده است. بنابراين براي توسعه توليدات محصولات كشاورزي
كه داراي توانمنديها و مزيتهاي نسبي
فراواني در كشور هستيم بايد اقدامات اساسي در جهت مهار آبهاي سطحي به منظور بالا
بردن سطح زير كشت اين محصولات و همچنين مكانيزه نمودن سيستم كشاورزي و حمايت از
كشاورزان انجام گيرد تا علاوه بر تامين نيازهاي داخلي از طريق صادرات آن درآمدهاي
ارزي سرشاري عايد كشور گردد. در نمودار شماره (4) آمار
صادرات انواع كالاهاي صنعتي طي سالهاي 76-79 آورده شده است.همانطوري كه ملاحظه مي شود در سال 79 نسبت به دو
سال قبل از آن صادرات محصولات صنعتي داراي رشد قابل توجهي بوده است. با مقايسه
نمودار شماره 4 و 5 در مي يابيم كه عليرغم كاهش سطح قيمتهاي صادراتي در سال 79 نسبت به به سال 76 ملاحظه مي شود كه
ارزش صادرات محصولات صنعتي درسال 79
نسبت به 76 افزايش يافته است كه اين افزايش ناشي از رشد قابل توجه صادرات اين
كالاها از نظر وزني بوده است. اما اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه كاهش سطح
قيمتهاي صادراتي ناشي از پايين بودن سطح كيفي محصولات صادراتي در مقايسه با
توليدات جهاني مي باشد و نبايد تنها به افزايش ميزان وزني صادرات دل خوش نمود. اين مسئله بويژه در
مورد صادرات كالاهاي صنعتي بيشتر بايد مورد توجه قرار گيرد. و با اتخاذ راهكارهاي
مناسب و بهره گيري از تكنولوژي نوين در ارتقا سطح كيفي و ايجاد ارزش افزوده بيشتر
در محصولات توليدي خود قدم برداريم. وضعيت ارزش صادرات و قيمتهاي صادراتي فرش و صنايع دستي طي سالهاي 76-79
را ارائه مي نمايد. طي اين سالها صادرات اين گروه از كالاها با نوسان همراه بوده
است و به دليل ورود فرشهاي ساخت
كشورهايي مانند هند، چين، نپال و پاكستان به بازارهاي جهاني با قيمت ارزانتر از
فرشهاي ايراني و با كيفيت بالا – بازار صادرات فرشهاي ايراني با ركود مواجه شده
است و همانطوري كه در نمودار شماره (7)
ملاحظه مي شود طي سالهاي مورد نظر روند قيمتهاي صادراتي فرش و صنايع
دستي بويژه فرش دستباف با كاهش
همراه بوده است. استفاده از مواد اوليه نامرغوب و تقلب در نحوه بافت فرشهاي ايراني باعث از دست دادن قدرت
رقابت محصولات ايراني با محصولات مشابه خارجي در بازارهاي بين المللي شده است.
براي بهبود چنين وضعيتي لازم است حمايتهايي از سوي دولت براي توليدكنندگان فرشهاي
صادراتي صورت پذيرد تا بتوانند از مواد اوليه مرغوب در بافت فرشهاي صادراتي
استفاده نمايند ودر جهت حفظ و گسترش بازار صادرات فرش ايراني همت گمارند. وضعيت ارزش و قيمت صادرات
مواد معدني طي دوره 76 تا 79 نشان
داده شده است. همانطوري كه ملاحظه مي شود علي رغم كاهش قيمت صادراتي مواد معدني از
سال 77 به بعد، همچنان شاهد افزايش ارزش صادرات آن بوده ايم كه اين افزايش ناشي از
رشد وزني صادرات آن مي باشد. بنابراين مي توان گفت كه همچنان به صادرات مواد خام
معدني بدون ايجاد ارزش افزوده در اين بخش، طي سالهاي اخير ادامه داده ايم، با توجه
به پايين بودن قيمت هر كيلوگرم مواد معدني در مقايسه با ساير كالاها، تداوم صدور
كلوخه هاي كاني بدون تغيير و تبديلي در آنها تنها منجر به رشد صادرات غيرنفتي به
لحاظ وزني خواهد شد و از نظر ارزشي افزايش چنداني به چشم نخواهد خورد. | ||||||||||||||||||||||||||||||